چرا اجرای اقتصاد مقاومتی آقای خامنه ای ممکن نیست از دید بنی صدر

ahb 20140620عصر جدید: چرا اقتصاد  مقاومتی آقای خامنه ای قابل اجرا نیست؟

برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید

بنی صدر: ایشان دو مطلب را گفته است. یکی اینکه آنهائی که گفته اند ـ منظورش ظریف و روحانی است ـ وضع اقتصاد خوب نبوده است به دشمن فضا داده اند که جلو بیاید. در مجلس خود ساخته خبرگان نیز گفته است اقتصاد مقاومتی اجرا نشده است.

  اول از اینجا شروع کنیم که چهار سال از حکومت آقای روحانی گذشته است و چند ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری است. و اینکه آقای خامنه ای میگوید که بعد از چهار سال اقتصاد مقاومتی اجراء نشده است، یعنی چه؟ آیا آقای روحانی و حکومت وی، دلشان نمیخواسته که اقتصاد ایران درست بشود؟ چه موانعی وجود داشته است که اقتصاد نتوانسته موفق بشود؟ پیشتر از این اقتصاد مقاومتی است که آقای خامنه ای به روحانی ابلاغ کرده است. آقای روحانی نیز گفته است: به به، چه عالی است و من اجراء میکنم. پس هم آقای رهبر موافق بوده و هم آقای روحانی، با وجود این همین اقتصاد مقاومتی اجراء نشده است و 4 سال هم گذشته است. این به معنی است که در این رژیم امکان اجرای این اقتصاد وجود ندارد و اگر امکان داشته، به اجراء در میآمد. به این ترتیب آقای خامنه ای اعتراف میکند که برنامه اقتصاد مقاومتی او که از دید خود او قابل اجراء بوده، در این رژیم قابلیت اجراء پیدا نکرده است. با اینکه حکومت آقای روحانی مدعی بود که اعتدال گرا است و اصلا آمده است که تحریم ها را بردارد و اقتصاد ایران را راه اندازد، به یاد شما میآورم که میگفت: همین قرارداد وین اگر امضاء بشود و دست ما به پول ها برسد، بیابان های ایران را سبزه زار میکنیم، دریاچه رضائیه را پر آب میکنیم، تالاب های خشکیده را احیاء میکنیم، این وعدها را داد و نشد. پس رژیم به اعتراف 2 مقام اول خود، قابل اصلاح نیست و توانائی اجرای برنامه ای از این نوع را هم ندارد.

 حال از شما مردم سئوال میکنم: اگر بنا بر مصلحت و ترس بدتر که آن زمان آقای جلیلی بود و میگفتند که اگر او بیاید بدتر از احمدی نژاد میشود، از ترس آن بدتر به این بد رای دادید. حال در انتخابات در پیش رو میگویند که میخواهند آقای رئیسی که مرحوم منتظری گفته بود که شخص جنایتکاری است، را بیآورند بلکه این بدتر سبب شود که از ترس او، دوباره به آقای روحانی رای بدهند! خوب شما مردم اگر قرار بود که به مصلحت عمل نکنید، همان مصلحتی که از ترس بدتر به پای صندوق میروید، البته بخش مهمی هم  رای ندادند چرا که حق حاکمیت متعلق به مردم است، وقتی اعمال حق حاکمیت ممکن نیست و رفتن به پای صندوق به معنای چشم پوشیدن از این حق است و میروید و رای میدهید به این معناست که من رای میدهم به اینکه بی حق هستم، رای میدهی به اینکه ولایت مطلقه فقیه باید بر کشور حاکم باشد و من بنا بر مصلحت و ترس برای اینکه گرفتار بدتر نشوم، آمده و بد رای میدهم. این شده نتیجه این طرز فکر. آیا عبرت میگیری؟!

 با هر کس از ایران صحبت میکنی میگوید: آقا، ما دردها را همه بلد هستیم، به ما راه حل نشان بدهید! من در پیام نوروز دوباره به این راه حل باز خواهم گشت. اما جان من، راه حل آسان و ساده قبل از جنبش کاوه تا به امروزهمه جنبش ها درستی این راهکار خود را با آزمودن ثابت کرده اند. هر بار که ایرانیان وطن خود را از کام بیابان بیرون کشیدند و جامعه ملی خود را از زیر دندان های مرگ بیرون آوردند، از این راه کار استفاده کرده اند. راهکاری که در طول چند هزار سال آزموده شده است. حال شما نمیخواهید به آن راهکار عمل کنید. آن راهکار کدام است: آن راهکار این است که مصلحت سنجی را رها کنید. عمل به مصلحت را رها کن، برای دروغ توجیه مصلحت نساز، نمیتوانی حرف بزنی، ساکت باش. دلیلی ندارد که دروغ بگوئی، بعد هم بگوئی که مصلحت ایجاب کرد. بنابر مصلحت پای صندوق نرو، رای نده، به حق خود عمل کن. من میگویم که میتوانی به حق عمل کنی چرا که دیگر به انسان حق زندگی نمیدادند. شما فکر میکنی که ناتوان هستی، بسیار خوب، چه کسی شما مجبور میکند به پای صندوق رای بروی؟! آقا به مصلحت عمل نکن بلکه به حق خود عمل کن، همین. توجه کنید که چقدر راه حل ساده ای است! هر انسانی یکسری روابط با خود و سایرین دارد: رابطه انسان با همسر فرزند، خانواده، آشنا، غریبه، یک رشته روابط دارد. یک قسمت از این روابط، رابطه با رژیم است. شما این رابطه با رژیم را رها کن و در سایر رابطه ها به حق خود عمل کن . ببینیم که این وضعیت عوض میشود و یا خیر؟! اگر نشد، ما مقصر هستیم.

اگر 4 سال پیش به حق خود عمل کرده بودی و به مصلحت عمل نکرده بودی، 4 سال نمیگذشت تا وضعیت اقتصاد بدتر بشود و آقایان بیایند و تقصیر را به گردن یکدیگر بیندازند! آقای خامنه ای طلبکار بشود و تقصیر را بر گردن آقای روحانی بیندازد. شما مردم ایران چه چیزی بدست آوردید؟! فقر بیشتر. کشورچه شده است؟ سرزمین ریزگردهها! آسمان ریزگرد و زمین آن بیابان.  این هم شد زندگی؟ اینها همه را با مصلحت ساختی همه را به پای این رژیم ننویس ترک کن این مصلحت را ،مصلحت را قدرت می سنجد. یادت باشد آن که شما دارید حق است به حق عمل کنید.

 حالا برسیم به اینکه آقای خامنه ای، می گویید به اقتصاد مقاومتی عمل نشده و تقصیر را هم می اندازید به گردن آقای روحانی. خب، من گفتم که این مثله شده اقتصاد تولید محور است و قابل اجرا هم نبوده، اگر قابل اجرا بود این گروه اقتصادی آقای روحانی از خدایش بود آنرا اجرا کند. اینقدر مشکلات سر راه مسئولان اقتصادی همین حکومت است که اینها می گویند اگر آقای روحانی دو باره رئیس جمهور بشود ما در حکومت بعدی مقام نخواهیم پذیرفت. آن موانع کدامهایند؟ ببینید، الآن ما یک وضعیت سنجی در سایت انقلاب اسلامی در هجرت منتشر کرده ایم که به نوبه خود باید موضوع بحث باشد که انشا الله در یکی از مصاحبه ها در آینده به آن بپردازیم. در ایران، ما یک دولت داریم که در بالای سر او کسی  با عنوان ولی امر مسلمین جهان با اختیارات مطلق قرار گرفته است! وقتی میپرسید چرا این اختیارات را دارد؟ عمل به حق که اختیار لازم ندارد، اختیار زورگویی لازم ندارد. می گویند برای اینکه این آدم بر جان و مال و ناموس مردم مسلط است. خب چرا مسلط است؟ برای اینکه مصالح مردم را از خود آنها بهتر می سنجد، به اصطلاح مصلحت سنج است! من که گفتم مصلحت را قدرت می سنجد. توجیهشان این است. مجمع تشخیص مصلحت نظام هم درست کرده اند و این آقا از آنها می خواهد مصلحت را بسنجند و به او اطلاع بدهند و او هم اقدام کند. در ولایت مطلقه آقای خمینی هفده فقره از جنایت و خیانت و فساد ارتکاب شد. آن آقا گفت اقتصاد مال خر است! بنی صدر می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس بکند ،مردم برای اسلام انقلاب کردند! این یکی می گوید من چنین حرفی نزده ام می گویم اقتصاد مقاومتی، میخواهم اقتصاد ساخته بشود. حالا خود ایشان عامل ویران شدن اقتصاد ایران خصوصا در حکومت آقای احمدی نژاد است. در همان زمان مرتب هشدار داده شد این کارها که شما دارید می کنید مقاومت اقتصاد را از بین می برد و تحریم های خارجی را موثر می کند. گوش نداد. حتی آقای احمدی نژاد مدعی شده بود که ما دستورات اقتصادی آقای خامنه ای را اجرا کردیم و یکبار هم با مسئولان اقتصادی رفتیم پیش ایشان و مسئولین توضیح دادند که وضعیت خراب است، گفت همین را باید اجرا کنید آنکه نمیخواهد استعفا بدهد برود. حالا می گویند هشتصد میلیارد دلار آن زمان کو؟ کجا رفت؟ آقای رهبر مگر شما سیاست های اقتصادی تعیین نمیکنید؟ پس مسئولیت اول با شما بوده است. این هفده فقره اعمال زور، از کشتار زندانیان بگیر از حکم های اعدام بگیر از ایرانگیت بگیر، اکتبر سورپرایز بگیر، از جنگ هشت ساله بگیر،ایران را در محاصره اقتصادی قرار دادن بگیر ،از فساد ها بگیر، هفده مورد، حالا در گفتگویی که در آن زمینه خواهیم داشت یک به یک به عرض شما شنوندگان خواهیم رساند. خوب چرا غیر از آن کارها نتوانست بکند؟ برای اینکه وقتی می گوید من ولایت مطلقه دارم کاربردی جز این ندارد. روش حق، خود حق است. شما بخواهید علم بیاموزید زور بکار می برید؟ اگر بکار ببرید که دانا نمیشوید باید بروید دانش بیاموزید. کسی بخواهد مستقل و آزاد زندگی کند که نمیتواند زور بگوید، زور بگوید یعنی از استقلال و آزادی خود غافل شده است، چشم پوشیده است . ولایت مطلقه بکار این می آید که اعمال زور بکند به غیر از این بکار دیگری نمی آید، اگر می آمد می کرد. حتی وقتی آن آدم گفت که اقتصاد مال خر است و بنی صدر می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس بکند، چرا این حرف را زد ؟ برای اینکه آن اقتصاد یک اقتصاد تولید محور بود و اقتصاد تولید محور استبداد را بی محل می کند. فرض کنید مردم ایران یک اقتصادی پیدا کردند که این سرمایه ها، نیروهای محرکه در تولید بکار افتادند، انسانها در آمدشان را از کار خودشان به دست آورند، شهروند بشوند. دولت هم بودجه خودش را نه از فروش ثروتهای کشور و ایجاد کسر بودجه از طریق انتشار اسکناس، بزرگ کردن حجم نقدینگی و قرضه های بلکه از تولید اقتصاد کشور برداشت می کرد، مالیات می گرفت و آن میشد بودجه اش. خب، آن دولت همیشه تابع این ملت باقی میماند برای اینکه بودجه اش را این ملت می دهد ،حالا وارونه شده است ،اقتصاد مردم دست دولت است، برای اینکه نفت می فروشد و به اصطلاح از طریق همین کسر بودجه و صدور اسکناس پول تولید می کند و این شده است محور اقتصاد کشور و این محور بر مصرف و رانت شکل می گیرد و این با استبداد جور است. شما اگر بخواهید اقتصاد را غیر از این بکنید و  اقتصاد مصرف محور و رانت محور را تولید محور بکنید، باید این رابطه را عوض بکنید. مانع اول این است. حالا این رابطه را بخواهید عوض کنید با ولایت مطلقه فقیه تزاحم پیدا می کند، با هر گونه ولایتی به عنوان اعمال قدرت مزاحمت ایجاد می کند. این با حقوق ملازمه پیدا می کند، ایرانی ها باید حقوق شهروندی پیدا بکنند از حقوق انسانی خود استفاده بکنند، حقوق خود را بکار ببرند ،حقوق شهروندی بکار ببرند، حقوق ملی پیدا کنند و رعایت بشود، طبیعت از حقوق برخوردار بشود و در این جهان ما بر اصل استقلال و آزادی با جامعه های دیگر رابطه بر قرار بکنیم و در نتیجه زیر سلطه اقتصادی هیچ کشوری هم نباشیم.

عنوان ولایت مطلقه و اعمال خشونت بعنوان اعمال قدرت مانع بزرگ اقتصاد است برای اینکه امنیت را از اقتصاد می رباید. حالا شما بر این اضافه کنید که بخش بزرگی از اقتصاد هم دست کیست؟ سپاه است و نیروهای انتظامی و بسیج و واواک و دستگاه های اطلاعاتی و اموال رهبری و بنیاد مستضعفان و ... خب، بیرون این اقتصاد چیزی نمانده است  که دولت در آنجا اقتصاد مقاومتی را اجرا کند. هر کجا می خواهد پا بگذارد، گفتند پایت را روی دم شیر نگذار، گفت آخر من هر کجا پا می گذارم دم شیر است! حالا همین است، هر کجا این دولت بخواهد عمل کند قلمرو سپاه است و بسیج است و نیروهای انتظامی و اموال رهبری و بنیاد مستضعفان و ... خب اگر بخواهید یک اقتصاد تولید محور ایجاد بشود با این بخش از اقتصاد که در واقع بخش مهم اقتصاد کشور است تزاحم پیدا می کند برای اینکه اینها مصرف محور و رانت محورند. از قاچاق مواد مخدر تا قاچاق کالا تا قاچاق کالا بگیر اینها تصدی میکنند تا انواع فعالیتهای کوتاه مدت و پرسود. پس یک مانع بزرگ ولایت مطلقه است، تکرار میکنم چون جز در اعمال قدرت بکار بردنی نیست. حالا شما خواستی در اعمال حق بکار ببری، مثلا ایرانی از حقوق شهروندی بر خوردار بشود. چرا اینطور واکنش شدید بخرج دادند دستگاه های وابسته به آقای خامنه ای مثل شورای نگهبان، دستگاه قضایی، نسبت به حقوق شهروندی. آن چیزی که آقای روحانی بعنوان حقوق شهروندی تنظیم کرده است یک چیزهایی سرهم بندی کرده است که هیچ ربطی به حقوق واقعی شهروندی ندارد، به آنهم چرا به این شدت واکنش نشان دادند؟ برای اینکه ولایت مطلقه را نمیشود بکار برد که من ایرانی از حقوق شهروندی برخوردار بشوم، ولی اگر برخوردار بشوم اول و مادر این حقوق کدام است؟ حق من ایرانی است بر ولایت، به معنای شرکت  در اداره امور کشور بر میزان برادری و برابری. اینها معنایش را از خود بیگانه کرده اند شده است اعمال قدرت مطلق. خوب، این دو باهم نمیسازند. اگر قرار بشود که ایرانی ها شهروند بشوند باید ولایت مطلقه منحل بشود. تزاحمش به این آشکاری است. در هیچ حق دیگری هم کاربرد ندارد. چون این آقا(خامنه ای) گفته است میگویند چرا مقاومتی؟ میگوید به این خاطر مقاومتی که ما دشمن داریم، میخواهیم با استقلال زندگی کنیم و دشمنان مزاحمت میکنند پس مقاومتی. آقا! همین کلمه مقاومتی که میگویی یعنی نشود. چون معنایش این است که امنیت داخلی ندارد، امنیت خارجی هم ندارد. کی میآید سرمایه گذاری بکند وقتی نه امنیت داخلی هست، نه امنیت خارجی. حالا اگر ما بخواهیم همین  استقلالی را که این آقا گفته است، چون میخواهیم در استقلال زندگی کنیم، آقا! استقلال یعنی زیستن در اصل موازنه عدمی به ترتیبی که ایران نه در موقعیت مسلط باشد نه در موقعیت زیر سلطه. بیگانه، محور در سیاست داخلی و خارجی نباشد. شما روز و شب مرتب میگویی دشمن دشمن، آمریکا را کرده ای محور سیاست داخلی و خارجی ایران. وقتی همچنین محوری خود شما ایجاد کرده ای به محض اینکه آقای ترامپ عاقل از آن فرمایشات کذایی میکند خارجی دیگر به طریق اولا آنجا سرمایه گذاری نمیکند، داخلی هم فکر میکند که نکند بمبی چیزی فردا بریزند روی سرش یا تحریمهای جدیدی وضع بشود.

پس شما اگر واقعا میخواستی یک برنامه اقتصادی انجام بگیرد بجای مثله کردن اقتصاد تولید محور نمی ترسیدی از اینکه بگویند این اقتصاد تولید محور را بنی صدر تهیه کرده است. میگفتی ولو ما با او دشمن هستیم ولی حرفش درست است اینرا میگذاریم به اجرا. و انطباق میدادی خود را با آن، یعنی چشم میپوشیدی از اعمال ولایت مطلقه. من که میگویم این مثله شده است و قابل اجرا نیست به هزار و یک دلیل است، چند تای آنها را گفتم. نه با استقلال میسازد، نه با آزادی میسازد. با آزادی چرا نمیسازد؟ به لحاظ اینکه فرض کنیم مردم ایران میخواهند از آزادی هایی که ذاتی آنها است و آزادی هایی که مربوط به آنها است به عنوان شهروند برخوردار بشوند. دولت میباید چگونه سازمان بیابد؟ دولت میباید محور قدرت را که ولایت مطلقه است رها کند تا بر محور حقوق سازمان پیدا کند. دستگاه اداری بشود دستگاه مجری حقوق، خوب، نیست اینطور. الآن این دستگاه اداری دستگاه اعمال قدرت است، از بالا تا پایین، این نه با آزادی جور است نه با اقتصاد تولید محور، این با اقتصاد مصرف محور جور است. و بر این اضافه میکنم که دستگاه اداری در اقتصاد، میگویند نقش استراتژیک دارد، نقش راهبردی دارد. چرا این حرف را میزنند؟ برای اینکه شما هر برنامه ای را بخواهید به اجرا در بیاورید باید توسط کی اجرا کنید؟ دستگاه اداری. حالا این دستگاه اداری برای اینکه بتواند یک برنامه اقتصادی را اجرا کند میبایست اولا ثبات داشته باشد، کارکنانش منزلت داشته باشند، از حقوق بر خوردار باشند و هر مسئولیتی اختیار متناسب با خود را داشته باشد و معلوم باشد هر قسمت از این برنامه را چه دایره ای با چه کسانی اجرا میکنند، که مسئولیت مشخص باشد در سر موعد از او مسئولیت بخواهند روش هم تجربی باشد بشود در ضمن عمل تصحیح کرد. ما چنین دستگاه اداری داریم؟ نداریم که! قدرت محور است. از بالا دستور میآید، تا برسد به پایین آنقدر موانع برایش میتراشند که اجرا نمیشود.

میگویند شاه سابق یک روز به دانشگاهی ها گفته بود که شما یک برنامه ای را تنظیم کنید بی سر و صدا به اجرا بگذارید وگر نه اگر بفهمند مسئولان دستگاه های اداری و حتی دانشگاهی دیگر نخواهند گذاشت اجرا بشود. آنها آمده بودند بیرون گفته بودند ما را تماشا کن این آقا قدر قدرت است، فرض این است که همه از ترس ایشان، اسمش که میآید باید بلرزند او میگوید چیزی از بالا بیاید تا به پایین برسد میشود بلااجرا شما خودتان بروید یک برنامه ای درست کنید خودتان هم اجرا کنید کسی هم نفهمد. کسی یعنی همان مسئولین دستگاه ها. چون او دستگاهی ایجاد کرده بود که قدرت محور بود. دستگاه قدرت محور همیشه اینطور است. هر کدام از این مامورین خودشان یک ولایت مطلقه هستند. این است که غالبا کارهایی انجام میدهند که خود آن رهبر بینوا ازش خبر ندارد. زمان آقای خمینی هم همین طور بود. همیشه در برابر امر انجام شده قرار میگیرد نمیتواند حمایت نکند برای اینکه موقعیتش را از دست میدهد. شده است ماشین امضاء و تصدیق. نه تنها در ایران اینطور است. در هر جای دنیا که استبداد هست همین است. وقتی استبدادها فراگیر میشوند بدترینش میشوند.

این توضیحات برای اینکه شما ایرانی ها متوجه بشوید چرا وضعیت اقتصادیتان این است که هست. و اگر بخواهید جز این بشود، باید از کجا شروع کنید؟ از اینجا که عقل خود را که کرده اید تولید مصلحت و مصرف مصلحت رها کنید. بگذارید استقلال و آزادی خودش را باز بیابد و به حق عمل کنید.

شاد و پیروز باشید.

مصاحبه رادیو عصر جدید با آقای بنی صدر جمعه ۲۰ اسفند ۹۵