بنی‌ صدر: توقیف نفتکش‌ ها و عبور رژیم از دو مرز | رو و پشت پرده عملیات‌ های ایذایی؟

Banisadr-Aboualhasan-1حسین جوادزاده: ... آقای بنی­صدر هموطنان عزیزمان سؤال­ هایی را برای ما ارسال کرده اند که با شما در میان می­ گذارم. سؤال: آقای بنی­ صدر با سلام، رژیم جمهوری اسلامی از دو مرز در قرارداد وین عبور کرده است. ترامپ نیز می ­کوشد نیروی دریایی بین­ المللی را برای محافظت از نفتکش ­ها ایجاد کند و بسیاری هدف واقعی این کوشش را ایجاد جبهه نظامی علیه ایران می­ دانند. آیا رژیم در دامی افتاده است که امریکا برایش تعبیه کرده است؟ از دید شما دو طرف نزاع، یعنی خامنه ­ای و ترامپ، در پوشش جنگ­ ها و تهدید به حمله نظامی در حال پیشبرد چه پروژه­ هایی هستند؟ ...

برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید.

  ابوالحسن بنی­ صدر: ... نخست یاد می­ کنم از امیرانتظام نماد استقامت و خاطرنشان می­ کنم که او محکوم به حبس ابد بود، اما استقامت را نمی­ شود زندانی کرد؛ به یمن استقامت شگفت ­انگیزش در بیرون از زندان، در خانۀ خود از دنیا رفت. مرگ ­ها یکسان نیستند، مرگ هایی هستند در خانه که مثل این مرگ گویای استقامت­ اند. مرگ­ هایی هستند در بیرون خانه که بیانگر استقامت نیستند. آنهایی که بر استقامت استوار می­ مانند و تا مرگ ادامه می ­دهند، الگو می ­شوند، الگوی زندگی. نه الگوی چگونه مردن، الگوی چگونه زیستن. برای اینکه به مردم خود می­ گویند می ­توان در برابر دژخیمان، شکنجه­ گران، آدم­کشان در زندانی که راه و رسم آن شکنجه و داغ و درفش است، می­ توان به استقامت ایستاد. و این استقامت است که سبب شد رژیم تسلیم بشود و او در بیرون زندان از دنیا برود. درس او، درس استقامت است، امید که نسل امروز این درس را بیاموزد و بکار بگیرد.

   اما در آنچه که مربوط به سؤال شماست، اول روی پرده را ببینیم. روی پرده این است که عملیات ایذایی از دو طرف جریان دارد و ادامه دارد. از انفجار در نفت­کش در فجیره شروع شد، به توقیف نفت­کش، نفت­کش ایرانی، در جبل­ الطارق ادامه یافته است، در خلیج فارس دنباله پیدا کرده است . انگلیس­ ها می­ گویند که قوای ایران می­ خواسته کشتی انگلیسی را توقیف کند، سپاه پاسداران تکذیب م ی­کند که نه، اگر می ­خواستیم، می ­توانستیم. امریکا هم می گوید که هم تحریم ­های جدید در راه است، هم اینکه پیشنهاد می­ کند یک نیروی بین­المللی، دریایی– البته، برای مشایعت کشتی­ های بازرگانی که از تنگه هرمز عبور و مرور می­ کنند- تشکیل بشود. خوب، آن عملیات ایذایی مختصرش این بود که عرض کردم. یک عملیات ایذایی هست که رژیم انجام می­ دهد، به گمان خود که اروپا را وادار به عمل بکند، آنهم این است که می­ گوید من از مرز عبور کردم، بنا بود غنی­ سازی را از ۳.​۶۷ بیشتر نکنم، حالا تا ۴.​۵ می­ کنم؛ اگر تا ٢ ماه اروپا عمل نکند، به ٢٠ درصد می ­رسانم. وزن اورانیوم غنی ­شده را هم از ٣٠٠ کیلو بالاتر می برم. باز اگر اروپا عمل نکند، کارخانه آب سنگین اراک را هم بازسازی می ­کنم. آن دامی که کارشناسی می گوید، این دام است. می­ گوید این دام را به اصطلاح غرب، در واقع امریکا، تعبیه کرد، گسترد و آقای خامنه ­ای هم در آن افتاد. چرا این دام است؟ به لحاظ اینکه خوب آقا، شما از ٣٠٠ کیلو بالاتر می ­بری، خوب ببر. میزان غنی کردن را هم، درجۀ غنی سازی را هم از ۳.​۶۷ می­ بری، می ­رسانی به ٢٠ درصد، ببر. نتیجه؟ اینها به چه کارت می­ آید؟ هیچ­کار. نیروگاه داری که ببری آنجا بکار بگیری؟ که نداری. مشتری داری بفروشی؟ که نداری. تازه روس­ ها می­ گویند که آنها بخرند که این تعهد، بر طبق قرارداد وین سرجایش بماند. پس این حاصلی ندارد جز در ساختن بمب اتم. اگر بخواهی بروی روی خط ساختن بمب اتم، تکلیف آن فتوا چه می ­شود؟ آن وقت ناچاری بگویی که چون نظام مقدس جمهوری اسلامی– یعنی ولایت مطلقه این آقا- حتی بر احکام دین تقدم دارد، چه رسد به فتوای آقای خامنه ­ای، بنابر مصلحت، فتوا را عوض کردیم. می­ گوید تا امروز حرام بود، الان حلال می کنیم. می توانند این کار را بکنند؟ بله، می توانند این کار را بکنند. اینها که خدا و همه را تعطیل فرمودند، به قول آن آقای آذری قمی گفت که ولایت فقیه می ­تواند توحید را هم تعطیل کند. مرحوم بازرگان هم به او نوشت که خدا را لااقل معاف بکنید. خوب، وقتی این کار را می­ تواند بکند، فتوا را نمی­ تواند عوض کند؟ می ­تواند عوض کند. بعد چه می ­شود؟ بعد شما می­روی روی خط تولید بمب اتمی. طرف مقابل بیکار می­ ماند؟ نه. دام یعنی این. اولاً، امریکا که در حال حاضر به لحاظ نقض قرارداد وین در انزواست، از انزوا بیرون می­ آید، این رژیم می ­رود در انزوا. ثانیاً، افکار عمومی دنیا متقاعد می شود که حق با آقای ترامپ بوده که به این رژیم اعتماد نداشت، راهکار هم بمباران است، قبل از اینکه شما بمب بسازید، می­ کوشد که تمام تأسیسات اتمی شما را چی؟ از میان بردارد. پس دام یعنی این. می ­گویند آقای خامنه ­ای افتاده در دام: نکند، عقب بنشیند، خوب دیگر هیچی در دست ندارد، باید در آن قرارداد بماند، اروپا هم که کاری از پیش نبرده و مردم ایران این تحریم­ های سخت را که حالا آقای ترامپ می­ گوید سخت­ تر هم می ­شود، چی؟ تحمل کند. پس از دو طرف راه بسته می­ شود. دام هم معنایش همین است. خوب، پشت پرده چیست؟ پشت پرده این است که– از طرف ایران نگاه کنیم- این آقای خامنه ­ای به فکر این است که به قول خودش نظام در دست او و کس و کارش بماند و از دست­شان هم خارج نشود. کاری به اینکه چه بلایی سر مردم می­ آید، ندارد. برعکس، می­ گوید همینکه آقای ترامپ مردم ایران را گرفتار ترس و تحریم کرده، وضعیت اقتصادی­شان هم روز به ­روز خراب­تر می ­شود، این بهترین موقع است برای اینکه پایه­ ها را محکم کند. از فعل و انفعالات، شما می ­توانید بفهمید که ایشان در چه کار است، اگر دقت کنید. آن فعل و انفعالات یک قسمتش در سپاه و ارتش انجام می­ گیرد. به قول آقای خامنه ­ای مشغول جوان کردن فرماندهان است. در واقع فرماندهان جوانی که آن دوران پیش را ندیدند، خود را صاحب آب و گل نم ی­دانند و کاملاً هم مطیع هستند، اینها جانشین آن قدیمی­ ها می­ شوند. و بنابر اطلاعی که یافتم، ممنوع هستند که با آن قدیمی­ ها ارتباط هم بگیرند. پس یک تحولی در سپاه دارد انجام می­ گیرد که این سپاه را برای چی آماده کند؟ برای کسی که جانشین این آقا می ­شود. تنها اینکار را دارد می ­کند؟ نه. اگر شما هموطنان عزیز من توجه داشته باشید، کار تسویۀ سیاسی رژیم را فرزند این آقا  از سال ١٣٨٢ تصدی کرده است. بنابر آن تسویه، قرار بوده که مزاحم­ های ولایت مطلقۀ آقای خامنه­ ای، بعد هم جانشین ایشان، حذف بشوند. آنها کی­ ها بودند؟ یکی­ اش مافیای مالی، سیاسی، پاسداری بود که در رأس ­اش آقای هاشمی رفسنجانی قرار داشت، آن زمان هم بهش می ­گفتند پدرخوانده. این باید حذف می­ شد. یک دسته دیگر این اصلاح ­طلب­ ها بودند، بعدها که جنبش سال ٨٨ شد، آنها یک ارگانی­ گرام (organigramme - چارت سازمانی) ترسیم کردند. آن بالای بالا، هاشمی رفسنجانی بود، پایین­ تر از او، آقای خاتمی بود و آقای میرحسین موسوی و آقای کروبی. یک ستون، کسانی در خط و ربط هر یک از این سه نفر بود. یک ستون هم خط و ربط کسانی که مستقیم با آقای هاشمی رفسنجانی بودند. پس این چهار تن و این ستون­ های­شان باید حذف می ­شدند. خوب، الان کجای کاریم؟ آن زمان هنوز برنامه شروع نشده، هشدار داده شد و گفته شد این برنامه را این آقایان دارند. حالا الان که داریم حرف می ­زنیم کجای کاریم؟ آقای هاشمی رفسنجانی که حذف شد. آقای خاتمی ممنوع ­التصویر و ممنوع­ القلم و ممنوع ­البیان است. آن دو تا هم که در حصر خانگی هستند. کسانی هم که در آن فهرست ­ها بودند، از صحنه رانده شده ­اند. پس آن تسویه انجام رفته است. آن اصلاح ­طلب ­هایی هم که در آن فهرست نبودند، ولی به آنها به اصطلاح تمایلی داشتند، آنها هم کنار زده شدند. یک کسانی جلو آمدند که در درون رژیم بودند و خود را وفادار به ولایت مطلقه می­ دانستند. آنها هم الان در حالی که داریم حرف می ­زنیم، به لحاظ همین قضیۀ قرارداد وین و فرجامی که پیدا کرده، وضعیت اقتصادی که مردم دارند و اینکه یک مجلسی هست که آنها در آنجا کاری از پیش نمی­ برند، بی­ اعتبار شده اند. پس این از لحاظ، درون رژیم، ایشان بیکار نیستند، مشغول کار اند و حالا هم دارند تدارک مهندسی مجلس چند ماه بعد را می بینند. و تبلیغات که اگر شما مردم نیایید پای صندوق ­ها، این ترامپ دیگر چیزی باقی نخواهد گذاشت، دروغ می­گویند. چون شما [مردم] عمل نمی ­کنید، عمل، نه عمل­ های ایذایی، عملی که اراده و خواست شما و اراده شما را بیان بکند، این قدرت خارجی به خودش اجازه می­ دهد با شما این رفتار را بکند. هرگاه در آن انتخابات رسوا که از پیش دارد مهندسی می ­شود، استوار ایستادید و گفتید ما به استبداد نه می­ گوییم، به مداخلۀ خارجی نه می­ گوییم، در همان حال که استبداد وابسته را نفی می­ کنیم، رجوع به قدرت خارجی را نفی می­ کنیم، آن وقت شما هم موقعیت دیگری در افکار عمومی جهان پیدا می ­کنید، هم کلیدی که دست آقای روحانی بود و هیچ دری را باز نکرد، به یمن ارادۀ شما، دربِ بن­ بستِ در ساختِ استبداد را می­ گشاید؛ به آن خواهیم پرداخت. غیر از این، آقای خامنه­ ای مشکل دیگری هم دارد . آن کدام است؟ آن عمده، حوزه­ های قم و نجف است. در این حوزه­ ها هم مراجع مزاحم­ هستند. جوان کردن حوزه­ ها هم در دستور است. البته برای این کار، نجف که از دسترس اینها خارج است، مگر با پول و تهدید و تبلیغ. اما قم در دسترس ­شان است. خوب، آنها که خیلی پیر هستند، در مظان این است که به رحمت خدا بروند. این است که با آنها آسان نیست، در عین حال که مرگ هم دست خداست که کی برسد، از این جهت آسان است، از جهت دیگری مشکل است، چون به آنها فشار وارد کردن و درگیری کردن و ... . یک دفعه آقای محمد یزدی با آقای شبیر زنجانی امتحان کرد، نتیجه بد بود، منفی بود. پس، از یک جهت مشکل است، از یک جهت آسان. آنها فعلاً مشغول­ اند، ف... اعلم ها، یعنی کسانی را که بعد از مرگ مراجع موجود جانشین اینها بشوند، آنها را بپرورند و جا بندازند. اینهم کارشان آنجا است.

 حسین جواد زاده: آقای بنی­ صدر ببخشید، اخیراً یکی از همین آقایان گفته که مراجع باید به حکم حکومتی را به گردن بگیرند.

 ابوالحسن بنی­ صدر: آن را که قبلاً هم آقای خمینی گفته بود، آنکه معلوم است. باید اینها به اصطلاح، مطیع امر باشند؛ هر وقت مقام رهبری حکم صادر کرد، حکم بر آنها نافذ است. خوب، اینهم در کار ایشان در آنجا. بنابراین ایشان از این مسألۀ ٩ جنگی که مردم را گرفتار کرده و این بازی که آقای ...، بازی که نه دیگر، این تحریم­ ها که آقای ترامپ راه انداخته و این برخوردها که در خلیج فارس می ­شود و اینها، اینها را بهترین موقعیت برای زمینه­ سازی حذف­ ها و استوار کردن پایه ­ها یافته است. می ­گوید مردم هم که تحمل می­ کنند و می ­گوید تا وقتی مردم ایران یکپارچه تحمل می­ کنند، باکی نیست. چهل سال است که اینجور است دیگر. چهل سال است مردم ایران نتوانستند یک تفاوتی بین آنچه در وطن­شان می­ گذرد و آن بحران­ هایی که رژیم در بیرون می­ سازد، قائل بشوند. بهتر بگویم، نتوانستند رابطه بین این دو تا برقرار کنند. نتیجه قربانی اند. آخر این مسأله که مسأله مردم نیست. مسأله اتم، شما مردم بگویید مسأله کدام یک از شماست؟ آخر، یک وقت هست که مسأله مردم است، خوب دولت– آنهم اگر نمایندگی از مردم داشته باشد- باید بایستد. عراق را فرض کنید به ایران تجاوز کرده، مردم ایران می ­باید به مقاومت بایستند، دولت هم می ­باید اسباب دفاع از وطن را فراهم کند. اما یک وقت نه، صحبت دفاع از وطن نیست، صحبت محور کردن قدرت خارجی است در سیاست داخلی و خارجی. آنهم با یک بحران­ های بس ویرانگر. در بن­ بست، فعلاً از دو طرف عملیات ایذایی است، چون هر دو مایل به جنگ نیستند، اما عمل ایذایی، عمل ایذایی است دیگر. می ­تواند یک وقت اختیار را از دست دو طرف بیرون ببرد. حالا آنهم یک مسأله­ ای است که قبلاً گفتیم و در فرصت دیگر به آن می­ پردازیم. 

 اما برویم دنبال اینکه ببینیم، طرف امریکایی، آقای ترامپ، در چه وضعیتی است. آقای ترامپ هم سه تا مشکل عمده دارد: یکی مسألۀ بحران اقتصادی است که به قول اقتصاد­دانی که لوموند نظرش را انتشار داده بود تمام اسباب بحران اقتصادی را فراهم کرده، منتهی حالا زور می ­زند که این بحران تا سال آینده رخ ندهد که او انتخاب بشود. بعد رخ بدهد، داده است دیگر. این مشکل امروزش است، یعنی حاد است. یک بحران دیگر به اسم بحران دلار دارد؛ اینقدر از این سلاح دلار و تحریم استفاده کرده که حالا دیگر کسی به این دلار اعتماد نمی­ کند. می­ گوید خوب اگر ما بخواهیم پول­ های­مان را به دلار داشته باشیم، این فردا تحریم کرد، یعنی صاحب هیچی نیستیم دیگر. این است که می­ بینید حتی در کنفرانس سران ٢٠ کشور، خیلی با صراحت آقای پوتین می­ گوید که باید از این وضعیت بیرون آمد. او پیشنهاد کرده، با چین توافق کرده اند که در یک مدتی نیمی از معاملات خودشان را با غیر دلار انجام بدهند. بعد هم همینجور پیش بروند تا  از دلار بعنوان پول مبادله بی­ نیاز بشوند. با اروپا هم آسیا، منظور چین، می­خواهد به این خط و ربط برود. در حال حاضر دو سوم معاملاتی که در دنیا انجام می­ گیرد با دلار است. خوب، وسیلۀ سلطه مالی امریکا بر جهان هم همین است دیگر. دلار پول کاغذ است، ارزش اش به اندازۀ آن خرجی است که کاغذ و چاپ برای امریکا دارد. برای اینکه اینها در امریکا که نمی­ رود. اینها در بیرون امریکا در اختیار به اصطلاح افراد قرار می­ گیرد. اغلب هم به صورت حساب­ های بانکی است. ولی به حساب امریکا به مقداری که در اختیار دنیا قرار می ­دهد، مثلاً صد دلار فرض کنید به کشوری مثل عراق بدهد، بابت این صد دلار– چیزی که چند سنت برایش ارزش دارد-، از این کشور کالا می­ گیرد، به اصطلاح نفت می­ گیرد. در واقع مثلاً  ۹۹.۹۵، ۹۹.۹۶ دلار سود می ­برد، که این یک نوع برداشت از ثروت دنیاست. خوب، اینکه این دلار از دست برود فوری نیست، اما مسأله است، مسأله بی ­اعتباری­ اش، مسألۀ امروز است. ممکن است از حالا تا ده سال دیگر، دنیا به دلار بگوید نه. اما الان آقای ترامپ سرزنش می­ شود که شما داری دلار را بی ­اعتبار می­ کنی، اما خود بی ­اعتباری نشده است. مسأله سومش چیست؟ مسأله سومش این است که تنها این قرارداد وین نیست، یک رشته قراردادها او از آنها بیرون آمده که این را خود امریکایی­ ها به دیگران تحمیل کردند. بنابراین با همه مشکل دارد. در خود امریکا با مکزیک و کانادا که همسایه­ اش هم هستند، مسأله دارد. یک توافقی انجام دادند، ولی خوب، مسأله حل قطعی نشده است، خصوصاً از لحاظ مهاجر. با اروپا مسأله دارد. با چین و ژاپن مسأله دارد. نتیجه، یک انزوای سیاسی– سر این قرارداد وین هم که هست، بر آن این نزاع ­ها هم اضافه شده-، یک حالت انزوا، امریکا در افکار عمومی دنیا پیدا کرده است. دیگر به حدی است که سفیر انگلستان در امریکا به وزارت خارجه گزارش می­ کند– بعد این لو می­ رود و منتشر می­ شود- که بنابر آن این آقا به اصطلاح ثبات رأی ندارد و مدیریت ندارد و کاخ سفید بهم ریخته و آشوب است و نمی­ شود با این حکومت، گفت که فردا چه خواهد شد تا بشود یک قرار و مداری گذاشت. افکار عمومی دنیا با آقای سفیر هم ­آواز است. خوب، بسیاری از این روزنامه­ های اروپایی همین مطلب را سرمقاله کرده ند، از جمله لوموند. کسی او را آدم عاقل که حرفش حساب و کتاب داشته باشد، نمی ­شناسد. در خود امریکا چقدر کتاب درآمده راجع به اینکه این آدم حساب و کتاب در کارش نیست. خوب حالا این سه تا مسأله که دارد، مزاحم­ هایی هستند در اینکه او بعنوان رئیس جمهور تجدید انتخاب بشود. این است که دنبال این می­ چرخد که آیا یک دستاوردی در این قضیه اتم پیدا می­ کند یا نمی ­کند. حالا با آن کره شمالی، آن جوان حاضر است با این هر وقت خواست بنشیند خوش و بش کند، ولی تحریم ­ها سرجایش است، این هم بمب اش را دارد. خوب، آن را می­ گوید که این جوان خوبی است و بالاخره نتیجه می­ دهد؛ در افکار عمومی امریکایی [انتقاد از اینکه] کار به جایی نرسیده، هست، اما شدت ندارد. حال اینکه مال ایران نه، شدت دارد. می­ گویند آقا تو یک راهی رفتی بن­ بست است؛ می­ گویی من این فشارها را می­ آورم، طرف پای مذاکره  می ­نشیند. اگر ننشست، چی ­می­خواهی بکنی؟ جنگ می­ خواهی بکنی؟ فاجعه است. جنگ نمی ­خواهی بکنی، فاجعه است. برای اینکه می گویند ایالات متحده امریکا دیگر صاحب نفوذ در دنیا نیست. می ­بینید که طرف هم، طرف مقابل هم، وضع بهتری ندارد. خوب، حالا چه می­ شود؟ آقای مکرون، رئیس جمهور فرانسه، راهکار پیشنهاد می­ کند، به قول خودش راهکار پیدا کرده  و نماینده به ایران فرستاده و آن راهکار این است: ایران همین وضعیتی که الان دارد را حفظ کند، همینجا بماند، جلوتر نرود. نمی­ گوید برگرد به عقب، برگرد به زیر ٣٠٠ کیلو، زیر ۳​.۶۷. می­ گوید همین وضعیت را تا سه ماه تعطیل، نگه دار. طرف امریکایی هم یک تسهیلاتی بر تحریم­ ها قائل بشود، بعد هم به گفتگو بنشینند. می­ گوید راهکار بیرون رفتن از این بن­ بست، جنگ نیست، برای اینکه آن بن ­بست را از بین نمی ­برد، بلکه راهکار دیپلماسی است. اما بعد از اینکه این نماینۀه ایشان به ایران  رفت و فیگارو، همان پیشنهاد را امروز سرمقاله کرد، در آن سرمقاله هم نوشت اینطور که معلوم است آقای ترامپ و حکومتش هم به این راهکار  راضی ­اند، خود آقای ترامپ گفت نه هنوز تحریم ­های جدید وضع می­کنیم. این معنایش این است که این طرح را نپذیرفته، یا معنایش همان حرف آقای سفیر انگلیس است که او دمدمی مزاج است، این را می­ گوید، بعد هم وارونه ­اش را می ­کند؟ خوب، این سؤالی است که ما جوابش را نداریم دیگر. اگر می ­دانستیم طرف خط و ربط اش چیست، جواب اش معلوم بود، اما نمی­ دانیم و جوابش هم معلوم نیست. این راهکار اوست. حالا ببینیم که این راهکار به جایی راه می ­برد. فرض کنیم هم که این کار شد و دو طرف هم قبول کردند و به گفتگو نشستند. نتیجه گفتگو چه می ­شود؟ چون طرف امریکایی می­ گوید که یک، باید تعهد قابل بررسی و مهار که تا ابد ایران بمب اتمی نمی ­سازد، داده شود. دو، موشک­ های دوربرد بالستیک ممنوع شود. سه، مداخلۀ رژیم در کشورهای منطقه ممنوع شود. خوب، اگر این رژیم حاضر بشود این سه تا را بپذیرد، اولاً، آدم عاقل! چرا راهی می ­روی که بعد برگردی؟ این همه هم بلا سر مردم بیاید و این اقتصاد به این روز بیفتد، و هست و نیست مردم، برود. اگر نه، نخواهد عقب بنشیند، تا سه ماه دیگر چه راه ­حلی پیدا می ­شود. مگر اینکه این آقای ترامپ منتظر نشود که آقای بایدن جانشین او بشود و او برگردد به قرارداد وین. خودش بگوید خوب، من یک کاری را انجام دادم و حالا اطمینان خاطری به من داده شده که ایران بمب اتمی نمی ­سازد، به قرارداد برمی­ گردم. اما، این سال انتخابات است، همچنین حرفی بزند، خیلی بی­ اعتبار می ­شود، به مراتب بیشتر از این هم که هست. این است که مشکل است این حرف را بزند. آخرِ سر می­ ماند اینکه بلکه ایرانی­ ها و امریکایی­ ها کاری بکنند. امریکایی ­ها وقت انتخابات بلکه کاری بکنند، یعنی به آقای ترامپ رأی ندهند و امریکا، کشور خودشان را از موقعیتی که آنرا این آقا در دنیا قرار داده، خارج کنند. ایرانی ­ها چطور؟ صبر بکنند تا "انتخابات"، آنجا باز این بازی دائمی مدار بد و بدتر و از ترس بدتر به بد رأی دادن و حالا مدار خارجی هم که به آن اضافه شده، در این دام بمانند؟ خوب، سرنوشت همان که چهل سال بوده، ادامه خواهد داشت. نخواهند بمانند، از حالا هر روز در عمل تأخیر کنند، آنها بازنده ­اند. دروغ را نپذیرید؛ دروغ، دروغ است، تناقض توی آن است. اینکه می­ گویند اگر شما بجنبید، جاده صاف­کن ترامپ می شوید، تناقض توی آن است. تناقضش هم این است: خوب وقتی نمی­جنبید، که بن­ بست است، تحمل بار سنگین این بن ­بست هم که پای شماست، به دوش شماست، افکار عمومی دنیا هم مثل مقامات کشورهای دنیا، نگاه کنید دیگر، در معادلات سیاسی که ترتیب می ­دهند و اظهارنظرهایی که می ­کنند، آنکه اصلاً به حساب نمی ­آورند، شما هستید، شما مردم ایران­ اید. نگاه کنید دیگر، این همه نوشته و گفته، تازه هر دفعه هم این گزارش ­ها را از داخل می ­نویسند، می ­گویند چون این آقای ترامپ این تحریم ­ها را کرده، مردم عمل نمی­ کنند، می­ گویند عمل کنیم، این کشور تکلیفش چه می ­شود؟ عمل با عمل، فرق می­ کند، اگر جنبش همگانی باشد، به هر شکلی از اشکال، اولاً کشورتان سر جا می­ ماند، ثانیاً مردم دنیا روی شما حساب باز می­ کنند، دولت­ های دنیا هم حساب باز می ­کنند. آن وقت رفتار اروپا عوض می ­شود، رفتار چین و روس هم عوض می­ شود، بن­ بست قابل گشودن می ­شود. امتحان کنید، امتحان که ضرر ندارد. خصوصاً با حقوق خویش، شناختن حقوق خویش، عمل به حقوق خویش، عمل کنید. یک بار دیگر از باب فایدۀ تکرار یادآور می­ شوم که حقوق پنجگانه و قانون اساسی بر پایۀ این حقوق پنجگانه، انتشار یافته و نسل امروز می­ تواند راهکار خویش را، آیندۀ خود را، روشن در این آینه ببیند.

 شاد و پیروز باشید.