نظر بنی صدر درباره تحریمها و دو نامه اخیر سیاسیون ایرانی به اوباما


عصر جدید
: سوالاتی درباره وضعیت حاد مصر، انتخاب وزرای حکومت آقای روحانی و گفتار آقای حجاریان رسیده است ولی سوال مهمتر درباره تحریمهاست که برایتان می خوانم: آقای بنی صدر، شما بارها با تحریمهای اقتصادی آسیب رسان به مردم مخالفت کردید و 25 تحریم سیاسی، نظامی، حقوقی و اقتصادی جایگزین را پیشنهاد کرده اید. 17 امرداد، 55 فعال سیاسی اصلاحطلب در نامه‌ای به آقای اوباما با تشریح وضعیت بین المللی و داخلی و با یاداوری سیاستهای دولت‌های گذشته آمریکا در قبال ایران که منجر به تضعیف جامعهٔ مدنی و تقویت نیروهای رادیکال در داخل کشور شد، تحریمهای آمریکا و جامعه بین المللی علیه ایران را مخرب و عامل بسته شدن بیشتر فضای کشور دانسته و انتخابات اخیر ایران را حامل پیامی از سوی ایران و فرصتی برای تغییر فضا و تعامل مثبت در عرصه بین اللملی شمردند و در خاتمه عنوان کردند: «ما انتظار داریم دولت شما و نیز دولت جدید ایران تمام ابزارهای ممکن برای اعتماد سازی و موفقیت دیپلماسی را بکار گیرید.» 22 امرداد، نیز 55 فعال سیاسی تبعیدی برانداز با اشاره به انتخاب یک «جنایت‌کار» بعنوان وزیر دادگستری، از اوباما خواسته‌اند با نگاهی به وضع حقوق بشر در ایران، با نظام ایران سازش نکند و نامه 55 اصلاحطلب را تلاشی برای اینکه استبداد، جان تازه‌ای بیابد، قلمداد کردند و آقای اوباما و دولتشان را به قطع لابی‌گری و سازش با رژیم جنایتکار تهران فرا خوانده، مصرانه متقاضی برچیدن کانون‌ها و لابی‌های سنتی‌ جمهوری اسلامی در آمریکا شدند. تجزیه تحلیل شما چیست؟

 

برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید.

 

بنی صدر: در آنچه که به مصر، مهندسی انتخابات، مهندسی وزیران و تحریمها می شود یک جریانی موضعی را اتخاذ کرده که بعد از تجربه، صحیح از کار در آمده است؛ در مورد مصر گفته است آنچه نظامی ها کرده اند کودتاست. با اینکه کسانی با ادعای سکولار و لیبرال بودن ارتش را وارد عمل کردند با این توجیه که رئیس جمهوری اخوان المسلمینی چیزهای بدی در سر دارد و ممکن است استبدادی از نوع استبداد ایران برقرار کند. یک عده هم از آنطرف(اخوان المسلمین) حمایت کردند و ما گفتیم اگر جنبش مال مردم مصر است و انها هستند که اعتراض می کنند پس نظامی حق ندارد وارد عمل شود، باید بگذارد جنبش مردم به نتیجه برسد. عملا نظامی ها وارد عمل شدند و ترس از استبداد اخوان المسلمینی در عمل به استبداد نظامی ها تبدیل شد که بقول مطبوعات فرانسه نظامیها هنوز اخوان المسلمین را نابود نکرده، کلک دمکراسی را کندند. نظری که جانبدار مداخله نظامی بود غلط از آب درآمد. آن طرف هم که جانب اخوان المسلمین را می گرفت و جانب دموکراسی و جانب جامعه مصری را به مثابه شهروندان نمی گرفت، هم غلط درآمد، حاصل وضعیتی شده که در مصر می بینیم، دو طرف رو در روی، مشغول کشت و کشتار و خطر جنگ داخلی.

مسئله وزیران در ایران؛ عینا همان از کار در آمد که دو نوبت در گفتگو با شما درباره ترکیب هیات وزریران عرض کردم، الا اینکه وزرای آقای روحانی 4 گروه هستند، گروه اقتصادی، گروه سیاسی، گروه داخلی - امنیتی و گروه جوانان که به تعلیمات متوسطه و عالی و ابتدائی و ورزش می پردازند. مهندسی گروه آخری(گروه جوانان) برعهده مجلس گذاشته شد که وزرای پیشنهادی حذف بشوند به ترتیبی که به پای آقای روحانی ننویسند که اصلاح طلبها را چرخ پنجم کرد! در عمل همان ترکیب را پیدا کرد بعلاوه اینکه فرصتی برای یورش به جنبش سال 88 مردم و فتنه خواندن آن جنبش شد و ندیدم کسانی که در خارج و داخل در مداحی آقای روحانی اندازه نگه نداشتند و بسا هنوز نگه نمی دارند، حتی تعجب بکنند از اینکه آقای روحانی جنبش میلیونها ایرانی در شهرهای ایران را "اردوکشی" بخواند و با جنایات در زندان کهریزک برابر قرار داد! گفت: «عده ای اردو کشی کردند، عده ای هم زندان کهریزک را تصدی کردند» مثل اینکه دو کار خطای مساوی در دو طرف انجام شده! شمایی که رای دادید به چنین آدمی رای دادید؟ شما در خیابانها نبودید؟

وزیران معرفی شده، حتی آنهایی که رد شدند در تملق اندازه نگه نداشته اند. از آقای روحانی که چنین فرمایشی فرمود جای تعجبی نیست اما از آن مدعیان سکولار و لیبرال و طرفدار آزادی و ... که در داخل و خارج مداحی او را می کنند جای بسی تعجب است که آقای روحانی جنبش مردم ایران را با جنایات کهریزک برابر بنشاند و بگوید تمام وزرای من مطیع رهبرند! در واقع مهندسی را آقایان خامنه ای و لاریجانی انجام داده اند، گرچه اطلاع دیگری می گوید مهندسی ترکیب وزرا را آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و روحانی انجام داده اند ولی در عمل وزارتخانه های سیاسی مال اصولگراها شد، حتی آقای زنگنه تا چراغ سبز رهبر به مجلس ابلاغ نشد رای نیاورد و در نهایت با رای پایینی پذیرفته شد. درباره وزیران سخن بسیار است، امیدوارم در گفتگوی بعدی به این مساله مهم بازگردیم برای اینکه مردم ایران باید از این آسان فریب خوردن باز بایستند. نمی خواهم بگویم شما مردم فریب می خورید بلکه می خواهم بگویم دروغ را آسان می پذیرید، برای اینکه آدم زیر سلطه و تحت استبداد، راحت به دروغ تن می دهد و می گوید: «بلکه راست از آب درآید!»

مساله تحریمها؛ به کسانی که امضاء کرده اند، کاری ندارم، با موضعشان کار دارم. شمایی که به آقای اوباما نامه می نویسید مگر این تحریمها با آقای روحانی شروع شده است؟ چرا قبلا این تقاضا را نمی کردید، آنزمان تحریمها به ضرر مردم ایران نبود؟ آنچه که بعضی ها آهسته می گویند را اگر جرات داشتند و بلند می گفتند موضع آنها شفافتر می شد چون آهسته می گویند: «تحریمها موثر شد برای اینکه اقای روحانی رئیس جمهور شود حالا باید این تحریمها را برداشت!» یک دسته می گویند: «باید تحریمها را رها کرد»، یک دسته می گویند: «چون تحریم موثر شد باید ادامه داد تا کلک رژیم کنده شود» اما واقع امر این است که آقای روحانی محصول تحریمها نیست. چرا این دو گرایش اینگونه موضع گیری کرده اند؟ چون اصل را بر قدرت گذاشته اند، تا وقتی که خودشان سر کار نیستند محور حاکم بر قدرت مخالف آنهاست، آنوقت سکوت است یا تحریمها خوب است! وقتی که خودشان فکر می کنند محور هستند، در حالیکه هنوز نیستند و نمی خواهند واقعیت را آنگونه که هست بپذیرند، آنوقت تحریمها بد می شود و از آقای رئیس جمهور آمریکا تقاضا می کنند که تحریمها را بردار! اما اصل قضیه این است که وضعیت امروز ایران نتیجه تحریمها نیست. اگر واقعا رژیم بنا بر استقامت در برابر تحریمها داشت، سیاست اقتصادی دیگری به کار می برد، 700 میلیارد پول را در تخریب اقتصاد ایران به کار نمی برد، امروز هم محتاج عریضه نگاری نمی شد!

با تحریم ها سالهاست که مخالفم؛ اولین بار مجلس آلمان دعوت کرد و در آنجا 12 تدبیر پیشنهاد کردم، بعد این تدبیرها را کامل کردم و در 3 نوبت 25 تدبیر را پیشنهاد کردم(نوبت اول در سوم سپتامبر 2011، نوبت دوم در 22 نوامبر 2011 و نوبت سوم در 30 ژوئیه 2012) و در نوبت سوم، در مطبوعات آمریکا و چند کشور دیگر هم انتشار پیدا کرد. آمریکا و اروپا کدامیک از این تدبیرهای 25 گانه را بکار بردند؟ هیچکدام. من تحریم پیشنهاد نکردم، تدبیر پیشنهاد کردم، تحریمهایی که بکار بردند ضد مردم ایران بود، وسیله در اختیار رژیم گذاشت تا انتخابات خرداد 92 را مهندسی کند و تحریمها را دست آویز کند برای اینکه مردم را پای صندوقها ببرد. آقایانی که نامه نوشتند یادشان نبوده که دلیل وضعیت کنونی اقتصاد ایران این نیست که تحریمها هست، بلکه این است که بطور مرتب و از روی قرار و قاعده از حکومت آقای رجایی تا به امروز به تخریب اقتصاد مشغول بوده اند و نتیجه این وضعیت شده وگرنه در صورتی که اقتصاد تولید محور بود، این تحریمها می توانست، باعث رشد بیشتر اقتصاد تولیدمحور بگردد. چون اقتصاد را مصرف محور کرده اند، تحریمها این اثرها را گذاشته است. گفتم هیچکدام از تدبیرهایی که پیشنهاد کردم را بکار نگرفتند و اگر بکار می گرفتند وضعیت ایران کاملا غیر از این بود که الان است، آن تدبیرها را فهرست وار عرض می کنم:

• در قلمرو سیاسی و نظامی:

۱ پس گرفتن شناسائی از دولت های سرکوبگر، دستکم فروکاستن آن تا حد روابط کنسولی.

۲ – خودداری از شناسایی گروههای مخالف رژیمهای سرکوبگر و حمایت سیاسی و مالی و نظامی از آنها. غرب درست برعکس عمل کرده و این گروهها را به خدمت گرفته که انتشار ضد اطلاعات را تصدی می کنند و جنگ پنهان هم توسط اینها انجام می شود.

۳ – ترک حمایت از بخشی از رژیم در برابر بخش دیگر. این کاری است که غرب مرتب کرده، درحال حاضر می بینید که کار وسایل تبلیغاتی انگلستان و آمریکا، چه فارسی زبان(بی بی سی و صدای آمریکا) و چه غیرفارسی زبان، ستایش روزمره از آقای روحانی درباره دسته دیگر(اصولگرای افراطی) است.

۴ – خودداری از حمله نظامی و حتی تهدید به حمله نظامی. بجای این کار به تشدید تحریمها و تهدید به جنگ پرداختند. همین امروز گزارش شده است که رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در مراجعت از اسرائیل گفته است که نقشه ای که الان برای حمله به ایران داریم از نقشه یکسال پیش، به مراتب کاملتر است!

۵ – خودداری از حمایت سیاسی و نظامی و مالی و تبلیغاتی از گروههای مسلح. متاسفانه خودداری نکردند و همچنان در حال این حمایتها هستند.

۶ – رفتار بدون تبعیض با همه استبدادها. چنین نیست، آقای جان کری وزیر خارجه آمریکا، قبل از اینکه آقای اوباما دیروز به جنایتهای انجام شده در مصر اعتراض کند، گفت: «ارتش برای نجات دموکراسی مداخله کرده!» از عربستان که حمایت می کند و از هر استبدادی که منافعش را تامین می کند در میان است راضی است و حرفی نمی زند، چنانکه در بحرین هر روز مردم را می کشند، آمریکا هیچ اعتراضی نمی کند.

۷ – خودداری از فروش اسلحه، بخصوص اسلحه ای که بر ضد مردم به کار می رود.

• در قلمرو حقوق انسان و وسائل ارتباط جمعی:

۸ – پایان دادن به روش کنونی که استفاده از حقوق انسان برای امتیاز گرفتن از دولتهای استبدادی است و بجای آن منبای قرار دادن حقوق انسان در ارتباط با این رژیمها. اصلا عمل نکردند!

۹ – تهیه فهرست متجاوزان به حقوق انسان و در اختیار دادگاه جنائی بین المللی و کشورهای مختلف قرار دادن آنها. این کار را هم نکردند، یک لیست تحریمها بر ضد اشخاصی در ایران تهیه کرده اند که حسابهایشان را تحریم کرده اند و مانع سفرشان شده اند، اما می دانیم که این لیست بسیار ناقص است و محتاج لیست کاملی است که برای افکار عمومی دنیا انتشار یابد.

۱۰ – رفتار بدون تبعیض با دولتهای متجاوز به حقوق انسان. مثلا اسرائیل در فلسطین مرتبا به حقوق انسان تجاوز می کند. سعودی ها در بحرین به حقوق انسان تجاوز می کنند.

۱۱ رفتار مشابه با گروههای مخالف رژیمهای سرکوبگر، وقتی که گروههای مخالف هم به حقوق انسان تجاوز می کنند. سوریه را ببینید، مخالفین آقای اسد در جنایتکاری کم از او نیستند ولی غرب، قطر و عربستان کمک مالی و تسلیحاتی به آنها می کند، به تجاوز به حقوق انسان انجام شده توسط گروههای مخالف بشار اسد اعتراضی نمی کنند!

۱۲ – وسایل ارتباط جمعی که در حال حاضر وسیله پیشبرد هدفهای قدرتهای خارجی هستند، بیطرف شوند. شما حتی بی بی سی و صدای آمریکا را نتوانستید بیطرف کنید. اینها باید کاملا بیطرفانه اطلاعات بدهند و جریان آزاد اندیشه ها را برقرار کند در حالیکه کاملا باطرفانه است.

۱۳ تبلیغ اصول راهنما و فرهنگ مردمسالاری و حقوق انسان، بخصوص از قلم نیانداختن "اصل استقلال" که درست برعکس عمل می کنند، چنانکه "استقلال" کلمه ای است که نباید بر زبان آورد، مرتب هم می گویند جهانی شده و ...! عده ای درباره کودتای 28 مرداد که دو روز دیگر سالروز آن است، با تمام پر رویی می گویند: «آمریکایی ها در 25 مرداد کودتا کردند، شکست خورد، 28 مرداد قیام مردم بود!» رئیس جمهور و وزیرخارجه آمریکا و حکومت انگلیس از ایران عذرخواهی کردند، اینها بابت قیام مردم ایران از مردم ایران پوزش می خواستند، مردم ایران نوکران آمریکا شده بودند که بر ضد خودشان کودتا کنند؟

۱۴ شناختن حق هر جامعه به داشتن فرهنگ و خلق آن و دست شستن از سلطه فرهنگی و سعی در تبلغ فرهنگ استقلال و آزادی. که درست عکسش را دارند انجام می دهند، خصوصا بی بی سی و صدای آمریکا در آنچه به ایران مربوط است، لابد به زبانهای دیگر هم در آنچه که به دیگر کشورها مربوط می شود نیز این کار را انجام می دهند.

۱۵ حساس کردن و برانگیختن افکار عمومی جهانی نسبت به تجاوزها به حقوق انسان.

۱۶ – پرداختن دولتهای مدعی حق مداخله به حقوق انسان و دموکراسی خودشان. مثلا می گویند ما در سوریه حق مداخله داریم چون رژیم در آنجا دارد کشت و کشتار می کند،  در لیبی حق مداخله داشتیم، مداخله کردیم. تو که این حق مداخله را برای خود قائلی، در کشور خودت این حقوق را رعایت کن. همین امروز در آمریکا معلوم شده است که تجاوز به حقوق انسان از طریق شنود هیچ مرز خصوصی و ... نمی شناخته و دولت آمریکا مرتب به حقوق انسانی شهروندان آمریکایی تجاوز می کند. حرف تو را چه کسی می خرد وقتی که داری این تجاوزها را به حقوق انسان انجام می دهی؟، آنهم زندان گوانتانامو و ابوغریبت!

 

• در قلمرو اقتصادی:

۱۷ – ممنوع کردن دادن قرضه به دولتهای سرکوبگر. تا همین آقای احمدی نژاد که دوره اش تمام شد، ایران قرضه خارجی دارد.

۱۸ – ممنوع کردن بانکها و شرکتها از اداره پول و دارایی های سران و ماموران دولتهای سرکوبگر. در این مورد در آنچه مربوط به ایران می شود یک اقدامی شده است.

۱۹ شناسایی دارایی های موجود سران رژیمهای سرکوبگر و محلهای بکار افتادن آنها و به حساب ملتهای گرفتار رژیمهای سرکوبگر گذاشتن این ثروتها. این کار انجام نشده است.

۲۰ – موظف کردن بانکها و شرکتها به شفاف کردن معاملات خود با کشورهای تحت اداره استبداد که انجام نشده است.

۲۱ – شفاف کردن بهای کالاهایی که به کشورهای تحت اداره استبداد می فروشند. مشاهده می کنید کالایی که به ایران می رسد با دو یا سه برابر قیمت به مردم فروخته می شود. یک قسمت تورم مال قدرت خریدی است که دولت و سیستم بانکی ایجاد می کنند، بخش دیگرش مربوط به انحصار بخش بازرگانی خارجی در دست گروههای قدرتمدار مربوط می شود که ناشی از این است که بخشی از قیمتها شفاف نیستند. اگر شفاف شوند، خواهید دید ببینید که فرق معامله چقدر می شود!؟

۲۲ – مبارزه بین‌المللی با قاچاق بخصوص قاچاق مواد مخدر که انجام نمی گیرد.

۲۳ – رژیمهای استبدادی خصوصا استبدادهای نفتی در بودجه خودشان از جماعه مستقل هستند، از اینرو شفاف کردن فروش فراورده ها و جلوگیری از فروش محرمانه، قاچاق و قیمت های قلابی از مهمترین تدابیر است که هیچ وقت انجام نگرفته است!

• در قلمرو دانش و فن و استعداد:

۲۴ – سالانه 150 هزار استعداد از ایران خارج می شود. اینها جذب اقتصادهای کشورهای مسلط می شوند. برای تمام کشورهای تحت استبداد می شود بانکهای استعداد تشکیل داد که اینها آمادگی پیدا می کردند که اگر روزی جامعه شان دموکراسی پیدا کردند به کشورشان برگردند و خدمت کنند.

۲۵ امکانات قانونی بوجود آوردن برای شرکت اتباع کشورهایی که در جنبش هستند برای فعالیتهای سیاسی غیر خشونت آمیز در عین خودداری از خریدن و به خدمت منافع خود در آوردن آنها. الان در غرب آدمهایی که به استقلال مبارزه می کنند، در مشکلند، انواع مشکلات برایشان فراهم است، اما آنهایی که به خدمت در می آیند، انواع تسحیلات برایشان فراهم است.

این تدابیر را برای یادآوری دوباره فهرست کردم برای اینکه توجه کنید که مشکل ایران تحریمها نیست، مشکل رژیم است. آقای حجاریان با ماجرای "تدلیس" تقصیر را از گردن آقای خامنه ای برداشت و بر گردن آقای احمدی نژاد گذاشت ولی چنین نیست، اصل مشکل ایران ولایت مطلقه فقیه است. وقتی در امر تصدی مساله جوانان(دبستان، دبیرستان و دانشگاهها که حدود 20 میلیون نفر جمعیت دارند، یعنی تمام نیروی محرکه جامعه ایرانی) حتی کسانی که از دید رژیم زمانی با جنبش مردم همسویی کردند، حق تصدی ندارند، چه کسانی حق تصدی دارند؟ سرکوبگرها! پس در واقع اصل مساله در ایران است، آقایانی که به آقای اوباما نامه می نویسید، لطفا حواستان را جمع مساله داخلی خودتان بکنید، خودتان اولا، کمی به استقلال و آزادی بیاندیشید! کمی به شهروندی و به حقوق شهروندی بیاندیشید! کمی به حق حاکمیت ملت بیاندیشید و این ملت را به حق حاکمیت خویش بخوانید! آقای اوباما از یک فرصت دارد استفاده می کند، اگر اقتصاد ایران ضعیف نبود که او دنبال تحریم نمی رفت زیرا بی فایده بود. چون این ضعف بزرگ وجود داشت، از همانجا ضربه زده. تا این ضعف هست، تحریمها را هم اگر فردا بردارند، فرض کنیم که دو برابر سابق پول نفت به رژیم بدهند، همانطور که قبلا دیدید، 700 میلیارد دلار پول بود، این پول خرج شد با این حال وضعیت شما اینجور شده، چرا به این امر توجه نمی کنید؟ تحریمها وضع شما را اینجور نکرد، 700 میلیارد خرج ویرانسازی و تورمسازی شد و این بلا را بر سر شما آورده است. پس این اقتصاد باید از اساس تغییر کند، از مصرف محور به تولید محور تبدیل شود که محتاج رژیم دیگری است. رژیم استبدادی ولایت مطلقه فقیه مطلقا با اقتصاد تولید محور سازگار نیست، خودتان را فریب ندهید!

شاد و پیروز باشید

گفتگو با رادیو عصرجدید در 25 مرداد 1392

گفتگوهای رادیو اینترنتی عصرجدید با آقای بنی صدر، جمعه ها ساعت 21:40 الی 22:10(بوقت ایران) از آدرس زیر پخش می شوند:

http://www.asrjadid.com/musicvideo.php?vid=8eade25e1

 


در این رابطه