ایران و جهان در آستانۀ سال ۱۳۹۹، مصاحبۀ تلویزیون سپیدۀ استقلال و آزادی با ابوالحسن بنی صدر

ایران و جهان در آستانۀ سال ۱۳۹۹، مصاحبۀ مرتضی عبداللهی با ابوالحسن بنی صدر در تلویزیون سپیدۀ استقلال و آزادی:

                                                                              Banisadr-Abdollahi-1

                                                                                برای شنیدن صدای این مصاحبه اینجا را کلیک کنید

                                                                               
ابوالحسن بنی صدر: آیا تبریک سالروز ملی شدن صنعت نفت و نوروز باستانی در این وضعیت سخت، جا و محل دارد، یا خیر؟ ...
 
وضعیت سنجی سال ۹۸ ای که نزدیک به پایان است، انتشار داده شد، برای اینکه شهادت بدهد بر اینکه آنچه گفته شده، با کمال تأسف واقعیت پیدا کرده است، هم در قلمرو اقتصاد، هم در قلمرو سیاست، هم در قلمرو اجتماعی، و هم در قلمرو فرهنگ.
 
جنگ اعلان نشده ای که مهمان ناخوانده، آقای کرونا باشد، هم تشریف آورده و به جنگ های دیگر اضافه شده است. مردم ایران گرفتار ۹ جنگ بودند که با این کرونا، فعلاً شده ۱۰ تا.
 
خوب، حالا مردمی گرفتار این ۱۰ جنگ هستند که بدترین شان جنگ اقتصادی است، گرفتار آسیب های اجتماعی هم هستند، گرفتار فقر هم هستند، گرفتار استبداد بی کفایت فاسد هم هستند. خوب، این مردم حق دارند از خود بپرسند که آیا با وجود این گرفتاری ها، جا دارد که ما به آنها سالروز ملی شدن صنعت نفت و نوروز باستانی را تبریک بگوییم،؟ جا دارد، یا ندارد؟ جا ندارد، بلحاظ این گرفتاری ها. اما جا دارد اگر، ... . برای اینکه این اگر را توضیح بدهم، یادآور می شوم که در بیان های قدرت دو تا حالت و وضعیت بیشتر قابل مشاهده نیستند و گفته نشده است. یکی، سلطۀ یکی بر دیگری است. دوم تساوی قوای دو طرف و درعین حال نسبت به هم مسلط و زیر سلطه بودن است.
 
حالت استقلال و آزادی، به معنای نه مسلط و نه زیر سلطه و مستقل و آزاد، توی آن طرز فکر ها، نه دیده شده، نه گفته شده، و نه نوشته شده، برای اینکه قابل مشاهده نیست. این بر مبنای موازنۀ عدمی بقول مدرس و موازنۀ منفی به قول مصدق است که استقلال، بمعنای نه مسلط و نه زیر سلطه است، و در همین حال آزادی بمعنای اینکه هر انسانی می تواند هر انتخابی موافق حق بعمل بیاورد. این اندیشه، از ایران است.
 
امروز ما در جهانی زندگی می کنیم که این کرونا می گوید که اگر تا حالا خوب نمی دیدید، حالا خوب ببینید، همه، در برابر یک مسئله هستند. شما نگاه کنید که پیشاروی این بیماری کشور ها چگونه عمل می کنند، نوع عمل هر کشور می گوید که چه اندازه حقوق، رابطه ها را تنظیم می کند و چه اندازه قدرت. من با بسیاری از پزشکان که کارشناس این گونه بیماری هستند، صحبت کردم و از آنها شنیدم، هر روز هم در تلویزیون دیده و هم در سایت ها و روزنامه های اروپایی خواندم، در واقع اتفاق نظر وجود دارد که اگر امکانات وجود داشته باشند، این بیماری کشنده نیست.
 
حالا آن امکانات کدام ها هستند، آن امکانات یک قسمتش تجهیزات پزشکی هستند و یک قسمت مهمترش، توانایی انسان ها و مسئولیت شناسی آنها و حق شناسی آنها هستند. این مسئولیت شناسی هم اگر کسی در کله، قدرت داشته باشد و محور فکرش، قدرت باشد، اصلاً برای او قابل طرح نیست. این است که کشورهایی که در استبداد زندگی می کنند، انسان ها، شهروندان و مسئولانش احساس مسئولیت نمی کنند. شما نگاه کنید: دولت چین نمی توانست زودتر، یعنی همان روز نخست که آن پزشک هشدار داد، عمل کند؟ می توانست، ولی نکرد. آنوقتی هم که عمل کرد، موقعیت اقتصادیش در دنیا به خطر افتاده بود، هنوز هم که دارد عمل می کند، به شیوۀ استبدادی عمل می کند. حالا ایران را نگاه کنید. وقتی که دنیا گفت چنین بیماری ای دارد عالمگیر می شود، این کشوری که به قول خودش می گوید که در سخت ترین تحریم هاست، نباید بیشتر از همه مراقبت کند که این بیماری سرایت نکند؟ خیر، ... . ٣ کشورند که کمترین مراقبت را کردند و هر ٣ الان شده اند مرکز جهانی این ویروس که یکی از آنها ایران است. چرا؟ برای اینکه عقل قدرتمدار، مسئولیت نمی شناسد و خود را مسئول نمی داند. گرفتار عقدۀ خود ناتوان بینی هم می شود و این را هم القا می کند. آن خرافۀ دینی را بجای دین نشانده و به مردم القا می کند که این خواست خدا است و شما به مرگ محکومید، که البته چنین نیست. انسانهایی که به حقوق خویش وجدان دارند و می دانند که در عمل کردن به حقوق و رعایت حقوق دیگری مسئولند، احساس توانایی و مسئولیت می کنند. پس مسئولیت شناسی، احساس توانایی، توانایی خلاقیت برای حل مسئله، از ویژگی های وجدان به حقوق اند.
 
حالا اگر یک مردمی این فرصت را مغتنم بشمارند و بیاد بیاورند که قدیمی ترین دمکراسی در جهان– قدیمی، یعنی ۳ هزار سال پیش از دمکراسی یونان-، در سرزمین ما بوده ، بیاد بیاورند جنبش های بزرگی که این ملت براه انداخت و توانست حیات ملی را تا امروز ادامه بدهد، بیاد بیاورند آنروز که اقوام ایرانی اتحاد کردند و ایران را بنا نهادند و آن روز را نوروز خواندند، نوروز، روز وجدان به حقوق، مسئولیت شناسی، احساس توانایی و خلاقیت می شود.
 
اگر این نسل امروز خود را توانا تعریف کند، حقوند تعریف کند و به عمل برخیزد، آنوقت این نوروز، تبریک گفتن دارد و من تبریک عرض می کنم. بخصوص ما، که در موقعیت و وضعیت زیر سلطه در دنیا بودیم، جشن ملی کردن نفت را براه انداختیم، و آغاز گر جنبش بخاطر استقلال و آزادی، هر دو با هم بودیم. ما بودیم که گفتیم، نه مسلط و نه زیر سلطه، مستقل و آزاد.
 
هم اکنون هم که من دارم با شما مردم ایران سخن می گویم، ما ایرانی ها هستیم که می گوییم که در منطقه، در غرب و در شرق، خبری از استقلال و آزادی با هم، و نه مسلط و نه زیر سلطه، نیست. برای اینکه بخشی مسلط هستند و بخشی هم زیر سلطه. متأسفانه آن زیر سلطه ها هم پذیرفته اند که گویا این تقدیر، ازلی و ابدیست. حالا وضعیت فرق کرده، آن مسلط ها هم گرفتار یک خود تخریبی شده اند. ناتوانی شان در برابر یک ویروس:  اینهایی که خدا را هم بنده نبودند و دم از خدایی فوق خدا می زدند، اینهایی که ۱۰ برابر کل تولید ناخالص ملی کشور های جهان، در قمارخانه ای که اسمش بازار فراورده های مشتق است، سرمایه دارند، حالا برای تخت بیمارستان و دارو و ماسک و...، درمانده اند. پس، جهان واقعاً در برابر یک مسئله است. آن مسئله چیست؟، مسئله این است که رابطه ها را قدرت تنظیم می کند و تخریب می کند، برای اینکه این بشریت بتواند خود را بازبیابد، نیاز به این دارد که قدرت را با حقوق جانشین کند و این یک مسئله جهانیست. در این مسئلۀ جهانی، آنهایی که در موقعیت زیر سلطه هستند، می توانند نقش رهبری داشته باشند. برای اینکه آنها هستند که اگر برخیزند، اگر مستقل و آزاد بشوند، این تحول را به بقیۀ بشر هم هدیه می کنند و روز جهان را نوروز می کنند.
 
آنچه مشاهده می شود از حضور جوان ها در شهرها، از مسئولیت شناسی پزشکان و پرستاران و مردم توانایی که کمک می کنند، اینها به ما می گویند به اینکه وجدان به حقوق برای بخشی از جامعه، لااقل مطرح است، هرگاه این اطلاعی که من عرض کردم، صحیح باشد، نوروز تبریک دارد.
 
این بیماری به شما مردم درسی را می آموزد که اگر توانایی های خود را بکار ببرید، روز ایران نو می شود. ایران به انتظار آن است که نسل امروز آن را نو کند، نوروز را با جنبش برای پیروزی بر مشکلات، بازیابیم و باز سازیم ...