خطر بی‌تفاوتی مردم نسبت به اعداد اختلاس‌ها

ekhtelass 13102016
قانون: عامه مردم بزرگی اختلاس‌های این چنینی را در زندگی خود درک نمی‌کنند و می‌گویند چگونه وقتی ما می‌خواهیم یک وام ازدواج بگیریم هزاران هزار سفته و ضامن از ما می‌گیرند اما فردی می‌تواند این اعداد را از نظام بانکی خارج کند؟

این روزها اخباری از تخلف‌هاي مالي ریز و درشت به گوش می‌رسد و آخرین آن ماجرای عجیب و غریب ثامن الحجج است ولي به نظر مي‌رسد كه مردم نسبت به اين مسائل بي‌تفاوت شده‌اند. شاید اولین بار که یک اختلاس میلیاردی همه گیر شد مربوط به شهریور ۱۳۹۰ باشد. در آن اختلاس مقامات و رسانه‌های ایران از کشف اختلاسی بزرگ در بانک‌های ایران خبر دادند که «مه‌آفرید امیرخسروی» توانست مبلغ سه هزار میلیارد تومان را از شبکه‌های بانکی ایران به سرقت ببرد.

در فضاهای اجتماعی و محافل مختلف، بزرگی این عدد با تعداد صفرهای بی‌شمارش به نمایش درآمد. البته برخی‌ها هم آمدند و این عدد را به جمعیت ایران تقسیم کردند و محاسباتی انجام دادند که سهم هر ایرانی از این پول چقدر بوده است و همین موشکافی اختلاس موج انتقادها را بیش از پیش بالا برد.

عامه مردم بزرگی اختلاس‌های این چنینی را در زندگی خود درک نمی‌کنند و می‌گویند چگونه وقتی ما می‌خواهیم یک وام ازدواج بگیریم هزاران هزار سفته و ضامن از ما می‌گیرند اما فردی می‌تواند این اعداد را از نظام بانکی خارج کند؟

در پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی برخي متهمان به اعدام، چند نفر به حبس ابد و سایر متهمان نیز به حبس‌های مختلف محکوم شدند.

اما پس از هفت سال دیگر 3000 میلیارد تومان چندان به چشم نمی‌آید چون ارقامی که به گوش می‌رسد از این عدد بالا و بالاتر می‌رود و حال فاجعه‌ای در به نام «بیگانگی اجتماعی» حال رخ دادن است.

چندی پیش در صفحات اجتماعي فردی مشاهده‌ كردم که نوشته بود حالا که این رقم‌ها روز به روز در حال بالا رفتن است و حتی ما نمی‌دانیم که معادلش یعنی چند خانه و خودرو و از آنجایی که کاری هم از دست ما بر نمی‌آید«پس، به ما چه ارتباطي دارد!».

وجود پرونده‌هایی مثل محمود رضا خاوری، شهرام جزایری، بابک زنجانی و پرونده فساد نفتی، اختلاس بیمه ایران و پرونده معاون اول دولت دهم، رسوایی فیش‌های حقوقی مدیران، و حالا پرونده ثامن‌الحجج و پرداخت مبالغی خارج از عرف به چهره‌های سیاسی و هنری سبب شده تا این بی‌تفاوتی بیش از پیش شود.

شاید در این پرونده همانند پرونده‌های گذشته تعدادی اعدام، تعدادی حبس ابد و تعدادی هم تبرئه شوند اما اینکه اعتماد عمومی جامعه کم کم به بی‌تفاوتی تبدیل شود اين به معناي یک هشداراست.

بی‌تردید باید معضلات اقتصادی همچون وجود رانت، دولتی بودن اقتصاد و آسیب‌های آن، خصوصی سازی نامناسب و رشد خصولتی‌ها، نوسان قیمت ‌ها و تاثیر عجیبش روی مسائل سیاسی و اقتصادی، بی‌انضباطی مالی، سهمیه‌بندی‌های تجاری و ارزی، اصلاح دستمزدها، پاسخگو نبودن مسئولان و حذف رسانه‌های منتقد، حذف مدیران کارآمد و به کار گیری افراد رابطه‌ای به جای ضابطه‌ای، سوار شدن اقتصاد کشور بر پایه سیستم نفتی، اقتصادهای مخفی و پیچ و خم‌های اداری توسط اقتصاددانان و صاحب‌نظران برایش راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در نظر گرفته شده تا بسياري از مشكلات حل شود.