بیانیۀ شوراهای صنفی دانشجویان در برخی دانشگاه های ایران به مناسبت روز دانشجو

daneshgah-1 ۶۵ سال پیش از این، در روزهایی که جغرافیای ما عرصۀ تاخت و تاز قدرت‌ های خارجی و متحدان و نفع‌ بران داخلی‌ اش قرار گرفته بود، ارتجاع ضد مردمیِ پهلوی برای اثبات خوش‌خدمتی‌ اش به اربابان آمریکاییِ خود، سه فرزند مبارز ایران را پیش پای نیکسون جنایتکار قربانی کرد و برگی خونین از تاریخ مبارزات دانشجویی، رقم خورد. امروز، در شرایطی که وارثانِ خود خواندۀ شانزدهم آذر، این بار در هیبت دو جناح، بیش از هر زمان دیگری کمر به سیاست‌ زدایی از دانشگاه بسته‌ اند و می‌ کوشند تا دانشجو را به موجودی توسری‌ خورده، از نظر سیاسی عقیم و گوش‌ به‌ فرمانِ غارتگرانِ عرصۀ آموزش عالی و سایر عرصه‌ های زندگی اجتماعی بدل کنند، بار دیگر بر آن شده‌ ایم تا صدایی خلاف موج‌ های اقتصادی و سیاسیِ حاکم بلند کنیم.
 
ما انسان‌ های زمانه‌ ای هستیم که آموزش را نه به صورت یک حق بدیهی و مسئله‌ ای اجتماعی، بلکه بعنوان کالایی عرضه‌ شده در بازار سیاه صنف دلالان آموزش درک کرده‌ ایم؛ زمانه‌ ای که در آن فرودستان و تهی‌ دستان هر چه بیش‌ تر از رقابت در این بازار مکاره باز مانده‌ اند و دستشان از محصولاتِ آموزش عالی خالی مانده است؛ ما انسان‌ های زمانه‌ ای هستیم که آموزش را نه دیگر بعنوان جستجوی حقیقت، بلکه همچون یک کالای بسته‌ بندی‌ شدۀ بی‌ کیفیت و در خدمت اهداف و منافع طبقات حاکم دریافت کرده‌ ایم؛ زمانه‌ ای که در آن پدران و مادرانمان از سویی باید کارشان را با بهایی ارزان و در چندین نوبت روز به کارفرمایان بفروشند، و از سوی دیگر حاصل کارشان را صرف خرید انواع و اقسام خدمات گران‌ق یمت –از آموزش گرفته تا مسکن و درمان- کنند؛ ما انسان‌  های زمانه‌ای هستیم که رخنۀ منطق خصوصی‌ سازی و سودزایی در همۀ سپهرهای زندگی اجتماعی را به جان درک کرده ایم و دیده ایم این هیولا روز به روز بیش‌ تر حق حیات را از ما سلب کرده و در کام خود فرو می‌ بلعد.
 
زمانۀ ما، زمانۀ رشد سرطانیِ دانشگاه‌ های پولیِ غیردولتی و دوره‌ های تحصیلیِ پولی در دانشگاه‌های دولتی است. با وجود ادعاهای توخالیِ مدافعان این زمانه، پولی‌ شدنِ فزایندۀ آموزشِ عالی با اُفتِ شدید و محسوسِ کیفیت آموزش همراه بوده است. خدماتِ رفاهیِ دانشجویان هر دم بیش‌ تر به پیمانکارهای خصوصی واگذار شده‌ اند و این نیز نتیجه‌ ای جز کاهش کیفیت و ظرفیتِ خوابگاه‌ ها و سقوطِ کیفیت تغذیه و سرویس حمل و نقل نداشته است. کاهش سنوات مجاز تحصیلی علاوه بر کاهش کیفیت علمی پایان‌ نامه‌ های دوره‌ های تحصیلات تکمیلی، دست دولت‌ ها را برای عقب‌ نشینیِ روزافزون از وظایف خود در تأمین خدمات رفاهی باز گذاشته است. همچنین تبعیض‌ هایی از قبیل سلب حق تحصیل از اقلیت‌ های دینی و مهاجران افغانستانی با ترفندهای حقوقی و همچنین تبعیض‌ های قومیتی از طریق سیاست‌ های بومی‌ گزینی –که جوانان مناطق حاشیه‌ ای و محروم را از ورود به دانشگاه‌های «برتر» کشور محروم ساخته است- باعث تشدید نابرابری‌ های اجتماعی در سپهر آموزش عالی و تبعیض در دستیابی به فرصت‌ های اجتماعیِ برابر شده است. علاوه بر این، تبعیض‌ های جنسیتی از طریق گزینش و سهمیه‌ بندی، کنترل و نظارت بر پوشش زنان و به بهانۀ آن رد صلاحیتِ حضور آنان در تشکل‌ های دانشجویی، تعیین مقررات قیم‌ مآبانۀ عبور و مرور در خوابگاه‌ های دخترانه، در کنار تبعیض گسترده علیه زنان در جامعه، دانشجویان زن را تحت ستم مضاعف قرار داده است.
 
تمام این دشواری‌ های تحصیلات عالی در حالی است که افقِ پیش روی دانشجو تیره و تار است؛ دانشجو با یک بازار کار نا ایمن و بی‌ ثبات و بیکاریِ مزمن در سطح جامعه روبرو می‌ شود و در این میان زنان از سوی سیاست‌ های اقتصادی- جتماعیِ مردسالارانۀ حاکم، دو چندان طرد شده و از داشتن فرصت شغلی و مشارکت فعالانه در زندگیِ اجتماعی محروم می‌ شوند. نسخه‌ هایی مثل «طرح کار ورزی فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی» نیز که از سوی دولت ارائه شد، چیزی جز یک برنامۀ استثماری برای بهره‌ برداری از نیروی کار ارزان دانشجویی نبود، برنامه‌ ای که با مقاومت دانشجویان موقتاً کنار گذاشته شد. سیاست پذیرش بی‌ رویه و تجاری دانشجو، بدون پشتوانۀ لازم در بازار کار و تأمین شغل برای دانش‌ آموختگان، بویژه در رابطه با دانشگاه‌ هایی چون آزاد اسلامی، پیام نور، غیرانتفاعی و علمی‌- کاربردی، تلاشی هدفمند و سیّاسانه در راستای ارزان سازی نیروی کار بوده‌ است که زندگی جمع عظیمی از دانش‌آموختگان را با بحران مواجه ساخته‌ است.
 
در چنین وضعیتی، شوراهای صنفی تنها اهرم دانشجویان برای مقاومت در برابر این امواج تهاجمی بوده‌ اند. از این‌ رو، هیچ جای شگفتی نیست که، بویژه پس از سرکوب دانشجویان در دی ماه ۱۳۹۶، تلاش‌ های چشمگیری برای سنگ‌ اندازی در مسیر فعالیت‌ های این نهاد صورت گرفته است. بازداشت بیش از ۳۰۰ دانشجو در سراسر کشور و صدور بیش از صد سال حکم حبس، مجازات شلاق و ممنوع‌ الخروجی، صرفاً نمونه‌ های بارزِ خشونت‌ ورزی علیه فعالان دانشجویی است که ما شوراهای صنفی دانشجویی بار دیگر در روز دانشجو قویاً این احکام را محکوم می‌ کنیم و خواهان لغو تمامی احکام قضائی صادر شده علیه دانشجویان هستیم. اما سرکوب نظام مندِ دانشگاهیان از این نیز عمیق‌ تر بوده است. حضور مستمر افراد ناشناسِ لباس شخصی در محیط‌ های دانشگاه، پرونده‌ سازی‌ های امنیتی و انضباطی برای دانشجویان، و لغو اسکان دانشجویان و ارعاب خانواده‌ هایشان –بویژه در مورد دانشجویان زن- به شدت فزونی یافته است. علاوه بر این، واگذاریِ حوزه‌ های گوناگونِ دانشگاه به پیمانکاران خصوصی، خود در جهت درهم‌ شکستن قدرت مقاومت و چانه‌ زنیِ دانشجویان عمل کرده است، چرا که پیگیریِ حقوق حقۀ دانشجویی از یک پیمانکار خصوصی به مراتب دشوارتر است، تا از مقامات رسمی دانشگاه. از جمله سازوکارهای سرکوب نظام‌ مند شوراهای صنفی، ارائۀ خوانش‌ های نامتعارف از آیین‌ نامۀ انتخابات شوراهای صنفی یا اعمال تغییرات غیرقانونی در آیین نامه است که حتی امکان تشکیل شوراها را دشوار می‌ سازد. ما شوراهای صنفی، بجای عقب نشینی در مقابل ساز و کارهای سرکوب، گامی دیگر به پیش می گذاریم و اعلام می کنیم مجدّانه خواهان تنظیم آیین نامۀ شوراهای صنفی از جانب خود شوراها و در کل آیین نامه‌ های مرتبط با دانشجویان، از جانب خود دانشجویان هستیم. چرا که معتقدیم راه حل برون رفت از بحران‌ های موجود کنونی، نه سرکوب مردم، که بازگرداندن حق اداره و تصمیم‌ گیری به مشارکت کنندگان و مولدان اصلی یک محیط است. بنابراین علاوه بر خواست تنظیم آیین نامه از جانب خود شوراها، اصرار داریم دانشجویان، کارمندان، کارگران و اساتید به عنوان مشارکت‌ کنندگان اصلی دانشگاه، باید در تصمیماتی که حیاتشان را متأثر می‌ کند دخالت مستقیم و مؤثر داشته باشند. به طور خاص ما خواهان مداخله شوراهای دانشجویی در تصمیم‌ گیری برای تخصیص بودجه‌ های دانشگاه و مسائل دانشجویان هستیم. 
 
گمان نکنید سرکوب ذره ای ما را از ایستادگی بر سر خواست های به حق خود در دفاع از محذوف های آموزش عالی باز می دارد. ما همچنان مجدانه، خواهان لغو کامل هر نوع تبعیض جنسیتی، قومیتی، مذهبی، ایدئولوژیک و طبقاتی در دانشگاه؛ لغو هر نوع گسترش دانشگاهی که منجر به آسیب محیط زیستی یا تخریب سکونت گاه‌ های شهری و محروم‌ سازی بیش از پیش فرودستان از لوازم ابتدایی حیاتشان می‌ شود، مانند آنچه که در توسعۀ دانشگاه الزهرا شاهدش هستیم؛ به رسمیت شناختن اتحادیۀ شوراهای کشوری، بعنوان نهادی حامی منافع تمامی دانشجویان در دانشگاه؛ و در آخر و مهم‌ تر از همه لغو همۀ روندهایی که منجر به پولی‌ سازی دانشگاه می شود، هستیم؛ از قانون سنوات و شهریه های اجباری گرفته، تا توقف کامل اخذ شهریه برای تحصیل و انحلال پردیس‌ های بین الملل، و در یک کلام لغو کامل فرایند خصوصی سازی آموزش عالی.
 
اما ماجرای خصوصی‌ سازی تنها به دانشگاه ختم نمی‌ شود. خصوصی‌ سازی منطقی فراگیر است که همۀ حوزه های حیات اجتماعی را هدف قرار داده است. ما به چشم خود می‌ بینیم که پدران و مادران ما، کارگران و بازنشستگانی که عمری را برای گذران زندگی و امرار معاش در کارخانه‌ ها و اداره‌ ها و مدارس به زحمت و رنج گذرانده‌ اند، امروز حتی برای دریافت حقوق ماهیانه‌ شان هم دچار مشکل شده‌ اند و زیر بار مخارج فزایندۀ زندگی کمر خم کرده‌ اند. ما دانشجویان می‌ بینیم که پولی‌ سازیِ گستردۀ دانشگاه‌ ها، خود فشار مضاعفی است بر دوش خانواده‌ هایی که در همۀ ساحت‌ های زندگیشان، تحت فشارند. ما دانشجویان ناگزیر در کنار کارگران، کامیون داران، معلمان، کولبران و زنان به قربانیانِ مشترکِ این سیاست‌ های سودپرستانه و منفعت‌ طلبانه بدل شده‌ ایم. هر بار که صدای اعتراضی از ما بلند شد، با حملات امنیتیِ سخت، تهدید، بازداشت و شکنجه روبرو بوده‌ ایم. مقاومت‌ های بوجود آمده نیز، همه در راستایی واحد بوده است: مقاومت فعالان صنفی، زنان، اعتصابات هفت‌ تپه، هپکوی اراک، فولاد اهواز و کامیونداران، تحصن معلمان و اعتراضات پرستاران، همگی در جهت عقب‌ راندن تهاجم نئولیبرالی از عرصه های مختلف زندگی اجتماعی بوده‌ اند. بنابراین جریان صنفی دانشجویی هم‌ پیوند با جنبش صنفی معلمان، اعتراضات کارگران علیه خصوصی سازی، بازنشستگان، پرستاران و دیگر اقشار فرودست است. ما بر این هم پیوندی تأکید می کنیم و بدان می بالیم.
 
ما بر خود لازم می دانیم یادآوری کنیم در تمام این سال ها علاوه بر فشار سیاست های اقتصادی حاکم، بار سیاست های ابر قدرت ها نیز بر دوش ما بوده است. ما امروز در دانشگاه ها نمی‌ توانیم از شر فشارهای تحریم رهایی یابیم. با افزایش قیمت، ملزومات تحصیل و حتی زیست روزمره‌ مان همه تحت تأثیر تحریم، از دسترس ما خارج شده اند. ابرقدرت ها از یک سو با تحریم ظالمانه و از سوی دیگر با هجوم سرمایه هایشان، سرمایه های امریکایی، اروپایی، روسی، چینی و هندی در قالب مناطق ‌آزاد تجاری یا صنعتی به منطقه، سفره های ما را خالی می کنند، نیروی کارمان را ارزان تر می سازند و بار نفع شخصی شان را بر گردۀ ما می گذارند. نتیجۀ سیاست های آنان و قدرت های منطقه ای نیز چیزی جز جنگ افروزی مداوم در منطقه ما نبوده که دود آن به چشم ما ساکنان منطقه در کشورهای مختلف رفته است.
 
همزمان با این سیاست ها، پیاده‌ سازی نسخه های بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و به تازگی بانک اروپا که از جانب همۀ دولت ها، از سازندگی و اصلاحات گرفته، تا مهرورزی و اعتدال، در ایران بی کم و کاست ادامه داشته، موجب شده فشار تحریم ها مستقیماً حیات ما را هدف قرار دهد. برای مثال در داخل دانشگاه‌ ها، تحریم‌ های اقتصادی بهانه‌ ای به دست مجریان سیاست‌ های نئولیبرالی داده است تا کاهشِ فزایندۀ خدمات رفاهی را توجیه و کسب سود مضاعف کنند؛ این سیاستگذاران منفعت طلبی شخصیشان را در پناه آنچه «جنگ اقتصادی» امپریالیسم با ایران نامیده‌ اند، به درون دانشگاه‌ ها و بر سر سفره‌ های مردم کشانده‌ اند. 
 
آنچه شرحش رفت، تصویر مختصری بود از یورشِ همه‌ جانبۀ اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی به تمام عرصه‌ های زیستِ اجتماعیِ انسانِ زمانۀ ما. اکنون در آستانۀ شانزدهم آذر ۱۳۹۷، ما دانشجویان در همبستگی با اعتراضات هموطنانمان در همۀ سپهرهای اجتماعی، اعلام می‌ کنیم که مقاومت در برابر حملاتی که ما را از بدیهی‌ ترین حقوق خود همچون آموزش و سلامت و مسکن محروم می‌ کنند و فقر و فلاکت و گرسنگی را همگانی می سازند، مستلزم اتحادی همگانی در برابر عاملان داخلی و خارجی این سیاست های فاجعه بار است. جریان صنفی دانشجویی اعلام می کند که در اتحاد و پیوند با معلمان، کارگران و دیگر زحمتکشان در مقابل حملات سیاست های داخلی و خارجی علیه زیستمان می ایستد. اتحاد ما علیه این سیاست ها نه تنها پیشروی به سمت احقاق حقوق بدیهی مان بر آموزش و سلامت و مسکن و اشتغال است، بلکه مبتنی بر استقلال خود از قدرت ها و ضدیت با منطق سود، چشم انداز عدالت اجتماعی، سیاستگذاری مردمی و صلح را پیش چشم خود خواهد داشت.
 
شوراهای صنفی دانشجویان کشور،
۱۶ آذر ۱۳۹۷
 
شوراهای صنفی امضا کننده بیانیه فوق:
 
۱_شورای صنفی دانشگاه تربیت مدرس
۲_شورای صنفی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
۳_شورای صنفی دانشگاه ملایر
۴_شورای صنفی دانشکده نفت آبادان
۵_شورای صنفی دانشگاه تهران
۶_شورای صنفی دانشگاه اراک
۷_شورای صنفی دانشگاه شهید مدنی تبریز
۸_شورای صنفی دانشگاه نوشیروانی بابل
۹_شورای صنفی دانشگاه گرمسار
۱۰_شورای صنفی دانشگاه نیشابور
۱۱_شورای صنفی دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۲_شورای صنفی دانشگاه خلیج فارس
۱۳_شورای صنفی دانشگاه صنعتی همدان
۱۴_شورای صنفی دانشگاه صنعتی کرمانشاه
۱۵_شورای صنفی دانشگاه بم
۱۶_شورای صنفی دانشگاه صنعتی قوچان
۱۷_شورای صنفی دانشگاه امیرکبیر
۱۸_شورای صنفی دانشکده ارتباطات علامه طباطبائی
۱۹_شورای صنفی دانشکده ادبیات علامه طباطبائی
۲۰_شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبائی
۲۱_شورای صنفی دانشگاه حکیم سبزواری
۲۲_شورای صنفی دانشگاه شهرکرد
۲۳_شورای صنفی دانشگاه بیرجند
۲۴_شورای صنفی دانشکده خوانسار
۲۵_شورای صنفی دانشگاه بوعلی همدان
۲۶_شورای صنفی دانشگاه لرستان
۲۷_شورای صنفی دانشگاه فسا
۲۸_شورای صنفی دانشگاه دامغان
۲۹_شورای صنفی دانشگاه الزهرا
۳۰_شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف
۳۱_شورای صنفی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
۳۲_شورای صنفی دانشگاه تفرش
۳۳_شورای صنفی دانشگاه کاشان
۳۴_شورای صنفی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
۳۵_شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت
۳۶_شورای صنفی دانشگاه صنعتی سهند