احمد خرم; در گذشته درست عمل نکردیم/ راهکار درست و حسابی برای کنترل قیمت ارز نداشته‌ایم/ لقمه بزرگ‌تر از دهان‌مان برداشته‌ایم/ سال سختی پیش رو داریم/ چه جوابی برای مردم و برای وجدان خودمان داریم؟

khoram ahmam
احمد خرم، وزیر راه دولت اصلاحات با اشاره به شرایط اقتصادی گفت: ملاک درستی یک کار و یک امر از امور نتیجه آن است. نتیجه اگر مثبت بود، آن اقدام مثبت و اگر منفی بود، منفی است. امروز با نتایجی روبه‌رو هستیم که نشان می‌دهد در گذشته درست عمل نکردیم.

اعتمادآنلاین| احمد خرم، وزیر راه دولت اصلاحات، در گفت‌وگو با «اعتمادآنلاین» با نامناسب دانستن شرایط اقتصادی کشور بیان کرد: ارز از سال 91 یک مرتبه از حدود هزار تومان به سه هزار و ششصد، هفتصد تومان رسید. ارزش پول ملی به یک سوم سقوط کرد و رکود جامعه را گرفت نه رکود تنها، چون رکود تنها یا تورم تنها راه‌‌حل ساده‌ای دارند، اما رکود همراه با تورم معادلات را به هم می‌زند و فرمول‌ها را به هم می‌ریزد. مشروح نظرات احمد خرم درباره وضعیت اقتصادی کشور را در زیر بخوانید:  

* ارزیابی شما از سال 98 و اتفاقاتی که در این سال پیش روی مردم و کشور است، چیست؟

 سال سختی پیش رو داریم، سخت‌تر از همه سال‌ها. پایدار ماندن و کار کردن در راستای تولید، خدمات مولد و ایجاد اشتغال با کمبود منابعی که وجود دارد کار بسیار سختی است.

افزایش نقدینگی‌ بی‌رویه سال‌های قبل به خصوص دهه سوم و چهارم امروز خود را نشان می‌دهد. متاسفانه راه را به جایی کشانده که همه فرمول‌های علمی اقتصادی و راهکارها جواب مثبت نمی‌دهد.

*سال 97 از نظرتان چگونه گذشت؟ اتفاقاتی که در این سال رخ داد را نشات گرفته از چه چیزی می‌دانید و چرا وضعیت اینگونه پیش رفت؟

پیامبر اکرم جمله‌ای دارند که فکر می‌کنم کوتاه‌ترین جمله‌ای باشد که مطرح کرده‌اند. می فرمایند: «ملاک الأمر خواتمه» یعنی ملاک درستی یک کار و یک امر از امور نتیجه آن است. نتیجه اگر مثبت بود آن اقدام مثبت است و اگر منفی بود، منفی است. امروز با نتایجی روبه‌رو هستیم که نشان می‌دهد در گذشته درست عمل نکرده‌ایم. سال‌های گذشته از آغاز دهه 90 با مشکلاتی مواجه شدیم که در عرصه بین‌‌المللی، مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امور اجرایی بن‌بست‌های زیادی مشاهده می شود. بن‌بست‌هایی که اگر بلدوزر هم داشته باشیم نمی‌توانیم آن را خراب کرد و راه را باز کنیم و راه بازگشت هم در برخی از امور نداریم. به عنوان نمونه در مسائل اقتصادی سال 91 و 97 را مشاهده کردید. ارز از سال 91 یک مرتبه از حدود هزار تومان به سه هزار و ششصد، هفتصد تومان رفت. ارزش پول ملی به یک سوم سقوط کرد و رکود جامعه را گرفت. نه رکود تنها، چون رکود تنها یا تورم تنها راه‌‌حل ساده‌ای دارند، اما رکود همراه با تورم معادلات را به هم می‌زند و فرمول‌های اقتصادی را هم بلا اثر می‌کند.

وقتی ما در یک دوره هشت ساله دولت نهم و دهم نقدینگی را از 67 هزار میلیارد تومان به نزدیک 600 هزار میلیارد تومان رساندیم و در هشت سال، 8 تا 9 برابر نقدینگی را بالا بردیم یعنی سالانه با توجه به ضریبی که می‌خورد بیش از 90 درصد افزایش نقدینگی داشتیم، در حالی که در سال‌های قبل از آن افزایش نقدینگی روی میانگین 25 درصد بود؛ یعنی چهار برابر نقدینگی را افزایش دادیم. پیش‌بینی می‌شد که چنین بلایی در سال‌های بعد بر سر مملکت بیاید و سال‌های زیادی هنوز در پیش است که تخریب‌هایی که این دو دهه دولت به دنبال آورده و می‌کند درست شود.

همچنین سال 97 شاهد بودید که قیمت دلار از سه هزار و 500 تومان رفت تا 19 هزار و 700 تومان و الان برگشته به بالای 13 هزار تومان. راهکار درست و علمی نداشته‌ایم و یا راهکارهایی پیشنهاد می‌کردیم و به اجرا در می‌آوردیم که پس می‌زد. با برخوردهای امنیتی، زور و فشار و کارهای غیرمعمول بانکی و انقباضی برخورد کردند. جابه‌جایی روزانه بیش از 50 میلیون تومان را ممنوع کرده  تا حدی که سه گردش پول در طول سال به زیر یک گردش کاهش یافته و رکود کشنده برای مملکت ایجاد کرده است، با این قیمت توانسته‌ایم مقداری قیمت ارز را کنترل کنیم. قیمتی که در یک مقطع به 10 هزار تومان هم رسید، اما در مدت یک ماه باز هم برگشت به بالای 13 هزار تومان.

مبحث دیگری که می‌تواند نشان‌دهنده نتیجه منفی چهل سال به خیال خودمان تلاش خالصانه و مخالصانه باشد، بحث پروژه‌های عمرانی است، یعنی پروژه‌های زیربنایی و خدمات عمومی از مباحث مهم است. ببینید ما الان بیش از 800 هزار میلیارد تومان به قیمت امروز پروژه ناتمام داریم. بودجه عمرانی در سال جاری هزار میلیارد تومان و تحقق آن نهایتا 30 هزار میلیارد تومان است. چند سال طول می‌کشد که پروژه‌های ناتمام به اتمام برسد؟

شما 800 هزار را تقسیم بر 30 کنید؛ چیزی حدود 27 تا 28 سال می‌شود. این‌ها به غیر از تعدیل‌ قیمت پروژه‌هاست. هر سال به همین 800 هزار میلیارد 10 تا 20 درصد تعدیل می‌‌خورد. ما لقمه را بزرگ‌تر از دهان جمهوری اسلامی برداشته‌ایم و نهایتا هم آن را در دهان نگذاشته‌ایم، آن را دور سر خود چرخانده‌ایم و آخر سر هم به جای اینکه آن را در دهان بگذاریم گذاشته‌ایم در گوش‌مان، انتظار هم داشته‌ایم که هضم شود.

نکته دیگر در خدمات عمومی است. 10 خط متروی تهران چند سال باید طول بکشد؟ سال 53 مترو تهران آغاز شده است و الان 98 هستیم . حدود 45 سال است که ما در حال ساخت متروی تهران هستیم. چهار خط و نیم آن عملیاتی است و پنج و نیم خط آن هنوز عملیاتی نشده است. مملکت ما فقیر بوده؟ پول نداشته است؟ در یک دوره هشت‌ساله بیش از هزار میلیارد دلار پول داشته است. کل متروهای هفت کلانشهر در کشور 25 تا 30 میلیارد دلار پول می‌خواهد که بازگشت هم دارد؛ یعنی می‌توانست فاینانس باشد، اما ما آن را انجام ندادیم. چه جوابی برای مردم و خدا و برای وجدان خودمان داریم؟ مسائل زیادی است که معوق مانده است، تکلیفشان چیست؟