زندگی کارگران در سایه کرونا/ شوخی با خط فقر یا زندگی روی خط مرگ

corona kargaranروزهایی با طعم کرونا، اما سختی این ایام کام کدام قشر را بیشتر تلخ کرده است؟ اگر قرنطینه خانگی یک راه برای پیشگیری از شیوع ویروس کرونا باشد آیا زیرساخت های اقتصادی همه خانواده ها برای این امر فراهم است؟

میدان امینی بیات، توحید، زین الدین، نبوت، فلکه آسایشگاه و…. این ها ایستگاههای تجمع کارگران روزمزد است که این روزها کمتر کسی در این میدان ها چشم انتظار کار است زیرا کرونا سایه شوم خود را بر زندگی آنان نیز گسترانده است.

از میدان امینی بیات تا توحید هر چه چشم می چرخانم خبری نیست. از دور دو سه نفری بیشتر نیستند یکی از آنها با فاصله از بقیه نشسته است سلام می کنم و از آمدن کرونا و احوالات زندگیش می پرسم، معلوم است حال روزگارش خوب نیست، ماسک نه چندان سفیدش را پایین می آورد و می گوید:« قمی نیستم حدود ۱۰ سالی می شود با زن و بچه به این شهر آمده ام کارگر ساده ام از بنایی و گچکاری گرفته تا بارکشی و کار در کارخانه؛ همه را بلدم قبلا حداقل یک روز در میان کار بود خدا روشکر روزی ۱۰۰ تومن را داشتم که شرمنده زن و بچه هایم نشوم اما از وقتی این ویروس جدید آمد دوماهی می شود که هیچ کاری نبوده و نیست.»

دستش را زیر چانه اش ستون می کند او نگران تامین اجاره خانه نیز هست:« بیمه که نیستم اگر داشتم حداقل الان بیمه بیکاری می گرفتم اما امان از بی پولی! پول یارانه و آن یکی چه بود؟؟ یارانه و معیشت را روی هم بگذارم فقط اجاره خانه را عقب نمی مانم، خدا کند در این اوضاع سر و کارمان با دوا و درمان نیفتد.»

اسمش فرهاد است میگفت ۴۰ ساله است اما تراکم چین و چروک صورتش مرز ۵۰ سالگی را گذرانده است او از نگرانی اش از درس و مشق بچه ها می گوید:« بچه ها می گویند باید با موبایل مدل بالا درس هایشان را بخوانند در این اوضاع، پول گوشی را از زیر سنگ که نمی توانم در بیاورم! خدا بیامرزد پدر و مادر همسایه مان را؛ گوشی خوب دارد اجازه داده بچه هایم بروند خانه شان تا با گوشی آنان صدای معلمشان را بشنوند و تکلیف شان را بنویسند.»

صدای هر ترمز ماشین در حوالی ما قطع کننده حرف های بین ماست او هنوز به خدایی که روزی رسان است امیدوار است:« به فکر افتاده بودم بروم کارخانه کار کنم اما چند نفری از همسایه های ما که در کارخانه ها کار می کردند گفتند همه جا دارند تعدیل نیرو می کنند بیچاره آن ها هم بیکار شده اند خدا خودش رحم کند و زودتر بساط این بدبختی تمام شود.»

 

۵۰ درصد کارگران ساختمانی قم به دلیل شیوع کرونا بیکار شدند

اکبر شوکت (رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی استان قم و عضو هیات مدیره کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگری سراسر کشور) از آسیب های روزهای کرونا بر جامعه کارگران برای ما می گوید:« حدود ۵۰ درصد از افراد کشور را جامعه کارگران تشکیل می دهند که متاسفانه درصد زیادی از آنان با عدم امنیت شغلی روبرو هستند و شرایط به وجود آمده ناشی از کووید ۱۹ بیشترین آسیب را به قشر ضعیف جامعه کارگری زده است.

او در خصوص وضعیت اسفبار کارگران در بخش های صنعتی، خدماتی، گردشگری و ساختمانی می گوید: با شروع بحران کرونا با تعدیل نیروی بسیار وحشتناک در بخش کارگران خدماتی مواجه شدیم بسیاری از کافی‌شاپ‌ها، رستوران‌ها و مراکز تفریحی در استان قم یا کاملاً تعطیل کرده‌اند و یا ساعات کاری را به حداقل رسانده‌اند و در نتیجه، کارگران شاغل در این مراکز نیز ناخواسته بیکار شده‌اند. همچنین اصناف کرایه پرداز و نیز کارگران زیر مجموعه آنان نیز با مشکلات بسیاری مواجه شدند.

شوکت با اشاره به اینکه کارگران ساختمانی در دوران بیکاری از حقوق و دستمزد بی‌بهره‌اند ادامه می دهد: بیش از ۵۰ درصد کارگران ساختمانی «فصلی کار» هستند که با شرایط به وجود آمده فعالیت ساختمانی به صفر رسیده و آنان کاملا بیکار شدند این در حالی است که بخش قابل توجهی از این کارگران نیز بیمه ندارند.

او از کاهش خط تولید کارخانه ها تا تعدیل نیروی کارگران بیان می کند: در راستای طرح فاصله گذاری اجتماعی و رعایت قرنطینه بازار فروش برخی کالاها به شدت کاهش یافت و در ادامه خط تولید کارخانه متوقف شد و کارگران آن ها تعدیل شدند. ما در بخش رانندگان خطوط بین شهری نیز با بسته شدن مسیرهای بین شهری شاهد این موج بیکاری بودیم.

شوکت زندگی کارگری را شرافتمندانه می خواند و ادامه می دهد: کارگران در این بحران انتظار داشتند دولت به آنان توجه کند آنان همیشه شرافتمندانه زندگی کردند و هیچگاه دست نیاز برای کمک دراز نکردند به هر حال کسی که بر سر چهارراه و میدان منتظر کار می ایستد قطعا برای تامین مایحتاج زندگی خود تلاش بسیار می کند و به دنبال یک لقمه نان حلال است.

 

شکاف درآمد بین کارگران و سایر اقشار جامعه عمیق تر شده است

تحریم، گرانی، تورم و….. این ها بحران های همیشگی زندگی یک کارگر است و این روزها کرونا تیشه به ریشه این مشکلات زده است . اگر یک کارگر در بحران دست و پا میزد تا گلیم زندگی خود را از آب بیرون بکشد، کرونا دست و پای او را برای حتی یک لقمه نان نیز بست.

در یک نگاه کلی می توان گفت کارگران نیمی از افراد جامعه را تشکیل می دهند و بزرگترین آفت کاری آنان عدم امنیت شغلی است. وقتی قرارداد کارگر با ۲۰ سال سابقه کار زیر ۶ ماه است اضطراب تعدیل نیرو و اخراج از کار سایه همیشگی زندگی او خواهد شد.

جایی که امید به زندگی به صفر برسد و خبری از پس انداز حداقل هزار تومان نباشد و تامین اجاره خانه و بیمه در بالاترین لیست مشکلات زندگی یک کارگر باشد آیا ادامه زندگی با دست خالی امکان پذیر است؟

اینکه در سال های رونق تولید و جهش تولید به خودکفایی ملی در زمینه تولید توجه شده است قطعا نیازمند حمایت دولت از کارگران است زیرا کارگران نقش به سزایی در چرخش چرخ تولید خواهند داشت.

کارگران ظرفیت نهفته جامعه ای خواهند بود که دست نیاز را از دیگران قطع کرده است و اگر نیازهای حداقلی روزمرگی شان تامین نشود چرخش چرخ تولید نیز از کار خواهد افتاد.

طبق مصوبه قانون کار در سال ۹۹ «مزد مبنای» یک کارگر با کمتر از یک سال سابقه کار در کارگاه فعلی که مشمول دریافت پایه سنوات نمی‌شود، ، یک میلیون و ۸۳۵ هزار و ۴۲۷ تومان است. این در حالی است که خط فقر درآمد کمتر از ۵ میلیون تومان محاسبه شده است این شکاف درآمدی بین جامعه کارگران و سایر اقشار ناشی از چیست؟ آیا این شوخی با خط فقر است یا زندگی روی خط مرگ؟

کارگر ساده میدان توحید می گوید تا دیپلم درس خوانده اما از حرف هایش پیداست سواد زندگیش بالاتر از این هاست او در آخر از من سوال می کند:« شنیده ای همان کس که دندان دهد نان دهد؟» سرم را به نشانه تاکید تکان می دهم و او ادامه می دهد:« سعدی گفته، خوب گفته، قشنگ گفته،

یکی طفل دندان برآورده بود     پدر سر به فکرت فرو برده بود

که من نان و برگ از کجا آرمش؟       مروت نباشد که بگذارمش

چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت   نگر تا زن او را چه مردانه گفت:

مخور هول ابلیس تا جان دهد   همان کس که دندان دهد نان دهد

 

منبع: شفقنا-/ راضیه رضایی


در این رابطه