عوامل ایجابی شکست دونالد ترامپ

Biden-Trump-1 زیتون- مهدی نوربخش: در بخش نخست  این یادداشت به عواملی پرداختیم که شکست ترامپ را تسهیل می‌کنند (عواملِ سلبی پیروزی بایدن). در این بخش، به مواردی اشاره می شود که پیروزی بایدن را قطعی می ‌کنند (عوامل ایجابی شکست ترامپ).
 
***
 
بحث‌های بسیاری در مورد انتخابات آمریکا در سال ۲۰۲۰ در مقایسه با انتخابات سال ۲۰۱۶ شده است. این انتخابات با آن انتخابات فرق‌های فاحشی دارد که باید نسبت به آنها آگاهی کامل پیدا کرد.
 
در انتخابات گذشته ترامپ یک فرد غیرسیاسی بود و پیشینه‌ای برای معرفی در سیاست این کشور نداشت. در مقابل او هیلاری کلینتون، که نماینده طبقه نخبگان سیاسی حزب دموکرات کشور بود به میدان آمده بود. یکی از شعارهای ترامپ در آن انتخابات این بود که در مقابل طبقه نخبگان سیاسی رسمی و استقرار یافته کشور به پا خواسته است. دومین شعار او این بود که می‌خواهد باتلاق فساد را در این کشور از آب خالی کند و بخشکاند. او البته صحبت از «نخست آمریکا» (America First) را در درون همین شعارهای پوپولیستی خود جای داده بود و تبلیغ می‌کرد. بخاطر این شعارها توانست همه کاندیداهای جمهوریخواه  را که به شکلی از طبقه نخبگان سیاسی استقرار یافته این حزب بودند، شکست دهد و کاندید حزب جمهوریخواه شود. این شعارهای پوپولیستی، بخشی از حامیان حزب دموکرات و خصوصا مستقلین را هم به خود جذب کرد. نهایتا خانم کلینتون با حدود سه میلیون رای بیشتر در آمریکا، رای اکثریت شهروندان این کشورار ا از آن خود کرد اما ترامپ با ۷۷ هزار رای بیشتر در چهار ایالت که مهمترین آنها میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین بودند و با کسب ۴۶ رای الکتروال در این سه ایالت، رئیس جمهوری شد. ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶ پیروز شد بخاطر اینکه تبلیغ کرده بود که از خارج سیستم سیاسی آمریکا و برای مبارزه با نخبگان سیاسی استقرار یافته این کشور کاندید شده و به پا خواسته است.  لذا با هر استانداردی، پیروزی ترامپ به لحاظ کسب آراء در انتخابات پیش، یک پیروزی بزرگی نبود. اما در این انتخابات اولا شخصیت فردی و سیاسی ترامپ شناخته شده و تاثیرات سیاست‌های سیاسی و اقتصادی او بر همگان روشن شده است. بجز این، در این انتخابات کاندیدی با اعتباری بسیار بیشتر در حزب دموکرات، در مقابل او ایستاده است و کلا نقشه انتخاباتی کشور خصوصا بعد از شیوع کرونا کاملا تغییر کرده است. اگر ترامپ توانسته بود که با کرونا بطور جدی برخورد کند، کار برای دموکرات‌ها به مراتب سخت‌تر می‌شد اما اکنون بیماری کووید ۱۹، شیوع بدون کنترل آن و تاثیرات اقتصادی آن سخت بر این انتخابات اثر گذاشته است. اما عواملی که به پیروزی بایدن کمک می‌کنند، کدامند؟
 
اول: دموکرات‌ها در سال ۲۰۱۶ کاندید چندان مناسبی نداشتند، اما امسال کاندید مناسب و با اعتباری از آنها به میدان آمده است. خانم کلینتون نماینده طبقه استقرار یافته و نخبه سیاسی از حزب دموکرات در آمریکا بود. او بطور کلی نتوانست با تغییراتی که سندرز پیشنهاد می‌کرد کنار بیاید. مشکلات ایمیلی خانم کلینتون تا پایان او را رها نکرد و اطلاعاتی که کومی در چند هفته زودتر از انتخاب در مورد دسترسی افراد دیگری به این ایمیل‌ها اعلام کرد، به او نه تنها کمک نکرده که به شانس انتخاباتی او ضربه فزاینده‌ای زد. تبلیغات روس‌ها بر ضدکلینتون، در بخشی از جامعه کارگر شده و بعضی از دموکرات‌ها را تشویق کرد که در انتخابات شرکت نکنند. این‌بار تنها تبلیغ روسی-ترامپی بر ضد جو بایدن «خواب آلود» بودن و یا «کهولت فکری»  اوست که موثر واقع نشده‌اند. در هفته پیش خود ترامپ تصویر مونتاژ شده‌ای از بایدن را روی یک صندلی چرخ دار در خانه سالمندان و بین صندلی‌های چرخدار بسیاری دیگر از سالمندان منتشر کرده و گفت جای بایدن آنجا و نه صحنه سیاست آمریکاست. پخش این تصویر به ترامپ در بین سالمندان این کشور بسیار ضربه زده و ابزار دیگری به دست دموکرات‌ها داد تا بر ضد او تبلیغ کرده و بگویند او با چشم حقارت به سالمندان نگاه می‌کند. بایدن ۴۷ سال در صحنه سیاست آمریکا بوده و با بحران ها به خوبی روبرو شده است. برخلاف ترامپ، صحبت‌ها و راه‌حل‌های بایدن در بین آمریکائیان اعتبار دارد. آمریکا در حال حاضر به یک سیاستمدار قابل اتکا و با اعتبار نیازمند است.
 
دوم: بسیاری خصوصا در ایران، نظر سنجی‌های سال ۲۰۱۶ را با نظر سنجی‌های امسال مقایسه می‌کنند و برای نظرسنجی‌های سال ۲۰۲۰ اعتباری قائل نیستند. اما اشتباه آنها در این است که به دو مقوله در نظرسنجی‌های امسال توجه نمی‌کنند. نظرسنجی‌های سال ۲۰۱۶ کمتر روی حاشیه‌نشین‌ها، که نقاط قدرت ترامپ بود تمرکز کرده بود. دوم، این نظرسنجی‌ها پی در پی تکرار نمی‌شد. هر دوی این مشکلات امسال در نظرسنجی‌ها حل شده است. در انتخابات سال ۲۰۱۶، در ایالاتی که که به آنها زمین نبرد می‌گویند (Battle Ground) ترامپ موفق شده بود تا آرای اکثریت را کسب نماید. این ۱۲ ایالت کلورادو، فلوریدا، ایوا، میشیگان، مینوستا، نوادا، نیوهمشیر، نورت کارولینا، اوهایو، پنسیلوانیا ویرجینیا و ویسکانسین هستند. ترامپ در سه ایالت کلیدی میشیگان با ۲.% (دو دهم در صد)، در پنسیلوانیا با ۷.%  (هفت دهم در صد) و در ویسکانسیثن با ۶.% (شش دهم در صد) از کلینتون پیشی گرفته بود. این اختلاف کمتر از یک در صد، که  مورد توجه بسیاری و کمپین کلینتون قرار نگرفته بود، نهایتا به نفع ترامپ رقم خورد  و مجموعا ۴۶ رای الکترال آنها را برای پیروز شدن در انتخابات از آن خود کرد. نظرسنجی‌ها در حال حاضر نشان می‌دهند که جو بایدن با اختلاف بین ۷%-۱۰%  در میشیگان، پنسیلوالنیا و ویسکانسین از ترامپ جلوتر است. برای اعتبار این نظرسنجی‌ها باید گفت که چند ماه پیش، شهروندان ایالت ویسکانسین، یک دادستان جمهوریخواه این ایالت را که مورد حمایت مطلق ترامپ بود و برای دوازده سال بر کرسی قضاوت نشسته بود، با اختلاف ۱۰% با رقیب خود شکست داده و خانم دموکراتی را بجای او نشاندند. نظرسنجی‌های امسال، برای بسیاری آزمایش اعتبار خود را در ویسکانسین به نمایش گذاشته است بخاطر اینکه نظرسنجی‌های پی در پی در این ایالت، دادستان دموکرات را بسیار جلوتر از رقیب جمهوریخواه خود نشان می‌داده است. علیرغم صرف میلیون‌ها دلار در این ایالت توسط حزب جمهوریخواه  و حمایت مطلق ترامپ از این دادستان جمهوریخواه، او نهایتا شکست خورد. در اوج بحران کرونا، کنگره محافظه کار ویسکانسین در این ایالت اجازه نداد که شهروندان رای خودرا از طریق پست به صندوق بریزند اما علیرغم همه این محدودیت‌ها، رای دهندگان این ایالت ساعت‌ها در صف‌های طولانی انتخاباتی با ماسک و فاصله هوشمند ایستادند تا یک جمهوریخواه را شکست دهند. آنچه اکنون از نظرسنجی‌ها حتی نظرسنجی فاکس نیوز کسب می‌شود این است که بایدن بطور متوسط بین ۱۰% تا ۱۴% از ترامپ در کل آمریکا جلوتر است. در سال ۲۰۱۶، فقط ۳% خانم کلینتون از ترامپ در کل آمریکا جلو بود. لذا این ۳% در آراء حداکثری آمریکا خود را نشان داد و کلینتون اکثریت آراء را از آن خود کرد. ترامپ که بیش از نیم در صد از کلینتون در سه ایالت کلیدی  پیشی گرفته بود نهایتا کل آراء الکترورال این سه ایالت را کسب نمود. اینبار سازمانهای نظرسنجی برای اعتبار نظرسنجی‌ها، اول پی در پی و از بخشهای مختلف مردم آمریکا نظرسنجی می‌کنند. این نظرسنجی‌ها که ترکیبی از شهرنشینان و حاشیه‌نشینان را در بر می‌گیرند، بطور ثابت نشان می‌دهند که بایدن جلو است.
 
اما آنچه در این نظر سنجی‌ها اکنون نقشه جدید انتخاباتی آمریکا را نشان می‌دهند، نقش زنان در حومه‌های شهری (Suburb) و شهروندان بیش از ۶۵ سال (Elderly) است. بیش از ۶۵% زنان در حومه‌های شهری اکنون به بایدن و نه ترامپ رای می‌دهند. بسیاری از مردان که شوهران این زنانند، جمهوریخواه هستند اما خود این زنان با استقلالی که در رای دادن از خود نشان می‌دهند، این بار می‌خواهند به بایدن رای دهند. در انتخابات سال ۲۰۱۶ ترامپ توانسته بود ۹% بیشتر از دموکرات‌ها آراء شهروندان سالمند بیش ار ۶۵ سال را جلب نماید. این‌بار تقریبا دو به یک سالمندان به بایدن رای می دهند. ترامپ در تلاش است که رای این بخش‌های جامعه آمریکا را مجدد کسب نماید، اما او هیچ شانسی در این رابطه ندارد. زنان به خاطر بی اخلاقی او و سالمندان بخاطر کرونا و اینکه او نتوانسته آنرا مهار کند و همچنین بیمه سلامت از او در این انتخابات گذشته‌اند.
 
سوم: مسیحیان اونجلیکال در انتخابات گذشته سخت حامی ترامپ بودند اما اینبار این اتحاد در بین آنها از میان رفته است. نشریه امروز مسیحیت (Christianity Today) که متعلق به مسیحیان اونجلیکال است، در نیمه اول سال پیش در یک یادداشت که توسط سردبیر این مجله به رشته تحریر آمده بود نوشت که در انتخابات آینده، مسیحیان اخلاقا نمی‌توانند به ترامپ رای دهند. این یادداشت بدون شک بین مسیحیان اونجلیکال اختلافات زیادی ایجاد کرده و بخشی را قانع نموده که در این انتخابات به ترامپ رای ندهند. آنچه حتی بسیاری را در بین مسیحیان نگران کرده است انتخاب ترامپ برای پر کردن یک جای خالی در دیوان عالی آمریکا بعد از فوت روت بدر گینگزبرگ در ۸۷ سالگی است. انتخاب ترامپ که توسط اکثریت سناتورهای جمهوریخواه در سنای آمریکا تصویب می‌شود، خانم امی کونی برت هست. این قاضی محافظه کار سخت با سقط جنین در آمریکا مخالف است و بسیاری اعتقاد دارند که او توازن دیوان عالی این کشور را بهم می‌زند. در سال‌های پیش، نه ماه پیش از انتخابات آمریکا و در پایان دوره دوم اوباما، جمهوریخواهان که مثل حالا اکثریت را در سنای آمریکا دارند، اجازه ندادند که اوباما یک جای خالی این دیوان عالی را با انتخاب خود پرکند اما اکنون در حالیکه کمتر از سه هفته به انتخابات این کشور مانده است، ترامپ و جمهوریخواهان کوشش می‌کنند تا این صندلی خالی را با یک قاضی محافظه کار پر کنند. بیش از ۶۰% مردم آمریکا می‌خواهند که این انتخاب برای پر کردن دیوان عالی این کشور به بعد از انتخابات آمریکا موکول شود اما جمهوریخواهان می‌خواهند این صندلی را پر کنند. باز خود این هم سوژه‌ای شده است تا مخالفین ترامپ برای رای دادن به بایدن وارد کارزار انتخاباتی شوند. بایدن اگر انتخاب شود دومین رئیس جمهور کاتولیک آمریکا خواهد بود. بسیاری از کاتولیک‌ها در این انتخابات بایدن را بر ترامپ و یا مسیحی دیگری ترجیح می‌دهند. مسیحیان دموکرات اصولا برایشان فرق نمی‌کند که رئیس جمهور از کدام بخش مسیحیت و یا مذهب دیگری انتخاب شود. در این انتخابات، بیش از ۹۰% از جمعیت شش میلیونی مسلمان این کشور به بایدن رای می‌دهد.
 
چهارم: کاندید دموکرات‌ها، جو بایدن، از اعتبار اخلاقی سیاسی در جامعه آمریکا برخوردار است در حالیکه ترامپ چنین اعتباری را ندارد. معاون بایدن، کاملا هریس، هم بعنوان یک زن سیاهپوست در جامعه آمریکا از اعتبار در خور توجهی برخوردار است. همسر او یک یهودی دمکرات است اما مواضع او در مورد اختلاف بین فلسطینی‌ها و دولت اسرائیل،همان  مواضع حزب دموکرات و بایدن است. دموکرات‌ها به یک دولت مستقل فلسطینی اعتقاد داشته‌اند، با غصب زمین‌های فلسطینیان توسط اسرائیل مخالف بوده  و حقوق فلسطینیان را در این منازعه به رسمیت می‌شناسند. اکثریت دموکرات‌ها در حال حاضر سخت حامی فلسطینیان در این مناقشه شده‌اند. نه ترامپ و نه پنس بلحاظ اعتبار اخلاقی و سیاسی نمی‌توانند با بایدن و هریس رقابت کنند. یکی از مشخصات ترامپ و پنس در تصور اکثر شهروندان آمریکا دروغگویی است. در مورد ترامپ گفته می‌شود که او در چشمان طرف مقابل نگاه می‌کند و به راحتی دروغ می‌گوید. این شخصیتی است که احمدی‌نژاد در صحنه سیاست کشور ما داشت. اینگونه افراد آنقدر دروغ می‌گویند که برایشان آنچه به دروغ گفته می‌شود به یک حقیقت تبدیل می‌شود. این درست آن چیزی است که اکنون در جامعه آمریکا در مورد ترامپ و دولت او مصداق بارز پیدا کرده است.
 
پنجم: بسیاری در جامعه فرهیخته آمریکا در بین جمهوریخواهان و دموکراتها، ترامپ را تهدیدی برای قانون،  ارزش‌ها و نهادهای دموکراتیک در این کشور می‌دانند. این پدیده جدیدی در صحنه سیاست آمریکا است. شکستن قانون انتخابات توسط ریچارد نیکسون در سالهای ۷۰ میلادی یک تهدید برای دموکراسی در این کشور تلقی شده بود و نهایتا با تهدید دادگاهی کردن، او مجبور شد استعفا کند. جمهوریخواهانی نظیر جورج ویل و یا کالین پاول و غیره ترامپ را تهدیدی برای دموکراسی در این کشور می‌دانند و به حمایت از بایدن به میدان آمده‌اند. در سال ۲۰۱۶ اکثریت قریب به اتفاق جمهوریخواهان از کاندید حزب خود، یعنی ترامپ، حمایت کردند، اما در این انتخابات بسیاری در جامعه نخبه سیاسی آمریکا فکر می‌کنند که اگر ترامپ برای چهار سال دیگر انتخاب شود، بسیاری از نهادهای دموکراتیک این کشور با چالش جدی روبرو می‌شوند. بحث در جامعه امروز آمریکا این است که هیتلر هم با انتخابات در آلمان به صحنه سیاست کشور آمد و نهایتا با پشت پا زدن به نرم‌ها و نهادهای دمکراتیک، این کشور را به سمت فاشیسم سوق داد. ترامپ در صحنه سیاست به دیکتاتورهای دنیا بسیار بها می‌دهد. او تحت تاثیر مدل حکومتی پوتین است. در فرهنگ سیاسی آمریکا، پوتین درست در نقطه مقابل یک نظم نسبتا ایده آل دموکراتیک برای اکثر آمریکائی‌ها ایستاده است.
 
ششم: ترامپ در مقابل چالش کنترل بیماری کرونا در این کشور کاملا ناکام مانده و این ناکامی او بر روی اقتصاد این کشور هم اثرات نامطلوبی بر جای گذاشته است. ترامپ همچنین در مقابل چالش تبعیض‌گرایی در این کشور بسیار بد عمل کرده و نتواسته به عنوان یک رهبر اخلاقی برای حل این مشکل در جامعه امروز آمریکا چاره اندیشی کند. آمریکا در حال حاضر با سه بحران بیماری کرونا، اقتصاد و تبعیض‌گرایی روبروست و برای حل این بحران‌ها، دولت ترامپ پاسخ درخوری نداشته است. این بحران‌ها پدیده‌های تازه‌ای در صحنه سیاست آمریکا هستند و در سال ۲۰۱۶ کمتر کسی می‌دانست که ترامپ آیا می‌تواند رهبر دوران بحران‌های احتمالی در این کشور باشد یا نه.  او بوضوح نشان داد که رهبر دوران بحران نیست و حاضر نیست برای برخورد با چالش‌های جدی یک بحران، کشور را متحد کرده و برای دولت خود حمایت جلب نماید. وقتی دولتی بی‌اعتبار شد، شهروندان آن کشور برای حل مشکلات و یا بحران‌ها با آن دولت و نظام همکاری نمی‌کنند. این مشکلی است که همه نظام‌های استبدادی و رهبران خودکامه در دنیا دارند. برعکس، بایدن آزمایش خود را برای حل دو مشکل بزرگ همراه با دولت اوباما پس داده است. مشکل اول بحران اقتصادی آمریکا از سال‌های ۱۹۸۸ میلادی بود. دولت اوباما با حمایت‌های کلیدی بایدن از برنامه‌های اقتصادی این کشور، امریکا را به فاصله شش سال از دشواری‌ها و بحران‌های اقتصادی نجات دادند. دومین مشکل شروع بیماری بسیار خطرناک ابولا در آفریقا بود. دولت اوباما اجازه نداد که این بیماری کشنده از قاره آفریقا به دنیا سرایت کند. نه تنها اوباما و دولت او، که دولت بوش پیش از او هم در مقابله با بیماری ایدز بسیار تلاش نموده و موفقیت‌های چشمگیری هم بدست آورده بودند. اما ترامپ به روشنی نشان داد که نه تنها مدیر دوران بحران نیست که اصولا نمیتواند بفهمد که اگر به بحرانی در سطح کشور سریعا پاسخ در خور داده نشد، آن بحران می‌تواند بحران‌های بزرگتری را ایجاد کند. بیماری کشنده و خطرناک در هرکشور یک تهدید امنیتی ملی تلقی می‌گردد بخاطر اینکه نیروی کار آن کشور را هدف قرار داده و اقتصاد کشور را فلج می‌کند. ترامپ قادر به فهم درست چنین پدیده‌ای نبوده و اکنون اقتصاد آمریکا سخت ضربه خورده است.
 
هفتم: میزان تحرکی که این انتخابات در بین دموکرات‌ها ایجاد کرده است کاملا با گذشته فرق می‌کند. در گذشته جمهوریخواهان برای آمدن به پای صندوق‌های رای رغبت بیشتری در مقایسه با دموکرات‌ها از خود نشان می‌دادند اما این‌بار دموکرات‌ها از گروه‌های مختلف به‌ میدان انتخابات آمده‌اند. در ماه آگوست و درست بعد از اینکه بایدن معاون خود، کاملا هریس، را انتخاب کرد، او در ظرف یک‌ماه توانست ۳۶۵ میلیون دلار از حامیان خود حمایت مالی و اعانات برای کمپین انتخاباتی جمع آوری نماید. این در تاریخ آمریکا کم سابقه است. در مقابل او ترامپ، منابع مالی اش رو به کاهش گذاشته است. پیش از جهش انتخاباتی بایدن بعد از انتخابات اولیه در کارولینای شمالی در سال گذشته، خزانه این کاندید دموکرات خالی بود. بسیاری بخاطر اینکه هنوز به پتانسیل انتخاباتی بایدن واقف نشده بودند، به کمپین او کمک مالی  نمی‌کردند. همزمان با آن، ترامپ ۱.۱ میلیارد دلار ذخیره مالی در کمپین انتخاباتی خود فراهم آورده بود. تا ابتدای ماه آگوست، کمپین ترامپ ۸۰۰ میلیون دلار آن را خرج کرد که  نتیجه آنچنان قابل قبولی برای او نداشت. ترامپ اکنون با مشکل جمع اعانات روبرو شده است در حالیکه بایدن همچنان برای جمع آوری اعانات با موفقیت‌های چشمگیری پیش می‌رود. در طول چند ماهی که بایدن کمتر به فعالیت‌های علنی انتخاباتی مشغول بود و جمهوریخواهان او را سرزنش می‌کردند که از زیرزمین خود کمپین‌اش را اداره می‌کند، او مشغول جمع آوری اعانات بوده و زیر بنای مالی بسیار خوبی را برای ادامه فعال فعالیت‌های کمپین انتخاباتی خود فراهم آورده بود. در این مرحله از انتخابات و درست بعد از کانونشن‌ها، کاندیداهایی که پول بیشتری دارند از فرصتهای تبلیغاتی بهتری هم برخوردار می‌شوند. آنها می‌توانند با هدف قرار دادن مناطقی که کلیدی هستند و باید در آنها فعال باشند، از پخش آگهی‌های مؤثر در مقابل رقیب خود استفاده کنند. کمپین‌های انتخاباتی در آمریکا بسیار هزینه‌بردار است و کسانی می‌توانند در این کمپین‌ها موفق‌تر عمل کنند که از منابع مالی بیشتری بهره‌مند باشند. برای انتخاب یک رئیس جمهور، یک کمپین انتخاباتی تا سقف ۲ میلیارد دلار برای هر شرکت کننده هزینه‌بردار است. در این زمینه بایدن بسیار جلوتر از ترامپ است. این اعانات اکثرا خرده مبالغی است که از شهروندان این کشور جمع آوری شده و این نشان می‌دهد که دمکراتها فعالانه وارد کارزار انتخاباتی شده‌اند.
 
خزانه مالی ترامپ اکنون خالی شده است. نظرسنجی‌ها در چند ماه گذشته نشان داده‌اند که او شانسی برای انتخاب مجدد ندارد. لذا بسیاری که به فکر کمک به ترامپ بوده‌اند نمی‌خواهند که به یک کاندید بازنده کمک کنند. ترامپ در طول چند هفته گذشته قادر نبوده است که اعانات تازه‌ای به خزانه انتخاباتی خود واریز کند. اکنون کاملا مشهود است که در مقابل هر ده آگهی که کمپین بایدن از تلویزیون پخش می‌کند، ترامپ به سختی می‌تواند دو آگهی پخش نماید. مجددا به مسافرت روی آورده و کمپین‌های انتخاباتی او بخاطر جمع کردن مردم که خود به مرکزی برای اشاعه ویروس کرونا تبدیل شده، سخت با انتقاد رسانه‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی روبروست.
 
رای گیری در بسیاری از ایالات آمریکا از اکنون شروع شده است. به اینگونه رای گیری، رای دادن زود هنگام (Early Voting) می‌گویند. در ایالت تکزاس، در ناحیه هریس که هیوستن تکزاس را در بر می‌گیرد، در اولین روز،  بیش از ۱۲۰ هزار نفر ساعت‌ها در صف منتظر ماندند تا رای دهند. در ناحیه تراویس که شهر آستین تکزاس را در بر می‌گیرد هم چنین اتفاقی افتاده است. در آتلانتای جورجیا هم مردم در رای دادن زودتر از موعد شرکت کرده‌اند. هر دو ایالت در گذشته قرمز و جمهوریخواه بوده‌اند اما مردم از ترس اینکه جمهوریخواهان بتوانند محدودیت‌هایی برای رای دادن آنها قائل شوند، به صحنه آمده‌اند تا رای‌های خود را به صندوق بریزند. در ایالت کلیدی و قرمز فلوریدا، باز بایدن از ترامپ پیشی گرفته است. در انتخابات گذشته، ترامپ به راحتی رقیب خود را در این ایالت شکست داده بود. این در تاریخ این ایالات و امریکا بی‌سابقه است. در حال حاضر حدود بیست میلیون آمریکائی رای داده‌اند. این میزان در همین ماه در انتخابات سال ۲۰۱۶ به پنج میلیون نمی‌رسیده است.
 
جیمی هریسون، یک دموکرات، در ایالت کارولینای جنوبی، یک ایالت جمهوریخواه اکنون با لینزی گرام، یکی از رهبران سیاسی حزب جمهوریخواه آمریکا برای سنای آمریکا رقابت می‌کند. هریسون یک سیاهپوست و گرام یک سفید پوست جنوبی است. در سه ماه گذشته، هریسون توانسته است ۵۷ میلیون دلار برای کمپین انتخاباتی خود اعانات فراهم آورد. باز گرام در مقابل او خزانه اش در حال خالی شدن است. نظرسنجی‌ها به هر کدام ۴۸% اراء را اختصاص می‌دهند. مجددا در تاریخ این ایالت جنوبی این پدیده بسیار استثنائی است. دموکرات‌ها به میدان آمده‌اند تا حتی اکثر صندلی‌های سنای آمریکا را نیز تصاحب کنند. برای آنها این انتخابات فقط برای انتخاب رئیس جمهور این کشور نیست.
 
هشتم: اینبار اتحاد بین دموکرات‌ها برای شکست ترامپ بسیار چشمگیر است. در انتخابات سال ۲۰۱۶ چهار میلیون دمکرات در انتخابات شرکت نکرده و شش میلیون  به ترامپ رای داده بودند. ترامپ برای این دسته از دموکرات‌ها فردی محسوب می‌شد که از خارج نظم سیاسی آمریکا آمده بود تا برای دفاع از حقوق آنها تغییراتی را در این نظم ایجاد نماید. او خود را کاندید مخالف نخبگان سیاسی استقرار یافته معرفی می‌کرد. این دسته از رای‌دهندگان به ترامپ بسیار در حال حاضر از او مایوس شده و خصوصا تخفیف مالیاتی او به ثروتمندان که بر قرض این کشور افزوده است، بسیاری را به مخالف او تبدیل کرده است. پوپولیسم ترامپی و ترامپیسم نقاط ضعف  خود را در صحنه سیاست آمریکا به نمایش گذاشته است. حزب دموکرات در انتخابات گذشته با سندرز هم رابطه خوبی نداشت اما اینبار این اختلافات برطرف شده و روابط بین نیروهای معتدل و چپ حزب دموکرات بازسازی شده است. خود بایدن اعتقاد دارد که سندرز کمک بزرگی به حزب دموکرات کرده است تا در عرصه سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی برنامه‌های بهتری را که به نفع طبقه متوسط و پایین جامعه است ارائه دهد. او این نظر را در تمجید از سندرز به شکل علنی اعلام کرده است. اینبار چپ حزب دموکرات انگیزه‌ای برای بیرون ماندن و عدم مشارکت در این انتخابات نخواهد داشت. اکنون هدف بزرگتری پیش روست و آن بیرون راندن ترامپ از صحنه سیاست آمریکا و جایگاه رئیس جمهوری این کشور است.
 
نهم: اما مهمترین پدیده‌ای که در این انتخابات اتفاق افتاده است که در تاریخ سیاست در این کشور هم یک استثناست، ریزش جمهوریخواهان از حزب خود و حمایت علنی آنها از بایدن است. این پدیده ای است که کمتر در صحنه سیاسی و انتخابات آمریکا در گذشته مشاهده شده است. در روز پنجشنبه ۳ آگوست، صد نفر از رهبران جمهوریخواه و مستقل در صحنه سیاست آمریکا از کاندیداتوری جو بایدن حمایت کردند. در بین این رهبران، بیل ولد، کاندید جمهوریخواه در این سال، استاندار گذشته میشیگان و نیوجرسی به چشم میخورند. استاندار پیشین جمهوریخواه ایالت میشیگان، یکی از ایالات زمین نبرد و کلیدی در این انتخابات به حمایت از بایدن برخاسته است. استاندار فعلی این ایالت یک خانم دموکرات بنام گرتچن ویتمر است. او یکی از کاندیداها برای پست معاونت رئیس جمهوری بایدن بود. این گروه نام خود را جمهوریخواهان و مستقلین برای بایدن (Republicans and Independents for Biden) گذاشته‌اند. این گروه توسط خانمی بنام کریستین تاد ویتمن که خود استاندار گذشته جمهوریخواه ایالت نیوجرسی بوده است هدایت می‌شود. او اکنون یکی از سرسخت‌ترین منتقدان ترامپ است. او همچنین در کانونشن دموکراتها در حمایت از بایدن سخنرانی کرده بود. خانم ویتمن به رویترز گفته بود که،  «بایدن یک رهبر با اعتبار و با ثبات است.» او اضافه کرده بود که، «ترامپ کوشش می‌کنند که تصویر بسیار ترسناکی از بایدن ترسیم کند اما این آمریکای ترسناک در حال حاضر امریکای ترامپ است.» او ترامپ را متهم می‌کند که به ارزش‌های محافظه کاران جمهوریخواه خیانت کرده است. او این ارزش‌ها را خصوصا در زمینه حمایت از قانون و امنیت ملی مهم می‌داند. او همچنین ترامپ را متهم می‌کند که با دروغ گفتن به مردم این کشور، شهروندان آنان را در مقابل یکدیگر قرار داده و در زمینه کنترل بیماری کرونا کاملا شکست خورده و از امنیت مردم دفاع نکرده است.
 
یکی دیگر از اعضای این گروه صد نفره اسنیدر،  کاندید انتخابات در حزب جمهوریخواه در سال ۲۰۱۶ است. او و بیل ولد، بعنوان معاون او در صحنه رقابت‌های ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ حاضر شده بودند. اسنیدر می‌گوید: «من هم با بایدن و هم با ترامپ فعالیت مشترک داشته‌ام. در این انتخابات بدون شک بایدن انتخاب اصلح برای برگرداندن آمریکا به جاده اصلی و مثبت خود است.»  ویتمن بجز استانداری نیوجرسی، در زمان جورج بوش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا را هدایت می‌کرد. او می‌گوید این گروه برای حمایت از بایدن در ایالاتِ «زمین نبرد» وارد فعالیت شده تا خصوصا رای زنان را در حومه های شهری برای بایدن جذب نماید. این گروه یک وب سایت ایجاد کرد تا بتواند از این طریق و پخش آگهی‌های حمایتی برای بایدن رای جمع کند.
 
گروهای دیگری که در مقابل ترامپ به کمپین بایدن پیوسته اند، شامل کسانی می‌شوند که در دولت بوش و همچنین در کمپین میت رامنی و مک کین، دو کاندید جمهوریخواه در گذشته فعال بوده اند. ۱۰۰ عضو کمپین مک کین در سال ۲۰۰۸ و ۳۰ عضو کمپین رامنی در سال ۲۰۱۲، حمایت خود را از ریاست جمهوری بایدن اعلام کرده‌اند. پروژه لینکلن (Lincoln Project) که یک اطاق فکر محافظه کاران است و بسیاری از محافظه کاران محقق و روزنامه نگار را در بر می‌گیرد، از حامیان سخت بایدن شده و آگهی‌های بسیار موثری را هم در حمایت از بایدن از کانال‌های مختلف تلویزیونی پخش می‌کند. ویتمن و گروه ۱۰۰ نفره او هم با پروژه لینکلن رابطه تنگاتنگی دارند. پروژه لینکلن موفق شده بود تا پایان ژوئن امسال،  ۲۰ میلیون دلار برای مخارج آگهی‌های خود برای طرفداری از بایدن جمع آوری نماید. بخشی از کمپین بایدن در حال حاضر متوجه ایجاد رابطه با افراد و گروه‌های معتدل جمهوریخواه در آمریکاست. به غیر از مستقلین، تشویق این بخش از جامعه آمریکا برای رای دادن به بایدن در این انتخابات بسیار مهم و حیاتی است.
 
بجز این گروه‌ها، افراد شاخصی از حزب جمهوریخواه پای به عرصه مخالفت با ترامپ و حمایت از بایدن گذاشته اند. در بین این چهره ها، کارلی فیورینا، رئیس سابق کمپانی هاولت پکارد و یکی از کاندیداهای حزب جمهوریخواه در انتخابات سال ۲۰۱۶ است. او گفته بود که « ترامپ نمیت‌واند یک کمپانی را اداره کند چه برسد به اداره کردن اقتصاد یک کشور.» جان کیسیک، یک جمهوریخواه معتدل است که استاندار سابق ایالت اوهایو بوده و در کانونشن دموکرات‌ها هم در حمایت از بایدن سخنرانی کرد. بایدن همچنین حمایت چهار وزیر جمهوریخواه در دولت‌های پیشین را جلب کرده است. این چهار وزیر چاک هیگل، ری لاهود، کالین پاول و کریستین ویتمن هستند. انتونی اسکارموچی که برای دوهفته سخنگوی کاخ سفید در دولت ترامپ بوده حمایت خود را از بایدن اعلام نموده و می‌گوید ترامپ یک «دیوانه» است. مایلز تیلور هم که در گذشته و در دولت ترامپ مسئول هماهنگی فعالیت‌های نهاد امنیت کشور (Home Land Security) بوده، حمایت خود را از بایدن اعلام کرده است. چهار سناتور پیشین جمهوریخواه هم از بایدن حمایت کرده‌اند. این سناتورها، دیوید دورنبرگر از ایالت مینوستا، گوردون هامفری از ایالت نیو همشیر، جان وارنر از ایالت ویرجینیا و جف فلیک از ایالت اریزونا هستند. همسر سناتور مک کین نیز از جو بایدن حمایت کرده است. سوسن مولیناری، چارلز دیجو، جو والش از اعضای پیشین مجلس نمایندگان آمریکا هستند که از بایدن حمایت کرده اند. یک گروه ۷۳ نفره از کسانی که در دولتهای پیشین جمهوریخواه مسئولیتی در رابطه با امنیت ملی کشور داشته اند، هم  از بایدن در این انتخابات حمایت کرده‌اند.
 
صبح اولین روز کانونشن حزب جمهوریخواه، کمپین بایدن لیستی را که نام ۲۷ تن از اعضای پیشین مجلس نمایندگان آمریکا در آن بود را منتشر کرد که از کاندیداتوری بایدن حمایت کرده بودند. بیل کوهن، سناتور پیشین حزب جمهوریخواه و وزیر دفاع دولت بوش، صبح اولین روز کانونشن جمهوریخواهان، حمایت خود را از بایدن اعلام نمود. او اعلام کرد که رهبری ترامپ برای آمریکا کاملا یک شکست بوده است. او گفت بایدن «با خوشبینی و لیاقت خود مردم آمریکا را امیدوار خواهد کرد.» ۱۰۷ دادستان کشور حمایت خود را برای پایبندی بایدن به قانون و عدم سوء استفاده از قدرت اعلام کرده‌اند و در بین آنها شش دادستان جمهوریخواه نیز وجود دارند.
 
گروهایی نظیر رای‌دهندگان جمهوریخواه بر ضد ترامپ (Republican Voters Against Trump) و گروه ۴۳ نفره جمهوریخواه بنام (Alumni for Biden) که در دولت‌های پیشین جمهوریخواه فعالیت می‌کرده اند، حمایت خود را در هفته های گذشته از بایدن اعلام کرده‌اند. رئیس جمهور پیشین آمریکا، جورج بوش، علنا گفته است به ترامپ رای نمی‌دهد. جیم متیس و جان کلی که اولی وزیر دفاع ترامپ بود و دومی رئیس اتاق رئیس جمهوری هر دو مخالفت خود را با ترامپ ابراز کرده اند. متیس گفته است، «ترامپ اولین رئیس جمهور در طول زندگی من است که کوشش نمی‌کند مردم این کشور را متحد نماید.» کسان دیگری که در دولت ترامپ برای مدتی مسئولیتی داشته‌اند مانند تام بست، اماروزا منیگالت، گری کوهن، ریچارد اسپنسر و رکس تیلرسون همه مخالفت خود را با او اعلام کرده اند. پانصد ارتشی درجه دار آمریکا که در زمان‌های مختلف در شورای امنیت ملی آمریکا فعالیت کرده‌اند، حمایت خودرا در نامه ای از بایدن اعلام کرده اند.
 
به غیر از فعالیت این افراد و گروه‌ها، کتاب‌هایی نیز در مخالفت با ترامپ چاپ شده و می‌شوند. بجز کتاب مری ترامپ که شخصیت کاملا غیر اخلاقی ترامپ را به تصویر کشیده بود، مایکل کوهن، وکیل سابق ترامپ، کتاب خود را در مورد ترامپ منتشر کرده است. کتاب او در زیر عنوان خاطرات یک بی‌وفا (Disloyal: A Memoir) از تنفر ترامپ به اوباما و نهادهای دموکراتیک در این کشور پرده برمی‌دارد. کتاب دیگری از باب وودوارد تحت عنوان خشم (دیوانگی) (Rage) انتشار یافته که این کتاب هم پرده از سیاست‌های خودخواهانه یک پوپولیست که به منافع کشورش هیچگونه تعهدی ندارد و فقط برای قدرت در این پست مانده است و می‌خواهد بماند،  پرده بر می‌دارد. در نقل قولی در این کتاب، ترامپ به وودوارد می‌گوید که کرونا را دست کم گرفته و اعتقاد نداشت که این ویروس چقدر می‌تواند در اجتماع و اقتصاد این کشور ضایعه ببار آورد.
 
آنچه گفته شد ترسیم صحنه نبرد انتخاباتی در آمریکا بود. چیزی که در اینجا باید مجددا بر آن تاکید کرد این است که نظرسنجی‌ ها را نباید رد کرد، اما باید در کنار اطلاعات دیگری از آنها بهره گرفت. در ایران بسیاری نظرسنجی ‌های این انتخابات را با نظرسنجی‌ های سال ۲۰۱۶ مقایسه می‌ کنند و برای آنها اعتباری قائل نیستند، اما نظرسنجی‌ ها این بار با گذشته فرق ‌های فاحشی دارند. نقشه انتخاباتی آمریکا با تغییرات بسیار عمیقی روبرو است و این انتخابات بیش از اینکه بین حزب دموکرات و جمهوریخواه باشد به کنش بخش عظیمی از مردم آمریکا برای پایان دادن به ریاست جمهوری ترامپ در مقابل اقلیتی که جذب شخصیت پوپولیستی او شده‌اند، تبدیل شده است. همانقدر که احمدی نژاد یک استثناء در تاریخ ما و بدترین نشانه‌دار و نماینده برای بخشی از خصوصیات ما بعنوان یک فرهنگ بود، ترامپ هم یک استثنا در تاریخ این کشور است و او بخشی را در این کشور نمایندگی می‌کند که تبعیض‌گرا، ضد مهاجر، اکثرا کم سواد و یا بی سواد و محافظه‌کار و راستگرای مذهبی است.
 
انتخابات بسیار سخت و پر چالشی‌ در پیش روی آمریکاست. اگرچه بایدن اکنون از هر جهت دست بالا را در این انتخابات دارد و حمایت بخش بزرگی از مردم این کشور را  بخود جلب کرده است، اما باز انتخابات آمریکا با چالش‌های دیگری روبرو است. ترامپ تمام کوشش خود را می‌کند تا اجازه ندهد این انتخابات بطور کاملا آزاد برقرار گردد و مانع از ان شود که در زمان بحران بیماری کرونا، مردم این کشور بتوانند از روش‌های قانونی برای ریختن آراء خود به صندوق‌ها استفاده کنند. قانون‌شکنی و پشت به قانون کردن آخرین ابزار او برای ماندن در قدرت است. انتخاب مجدد برای ترامپ حیاتی است چون که می‌تواند به واسطه آن حل چالش مشکلات مالی و قانونی خود را کمی به تاخیر اندازد.  ترامپ در نظر دارد که نتیجه انتخابات را به چالش بکشد. تنها راه برای خنثی کردن این چالش، شرکت بالای مردم این کشور در انتخابات و کسب ۲۷۰ نماینده الکتورال از ۵۳۸ در شب و فردای انتخابات آمریکاست. اگرچنین نشد، ترامپ می‌تواند در دو هفته‌ای که آراء هنوز شمارش می‌شوند، به ایجاد نابسامانی در وضع سیاسی کشور دامن بزند . البته بسیاری اعتقاد دارند که امکان ایجاد شکاف و نابسامانی در کشور برای او کار آسانی نیست. آنچه اکنون در این کشور مشاهده می‌شود، شرکت زودهنگام مردم برای  ریختن آراء خود به صندوقهای رای است.  کمتر از سه هفته به انتخابات این کشور مانده و باید نظاره گر تحولات سیاسی پیرامون این انتخابات در هفته‌های آینده بود.