نامه یک معلم از ایران

nameh 11062015

بنام خدا،
جناب سید ابوالحسن بنی صدر، با سلام و احترام،
 
بدینوسیله به اطلاع می رسانم که اصولاً وقتی معلمی دو سال به پایان دوران بازنشستگی خودش باقی مانده، تقاضای گرفتن پست مدیریت یا معاونت یکی از مدارس را می نماید، زیرا بازنشستگی با چنین پست هایی، مشمول حقوق و مزایای بیشتری می شود. اینجانب نیز، در ابتدای سال تحصیلی برای گرفتن پست معاونت نامه ای نوشتم و آن را به رئیس اداره تحویل دادم. ایشان نیز نامه را برای پی گیری، به یکی از معاونین خود ارجاع داد، مدتی گذشت و من برای گرفتن جواب به آن معاون مراجعه نمودم که وی پاسخ داد در بررسی هایم هنوز موفق نشده ام. 
 
من که می دانستم طفره می رود، برای گرفتن بهانه از او، گفتم فلان مدیر که علیه من گزارش نوشته، او را جابجا کنید که باز بهانه آورد. من برای او مثال زدم که چطور فلان مدیر با فلان مدیر دیگر جابجا شدند، و حالا چگونه برای من چنین امکانی وجود ندارد؟ 
 
در پایان حدس زدم که ممکن است این ممانعت از طرف ادارۀ اطلاعات باشد، بدانجا تلفن زدم و موضوع را بیان نمودم. آنها گفتند این موضوع به آموزش و پروش مربوط است و ما دخالتی نمی کنیم. گفتم اگر این موضوع مربوط به شما نیست، پس شما چرا مرا سه ساعت با زبان روزه بازجویی کردید که در مدرسه چه گفته ای و چه نگفته ای؟ درحالی که آموزش و پرورش هم خودش هیئت رسیدگی به تخلفات دارد و من نیز در آنجا چند ساعت بازجویی شده ام. در نهایت، ادارۀ اطلاعات شهرستان از پذیرفتن مسئولیت چنین کاری خودداری نمود. 
 
تا امروز که سال تحصیلی هم دارد به پایان می رسد، بر من معلوم نشد که از بین بردن این "حق الناس" از سوی خود ادارۀ آموزش و پرورش بوده، یا از سوی ادارۀ اطلاعات؟ اینکه چرا یک معلم با وجودی که دارد بازنشسته می شود، نگران آیندۀ معیشت خویش است، باعث شرمندگی بزرگان و کارگزاران بنی امیه است که در تاریخ، اینهمه سیاه کاری از خود برجای نهادند، و دوم اینکه نمی دانم این سنت پلید و ضد انسانی از کجا سرچشمه می گیرد که افراد حاضر نمی شوند مسئولیت اعمال خود را بپذیرند. 
 
در پایان تقاضا دارم در صورت امکان اجازه فرمایید این نامه بدون ذکر نام در انقلاب اسلامی منتشر گردد. 
 
شاد و پیروز و رستگار باشید. 
 
خرداد ۹۴