«سر و ته يک کرباس»، بقلم خلیل ملکی و توضیح در مورد اشتباهی در نوشته ای در نقد آن مقاله به قلم خسرو شاکری تحت عنوان: «خلیل ملکی و مصدق»

Khalil-maleki-Chakeri va Mossadegh61 خلیل ملکی در دفاع از خواست امتیاز نفت شمال ایران از سوی دولت کمونیستی حاکم بر روسیه توسط «سرگئی کافتارادزه ـ معاون وزارت امورخارجه آن دولت»، طی تحریر مقالاتی به نقد اظهارات و عملکرد دکتر مصدق می پردازد. چونکه  دکتر مصدق طی سخنرانی هایی در مجلس شورای ملی ـ دوره قانونگذاری چهاردهم ـ، با خواست روس ها به مخالفت برخاسته بود، و در آن رابطه  ایشان تز «سياست موارنه منفی» را در مقابله با «سیاست موازنه مثبت»، مطرح نموده و همچنین پیشنهاد چهار ماده ای «تحريم امتيار نفت» را ارائه می دهد، پیشنهادی که با موافقت مجلس به «قانون تحريم امتیاز نفت» تبديل می شود. مواضع و سیاستی که با خواست «دولت شوراها» حاکم بر مسکو و حزب توده ایران مدافع منافع آن «دولت»، در تطابق نبود.
 
"سر و ته يک کرباس"، عنوان يکی از آن مقالاتی می باشد که خليل ملکی در سه بخش در روزنامه رهبر ارگان مرکزی حزب توده ايران، به سال دوم، شماره های ۴٣٨ ـ ۴٣٧ ـ ۴٣۶ ، آذر ماه ١٣٢٣، در رابطه با مخالفت دکتر مصدق، با اعطای امتياز نفت شمال به دولت روسيه شوروی می نویسد و از آن طریق به حمایت و پشتیبانی از خواست دولت کمونیستی حاکم بر روسیه می پردازد.
 
دکتر محمد علی همايون کاتوزیان- استاد دانشگاه آکسفورد انگليس-، همان فردی که «خاطرات سياسی خليل ملکی» را با مقدمه ای بسيار طولانی انتشار داد، در آن مقدمه طولانی سعی کرده تا بر محتوی آن مقاله ("سر و ته يک کرباس") و ديگر نوشته هایی با آن محتوی، که در حقيقت بيانگر مواضع و خط و مشی سیاسی و عملکرد خليل ملکی در آن مقطع تاريخی بوده، سرپوش بگذارد؛ تا از آن طریق به خوانندگان آن کتاب چنين حقنه کند که خليل ملکی در زمانیکه عضو حزب توده ايران بود، در اتخاذ سياست های غلط و ضد ملی آن حزب علیه نظرات و عقايد دکتر مصدق- نظرات و عقايدی که بر محور دفاع از «حاکميت ملی و استقلال ايران» دور می زد، و در آن رابطه با نفوذ بيگانگان در ايران کاملاً مخالف بود- هيچگونه دخالتی نداشته است. آنهم بدين خاطر که، محتوی آن مقاله («سر و ته يک کرباس») به وضوح عکس چنان ادعای کاذب را ثابت می کرد. آشنا شدن افکار عمومی با محتوی کامل آن مقاله، سبب می شد تا وی به سادگی نتواند تمام کاسه کوزه های مواضع ضد ملی را در آن مقطع تاريخی، سر حزب توده بشکند و خلیل ملکی را در آن ماجرا بی گناه جلوه دهد!! پس، همچون یک مبلغ حزبی و پروپاگاندیست، و نه يک محقق بی طرف، در هنگام تحریر آن کتاب، بسیاری از مواضع و اسناد و مدارک آنچنانی را ناديده می گيرد. 
 
در واقع، آن «مورخ» محترم به اين موضوع نخواسته توجه نمايد که سیاست و عملکرد خلیل ملکی، از جمله نگارش آن نوع مقالات در آن مقطع تاريخی (سال ١٣٢٣)، همچنين بخشی از کارنامه سیاسی خليل ملکی محسوب می شوند؛ و حتمأ ضرورت داشت و لازم بود تا در کتاب «خاطرات سیاسی خلیل ملکی» به محتوی چنان مواضع و عملکردی در کنار مواضع او که در سال ١٣٣٠، بنام «نیروی سوم» مطرح کرد، اشاره می شد.!! 
 
اگرچه بسیاری از تاریخ نویسان از جمله "پژوهش گروهی جامی" (کتاب: گذشته، چراغ راه آینده است)، انور خامه ای ... جملاتی از آن مقاله را در آثار خود نقل کرده اند، ولی افکار عمومی جامعه فرهنگی و سیاسی ایران با متن کامل آن نوشته آشنایی نداشت. حزب توده و خلیل ملکی و طرفدارنشان چون کمتر علاقه داشتند، تا افکار عمومی با عملکرد و سياست آنها در آن مقطع تاریخی آشنا شوند، خود دست به انتشار چنان مدارک تاريخی نزدند و در بارۀ آنچنان مواضعی ضدملی سکوت کردند.
 
اما، خسرشاکری (زند) در حين کاوش و تحقيقات خود، به مقاله «سر و ته يک کرباس» بقلم خليل ملکی دست پيدا می کند. وی در اول بهمن ١٣۶۴ در نقد آن مقاله، نوشته ای تحت عنوان «خلیل ملکی و مصدق»  تحرير می نماید و در آن به روشنگری در رابطه با  جوانب سياست و عملکرد خليل ملکی دست می زند، و حتی در آن نوشته، او را «سازشکار و دلال» سیاسی می نامد. دکتر شاکری آن نوشته را بضمیمۀ مقاله "سر و ته يک کرباس" در شماره ٧ ـ ۶ «کتاب جمعه ها» در سال ١٣۶۵ در خارج از کشور، انتشار می دهد.
 
بخاطر يادآوری اهمیت و ارزشی که تحقیقات و فعالیت های علمی خسرو شاکری (زند) در روشن کردن جوانب مختلف تاریخ معاصر ایران با خود بهمراه داشت، ما تصميم به انتشار مجدد مقاله «خلیل ملکی و مصدق» و مقاله "سروته يک کرباس" به قلم خلیل ملکی از طريق شبکه اينترنتی گرفتيم، تا به نمونه ای از آن تحقیقات اشاره کرده باشیم. 
 
اما، در رابطه با مطالب مندرج در صفحات ١٠۶ و ١٠٧ کتاب جمعه ها، که مربوط به نوشته دکتر خسرو شاکری(زند) می شود، توضيحاتی را ضروری دانستيم.
 
١ ـ دکترخسرو شاکری در آن نوشته («خلیل ملکی و مصدق»)، مندرج در صفحه ١٠۶ آن کتاب، افسوس می خورد که مصطفی «شعاعيان زنده نماند تا از متن نامۀ خليل ملکی به دکتر مصدق مطلع شود، تا از آن طريق بداند که ملکی نه فقط با توماس فينچ و جمال امامی، که حتی با شخص محمد رضا شاه از در مذاکره وارد شده بود تا نهضت ملی را "نجات" دهد». وی درپانویس همان صفحه نوشته است: "ما قرائت کامل اين نامه را به همه توصیه می کنیم."
 
چون ما کپی متن نامه خلیل ملکی به دکتر مصدق (به تاريخ اسفندماه ١٣۴١) به نقل از کتاب خاطرات سیاسی خلیل ملکی را در شبکه اينترنتی قرار داده ايم، لينک آن نامه را در پانويس اين نوشته ذکر می کنيم، همچنين آن لينک را در پايان نوشته دکتر شاکری، کپی صفحه ١٠٨ کتاب جمعه ها شماره ٧ ـ ۶ ، اضافه کرديم. (١)
 
٢ ـ دکتر خسرو شاکری در پانويس صفحه ١٠٧ کتاب جمعه ها، در رابطه با «پاسخ» دکتر مصدق به نامه خليل ملکی چنین نوشته است:
 
«خواننده بايد توجه داشته باشد که مصدق به نامۀ رسيده از جانب ملکی، مثل جواب به همۀ نامه ها، پاسخی مؤدبانه داد...»، 
 
این اظهارات خسرو شاکری صحیح نيست، چونکه دکتر مصدق به آن نامه خلیل ملکی اصولا پاسخی نداده است!!
 
 اما در رابطه با اشتباه خسرو شاکری در آن مورد مشخص، ضروريست همچنین يادآور شود، موضوعی که سبب می شود تا خسرو شاکری چنان اظهار نظر اشتباهی بنماید، «ابتکار جالب» دکتر محمد علی همايون کاتوزيان در چگونگی صفحه بندی کتاب خاطرات سیاسی خلیل ملکی می باشد. و آن اینکه، استاد محترم دانشگاه آکسفورد انگلیس به شیوه ناپسندی دست می زند که بيشتر جنبه پروپاگاند سیاسی داشته، آنهم بر پايه تحريف حقايق و تقلب؛ شيوه کاری که به هيچوجه با امر تاریخ نويسی، آنهم بر پايه اسناد و مدارک نمی تواند کوچکترين ربطی داشته باشد.
 
« استاد »دانشگاه آکسفورد انگليس، نوشته دو سطری دکتر مصدق به تاريخ ١٨ آبان ماه ١٣۴٠ را در زير نامه خلیل ملکی به دکتر مصدق که به تاريخ اسفندماه ١٣۴١تحریر شده است قرار داده است (نامه ای که دکتر مصدق حدوداً ١٧ ماه قبل از نامۀ خلیل ملکی، آنهم بضميمۀ نامۀ چند سطری در پاسخ به پيام اولین کنگره جامعۀ سوسیالیست ها، خطاب به «کميته مرکزی جامعۀ سوسیالیست های نهضت ملی ايران». چون دکتر مصدق آدرس تشکیلات آن «جامعه» را نداشته است، آن پاسخ را از طريق آدرس خلیل ملکی برای آن "هيئت مرکزی ..." می فرستد، و در آن رابطه آن نامه دو سطری را به خلیل ملکی نوشته است)؛
 
موضوعی که دکتر خسرو شاکری در هنگام تحرير مقاله «خليل ملکی و مصدق» به آن ابتکار ناشایست دکتر محمد علی همایون کاتوزيان توجه نکرده است؛ يعنی تاريخ تحریر نامه خلیل ملکی و تاریخ نامه دو سطری دکتر مصدق را با هم مقایسه نمی کند و همچون بسياری ديگر از خوانندگان آن کتاب، گول «ابتکار تبليغاتی» آن «استاد» دانشگاه آکسفورد ـ انگلیس را می خورد! 
 
دکتر منصور بيات زاده  در نقد برخی از نوشته ها و ادعاهای غلط دکتر محمد علی همايون کاتوزيان در سال  ١٣٩٠، طی نوشته هایی به چگونگی شيوه و انحرافات آن «استاد» در امر تاریخ نگاری دست به روشنگری می زند. وی در بخش پنجم (بخش پايانی) آن مجموعه، تحت عنوان «تاريخنگار و مورخ مسئول، منصف و بيطرف، رويدادها، نظرات و عقايد را آنطوری که اتفاق افتاده و مطرح شده اند، تحرير و تفسير می نماید و از تحريف، تقلب، تملق، دروغ، تزوير و عوامفريبی اجتناب می ورزد»، همچنین به آن شيوه ناپسند تاريخ نگاری «استاد» دانشگاه آکسفورد انگلیس اشاره کرده است. (٢) و بطور مشخص در نوشته ای تحت عنوان "در باره «ابتکار جالب» دکتر محمدعلی همايون کاتوزيان در امر تاريخ نگاری»"، با ارائه توضيحاتی در باره آن شیوه کار، پرده از آن ماجرا برداشته است! (٣)
 
هيئت تحريريه نشريه اينترنتی "جنبش سوسياليستی"،
 
 نشريه سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق
 
جمعه ۶ شهريور ۱۳۹۴ - ۲۸ اوت ۲۰۱۵
 
www.ois-iran.com
 
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
پانویس:
 
١ ـ نامه خلیل ملکی به دکترمصدق با عنوان "پدر بزرگوار ملت ایران"، درتاریخ اسفندماه ١٣۴١ .
 
 
٢ ـ  «تاريخنگار و مورخ مسئول، منصف و بيطرف،رويدادها، نظرات و عقايد را آنطوری که اتفاق افتاده و مطرح شده اند، تحرير و تفسيرمی نماید و از تحريف، تقلب، تملق، دروغ ، تزوير و عوامفريبی اجتناب می ورزد» ـ درنقد اظهارات و ادعاهای آقای دکترمحمدعلی همايون کاتوزيان بخش پنجم (بخش پايانی) ـ دکتر منصور بیات زاده
 
٣ ـ "در باره«ابتکار جالب» دکتر محمدعلی همايون کاتوزيان در امر تاريخنگاری»" ـ دکتر منصور بیات زاده
 
 
توضیح هیئت تحریریه نشریه اینترنتی "جنبش سوسیالیستی":
 
* ـ  نامه خلیل ملکی به دکتر مصدق با عنوان "پدر بزرگوار ملت ایران"، در تاریخ اسفند ماه ١٣۴١ .
 
**ـ  «تاريخنگار و مورخ مسئول، منصف و بيطرف،رويدادها، نظرات و عقايد را آنطوری که اتفاق افتاده و مطرح شده اند، تحرير و تفسيرمی نماید و از تحريف، تقلب، تملق، دروغ ، تزوير و عوامفريبی اجتناب می ورزد» ـ درنقد اظهارات و ادعاهای آقای دکترمحمدعلی همايون کاتوزيان بخش پنجم (بخش پايانی) ـ دکتر منصور بیات زادهhttp://www.ois-iran.com/2011/azar-1390/ois-iran-1163-dr_mansur_bayatzadeh-bakhshe_panjom_naghde_dr_katouzian.htm
 
ــ  "در باره«ابتکار جالب» دکتر محمدعلی همايون کاتوزيان در امر تاريخنگاری»" ـ دکتر منصور بیات زاده
 
Khalil Maleki-Mosadegh1-1
Khalil Maleki-Mosadegh2-1
Khalil Maleki-Mosadegh3-1Khalil Maleki-Mosadegh4-1
Khalil Maleki-Mosadegh5-1Khalil Maleki-Mosadegh6-1
Khalil Maleki-Mosadegh7-1Khalil Maleki-Mosadegh8-1
Khalil Maleki-Mosadegh9-1
 K-M107-1
 
K-M108-1K-M109-1
 K-M110 -1
K-M111-1
 
K-M112-1
 
K-M113-1 
 K-M114-1
 
K-M115-1
 
 K-M116-1
 K-M117-1
 
 K-M118-1
 
 K-M119-1