پیرامون گزافه گویی شخصی به نام "علی اصغر شفیعیان" در رابطه با شادروان داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران و اژ گونه گویی تاریخ به چه قیمتی؟

Ronassi-Ahmad-1توضیح آقای احمد رناسی- این مقاله از سوی دیگری از ایران به دست من رسید، وچون درست ندانستم آن امضا را زیر آن نوشته بگذارم، از آن خود داری کردم، و نیز چون میدانستم که زشتکاریهای سیاسی در مورد شخصیت های بزرگ تاریخ چون زنده یاد داریوش فروهر چگونه دنبال دارد، برخود وظیفه دانستم تا آنرا برای سایت انقلاب اسلامی بفرستم، زیرا کسانی چون آقای بنی صدر هم، در آن دروه ی تاریخی مواضع مشابهی درمورد خیانت شاه و...در مورد بحرین و.. داشتند و خط استقلال وآزادی را دنبال می کردند! 

وقتی سخن از رویداد های تاریخی می شود بی گمان هر گفتمان و ادعایی مبتنی بر داده ها و اسناد و مدارک محکم و محکمه پسندی باید باشد که بتواند آنچه را که روی داده است به درستی برای مخاطب بیان داشته و حقایق را روشن کند. اینکه تاریخ را آنگونه دلخواه و مورد پسند و در راستای اهداف خاص از پیش تعیین شده بخواهیم بیان کنیم درست به مانند انکار آفتاب است .
سال 1349 را شاید بتوان یکی از سیاه ترین سالهای تاریخ معاصر ایران نامید ، برهه ای که پاره تن سرزمین ایران یعنی بحرین از مام میهن به دلیل حماقت و ناتوانی محمد رضا شاه جدا شد.
اما در هنگامه ی خود کامگی مطلق سلطنت پهلوی و تحمیل تجزیه ایران با همیاری بیگانگان که بر خلاف روح قانون اساسی انقلاب مشروطه و ناموس و شرف میهن یعنی تمامیت سرزمینی بود ،بودند میهن پرستان آزاده و مبارزی که در برابر این خیانت میهنی سکوت پیشه نکنند و در برابر استبداد داخلی و استثمار بیگانه سینه سپر نموده و از کیان و هست و نیست میهن به دفاع برخیزند.
شادروان داریوش فروهر، مرد خستگی ناپذیر مکتب پان ایرانیسم و یکی از پیشروان و بنیان گذاران اندیشه  ناسیو نالیسم ایرانی در کنار هموندان پاک باخته ی "حزب ملت ایران " در برابر این خیانت محمد رضا شاه اقدام به اعتراض نمود وحزب ملت ایران بیانیه ی شدید الحنی را در تاریخ 27 فروردین 1349 در اعتراض به جدایی بحرین و بازداشت داریوش فروهر انتشار داد،خوانش این بیانیه بعد از گذشت 45 سال از تاریخ انتشارآن همچنان برای خواننده اش تازگی دارد و حکایت از شجاعت هموندان " حزب ملت ایران" در دوران استبداد سیاهی که احدی شهامت اعتراض نسبت به سیاست های حکومت پهلوی را نداشت می باشد .
 
خیمه­ شب­ بازی مراجعه به آراء عمومی در بحرین
توقیف و اعتصاب غذای "داریوش فروهر" دبیر حزب ملت ایران
 
حکومت ارتجاعی و سیاه ایران که بعد از کودتای 28 مرداد هر روز بیشتر از پیش خود را در دامان امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا افکنده است در سال­های اخیر هم زمان با اوج گرفتن مبارزات مردم خاورمیانه مبدل به پایگاه دست اول این ژاندارم بین­ المللی گردیده است و با اسراییل اشغالگر، همگام و همراه شده، به کارشکنی و مبارزه با نهضت­ های آزادی­ بخش ادامه می­ دهد. همان طور که وجود اسراییل اشغالگر عملاً موجب تقویت یا لااقل تثبیت وضع حکومت­های مرتجع و ضد مردمی برخی از کشورهای عربی شده است و این امر سالیان دراز از طرح مستقل و مستقیم مساله فلسطین جلوگیری کرده و مانع شروع هرچه زودتر مبارزات قهرمانانه این ملت رشید و جنگاور شده است. به همان ترتیب حکومت ارتجاعی ایران موجب ادامه سلطه انگلیس در خلیج فارس و تسلط و زورگوئی شیوخ مرتجع شیخ­ نشین­های خلیج فارس بوده و هست. در نظر سیاست­ها استعماری جمع کردن بساط ظاهری قدرت و به عبارت دیگر عدم حضور انگلیس در خلیج فارس بدون حفظ منافع انگلیس ممکن نیست. از این رو هنگامی­که قرار بر این شده است که انگلستان ظاهراً خلیج فارس را ترک گوید، باید حکومتی یا گروهی از حکومت­ها اداره کارها و منافع وی و هم پالکی او یعنی آمریکا را در خلیج فارس به عهده بگیرند. همین جاست که مساله همکاری حکومت ارتجاعی سیاه ایران و شیخ­ نشین­های مرتجع و مزدور عربی در خلیج فارس مطرح می­شود. این همکاری و همگامی به چند دلیل به نتیجه می­رسید:
1- ادامه سیاست انگلستان و آمریکا بر خلیج فارس
2- ادامه استقرار حکومت شیوخ مرتجع خلیج فارس در شیخ­ نشین­های مربوط که بدون حمایت انگلیس و آمریکا حتی برای مدت کوتاهی نیز نمی­ توانند بر سر جای خود باقی بمانند.
3- خصوصاً ایجاد درگیری­های محلی در خاورمیانه و در نتیجه تضعیف مبارزات قهرمانانه ملت فلسطین.
در این راه یعنی برای رسیدن به این اهداف چندگانه مساله بحرین به نحوی از انحاء و به خصوص به نفع سیاست­های استعماری باید حل می­شد. تا مساله بحرین حل نمی­شد، امکان این همکاری بین مرتجعان دو سوی خلیج فارس به [نتیجه] مثبت نمی­ رسید.
خیمه شب ­بازی مراجع به آراء عمومی در بحرین ثمره این ماجراست. دو دسته حاکم خود فروخته، از یک سو شیوخ مرتجع خلیج فارس و نیز شیخ بحرین و از سوی دیگر ارتجاع سیاه ایران بر سر مساله­ ای توافق کرده­ اند که اصلا مربوط به مردم ایران است و حق تصمیم و اظهار نظر راجع به آن از حقوق ثابته ایشان می­ باشد. اما این دو دسته که به هیچ وجه از طرف مردم خود نمایندگی ندارند بر خلاف تمام موازین به اصطلاح بین­ المللی به سازمانی رجوع کرده­ اند که نظیر خود آنان بدون اجازه آمریکا ارباب اول و سایر دولت­های بزرگ حتی حق جا به جا کردن کارمندان اداری خود را هم ندارند و درست در همین هنگام که به اصطلاح مدعی مراجعه به آراء همگی ­اند وقتی حزب ملت ایران درباره مساله بحرین دست به انتشار بیانیه­ ای زده و نظرات خود را در باب این امر اعلام کرده است "داریوش فروهر" دبیر حزب و عضو جبهه ملی سوم ایران را توقیف کرده­ اند. "داریوش فروهر" که با "منوچهر احمدی" در 17 فروردین توقیف شده­ اند بلافاصله پس از ورود به زندان اعلام اعتصاب غذا کرده ­اند. زیر بدان­ ها اجازه نداده ­اند که رای خود را در خصوص بحرین به اطلاع هم­وطنان­شان برسانند و از آن دفاع کنند.
ما همه آزادی­خواهان، همه مردم مبارز، همه کسانی را که به خاطر برقراری حکومت حق و عدالت را می­جنگند به یاری فرا می­ خوانیم. جان "فروهر" این رادمرد رشید در خطر است.  فروهر سالیان دراز پس از 28 مرداد در زندان به سر برده است و بر اثر اقامت­های طولانی در این سیاهچال­ها مبتلا به دو بیماری عمده زخم معده مزمن و بیماری قلبی شده است. اعتصاب غذای وی با توجه به این دو بیماری حیات او را تهدید جدی می­کند.
27 فروردین ماه 1349
 
این بیانیه حزب ملت ایران به عنوان یکی از اسناد راستی و درستی شیوه مبارزاتی " حزب ملت ایران" و رهبر آن یعنی داریوش فروهر را به خوبی درتاریخ به دواری ملت ایران گذاشته است .
فروهرو همرزمانش در حزب ملت ایران می توانستند همچو عده ای دیگر در یک اعتراض نمایشی* نسبت به دولت وقت تلاش کنند تا راه نادرست و ضد میهنی، سازشکاری و سرپردگی را برای منافع شخصی و حزبی خود در پیش بگیرند اما او درست در راهی گام برداشت که راه ملت بود. یعنی ایستادگی تا پای جان در برابر زورمداران و خیانت پیشگان به تمامیت سرزمینی میهن.
اما شوربختانه این روزها عده ای به مدد وجود فضای مجازی تلاش دارند تا با نقل قول های نادرست و البته به باور من هدفدار حقایق تاریخی را واژگونه جلوه داده و چهره ی مبارزاتی حزب ملت ایران و رهبر آن را خدشه دار نمایند. اگر این سخنان در دوره ای بیان میشد که دسترسی به منابع و اسناد تاریخی همچو امروز نبود می شد در نهایت خوشبینی! ادعای  سازشکار جلوه دادن داریوش فروهر را ناشی از عدم آگاهی تاریخی و سیاسی دانست اما آیا پذیرفته است در عصر ارتباطات و دسترسی آسان به هزاران منبع تاریخی باور کنیم که بیان چنین سخنانی از روی نا آگاهی است؟
این روزها شنیده می شود که عده ای بر خلاف اصول اخلاق سیاسی در برگه های اجتماعی(فیس بوک و اینستاگرام) مواردی را در این خصوص بیان می کنند که فاقد ذره ای از حقیقت است . قیاس مخالفان با توافق هسته ای با مخالفت داریوش فروهر با جدایی بحرین را چگونه باید تعریف و تعبیر نمود؟ایا اساسا چنین قیاسی از اساس درست است ؟اینکه طیفی از نیروهای سیاسی آن زمان به شکلی فرمالیته و فرمایشی اقدام به مخالفت با دولت هویدا و محمد رضا شاه نمودند را می شود تعمیم به همه ی جریان های سیاسی از جمله حزب ملت ایران و داریوش فروهر داد؟
آیا خواندن رویداد تاریخی در این خصوص که در کتاب"پنجاه سال با تاریخ پان ایرانیست ها"به نگارش دکتر ناصر انقطاع که حقایق مخالفان فرمایشی را بیان داشته است دشوار است؟(ص 199 تا 208)
اردشیر زاهدی در دوران وزیر خارجه بودن خود تنها دوبار به مجلس رفته بود (که یکبارش همان روزی بودکه مسئله را مطرح کرد، ولی به هنگام استیضاح عباس خلعتبری را به جای خود به مجلس فرستاده بود) ولی در وزارت خارجه اشتباهی بزرگ کردند. در وزارتخانه ادارهٔ نشریات به دستور زاهدی قرار بود نشریه یا خبرنامه‌ای ماهانه یا دوهفتگی خبرهای وزارت خارجه و ... را برای آگاهی کارکنان یا مردم پخش کنند. زاهدی دست‌اندرکاران را تهدید کرده‌بود که خبرنامه باید همان روزی که می‌باید چاپ شود. ایرج پزشکزاد از دست‌اندرکاران نشریه گفته‌است:
«روزی که قرار بود پزشکپور در مجلس سخنرانی و دولت را استیضاح کند، درست روز انتشار این نشریه نیز بود و ما ناگزیر بودیم تا یک شب پیش از روز انتشار همهٔ مطالب را به چاپخانه بفرستیم. مانده بودیم معطل که چه کنیم؟ زیرا متن سخنرانی را پیش از اینکه در مجلس خوانده شود، به اداره نشریات فرستاده بودند و آن را در دست داشتیم؛ ولی آیا می‌شد که در همان هنگامی که او در مجلس است، ولی هنوز نطق خود را نخوانده ما نشریه را چاپ کرده به همه جا بفرستیم و نطق پزشکپور هم در آن باشد؟ اگر این کار را بکنیم، مشت برنامه‌ریزان باز می‌شود، و همه می‌دانند که متن یادشده در وزارت خارجه تهیه و آماده شده‌است؛ و اگر هم صبر کنیم تا نطق خوانده شود، و سپس چاپ کنیم، که از روز انتشار، یکی دو روز می‌گذرد و مورد مؤاخذهٔ اردشیر زاهدی که خیلی بددهن بود و پیوسته ناسزا می‌گفت واقع می‌شدیم. اگر هم چاپ نمی‌کردیم موضوع به این مهمی (مسئلهٔ همه‌پرسی در بحرین) تا شمارهٔ بعدی نشریه کهنه می‌شد و ارزش خبری خود را از دست می‌داد. این بود که دل به دریا زدیم و نطق پزشکپور را پیش از ایراد در مجلس در نشریه اخبار و اسناد وزارت خارجه (در فروردین ۱۳۴۹) چاپ کردیم.
(جدا شدن بحرین از ایران و نقش انگلستان، ماهنامه دوران/آبان 1386 )
بیان اینکه شادروان داریوش فروهر درهنگامه ی جدایی بحرین از ایران در زندان بوده و در همین دوران به ناگه آزاد می شود و با این مسئله به مخالفت بر می خزید ! حکایت از بی سوادی تاریخ بیان کننده ی چنین سخنانی است . چون هر آنکاس که در این مورد تاریخ را خوانده باشد به نیکی آگاه است که داریوش فروهر پس از این اقدام شاه و دولت هویدا به کمک هموندان حزبی اش مخالفت شدیدی با این خیانت کرده و پس از آن به دستور ساواک بازداشت و به مدت سه سال را در زندان به سر می برد.
اگر مخالفت درایوش فروهر به شکلی فرمایشی بود چرا باید سه سال را به اتهام مخالفت به جدایی بحرین در زندان به سر می برد؟
دقت داشته باشیم که پس از انقلاب سال 57 کلیه اسناد و مدارک ساواک به دست حکومت کنونی می افتد و تا کنون چندین کتاب در مورد احزاب و شخصیت های سیاسی پیش از انقلاب و بده بستان ها و میزان همکاری آنها با حکومت پهلوی و ساواک انتشار می یابد اما تا کنون حتا یک خط تاکید می شود حتا یک خط سند مبنی بر همکاری " حزب ملت ایران" و رهبران آن مبنی بر همکاری با رژیم گذشته و سیستم امنیتی آن انتشار نمی یابد چرا؟چون اساسا این حزب و رهبرش هیچگاه تن به سازشکاری ندادند و با حکومت پهلوی و سیاست هایش همگام نشدند و شک نباید داشت که در صورت وجود کوچکترین سندی مبنی بر همکاری با رژیم گذشته و یا کژراهه روی داریوش فروهر در طول مبارزات سیاسی اش ،حکومت کنونی ایران صدها بار این سند را انتشار می داد.
راست قامتان و درست کرداران عرصه سیاست ایران اگرچه انگشت شمارند اما کارنامه ی سیاسی آنان به زلالی و پاکی آفتاب است و از هر گونه خیانت و سرسپردگی بَری و به دور هستند.
امید آنکه به جای به کار گیری نادرست از امکانات فضای مجازی برای واژگونه جلوه دادن حقایق تاریخی از این فرصت در راستای بیان از خود گذشتگی ها ی بزرگان میهنی و الگو قرار دادن آنها برای نیل به آرمان سرفرازی میهن بهره گرفته شود.
پاینده ایران زنده باد آزادی
23 مهر 1394 خورشیدی
 
آزادی مخالفت با مذاکره حتی در زمان شاه
|
به پدر عکس مخالفان ‫#‏برجام در مقابل ‫#‏مجلس را نشان دادم و گفتم که خیلی راحت روز و شب آنجا مخالفت می‌کنند و با کنایه گفتم که الحمدالله کسی با آنها کاری ندارد، در حالی که موافقان برای برگزاری تجمع دستشان کوتاه است.
خاطره‌ای تعریف کرد از سال 49، وقتی که ‫#‏مذاکرات در مورد استقلال بحرین از ایران در حال انجام بود. یکهو مرحوم داریوش فروهر که پان ایرانیست بود را از زندان آزاد کردند، همچنین برخی دیگر از آن طیف را. آنها به شدت مخالف جدایی بحرین بودند و آزادی آنها عجیب بود، خودشان هم تعجب کرده بودند.
آنها هم به محض این که آزاد شدند، اعلامیه‌ای صادر کردند، به امضای 4 نفر از رده‌ی دومی‌هایشان از جمله منصور رسولی، از اقوامی که عمو خطابش می‌کردم و همین دو سال پیش درگذشت. آنها آن اعلامیه را پلی کپی کردند، فقط هم 120 نسخه که یکی از آنها نزد پدر بود.
بازتاب آن اعلامیه خیلی بیش از تصور آنها بود و باورشان نمی‌شد که چه بازتابی داشته است، مگر آن 120 نسخه چقدر می‌توانست منتشر شود؟
بعد از انقلاب که اسناد و مدارک آن زمان منتشر می‌شود، مشخص شد که خود ساواک 2000 نسخه از آن اعلامیه را منتشر کرده بود؛ چرا؟
زاهدی در مذاکرات به مخالفت داخلی با مذاکرات نیاز داشت که به طرف مقابل بگوید: ببینید مخالفان در داخل چه می‌کنند و چه می‌گویند. ما باید بتوانیم اینها را راضی کنیم.
حالا وضعیت رسایی‌ها و کوچک‌زاده‌ها و تجمع‌کنندگان هم شاید از این دست باشد، کسانی که تصور می‌کنند چه قدرتی دارند و چقدر صدایشان شنیده می‌شود در حالی که شاید مذاکره کنندگان در این مقطع به تجمع و حتی هوار مخالفانی نیاز دارند