کودتا بود یا نمایش قدرت اردوغان*

فرید انصاری دزفولیansari

18 ژولای 2016


از دید هیچ ناظر سیاسی اوضاع خاورمیانه پنهان نیست که در سال میلادی گذشته اردوغان که خود سامانده وضعیت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ترکیه بود سال سختی را سپری کرده بود. حزب او در انتخابات سال گذشته موفق به دریافت رای اکتریت نشده بود تا اردوغان بتوان قانون اساسی را تغییر دهد و حاکمیت مطلق خود را بنیاد کند.

تغییر قانون اساسی با مخالفتهای جدی جامعه مدنی و حتی نهاد ارتش ترکیه بعنوان پاسدار قانون اساسی روبرو بوده است و می باشد. از آنجائیکه اردوغان نمی توانست بنابر شرایط داخلی و خارجی به بنا کردن حکومت مطلقه اسلامی خود جامه عمل بپوشاند، دست به اقدامات حیرت آور و ریسک های خطرناکی زد. بطوریکه کشور ترکیه را به ناامنی و سقوط اقتصادی و سیاسی کشاند و در صحنه بین المللی به انزوا نشاند. اردوغان بعلت سیاست های غلطش مورد اعتراض بخش بزرگی از مردم ترکیه قرار گرفته بود و حتی دوست بسیار نزدیکش احمد داود اوغلو با استعفای خود او را تنها گذاشت و رفت. دوران ریاست جمهوری اردوغان برای مردم ترکیه و کشور ترکیه چیزی جز مشکلات بهمراه نیاورده است. اردوغان در این اواخر بعلت یکه تازی هایش مورد تهاجم داخلی و خارجی قرار گرفته بود و در درون به بی کفایتی متهم شده بود. 
اختلاف با سران ارتش، اختلاف با روسیه، اختلاف با ایران، اختلاف با اسرائیل، اختلاف با اتحادیه اروپا، اختلاف و گسترش جنگ با کردها، اختلاف با آمریکا بر سر مسلح کردن کردها در جنگ با داعش، بخشی از سیاست های فاجعه آمیز او برای ترکیه بوده اند. علاوه بر این ها گسترش نا امنی بعلت اقدامات تروریستی در یک سال گذشته در شهرهای مختلف ترکیه بخصوص انکارا و استانبول، همه و همه موجب شدند تا اردوغان برای حفظ خود و آینده اش دست به اقدامات جدیدی بزند. اردوغان که متل بسیاری از مستبدین متوهم منطقه فکر کرده بود در بازی سیاست های جهانی عددی است در دو هفته اخیر دست به چنان نرمش قهرمانانه ای زد که جهان را به بهت وا داشت.
بر خلاف شعارهای سخت سرانه اش و ادعاهای تند و تیزش از روسیه بابت سرنگونی هواپیمای جنگنده اش عذرخواهی کرد و حاضر به پرداخت غرامت شد. با اسرائیل شروع به گفتگو کرد و درب آشتی را نشان داد. نخست وزیرش اعلام کرد ما می خواهیم با دولت سوریه روابط حسنه ای داشته باشیم، ودست به دیگر اقدامات مشابه ای زد. آنچه مسلم است چنین سیاست های متضادی اعتبار و اقتدار او را بین مردم ترکیه زایل و ضایع کرده بود و مشروعیت او را با علامت سوال بزرگی مواجه نموده بود. او برای جبران اعتبار و اقتدار از دست رفته اش نزد افکار عمومی داخلی و بین المللی نیاز مبرمی به اقدامی متحیر العقول داشت. 
کودتا جمعه شب به یاری او آمد. اگر نگویم که سناریویی کودتا توسط اردوغان نوشته شده بود؛ و اگر نگویم صد در صد از طرف اردوغان برنامه ریزی شده بود ولی عملی بود که اردوغان نیاز مبرمی به آن داشت و به احتمال زیاد از وقوع آن با خبر بوده است. عین چنین کودتائی در سال 1995 در آذربایجان عملی میشود. حیدر علی اف که پی برده بود نخست وزیر مقتدرش صورت حسین اف در تدارک کودتائی است کوشید تا خود کودتا را رهبری نماید تا بتواند هم نخست وزیرش را برکنار کند و هم به قدرت و سلطنت مطلقه استبدادی خویش استحکام و بقا بخشد. اردوغان هم اکنون و در گرد و خاک شرایط استثنایی پس از کودتا می تواند خود و حکومتش را از انزوا بیرون بیآورد و هم اقتدار و اعتبار خود را باز یابد و هم مردم را در حمایت از خود به خیابانها بیآورد تا بتواند بعد از کودتا هر اقدام سرکوبگرانه و عمل سیاسی که میلش باشد متل تارومارکردن مخالفان، بسیج نبروهای مذهبی افراطی به نفع خود، تغییر قانون اساسی و تصفیه ارتش و دیگری سازمانهای ادارای و نهاد های سیاسی انجام دهد. او موفق به چنین کاری شد و بدین وسیله اردوغان جمعه شب پیروز از آب در آمد و قهرمان کودتا شد.

اکنون بسیار زود است که آینده اوضاع سیاسی ترکیه را بیش بینی کرد. آینده این کشور بستگی به عکس العمل و توانائی جامعه مدنی دارد. در این روزها علاوه بر هواداران حرب عدالت و توسعه، ما شاهد حضور انبوهی از افراد رادیکال اسلامی و افراطی با ریش های جهادی در خیابانها آنکارا و استانبول می باشیم و مساجد و نهادهای مذهبی در حمایت از اردوغان به جنب و جوش افتاده اند بطوریکه سر دادن شعارهای اسلامی افراطی و احساسات دینی رو به افزایش است.


هیچ ارتشی چنین کودتای آماتوری انجام نمی دهد زیرا تمام عوامل و فاکتورهای که نشان دهنده یک کودتای واقعی باشد در کودتای جمعه شب غایب بودند. یادآور می شوم در ماه اوت بنا بوده است یکسری تغییر و تحول در ارتش صورت گیرد که با این کودتا دست اردوغان برای تصفیه کامل ارتش باز شده است. 
اما درس بزرگی که باید از آن آموخت: 
1) به سادگی نباید فریب مستبدین قدرت طلب را خورد، که آنان بجز حفظ قدرت خویش چیزی در سر ندارند.

2) مردم با آمدن به خیابانها و حضور گسترده و قدرتمند خود توانائی و قدرت خود را به نمایش گذاشتند و نشان دادند هیچ ارتش و اسلحه ای قوی تر از قدرت لایزال آنان نیست. پس به نیرو و توانائی خود ایمان بیآوریم که مردم آینده ساز و تاریخ سازند.

3) حفظ دمکراسی و نهادی مدنی فرهنگی دمکرات می خواهد.

* این مقاله را شنبه 16 ژولای در فیسبوکم گذاشتم و امروز دوشنبه 18 ژولای آنرا آپ دیت کردم.