غلامرضا امامی: جلال اسم نيست، رسم است

Emami-Gholamreza-1جلال هر چه بود و هر که بود، زينت المجالس نبود. جلال اسم نيست، رسم است... من از کيفيت و کميت جايزه جلال بي خبرم و نمي دانم، چه کتاب هايي و داوراني در اين کارند، اما دو سال پيش دريغم آمد که ديدم برخي داوران در رشته هايي غير از رشته خويش، کتابشان برنده جايزه جلال شد... دريغم آمد زماني که وزارت ارشاد، توان پرداخت جايزه 110 سکه اي را نداشت و شهرداري، از جيب فتوت شهروندان، پرداخت سکه ها را به عهده گرفت.... جلال هرکه بود و هر چه بود، خودش بود؛ بي هيچ نقابي بر چهره و بي هيچ دستاويزي بر دستان.

    اين که جايزه اي به نام جلال باشد و مدرسه و جاده اي به نام او، کافي نيست... اين که خانه جلال خالي شود و خانه اي که در آن همسر و همدلش سيمين در آن جاي داشت، به بهانه نوسازي ويران شود و کتاب ها و تابلوها و دست نوشته ها در کارتن هايي اين جا و آن جا پراکنده، دردآور است.... در کشورهاي ديگر، خانه نويسندگان و اهل هنر به همان سان باقي مانده است که روزهاي آخر در آن زندگي مي کردند.

    حتي فنجان نيم خورده شان را دست نزده اند. مثلادر خانه فرويد که در وين ديدم، قالي ايراني که بر آن بيماران را درمان مي کرد، به همان گونه باقي مانده است؛ به همان شکل و شمايل حفظ شده است، اما در اين جا خانه نقلي جلال و سيمين خالي مي شود... جلال، يک اسم نيست، جلال يک رسم است.

    جايزه اي به نام جلال بر جمال جلال نمي افزايد و نبود جايزه اي، از جلال جلال نمي کاهد. جلال يک راه و رسم است... آن که به راه جلال برود و در انديشه مردمش باشد، مردم جايزه را به او خواهند داد. چه نامش در جايزه جلال بيايد يا نيايد.

    منبع :جام جم