هوشنگ کردستانی: خطر تکرار فاجعه دردناک ساختمان پلاسکو

kordestani houshang 30072014روز سی ام دی ماه فاجعه دردناکی در تهران اتفاق افتاد که می شد از رویداد آن جلوگیری کرد، یا ابعاد فاجعه آمیز آن را کاهش داد.

ساختمان فلزی ۱۷ طبقه پلاسکو که سال ۱۳۴۱ توسط حبیب القانیان (1) ساخته شده بود، دچار آتش سوزی مهیبی– که علت آن بطور دقیق روشن نیست- شد و در مدتی کوتاه کل ساختمان در برابر چشمان نگران هزاران بیننده که در محل حاضر و شاهد بودند و میلیون‌ها بیننده تلویزیونی، فرو نشست و ده ها تن از هموطنان و آتش نشانان فداکار را به کام مرگ کشید و زیر انبوهی از آهن و آتش مدفون کرد. این فاجعه دردناک می توانست پیش نیاید اگر مسئولان ناآگاه و بی تجربه و مال اندوز که برای جان مردم کوچکترین احساس مسئولیتی ندارند، امکان وقوع آن را پیشبینی و از آن جلوگیری می کردند، شاید تلفات جانی و خسارات مالی به مراتب کمتری روی می داد.

فرورریزی ساختمان پلاسکو و به زیر آوار رفتن آتش نشانان شجاع و برخی از کسانی که نزدیک به محل حادثه بودند، ضربه ای بود سنگین که ایران را در غم و سوگ فرو برد.

اکنون چنانچه در مورد عدم توجه و درک و پیش بینی و پیشگیری مسئولان نالایق امور صحبت شود و به کمبود وسایل اتفاء حریق برای خاموش کردن ساختمان هایی از این نوع اشاره رود، گفته می‌شود که می‌خواهند از این رویداد استفاده ابزاری کنند!

تهران بزرگ با جمعیتی حدود بیست میلیون تن، فاقد بالگردهای آتش خاموش کن است. بدون نردبان‌های الکترونیکی بلند ارتفاع می‌باشد. فاقد فرستادن کف های ضد آتش و پودرهایی است که آتش را خاموش کند. دستگاه‌های تنها آتش نشانانی فداکار و وظیفه شناس داریم که با دست خالی به جنگ آتش رفتند و جان باختند.

   هر زمان که در مورد کمبودها و بی کفایتی های مسئولان صحبت شود و یا هنگامی که سوء استفاده‌ها و دزدی‌های کلان و غارتگری‌های میلیاردی دست اندرکاران جمهوری اسلامی چه اعضاء دولت پیشین و چه آنان که امروز بر کرسی قدرت نشسته اند افشاء می گردد، بجای هر اقدامی از قبیل بازداشت و محاکمه غارتگران سرمایه های ملی در جهت جلوگیری و تکرار آن، می‌گویند برای اپوزیسیون خارج از حاکمیت خوراک تبلیغاتی تهیه نکنید!

زمانی که برای مرگ یا وادار به مرگ کردن شخصی که از او به عنوان استوانه انقلاب یاد می‌شود، یعنی عامل اصلی و شریک جرم همه جنایت‌ها و بدبختی‌ها و غارتگری‌ها در سی و هشت سال استقرار استبداد مذهبی، سه روز عزای عمومی توسط دولت اسلامی اعلام می‌شود، برای جان باختکان فداکار آتش نشانی و سایر به زیر آوار ماندگان در ساختمان پلاسکو تنها به یک روز عزای عمومی بسنده می کنند. 

تردید نیست احتمال خطرهایی مانند آنچه در ساختمان پلاسکو روی داد در آینده می‌تواند در جاهای دیگر نیز اتفاق بیافتد. طبق نظر کارشناسان، ایران روی کمربند زلزله قرار دارد. گفته می‌شود در سال گذشته 175 زلزله خفیف در نقاط مختلف کشور روی داده است.

امکان وقوع زلزله ای بالای 7 ریشتر در تهران وجود دارد. به گفته کارشناسان حدود سه هزار ساختمان در وضعیتی مانند آنچه در ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد هستند.

نمی شود پیش بینی کرد چنانچه زلزله ای در تهران اتفاق بیافتد چه خواهد شد و چند میلیون تن از هموطنان جان خود را از دست خواهند داد. خسارت جانی چنین زلزله ای که امید است اتفاق نیافتد، می تواند به مراتب بیش از آسیب ها و زیان های انفجار احتمالی یک بمب اتمی باشد. 

آیا مسئولان برای جلوگیری پیش آمد آن خطرها اندیشیده یا اقدامی کرده اند و یا خواهند کرد؟ یا باز هم باید شاهد یک رویداد و فاجعه دردناک دیگر بود؟

خوشبختانه مردم، یعنی صاحبان اصلی کشور، این تنها نیروی قدرتمند رهایی از وضعیت مرگبار امروز و سازندگان فردای با شکوه و آزاد ایران، خود مردانه پای به میدان نهادند و به رغم خواسته سردمداران نظام سه روز عزای عمومی اعلام کردند و برای بزرگداشت و گرامی داشت یاد جان باختگان این رویداد دلخراش، شب‌ها در میدان‌های اصلی شهر شمع روشن کردند. زنان آتش نشان برای همکاری و همیاری با مردان همکارشان، دلاورانه کمر همت به میان بستند و به یاری آنان شتافتند.

ظهور امیدبخش این همکاری‌ها و همیاری‌های مردم پیرامون این رویداد تلخ، نشان دهنده توجه آنان به سرنوشت اکنون و آینده ایران است. آینده‌ای روشن و امیدبخش.

حضور چشمگیر و پرشور مردم عزادار در مراسم تشییع جنازه پیکرهای شهدای آتش نشانی، گویای سپاس آنان از فداکاری های آتش نشانان دلاور بود و بار دیگر قدرت همبستگی ملی را نمایان ساخت.

پیروز باشید.

1- حبیب القانیان ایرانی یهودی متولد سال ۱۲۹۱ خورشیدی، سرمایه دار بزرگی بود که به دست خلخالی جلاد در سال ۱۳۵۸ در تهران اعدام شد. ساختمان پلاسکو و آلومینیوم نخستین ساختمان هایی بودند که توسط القانیان در تهران ساخته شدند.   


در این رابطه