رقم قلابی ۴۲ میلیون رأی/ تخمین تعداد آراء با دو شیوه، از آرش در ایران

Rai-Sandough-1 روش قرآن برخورد از طریق واقعیت قابل لمس برای همگان است:

آن کتاب (کتاب هستی) که شکی در آن نیست، هدایت است برای متقین. متقین، آن کسانی اند که ایمان دارند که نمی دانند، و همواره به دنبال روشن و پیدا کردن غیب ها هستند، و ایمان دارند که آنچه اصل است، پنهان است، و قیام می کنند برای وصل شدن به حقیقت و درک غیب و نادانسته،
 
با روش کتاب اصلی هستی که قرآن مجید است، ما با دو شیوۀ محاسبۀ آراء، با به اصطلاح "انتخابات" رژیم، برخورد می کنیم و با هر دو شیوه، تقریباً به یک تقریب می رسیم ، 
 
بررسی با روش اول:
 
از تهران شروع می کنیم. همۀ کسانی که در رأی گیری تهران شرکت داشتند، می دانند و این را لمس کرده اند که اکثریت بسیار قاطع رأی دهندگان که رأی می دادند (رأی دهندگان، و نه واجدین شرایط رأی دهندگی) به روحانی رأی دادند،
 
از نظر آماری، تعداد کسانی که در "انتخابات" سال ۹۲، واجد شرایط رأی گیری بودند، ۵۱ میلیون نفر بوده است و از این تعداد، آرای جلیلی که در آن زمان نقشِ رئیسی را بازی می کرد، ۴ میلیون بود، یعنی ۸ درصد واجدین شرایط، که این درصد در رأی گیری برای تهران کمتر نیز بود. با در نظر گرفتن این واقعیتِ قابل لمس که در تهران کسانی که پای صندوق ها بودند حتی ۵ درصد از رأی گیری را به نفع رئیسی نمی دیدند. اما ما برای در نظر گرفتن بهترین حالت برای رژیم و طرفدارانش، بالاترین حالتِ ۱۰ درصدِ واجدینِ شرایط را به رئیسی می دهیم.
 
در شهرستان تهران که ۵.​۵ میلیون واجد شرایط داشته است، با در نظر گرفتن ۵ تا ۱۰ درصد آرای جریان رأی دهنده به امثال رئیسی و جلیلی و غیرو ، رأی رئیسی حداکثر ۵۵۰ هزار نفر می شود. خوب، حالا اگر باز قبول کنیم که آمار داده شدۀ حاکمیت صحیح است و در تهران ۲۶ درصد آراء، متعلق به رئیسی بوده و ۷۰ درصد متعلق به روحانی، رأی روحانی برابر می شود با   ۱۴۸۰۰۰۰= (۲۶٪ ÷ ۷۰٪ ×۵۵۰۰۰۰) نفر، یعنی این رقم با توجه به واقعیتِ درصدِ آرای مردم تهران به جریان رئیسی و آمار رژیم دربارۀ درصد آراء حاصل می شود. 
 
رأی روحانی در شهر تهران ۱۴۸۰۰۰۰ نفر و رأی رئیسی ۵۵۰۰۰۰ نفر و جمعاً ٢ میلیون و ٣٠٠ هزار نفر در تهران بوده است، خوب، تعداد رأی در تهران را چقدر گفته اند؟ ۳۶۸۰۰۰۰ نفر. 
 
حال تعداد اعلام شدۀ آرای تهران را بر تعداد برآوردی و واقعی تر تقسیم می کنیم:
 
۱.۷۷ = ۲۰۳۰۰۰۰ ÷ ۳۶۰۰۰۰۰، یعنی تعداد رأی را ۱.۷۷ برابر کرده اند. خوب، تعداد رأی اعلام شده، ۴۲ میلیون بوده است، یعنی رأی کل واقعیِ تقریبی در کشور ۲۳۷۰۰۰۰۰ (= ۱.۷۷ ÷ ۴۲۰۰۰۰۰۰) نفر بوده است.
 
حال بررسی با روش دوم:
 
خوب حالا برای اثبات دروغگویی ساحران، بگذارید تا ارقام گفته شده و زمان های بسیار کوتاه را از قول حاکمیت در مورد تهران تمرین کنیم:  
 
{"قول علی اصغر احمدی، رئیس ستاد "انتخابات"، کار را آسان می‌ کند. او می‌ گوید: مطابق محاسبات ما هر ۸۰ ثانیه یک رأی گرفته ایم و چون در روستاها تا ساعت ۱۸ یا ۲۰ رأی گیری تمام می شود، متوسط هر رأی ۴۵ ثانیه می شود.
 
بدینسان، بنابر قول او، بطور متوسط، در هر ۴۵ ثانیه یک رأی گرفته شده‌ است. و معلوم نیست که آیا معدل را در سطح کشور می‌ گوید، و یا تنها در روستاها؟ با توجه به این مهم که دو "انتخابات" هم زمان انجام می گرفته‌ اند، باز سخن او مبهم است: آیا در هر ۴۵ ثانیه، ٢ رأی به ٢ صندوق انداخته شده‌ است، و یا ٢ رأی در ۹۰ ثانیه به صندوق انداخته شده‌ است؟ غیر از این، بنابر قول او، معجزۀ دیگری روی‌ داده و آن اینکه، در آن بخش از کشور که تراکم جمعیت کمتر بوده‌ است، رأی دهندگان در زمان کمتری رأی داده‌ اند!؟ در حقیقت، وقتی رأی دهندگان کمتری مراجعه می‌ کنند و یک به یک وارد حوزه می‌شوند، زمان طیِ مراحل و انداختنِ رأی به صندوق، بیشتر می‌ شود. حال آنکه وقتی چند تن وارد حوزه می‌ شوند و پشت سر یکدیگر، مرحله‌ ها را طی می‌ کنند، زمان کوتاه‌ تر می‌ شود. بنابر محاسبۀ شاهد عینی، وقتی ۶ نفر وارد حوزه می‌ شوند، و ۶ نفر مأمور اخذ رأی، هر یک، یک کار را انجام دهند، کار به این ترتیب انجام می‌ گیرد:
 
● مرحلۀ اول: تحويل مدارك، شامل شناسنامه و كارت ملي يا شمارۀ آن. زمان طی شده: حدود ١٠ ثانيه.
 
● مرحلۀ دوم: ثبت اطلاعات رأی دهنده در سامانۀ كامپيوتری و كنترل مشخصات او. زمان طی شده: حدود ۵۰ ثانيه.
 
● مرحلۀ سوم: نوشتن مشخصات رأی دهنده روي برگۀ مربوطه توسط مأمور مجری. زمان طی شده: حدود ٣٠ ثانيه.
 
● مرحلۀ چهارم تحويل برگه به رأی دهنده و كنترل آن توسط وی و نيز ثبت اثر انگشتش روی آن برگه و تحويل برگه های رأی. زمان طی شده: ۲۵ ثانيه.
 
● مرحلۀ پنجم: نوشتن اسامی روی برگه ها (برای اين قسمت، ميانگين كشور را با توجه به تعداد منتخبين شوراها گرفتیم). زمان طی شده: حدود ۶۰ ثانيه.
 
● مرحلۀ ششم: ريختن رأی به صندوق و دريافت مدارك (شناسنامه، كارت ملی). زمان طی شده: ۱۵ ثانيه. 
 
زمان طی شده برای اولين نفر این ۶ نفر برابر مجموع زمان ها، ١٩٠ ثانيه می شده است.  
 
اما رأی دهندۀ اول، در برابر مأمور اول قرار می‌ گیرد و با انجام کارش، به مأمور دوم مراجعه می‌ کند، رأی دهندۀ دوم جای او را در برابر مأمور اول می‌ گیرد. بدینسان، وقتی مأمور ششم، کار رأی دهندۀ اول را انجام می‌ دهد، رأی دهندۀ ششم در برابر مأمور اول قرار می‌ گیرد. بنابر اینکه متوسط زمان هر مرحله ۳۲ ثانیه می‌ شود، نفر اول، ۱۹۰ ثانیه و شش نفر بعدی، هر یک، با صرف ۳۲ ثانیۀ بیشتر به رأی دهندۀ اول می‌ پیوندند. بدینسان، ظرف ۳۵۰ ثانیه = (۱۶۰ +۱۹۰)، ۶ رأی دهنده مراحل ششگانۀ  اخذ تعرفه را طی می‌ کنند. یعنی هر رأی دهنده بطور متوسط، در ۵۸ ثانیه، تعرفه می‌ گیرد"}.
 
برای اثبات این مسأله همۀ ارقام زمانی غیرواقعی بجز زمان نوشتن آراء را قبول می کنیم و تنها ارقام مربوط به زمانِ نوشتنِ رأی را به رقم واقعی تغییر می دهیم، بدین ترتیب که هر کسی می تواند اسامی "شورای شهر" که ۲۱ نفر است، با ۱ نفر "ریاست جمهوری"، یعنی ۲۲ نفر را در ٢ کاغذ بنویسد و ببیند که بین ۱۶۰ تا ۱۷۰ ثانیه طول می کشد، و انداختن رأی در ٢ صندوق و گرقن شناسنامه نیز حداقل ۳۰ ثانیه طول می کشد، یعنی قسمت نوشتن رأی و انداختن در صندوق حداقل ۲۰۰ ثانیه طول می کشد. حال با در نظر گرفتن اعداد داده شده که بسیار کم و غیر واقعی هستند، بخصوص در رابطه با خواندن و ورود اطلاعات کارت های ملی و شناسنامه هایی که افراد برای بار اول می بینند و ورود اطلاعات مانند ارقام کُد ملی و اسامی توسط افراد که مطمئناً هر نفر ۵​۱ تا ۲ دقیقه وقت را خواهد گرفت، ولی با همان اطلاعات به شرح زیر می باشد:
 
- نفر اول در ثانیۀ ۶۰ (۵۰ +۱۰) وارد مرحلۀ سوم می شود.  
 
- نفر دوم در ثانیۀ ۶۰ وارد مرحلۀ ۲ می شود.
 
- نفر اول در ثانیۀ ۱۱۵ (۲۵ +۳۰ +۵۰ +۱۰) وارد مرحلۀ ۵، یعنی نوشتن رأی می شود. در ثانیۀ ۱۱۵، نفر اول می نویسد، اتمام نوشتن و انداختن رأی در ثانیۀ ۳۱۵ (=۲۰۰ + ۱۱۵) است. 
 
- نفر دوم در ثانیۀ ۱۱۰ وارد مرحلۀ سوم می شود. 
 
- نفر سوم در ثانیۀ ۱۱۰ وارد مرحلۀ دوم می شود.
 
- نفر دوم در ثانیۀ ۱۴۰ وارد مرحلۀ ۴ می شود. 
 
- نفر دوم در ثانیۀ ۱۶۵ وارد مرحلۀ ۵ یعنی نوشتن رأی می شود. در ثانیۀ ۱۶۵، نفر دوم می نویسد، اتمام آن در ثانیۀ ۳۶۵ (= ۲۰۰ + ۱۶۵) است.
 
- نفر سوم در ثانیۀ ۱۶۰ وارد مرحلۀ سوم می شود. 
 
- نفر چهارم در ثانیۀ۱۶۰ وارد مرحلۀ دوم می شود. 
 
- نفر سوم در ثانیۀ ۱۹۰ وارد مرحلل چهارم می شود.
 
- نفر چهارم در ثانیۀ ۲۱۰ وارد مرحلۀ سوم می شود، یعنی بین نفر سوم و چهارمِ مرحلۀ ۳ ، ۲۰ ثانیه خالی و بیکار است.
 
- نفر سوم در ثانیۀ ۲۱۵ وارد مرحلۀ ۵ می شود. در ثانیۀ ۲۱۵، نفر سوم می نویسد، اتمام آن در ثانیۀ ۴۱۵ (= ۲۰۰ + ۲۱۵) است.
 
- نفر پنجم در ثانیۀ ۲۱۰ وارد مرحلۀ ۲ می شود. 
 
- نفر چهارم در ثانیۀ ۲۴۵ وارد مرحلۀ ۴ می شود.
 
- نفر چهارم در ثانیۀ ۲۷۰ وارد مرحله ۵ می شود. در ثانیۀ ۲۷۰، نفر چهارم می نویسد، اتمام آن در ثانیه ۴۷۰ (= ۲۰۰ + ۲۷۰) است.
 
- نفر پنجم در ثانیۀ ۲۶۰ وارد مرحلۀ ۳ می شود. مرحلۀ ۳ به مدت ۱۵ ثانیه خالی است.
 
- نفر ششم در ثانیۀ ۲۶۰ وارد مرحلۀ ۲ می شود .
 
- نفر پنجم در ثانیۀ ۲۹۰ وارد مرحلۀ ۴ می شود.
 
- نفر ششم در ثانیۀ ۳۱۰ وارد مرحلۀ ۳ می شود.
 
- نفر پنجم در ثانیۀ ۳۱۵ وارد مرحلۀ ۵ می شود. در ثانیۀ ۳۱۵، نفر پنجم می نویسد، اتمام آن در ثانیۀ ۵۱۵ (= ۲۰۰ + ۳۱۵) است.
 
- نفر هفتم در ثانیۀ ۳۱۰ وارد مرحلۀ ۲ می شود. 
 
- نفر ششم در ثانیۀ ۳۴۰ وارد مرحلۀ ۴ می شود. 
 
- نفر هفتم در ثانیۀ ۳۶۰ وارد مرحلۀ ۳ می شود. 
 
- نفر ششم در ثانیۀ ۳۶۵ وارد مرحلۀ ۵ می شود. در ثانیۀ ۳۶۵، نفر ششم می نویسد، اتمام آن در ثانیه ۵۶۵ (= ۲۰۰ + ۳۶۵) است. 
 
خوب، ۶ نفر در ۵۶۵ ثانیه رأی داده اند، یعنی ۹۴ (= ۶ ÷ ۵۶۵) ثانیه برای هر نفر.
 
یعنی با زمان بسیار کوتاه ۵۰ ثانیه برای ورود اطلاعات که امکان ندارد، متوسط زمان رأی گیری ۹۴ ثانیه، یعنی ٣٨ (= ۹۴ ÷۳۶۰۰) نفر در ساعت می شود. خوب، در تهران ۳۵۲۸ صندوق بوده است:
 
۲۱۴۵۰۲۴ (= ۳۸ × ۱۶× ۳۵۲۸) نفر، کل آرای شهر تهران است که با توجه به زمان ورودِ ۵۰ ثانیه ای اطلاعات، می توانسته اند رأی بدهند.
 
اما آمار رژیم:
 
ایسنا، آمار "انتخابات" ۹۶ شهر تهران را اینچنین منتشر کرده است:
 
"جدول شماره (۱) آمار واجدین شرایط و تعداد  آرای نامزدهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در شهرستان تهران": 
             

ردیف    

آمار واجدین شرایط اخذ رأی

کل آراء مأخوذه و غیر مأخوذه

درصد مشارکت

۱

۵۵۰۰۰۰۰

۳۶۸۶۹۶۱

 

۲

تعداد آرای آقای حسن روحانی           ۲۵۸۸۲۰۰  

درصد نسبت به کل آراء: ۷۰٫۱۹

 

۳

تعداد آرای آقای  سید ابراهیم رئیسی    ۹۶۹۲۱۸

درصد نسبت به کل آراء: ۲۶٫۲۸

 

۴

تعداد آرای آقای سید مصطفی میر سلیم             ۴۵۶۵۹

درصد نسبت به کل آراء: ۱٫۲۳

 

۵

آرای آقای مصطفی هاشمی طبا          ۱۶۸۱۷

درصد نسبت به کل آراء: ۰٫۴۵

 

 

در صورتیکه آمار آرای گرفته شده در "انتخابات" ریاست جمهوری در تهران، اعلام شده توسط حاکمیت، ۳۶۸۶۹۶۱ نفر است، آمار حداکثر آرای ممکن، ۲۱۴۵۰۲۴ (دو میلیون و صد و چهل و پنج هزار) نفر است. یعنی آمار حداکثر ممکن رأی دهندگان، ۱٫۷۱۸ (= ۲۱۴۵۰۲۴ ÷۳۶۸۶۹۶۱)، برابر شده است ،  
 
بنابراین، حداکثر رأی دهندگان ممکن، با توجه به این ضریب پیدا شده، ۲۴۴۴۷۰۳۱ (= ۱٫۷۱۸ ÷ ۴۲۰۰۰۰۰۰) نفر، می تواند باشد. 
 
واقعیت تعداد رأی دهندگان کمتر از ۲۳ تا ۲۵ میلیون نفر است، زیرا  زمان واقعی ورود اطلاعات شناسنامه و کارت ملی و تأیید آن، بسیار بیشتر از ۵۰ ثانیه است و این زمان ها با شلوغ تر شدن و خستگی افراد و ازدحام بالاتر نیز می رود. همچنین در اکثر حوزه های تهران، بخصوص مدارس تا ساعت ١٠ و ١١، صفی وجود نداشته است و رأی گیری برای هر نفر، حدود ۵ تا ۶ دقیقه، و بنا به حداقل به طور متوسط، ۵ دقیقه طول می کشیده، و در بسیار حوزه های شهرهای کوچک و دهات، رأی گیری در ساعت مقرر و بدون صف های طولانی و یا غیر طولانی، پایان یافته است. 
 
رأی دادن ۲۳ تا ۲۵ میلیون نفر، و اعلام رأی دادن ۴۲ میلیون نفری، و ایجاد ساختن رأی ۱۶ میلیونی برای رئیسی، درجهت فراهم آوردن زمینۀ رهبری در آینده برای اوست. و حلقۀ تکمیل کننده "انتخابات" خبرگان و چینش آن است، که نشان دهنده توافق روحانی و رئیسی و خامنه ای و نهضت آزادی و ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان برای مهندسی آرای مردم ایران و تداوم شرایط انهدام اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ایران و تجزیۀ این کشور حداقل ۴ هزار ساله می باشد.
 
جالب اینکه برخی از این ها روی آمار قلابی مانور می دهند و تحلیل آبدوغ خیاری هم ارائه می دهند. آنها غافل اند از اینکه احاطۀ قوانین توحیدی و بروز واقعیات برای مردم و رشد درک و شعور مردم، علیرغم تلاش های این دروغ سازان هستند.
 
در قرآن، سوره بقره می فرماید:
 
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ (۸) يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (۹) فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ (۱۰) وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱) أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ (۱۲)وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ (۱۳) وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ (۱۴) اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ (۱۵) أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ (۱۶) مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ (۱۷) صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ (۱۸) 
 
ترجمه فولادوند: و برخى از مردم مى‌ گويند: «ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‌ ايم»، ولى گروندگان [راستين‌] نيستند.(۸) با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‌ بازند؛ ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‌ زنند، و نمى‌ فهمند.(۹) در دل هايشان مرضى است؛ و خدا بر مرضشان افزود؛ و به [سزاى‌] آنچه به دروغ مى گفتند، عذابى دردناك [در پيش‌] خواهند داشت.(۱۰) و چون به آنان گفته شود: «در زمين فساد مكنيد»، مى‌ گويند: «ما خود اصلاحگريم.»(۱۱) بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند، ليكن نمى‌ فهمند.(۱۲) و چون به آنان گفته شود: «همان گونه كه مردم ايمان آوردند، شما هم ايمان بياوريد»، مى‌ گويند: «آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‌ اند، ايمان بياوريم؟» هشدار كه آنان همان كم‌ خردانند؛ ولى نمى‌ دانند.(۱۳) و چون با كسانى كه ايمان آورده‌ اند برخورد كنند، مى‌ گويند: «ايمان آورديم»، و چون با شيطان هاى خود خلوت كنند، مى‌ گويند: «در حقيقت ما با شماييم، ما فقط [آنان را] ريشخند مى‌ كنيم.»(۱۴) خدا [است كه‌] ريشخندشان مى‌ كند، و آنان را در طغيانشان فرو مى‌ گذارد تا سرگردان شوند.(۱۵) همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى‌] هدايت خريدند، در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد؛ و هدايت‌ يافته نبودند.(۱۶) مَثَل آنان، همچون مَثَل كسانى است كه آتشى افروختند، و چون پيرامون آنان را روشنايى داد، خدا نورشان را برد؛ و در ميان تاريكي هايى كه نمى‌ بينند رهايشان كرد.(۱۷) كرند، لالند، كورند؛ بنابراين به راه نمى‌ آيند.(۱۸) 
 
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى