چندسال پیش (ویژۀ ابوالحسن بنی صدر)، قسمت اول (دادستان، دادستان، ابوالحسن در نره!)، از محمد شوری

shori Mohamad

آتش به اختیار، در همان سال اول انقلاب، جمهوری را برباد داد و نهال تازه شکفته آزادی و رهایی از استبداد تا ثریا رفت کژ! 
دکتر سید ابوالحسن بنی صدر توانست با آرای اکثریت مردم،پس ازسال ها استبداد سلطنت، اولین رئیس جمهوری اولین نظام جمهوری در ایران شود. اما او نیامده، مجبور شد دوباره راه زندگی تبعید را همچنان ادامه دهد. 
 
جمهوری سرنوشت غم انگیزی در ایران دارد، گویی سرنوشت ما همان سلطنت است: قبل از انقلاب ۵۷، سلطنت پهلوی؛ و بعداز انقلاب، سلطنت فقیه. 
 
آنچه در چندین شماره خواهیدخواند، حاصل گردآوری و تلاش شخصی اینجانب است که برای عموم اینک منتشر و در آینده با حاشیه هایی که در پاورقی آن خواهم نوشت، بصورت یک کتاب مستقل در دسترس قرار خواهدگرفت. 
 
در پایان یک نکته را تذکر می دهم و آن اینکه مطالب داخل [کروشه]، از نویسنده است. 
 
منتظرقسمت بعد باشید. 
خرداد ۱۳۹۶، 
محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار بیکار)، 
 
[دادستان دادستان ابوالحسن در نره]: 
 
روزنامه کیهان ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، مشروح مذاکرات نمایندگان مجلس در مورد طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری، 
 
مجید انصاری (نماینده مردم زرند کرمان، آخرین سخنران پیش از دستور): 
 
با اشاره به زلزله گلبافت، گفت: 
 
ما رفته بودیم آنجا که مردم را در مورد عدم کفایت سیاسی آقای رئیس جمهور روشن کنیم، ولی مردم قبل از مسئولین، عدم سیاسی آقای بنی صدر را صادر کرده بودند. و فریاد می زدند "دادستان دادستان ابوالحسن درنره". 
 
هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس): 
 
از نظ رشخصی هم متأثرم و مدتی تلاش کردیم. 
دوستان ما هم اطلاع دارند که ما مخالف با ریاست جمهوری ایشان بودیم، ولی بعد که شد، تلاش کردیم که همکاری بوجود بیاید و برادران یادشان هست که حتی بعد از ملاقات با امام، گفتم که ایشان رئیس جمهور بمانند و قانون را مراعات کنند و امام امت هم در آخرین بیانات سازنده شان مهلت دادند و خواستند که مخالفان جمهوری توبه کنند و به دامن امت و اسلام برگردند، ولی نشد. و ما را به این عمل جراحی مهم که انشاء الله سرنوشت ساز باشد، وادارکردند. 
 
طبق لیستی که مخالفین و موافقین در آن برای صحبت نوبت گرفته بودند، اولین مخالف عزت الله سحابی بود. 
 
وی قبل از آغازصحبت، راجع به این موضوع طی سؤالی از رئیس مجلس و با استناد به اصل ۱۲۳ قانون اساسی از وی خواست که در مورد طی مراحل قانونی مصوبه مجلس راجع به آئین نامه طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور توضیح دهد، و اینکه آیا این مصوبه از امضاء رئیس جمهور گذشته است، یاخیر؟
 
لازم به یادآوری است که بر طبق این اصل رئیس جمهور موظف است مصوبات مجلس یا نتیجه همه پرسی را پس از طی مراحل قانونی و ابلاغ به وی امضاء کند و برای اجرا در اختیار مسئولان بگذارد. 
 
وی ضمن سؤال خود به مصوبات دیگر مجلس استناد کرد که رئیس جمهور موظف است مصوبات مجلس را ظرف ۵ روز امضاء کند و اگر در این مدت امضاء نشد، نخست وزیر می تواند برای اجرای آن اقدام کند. 
 
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به این سؤال گفت: 
 
اگر یادتان باشد، در مورد فوریت ها، رئیس جمهور ۴۸ ساعت مهلت امضاء را دارد. ما همه طرف قانونی این را رعایت کردیم. ما عصر چهارشنبه بعد از تصویب، بلافاصله این مصوبه را به دفتر ریاست جمهور فرستادیم، ولی همانطور که می دانید، ایشان سه روز است که جایشان مشخص نیست. وبا این وجود آنرا در همانجا نزد دفتر نگهبانی گذاشتیم. ثانیا، برای مراعات احتیاط بر اساس اصلی که در هنگام غیبت یا بیماری رئیس جمهور، شورای مرکب از نخست وزیر، رئیس دیوانعالی کشور و رئیس مجلس وظایف او را انجام می دهند، با توجه به غیبت ایشان این مصوبه را دادیم این آقایان هم امضاء کردند. ثالثاً، با صحبتی که با بعضی از آقایان شورای نگهبان می کردیم نقل شده این مصوبات منصرف از آن اصل است. ولی این نظر قطعی شورای نگهبان نیست. ما باید طی نامۀ رسمی از آنها بخواهیم که نظرشان را بگویند. به هرحال ما این مصوبه را به دفتر ریاست جمهوری دادیم و تاکنون هم ۴۸ ساعت گذشته است. 
 
معین فر (اولین مخالف طرح): 
 
معین فر، ضمن اشاره به جوّ موجود که صحبت کردن در این جوّ بی اثر و بی فایده بوده و برای گوینده خطرات بسیاری را دربردارد، گفت:
 
مطالبی را که می گویم، نه از باب دفاع از شخص آقای بنی صدر رئیس جمهور است، که به علت نگرانی از آتیۀ جمهوری اسلامی و به منظور خیرخواهی برای ملت و مخصوصاً رضای خداست. در وضع کنونی صحیح نمی دانم از اختلاف دیدهایی که از ابتدا بین من و آقای بنی صدر وجود داشته و یا احیاناً ایرادهایی که درپاره ای موارد با ایشان داشته ام، سخنی بگویم، مبادا حمل بر تبری از ایشان گردد. درحالی که به ایشان احترام فراوانی قائلیم.
 
اگر دلایلی را که مخالفین آقای بنی صدر علیه ایشان ابراز می کنند و اعترافات و ایراداتی که به ایشان می شود، منحصراً همان هایی باشد که تاکنون گفته و نوشته شده است، و ما از آن مطلع هستیم و مطالبی در کار و موضوعات و دلایل ابراز نشده ای درمیان نباشد، بنده این اعتراضات و دلایل را به هیچ وجه دلیل بر عدم کفایت سیاسی او نمی دانم. سهل است، در اکثر موارد دال بر تعهد و وظیفه‌شناسی و کفایت سیاسی ایشان می دانم.
 
وی سپس با اشاره به شعارهایی که بر علیه بنی صدر داده می شود و اجتماع مردم درجلو مجلس و اعتراض به محتوای شعارها، گفت: 
 
آیا این است روش منطقی که در آینده جمهوری باید برای برکناری رؤسای جمهور و مسئولین امور مملکتی بکار برد؟ 
 
معین فر با اشاره به سخنان تلویزیونی نخست وزیر که از حزب الله نام برده و از حضورآنها در صحنه تشکر کرده بود، گفت: 
 
معلوم می شود آنچه در آینده باید در این مملکت حکومت کند، قانون نیست، بلکه بستگی دارد به اینکه چه کسی می تواند حزب اللهی بیشتری بسیج کند. 
 
علی اکبر ولایتی (موافق): 
 
...بخلاف آقای معین فر، این حضور مردم در اطراف مجلس و فعالتر شدن شان در صحنه جامعه را دلایل امیدوار کننده ای برای انقلاب می دانم. در دو جهت بی کفایتی ایشان را بررسی می کنیم: 
 
ایشان رئیس جمهوری اولین حکومت اسلام بعد از اوایل اسلام می باشد. از این نظر باید الگوی مجسم از اسلام باشد. حالا اگر دلایلی داشته باشیم که اعمال ایشان مطابق اسلام نیست، این مسأله روشن می شود. 
 
یکی از خصوصیاتی که ایشان از خودنشان داد و زیبنده رئیس جمهور نیست،  دورویی و دو چهره بودن ایشان است. یعنی نفاق. 
 
قبل از ریاست جمهوری، ایشان در مسجد برای سخنرانی شرکت می کرد و تظاهر به مسلمانی می کرد ودر مناظرات تلویزیونی که با چریک های فدایی و حتی با منافقین می کرد و تحلیل هایی که می کرد، همواره طرف اسلام را می گرفت. بعد از انتخاب، رفتار ایشان در این زمینه برعکس شد. 
 
در اوایل ریاست جمهوری بود که با کنار آمدن با ملحدین مثل مائوئیست ها وکنار آمدن با دشمنان قسم خوردۀ اسلام مثل منافقین و غیره، خلاف اعمال قبل از ریاست جمهوری را مرتکب شد. 
 
یکی از بزرگترین اشکالاتی که به ایشان وارد است، ترویج اعمال استکباری بود. کسانی که اسکورت ایشان را در همین چند قدمی مجلس دیده اند، از یاد نبرده اند وقتی که ایشان می خواستند از اقامتگاه خود که چند قدم بیشتر فاصله ندارد، مأمورین و گارد وی چه کاری کردند. 
 
ایشان بجای اینکه از امام پیروی کند که در یک مکان ساده و کوچک زندگی می کنند، در یک کاخ بازمانده از زمان طاغوت اقامت کردند. 
 
دیگر از خصوصیات ایشان، فقدان انصاف و مروت اسلامی بود که بی دلیل مخالفین را می کوبیدند. 
 
یک نکته مهم و ضد اسلامی که ایشان داشتند و محور همه گرفتاری ها بوده،خود محوری ایشان است. 
 
ولایتی برای اثبات بی لیاقتی بنی صدر به مسأله جنگ و غافلگیری ارتش ایران در این جنگ اشاره کرد و گفت:
 
۷ ماه قبل از جنگ، فرماندهی کل قوا را برعهده داشتند. قبل از شروع جنگ، کم و بیش همه می دانستند که عراق قصد حمله دارد و با هشدارهای مکرر این مسأله را به اطلاع ایشان رساندند. ایشان بعد از شروع جنگ گفتند که ما در خوزستان ۲۴ تانک داشتیم. بعد از ۷ ماه که از فرماندهی ایشان می گذشت ما باید ۲۴ تانک در خوزستان داشته باشیم؟ 
 
وی به پرسشنامه های گروه سنجش افکار رئیس جمهور اشاره کرد و گفت: به این وسیله به مردم موارد یأس را القاء می کرد و آنها را به ضدیت با مسئولین وامی داشت. از قبیل: 
 
سؤال در مورد عدم رسیدگی مسئولین به امور فلان شهرداری. 
 
سؤال راجع به عدم وجود آزادی. 
 
سؤال راجع به چماقداری، عدم امنیت. 
 
سؤال راجع به دخالت روحانیت در امور سیاسی. 
 
سؤال راجع به کودتا و احتمال کودتا. 
 
سؤال درباره اینکه بنی صدر استعفاء کرده. و سؤال راجع به طرح تروریستی رجائی و بهشتی ورفسنجانی و...که در مورد بنی صدر دارند. 
 
و شرم آورتر از همه، پرسیدن سؤالی و بکار بردن جمله ای که من شرم دارم در اینجا و از این تریبون اعلام کنم. 
 
در اینجا نمایندگان اصرار کردندکه عبارت مذکور را بگوید. 
 
ولایتی گفت: 
 
سؤال در این مورد که نظرتان راجع به اینکه امام دست نشاندۀ آمریکاست، چیست؟ 
 
نوبت بعدی، مخالف طرح، متعلق به حجتی کرمانی بود که به دلیل عدم آمادگی از صحبت خوددادی کرد. 
 
مخالفین دیگر که عبارت از محمد مجتهد شبستری، هاشم صباغیان، ونقوی بودند، در جلسه حاضر نبودند. 
 
از این جهت نوبت به محمد مهدی جعفری رسید که در مخالفت با طرح گفت:
 
کاندیدای ما (من و عده ای از دوستان)، آقای بنی صدر نبود و به ایشان رأیی ندادیم. ما معتقد بودیم که در چارچوب حزب کار کردن، از انقلاب دور شدن و عقب افتادن از انقلاب است. البته کاندیدای ما حائز اکثریت نشد. دلیل این به این معنا نشدکه ما کنار بنشینیم و به وظایف اسلامی و انسانی خود عمل نکنیم. 
وی سپس نظرخود را نسبت به بنی صدر چنین گفت:
 
من در پاسخ سؤالاتی که نظر من را نسبت به ایشان می پرسیدند، دو چیزگفتم، یکی اینکه آن خودمحوری و خودخواهی که در ایشان است، و به شوخی دو موضوع را برادران در مورد ایشان می گفتندکه آقای بنی صدر کتاب کیش شخصیت را اتوبیوگرافی خودشان است. یا اینکه می گفتند بنی صدر کناب کیش شخصیت را نخوانده. 
 
نکته دیگر اطرافیان بنی صدر هستند و بعد از انتخاب ایشان به ریاست جمهوری گفتم که انشاء الله با شایستگی که دارند این نقیص را رفع کنند. 
 
من باید تذکر بدهم که مخالفتم با طرح عدم کفایت سیاسی، طرفداری از بنی صدر نیست. 
 
قبل از انتخابات با او موافق نبودم، ولی بعد از ریاست جمهوری، فقط به عنوان تکلیف شرعی بود. وقتی عدم کفایت سیاسی بنی صدر را بیان می کنیم، باید کفایت های او را نیزبگوییم. در همین جنگ دیدیم که نیروهای سه گانه در آمادگی پایینی بودند. ولی دیدیم بعد ازجنگ این آمادگی بالا رفت. در برخورد با مسائل خارجی ایشان گاهی سخنان غیرمسئولانه بیان می کردند. مثل شکنجه. امادر سخنرانی هایی سخنانی داشتندکه آبروی جمهوری اسلامی را حفظ کرده است. 
 
سخنان صادق خلخالی (نماینده مجلس بعنوان موافق عدم کفایت سیاسی بنی صدر): 
 
آقای بنی صدر به چند دلیل کفایت سیاسی ندارند. یکی اینکه در داخل و خارج بدست ضدانقلاب بهانه می دهد و تمام کسانی که با انقلاب مخالفت دارند، در اطراف او جمع می شوند. و افرادی مثل دختر ناجی معدوم و فرزندان طاغوتیان و تاجران محتکر و حزب جمهوری مسلمان خلق مسلمان بعنوان طرفداری از بنی صدر، خود را مطرح می کنند و اینجاست که می گوییم ایشان بینش سیاسی ندارد. و نمی تواند در رأس امور مملکتی قرار گیرد. 
 
وی سپس به تجلیل رادیوهای بیگانه از بنی صدر اشاره کرد و گفت: 
 
مسألۀ دیگر این است که وی همیشه از نهادهای انقلابی مثل سپاه و جهاد انتقاد می کرده است. و این معنا را مردم درک می کنند کسی که اینقدر بینش ندارد و اسم تعزیر راشکنجه می گذارد، نمی توان گفت صلاحیت دارد. 
 
وی افزود: من بنی صدر را نه کافر می دانم، و نه منافق. بلکه بینش و کفایت سیاسی امر دیگری است. 
 
مهندس (عزت الله) سحابی (بعنوان مخالف عدم کفایت سیاسی بنی صدر):
 
ابراز مخالفت نشانه و حاکی از آن نیست که من با همۀ اعمال آقای بنی صدر موافق باشم. و کسانی که در شورای انقلاب بودند، شاهد اختلاف نظر بنده و ایشان بودند. اما بعد از انتخاب ایشان ما به دلیل دلبستگی به جمهوری اسلامی موظفیم که دست بدست هم دهیم که این جمهوری ریشه دار شود. اگر من بعنوان مخالف صحبت می کنم، نه بدلیل این است که بگویم آقای بنی صدر بی عیب و نقص است، من مخالف آنچه هستم که در این طرح مطرح می شود که مسأله ای تاریخی و حساس است. 
 
وی سپس ضمن توضیح اختلافات بین رئیس جمهوری و سران حزب جمهوری اسلامی، گفت: 
 
آنروزهایی که ایشان در یک سال پیش بیان می کرد آن روند ها همچنان به عملکرد خود ادامه دادند و لحظه به لحظه ایشان را به مواضعی کشاند که برای حفظ و دفاع از خود کارهایی بکند. و سخنانی نیز بگوید و یا احتمالاً مصاحبه هایی بکند. این روند، روندسالمی نبود. بنی صدر عیبش این بود و هست که حرف زیاد می زند وخیلی جاها از حدود احساس مسئولیت خارج می شود. آنطورخارج می شود که کیان جمهوری اسلامی را در معرض سؤال و خطر قرار می دهد. اما این ظاهر مطلب است. تقصیر آقای بنی صدر عدم کفایت سیاسی است و طرف مقابل هم مقصر در ایجاد این عدم کفایت سیاسی بود.
 
وی سپس با اشاره به سخنان حجت الاسلام خامنه ای در نماز جمعه دیروز اشاره کرد و گفت: 
 
برادر عزیز، جنابعالی معاون وزارت دفاع بودید، نماینده امام بودید، قدرت شما در وزارت دفاع از وزیر دفاع بسیار بالاتر بود،خود شما چه کردید؟ اگرتقصیری هست و اشکالی هست، شما هم در آن سهیم هستید. بهرحال، بنده فکر می کنم با شرائطی که پیش آمده و جوی که امروز حاکم است و صرف نظر از اینها، با موضعگیری های آقای بنی صدر، آقای بنی صدر دیگر نمی تواند رئیس جمهور باشد و از اینکه مجلس به فرض محال این طرح را ردکند، آقای بنی صدر نمی تواند دیگر با این وضع بماند. چه خوب بود ایشان استعفا می داد که کار به ابنجا نمی کشید. 
 
ناطق در پایان گفت: من در اینکه آقای بنی صدر نمی تواند رئیس جمهور باشد، موافقم، اما با نحوۀ تنظیم طرح مخالفم. 
 
سید علی خامنه ای با استفاده از ماده ۶۶ آئین نامه در پاسخ سخنان مهندس سحابی گفت: 
 
من از آقای مهندس سحابی تعجب نمی کنم که تشریف بیاورند اینجا و درپوشش مخالفت، مسائلی را که بین ما و ایشان مطرح بوده، مطرح کنند. ایشان ادعا کردند که سران حزب جمهوری اسلامی یک طرف، و آقای بنی صدر یک طرف قضیه بوده اند. در صورتی که ایشان و دوستانشان هم در منازعات شرکت داشتند. اما در یک نقطه با آقای بنی صدر مشترک بودند و آن مخالفت با عناصری در شورای انقلاب بود که در خط فقاهتی حرکت می کردند. 
 
خامنه ای سپس با اشاره به استعفای خود از وزارت دفاع پس از فرماندهی کل قوای بنی صدر، گفت: 
 
۱۵ روز بعداز خروج من، اولین جلسۀ توطئه برای کودتا تشکیل شد. در حدود اردیبهشت ماه اولین حرکت ضدانقلاب در ارتش آغاز شد. و در ۲۰ تیر ماه تمام مقدمات کودتا آماده شده بود و قرار بود که کودتا انجام گیرد. از اینجا می شود فهمید که حضور نمایندۀ امام در وزارت دفاع، چه اثری در ارتش می توانست بگذارد. 
 
سید محم دخامنه ای (موافق): 
 
من دو نکته ازسخنان مخالف قبلی (مهندس سحابی) جهت اثبات بی کفایتی سیاسی بنی صدر را گرفتم. یکی اینکه ایشان هر ناسزایی را به سزا تبدیل می کرد. و دیگر اینکه آقای بنی صدر تحمل و تسلط بر زبان نداشت و مطالبی می گفت که به رسوایی می کشید و جمهوری را در انظار عالمیان خوار می کرد. 
 
وی سپس به حمایت بنی صدر ازکودتاچیان و فرخ رو پارسا و اعدامی های مفسد گفت:
 
همین نیز یکی از بی کفایتی های ایشان است. 
 
اعظم طالقانی (مخالف طرح): 
 
اولا، تا موقعی که مسأله انتخابات رئیس جمهور مطرح بود، اصلاً نه به آقای بنی صدر رأی دادیم، و نه کاندید کردیم و حتی با این مسأله درگیر بودیم. و ملاک را روی تقوا گرفتیم و دکترحبیبی را کاندید کردیم و آنهایی که آنروز از آقای بنی صدر حمایت می کردند. و اکنون چند سؤال برای من مطرح است: 
 
آیا آقای بنی صدر آن روز، عامل استعمار بوده، یا نه؟ مکتبی بوده، و امروز نیست؟ آیا عامل رژیم بوده، یا نبوده است؟ و امروز چیز دیگر شده؟...؟... 
 
دشمن از نقاط ضعف استفاده کرد تا نهاد ریاست جمهوری را در دنیاخدشه دار کند. من این توطئه را از طرف آمربکا و انگلیس و شوروی و سمپادهای آنها می دانم... 
 
[توجه! تمام موافقین طرح عدم کفایت بنی صدر،ا زهمان سالها درپست های کلیدی جابجا شده و همواره قدرت اجرایی و سیاسی را در انحصار داشته اند. در واقع ۳۸ سال است ادارۀ کشور در دست افرادی معدود و محدود است. آیا این همان مفهوم جمهوری ست؟!!] 
 
[عدم کفایت سیاسی بنی صدر،۳ ماه بعد ازتشکیل مجلس، رقم خورد]: 
 
روزنامه صبح آزادگان ۳۱ خراد ۱۳۶۰، گزارش جلسۀ علنی دیروز مجلس: 
 
معین فر بعنوان اولین مخالف با طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور صحبت کرد: مطالبی که می گویم نه از باب دفاع از شخص آقای بنی صدررئیس جمهور است، بلکه به علت نگرانی از آتیۀ جمهوری اسلانی و به منظور خیرخواهی برای ملت و محض رضای خدا است. در وضع کنونی صحیح نمی دانم از اختلاف دیدگاه ها که ابتدا بین من و آقای بنی صدر وجود داشته و احیاناً ایرادهایی که در بعضی موارد به ایشان داشتم، سخنی بگویم. و حمل بر تبری از ایشان گردد... 
 
علی اکبر ولایتی اولین موافق با طرح عدم کفایت بنی صدر: 
 
یکی از خصوصیاتی که آقای بنی صدر داشتند و زیبندۀ ایشان نبود، دورویی و نفاق بود. زیرا قبل ار ریاست جمهوری در مساجد حاضر می شدند و طی سخنرانی ها، تظاهر به مسلمانی می کرد، ولی بعد از انتخاب درجهت عکس عمل کرد. و با دشمنان قسم خوردۀ اسلام و منافقین کنار آمد. ایشان با زیرذره بین گذاشتن اشکالات و انتشار شایعات، آبروی کشور را بردند... 
 
علی اکبر دهقان، نماینده تربت جام، اولین ناطق جلسل دیروز مجلس: 
 
بحث عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر، بحث تازه ای نیست. زیرا حدود سه ماه بعد از تشکیل مجلس، این سخن تلویحاً از سوی نمایندگان بیان می شد که آقای بنی صدر نمی تواند این مملکت را اداره کند و باید فکر دیگری کرد. سخنرانی ۱۷شهریور ایشان شدت مساله را بیشترکرد و با حادثۀ ۱۴ اسفند، این حالت به اوج خود رسید. 
 
[آتش به اختیار خودسر!]: 
 
روزنامه کیهان، ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، مجلس شورای اسلامی ساعت ۸ صبح امروز با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و به ریاست حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی تشکیل شد. 
 
در این جلسه حجت الاسلام خلخالی طی سخنانی به تظاهرات دیروز هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران اشاره کرد و گفت: که حتی اگر امام فرمان تصفیه هم ندهند، حزب الله خود آنها را تصفیه خواهند کرد. 
 
وی افزود: قبر مجاهدین خلق را در خیابان های تهران خواهیم کند. 
 
پس از آن حجت الاسلام موسوی خوئینی ها نماینده تهران طی سخنانی با برشمردن تخلفات رئیس جمهور از قانون اساسی اشاره کرد و گفت که مخالفت من با آقای بنی صدر به معنای پاک بودن مخالفین وی نیست. 
 
خوئینی ها درادامۀ سخنانش خطاب به مخالفین گفت: مسألۀ آقای بنی صدر، مسالۀ اختلاف بین دو جناح سیاسی نیست. و خاطرنشان کرد که وی توسط امام برکنار شده است. 
 
خوئینی در بخش دیگر از سخنانش به یکی از ملاقات های آقای بنی صدر با امام خمینی اشاره کرد و گفت: امام در این دیدار، دو نصیحت کردند که یکی از آنها را اینجا نقل می کنم. 
 
امام فرمودند: توجه داشته باش که ملت ایران سخت ضد آمریکا هستند. قلوب ملت ایران پر است از خشم مقدس علیه آمریکا. نکند کاری بکنید که ملت احساس کند که تمایل به آمریکا پیدا کردی. 
 
خوئینی افزود: آقای بنی صدر به ۱۱میلیون رأی استناد می کند، ولی آیا اشغال لانۀ جاسوسی مورد تأئید اکثریت قاطع مردم قرار نگرفت؟ آیا امام این انقلاب را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول ندانست؟ ولی آیا فکر کردیدکه چرا آقای بنی صدر از اولین مخالفین این حرکت بود و از هر وسیله ای برای درهم کوبیدن آن استفاده می کرد؟
 
خوئینی خاطرنشان کرد که آقای بنی صدر در متن جریان گرایش به آمریکا قرار گرفته است.
 
خوئینی هم چنین قسمتی از پیام آقای بنی صدر به امام خمینی را قرائت کرد که در آن نوشته شده بود اگر مجلس رأی به عدم کفایت سیاسی من (بنی صدر) بدهد، صدام به آبادان حمله می کند. و آبادان را می گیرد و سپس پرسید که چه ارتباطی بین برکناری آقای بنی صدر و حملۀ صدام آمریکایی به آبادان وجود دارد؟
 
خوئینی هم چنین به قرائت یکی از اسناد لانۀ جاسوسی پرداخت که در آن گفته شده بود که کارتر به دلیل علاقۀ بسیار به یافتن راه حلی سریع، تمایل داشت در ازای گروگان ها شاه را برگرداند، اما تحت تأثیر آقای برژینسکی و سخنان عجولانۀ آقای بنی صدر مبنی بر اینکه گروگان ها بزودی آزاد می شوند، تصمیم خود را عوض کرد. 
 
خوئینی در بخشی دیگر از سخنانش به اظهارات بنی صدر در یکی از نمازهای جمعه اشاره کرد و گفت: آقای بنی صدر در نماز جمعه فریاد می زدند که وام هایی را که به آمربکا بدهکاریم، نخواهیم داد. رئیس جمهوری ای این حرف را می زند که می داند ذخائر ارزی ما در دست آنهاست. آقای یزدی نقل کرد که همان روز که آقای بنی صدر این حرف را زد، خبرنگاران از وی پرسیدند که شما چطور این حرف را می زنید و ایشان گفتند که ذخائر ارزی ما منتقل شده است و جزاندکی نمانده و همان شب کارتر دستور بلوکه شدن ذخائر ارزی ما را صادرکرد. 
 
خوئینی خاطرنشان کرد که آقای بنی صدر مسلمان است، ولی نه اسلام مبتنی برفقاهت اسلامی، بلکه اسلامی از پیشِ خود ساخته. 
 
خوئینی در ادامه سخنانش، بخش هایی از اسناد لانۀ جاسوسی در رابطه با آقای بنی صدر را قرائت کرد، ولی قبل از آن خاطرنشان ساخت که هدف از افشای این اسناد این نیست که بگوید بنی صدر جاسوس آمریکاست! و هیچکس هم حق این را ندارد که بگوید ایشان جاسوس است و آنگاه اضافه کرد که همۀ کسانی که در خط آمریکا عمل می کنند، اجباراً جاسوس آمریکا نیستند.
 
خوئینی همچنبن بطور مشروح به مخالفت های رئیس جمهور با نهادهای انقلابی اشاره کرد و از همۀ نمایندگان خواست که در رأی دادن، خدا را در نظر داشته باشند و افزود: رأی به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور، در حقیقت شکست خط سیاسی آمریکا در ایران است. 
 
[توجه! جریان آتش به اختیار خودسر که از همان سال نخست عملۀ بازیگردان قدرت بود، بواسطۀ حمایت پنهان، جو عمومی را به سمت مورد نظر ملتهب و افکار عمومی را در راستای اهداف خودشان هدایت می کردند و سپس توسط شور و هیجان کاذب ایجاد شده، آنها به خواسته های خود از مجاری به اصطلاح قانونی می رسیدند. طرح اشغال سفارت آمریکا، چنانچه ابتدا اگر یک شور انقلابی هم بوده باشد، امابا در دست گرفت و هدایت شدن آن توسط بازیگردانان قدرت، انقلاب دوم نام گرفت!! انقلابی که انقلاب اول را نابود ومنهدم کرد وام الفساد همۀ مفاسد وتحریم های پی درپی شد.] 
 
[مطلب خلاف]: 
 
روزنامه صبح آزادگان ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، حجت الاسلام سید علی خامنه ای دبیر و سخنگوی شورای عالی دفاع: 
 
در جواب دومین سؤال خبرنگار خبرگزاری پارس که پرسید آقای بنی صدر در نامه ای که منتشر کرد، گفته بود هیأت وزرای غیرمتعهدها قرار بوده است در تاریخ ۱۸خرداد ماه جاری به ایران بیایند و در نامۀ آقای بنی صدر اشاره به طرح پیشنهادی این هیأت کرده بود، ممکن است در این مورد توضیحی دهید؟ 
 
آقای خامنه ای گفت: طرحی که آقای بنی صدر مطرح کرده اند، قبلاً در شورای عالی دفاع مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت که با اتفاق آراء در شورای عالی دفاع مردود شناخته شد. 
 
وی هم چنین گفت: دو نکته در آن طرح وجود داشت که اگر آنها موردتوجه قرار می گرفت، قابل قبول بود و بطور کلی طرح غیرمتعهدها در مجموع از طرح های قبل بهتربود، ولی درعین حال بخاطر نقیضه بزرگی که داشت، قابل قبول نبود. 
 
وی خاطرنشان ساخت: اگرشورای عالی دفاع تصویب کرد که این طرح در اختیارمردم قرار گیرد، فاش خواهیم ساخت. چون آقای بنی صدر درنامۀ خود به این طرح اشاره کرده اند و مطلب خلافی هم در نامه گفته شده است، شاید به همین زودی طرح را در اختیارمردم قرار دهیم.. 
 
[ملت آمده است دیکتاتوری را محکوم کند]:
 
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶۰، در حاشیه مذاکرات مجلس، اخلاق اسلامی را حفظ کنید:
 
در جریان بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری، در خارج از محوطۀ مجلس نیز گروه کثیری از مردم جمع شده بودند و با شعارهای مختلف علیه بنی صدر، تقاضای برکناری او را داشتند. به همین مناسبت، دو تن از نمایندگان مجلس برای جمعیت سخنانی ایراد کردندکه در زیر از نظرخوانندگان می گذرد: 
 
آقای هادی غفاری اظهار داشت: امروز مخالفین، سعی دارند و کوشش دارند که ما و شما را بی انضباط نشان دهند و من بعنوان یک طلبۀ کوچک به شما می گویم و از شما خواهش داریم کمال امنیت و آزادی و احترام را برای مخالفین طرح عدم کفایت سیاسی قائل بشوید. از شما جز اخلاق پسندیده هیچ چیز توقع نیست. من دیروز که با امام ملاقات داشتم، ایشان گفتند که سعی شود دوستانمان از بکاربردن کلماتی که در شأن یک حزب الله نیست، جداً خودداری کنند. احزاب کثیفی مثل پیکاری ها، مائویست ها و حزب توده خائن که ۴۰ سال فعالیت ننگین و خونینش بر ما روشن است و منافقین خلق سعی داشته اند با نفوذ درصفوف ملت قهرمان ما، مسیر مبارزات ما را منحرف کنند. دوستان من، مسألۀ امروز ما، مسألۀ فقط آقای بنی صدر نیست، ملت نیامده است که فقط بنی صدر را محکوم کند. ملت آمده است دیکتاتوری را محکوم کند. من این تذکر را به شما بدهم که انتظار فرزندان انقلاب اینست که ادب و اخلاق اسلامی و حفظ شخصیت بلند مرتبۀ اسلامی را که قرآن به شما می گوید حفظ کنید و چیزی شما را وا ندارد که از مسیرعدل و عدالت منحرف شوید. 
 
هادی غفاری در بخش دیگری ازسخنان خود گفت: حزب کثیف توده، رنجبران، چریک های فدائی اکثریت و اقلیت منافقین و مائویست ها، همۀ جریانات مخالف اسلام، امروز می کوشند تا مبارزه را ازمسیر خدایی و اصلی خود منحرف کنند. بهوش باشید اگرنمایندگان مخالف آمدند پشت تریبون گفتند که تأمین جانی نداریم، شما به دنیا نشان دهیدکه ملتی آزاد هستید. همانطور که زنده یاد دکتر شریعتی گفته است: "خدایا به ما قدرت تحمل عقیدۀ مخالف را بده". قدرت شما بایدنشان بدهد که شم اتاب تحمل عقیدۀ مخالف را دارید.حزب الله پیروز است. 
 
سخنان خلخالی: 
 
پس از هادی غفاری، آقای صادق خلخالی نیز طی سخنانی اظهار داشت: با اینکه من در اتحاد جماهیر شوروی برای مسلمان ها برنامه داشتم، ولی بمجرد اینکه موضوع اخیر مملکت را شنیدیم، امروز برنامه ها را لغو کردم و به هر قیمتی بود، امروز ساعت۷/۳۰ در جلسه شرکت کردم. در منزل امام در قم گفتم آقای بنی صدر بیشتر از ۶ ماه دوام ندارد. ولی ایشان فرمودند که من این دوره که رئیس جمهور هستم، دورۀ دیگر هم رئیس جمهور خواهم بود. از روزی که امام امت فرماندهی کل قوا را از ایشان گرفتند، بنی صدر در حکم ملت ایران معزول شد و جای گفتگو ندارد. مجلس چه رأی به عدم کفایت سیاسی ایشان بدهند که خواهدداد، و چه ندهد، از نظر ملت ایران کسانی که با فرمان امام نمی توانستندخودشان را تطبیق بدهند، مسلماً نمی توانند عهده دار مقامات سنگین باشند. از ریاست جمهوری گرفته تا مقامات دیگر؛ فعلاً آقای بنی صدر درخط دیگری است که آن خط را آمریکا، اسرائیل، بغداد و اروپای غربی آنرا دوست دارند و این خط از نظرملت ایران محکوم است. کسی که علیه امت و علیه امام در مجلس و درخارج از مجلس صحبت می کند، نمی تواند احترام داشته باشد. ولی یک مسأله هست برای نشان دادن بزرگی خودتان به او پشت کنید، مواظب باشید هر کسی یک نفر وکیل مخالف را بزند، مچ او را بگیرید، ولی احترام ابداُ. به آنها پشت کنید، ما نمی توانیم کسانی را که در خط امام و مجلس و مردم نیستند، احترام کنیم. نمی شوداو را دوست داشته باشیم. 
 
[ازالۀ بکارت دختران، آنهم با دشنه!!]: 
 
روزنامه کیهان ۳۱خرداد ۱۳۶۰، همسر بنی صدر در بنز ضد گلوله در حال رهبری مجاهدبن خلق و مهاجمان مسلح به مردم دستگیر شد. 
 
هادی غفاری در جلسۀ امروز مجلس شورای اسلامی به افشای رهبری عملیات دیروز سازمان مجاهدین خلق که منجر به کشته شدن عده ای از برادران پاسدار گردید پرداخت. 
 
هادی غفاری درسخنان کوتاه خود گفت: دیشب تا صبح نخوابیدم و اجساد برادران پاسدار را جابجا می کردم، تا نام آنها را پیدا کنم و به پزشکی قانونی ببرم و تمام لباس هایم خونی است که وقتی امروز به مجلس آمدم آنها را عوض کردم. 
 
هادی غفاری در ادامۀ سخنان خود گفت: دیروز رهبری عملیات را در خیابان مصدق، خانم بنی صدر در اتومبیل ضد گلولۀ دولت در دست داشت. وی با یک اتومبیل بنز ضدگلوله که تحویل رئیس جمهوری شده بود و رانندۀ آن شخصی بنام حسینی بود، و شعارهایی از آن به نفع بنی صدر پخش می شد. 
 
هادی غفاری گفت: ۵ نفر از دستگیر شدگان که هم اکنون در زندان بسر می برند، عبارتند از: ۱-خانم بنی صدر، ٢-خانم غضنفرپور، ۳- آقای حسینی، و دو نفر دیگر از منسوبین بنی صدر. 
 
در اتومبیل بنز آنان مقدار زیادی سکه های ۲۰ ریالی پیدا شد که نمونۀ آنرا در اینجا به نظر شما نمایندگان مجلس می رسانم. از این سکه ها باتلفن های عمومی با شهرستان ها تماس می گرفتند؛ چون بوسیلۀ تلفن های دیگر ارتباط مشکل بود. 
 
هادی غفاری در مورد لحظۀ دستگیری همسر بنی صدر، گفت: در آن لحظه موزیکی در اتومبیل پخش می شد که شرم دارم از گفتن آن. و هم چنین اعلامیه ای حاکی از پیام بنی صدر نیزتوسط آن پخش می شدکه خلاصه اش این بود که امروز روز قیام علیه رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی است و قیام کنید. 
 
هادی غفاری هم چنین گفت: که عده ای از هواداران بنی صدر فریادمی زدند: درود بر بنی صدر، فرماندۀ کل قوا بنی صدر، و همسرآقای بنی صدر نیز برای آنها ابراز احساسات می کرد. 
 
هادی غفاری هم چنین گفت: مهاجمان دشنه ای بطول بیست سانت در قلب پسر بچه ای فرو کرده اند و یکی از برادران پاسدار ما را نیزگوش تا گوش، سر بریدند. 
آنها هم چتین محافظ آقای فدایی را نیز به قتل رساندند. 
 
غفاری در دنبالۀ سخنان خود گفت: دیشب ساعت یک به دفتر امام تلفن کردم و گفتم به امام اطلاع دهید که اینها با دشنه به ناموس مردم حمله کرده اند. اگر مایل باشید به کمیته خیابان فردوسی می رویم و شیشه های اسید و ۲۹۰ مجروح دبشب را نشان شما می دهم. بعضی از دخترها را با دشنه، ازالۀ بکارت کرده اند و سر نیزه در چشم کودکان فرو کرده اند. [توجه! در مورد هادی غفاری، یک ویژۀ چند سال پیشِ مخصوص ایشان، تدوین خواهیم کرد]. 
 
[حمله کنید و بکشید]:
 
روزنامه کیهان ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس): 
 
آشوب مجاهدین و فدایی اقلیت، بهترین گواه عدم کفایت رئیس جمهور است. 
 
هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسۀ امروز ضمن اشاره به اتفاقات دیشب، گفت: خبر آشوب دیروز مجاهدین و اقلیت های فدایی را بنام رئیس جمهور در حال عزل شنیده اید. در جریان بحث عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور، این خود بهترین گواه عدم کفایت رئیس جمهور است. 
 
وی سپس افزود: امام از برقراری روابط نزدبک بین این ارگان مخرب و رئیس جمهور نیز بسیار ناراحت بود و یک روز درحضور من که آقای بازرگان نیز حضور داشت، امام با اوقات تلخی به آفای بنی صدر گفتند: از جرائم شما این است که با این گروه ها ارتباط دارید. بنی صدر گفت: چه رابطه ای؟ من فقط به آنها اسلحه دادم که از خودشان دفاع کنند. امام باعصبانیت گفتند: بدرک که جانشان در خطر است. شما به آنها اسلحه می دهیدکه از جانشان دفاع کنند؟ اما آقای بنی صدر با تمام این حرف ها موضع خود را عوض نکرد. فراموش نکنید که در جریان انتخابات ریاست جمهوری، آقای بنی صدر گفت که بعداز من، آقای مسعود رجوی محبوبیت دارد. 
 
هاشمی رفسنجانی سپس گفت: که دیروز تمام خبرها را دنبال می کرده و می شنیده است که رهبران منافقین به آنها می گفتند که حمله کنید و بکشید و حتی به بیمارستان ها و زخمی ها حمله کنید.  
 
وی سپس اشاره کردکه دلم برای جوان های ۱۵تا ۲۰ساله می سوزد که گرفتار شعارهای این باند خطرناک شده اند. 
 
وی هم چنین اضافه کرد: که اینها محارب با خدا هستند، طاغی هستند، خون ریختند، خون ۱۶ انسان پاک و شهید را به زمین ریختند. دیگر به اینها بعنوان یک حرکت سیاسی نگاه نکنید. دیگر از این تریبون به اسم آزادی، دفاع از گروه محارب نکنند. 
 
وی گفت: که باید با قاطعیت عمل شود و این گروه مسلح مخرب و بانک سرقت کن، هرگز نمی تواند آزادی را به یک ملت جنگ زده بدهند. 
 
[رهبر اپوزیسیون]:
 
روزنامه اطلاعات، ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، گفتگویی صریح و مستند با آقای ابوالحسن بنی صدر: 
 
شما رئیس جمهور هستید، یا رهبر اپوزیسیون؟ 
 
[دو روز است که از بنی صدر بی خبریم!]: 
 
روزنامه اطلاعات ۳۱خرداد ۱۳۶، بنی صدر ممنوع الخروج شد:
 
سید اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکز، در یک مصاحبۀ ارتباط مستقیم رادیویی که پنجشنبه از رادیو پخش شد، به سؤالات متعدد مردم پاسخ داد. 
سید اسدالله لاجوردی در این مصاحبه راجع به محل سکونت آقای بنی صدر، اظهارداشت: تا دو روز پیش از آقای بنی صدر اطلاع داشتیم، ولی پس از آن دو روز، دیگر اطلاعی در دست نیست. 
 
لاجوردی افزود: به مسئولین مرزهای کشور دستور داده شده است که از خروج افراد متهم جلوگیری کنند. دادستان انقلاب اسلامی مرکز در زمینه اینکه آیا آقای بنی صدر می توانند از کشورخارج شود، اظهارداشت: ایشان نمی تواند بدون کسب اجازه از مرزها خارج شود و از این نظر مسائلی که وجود دارد، بایستی پاسخگو باشند. دادستان انقلاب اسلامی مرکز سپس راجع به عکس العمل های گروهک های وابسته اظهارداشت: در این رابطه، برادران جانباز منطقۀ ۱۳ موفق شدند ۹۰ نفر از گروهک ها را از یک خانۀ تیمی دستگیر کنند. این افراد تصمیم داشتند به گروه های ۴ الی ۵ نفری تقسیم شوند و به خیابان ها بریزند. از این عده مقادیری اسلحه نیز بدست آمده است. 
 
[محمد سعید زنجانی دستگیر شد]:
 
روزنامه اطلاعات ۳۱ خرداد ۱۳۶، ۲ مشاور و ۱۰ گارد بنی صدر دستگیر شدند: 
 
محمد سعید زنجانی و فرید زنحانی، ٢ تن از مشاوران و همچنین ١٠ تن از افراد گارد بنی صدر دستگیرشدند، یک مقام آگاه در دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در گفتگویی کوتاه به خبرنگار ما اظهار داشت که محمد سعید زنجانی، مشاور صنعتی، و فرید زنجانی مشاور دیگر بنی صد، و ۱۰تن از گارد وی که از اهواز عازم تهران بودند، بوسیلۀ پاسداران بازداشت شدند و به زندان اوین انتقال یافتند. این مقام ضمن اعلان این خبر افزود: موارد اتهام بازداشت شدگان بزودی توسط رسانه های گروهی به اطلاع ملت قهرمان ایران خواهد رسید. 
 
[صدای ضبط شده اش هست!؟]: 
 
روزنامه اطلاعات ۱ تیر ۱۲۶۰، بنی صدر: 
 
"من بزرگترین اندیشۀ زمان معاصر هستم! من کتاب تضاد و توحید خود را بزرگترین اثر قرن می دانم!" در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، یکی از برادران طی گفتگویی با آقای بنی صدر که عین نوار آن گفتگو موجود است، به ایشان گفت: اقبال مردم به شما بیشتر از آنجا مایه می گیرد که مردم شما را تاکنون جزء همراهان امام دیده اند. شما رأی و اعتبار لازم از آنجا می گیرید که قدم به قدم از پاریس همراه امام تا اینحا آمدید. 
 
آقای بنی صدر این مطلب را انکارکردند و گفتند:نه، چنین نیست. من خودم برای مردم شناخته شده ام، مطرح هستم. 
 
وقتی برادر مصاحبه کننده خواست شواهدی برای اثبات سخن خویش اظهارکند، آقای بنی صدر گفت: من اگر بخواهم خودم را معرفی کنم، باید بگویم من بزرگترین اندیشۀ جهان معاصر هستم! شما چه می گویید؟! کتاب تضاد و توحید من، بزرگترین اثر قرن است! 
 
لازم به تذکر است که این گفتگو در یک نوار ضبط شده و بزودی متن کامل این نوار در همین هفته از طریق مجلۀ اطلاعات هفتگی منتشر خواهد شد. حالا باز هم بگوییم، چه شد که آقای بنی صدر در برابر قانون اساسی و مجلس و شورای نگهبان و ارگان ها و نهادها و دولت و راهپیمایی ۱۵خرداد هوس دیکتاتوری کرد و هیچ قانون و ضابطه ای را نپذیرفت. 
 
[مصلحت نظام، یامصلحت شما؟!!]:
 
روزنامه کیهان ۱ تیر۱۳۶۰، رئیس مجلس: شما در صحنه حاضرید و اجازه نمی دهید کسی از مصلحت انقلاب تجاوز کند. 
 
در پی اعلام رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور و اتمام جلسۀ دیروز مجلس، هاشمی رفسنجانی، حجت اسلام خلخالی و هادی غفاری، نمایندگان مجلس برای جمعیت اجتماع کننده در مقابل مجلس سخنرانی کردند. 
 
هاشمی رفسنجانی گفت: ما با کمک و تشویق و اعانت های شما موفق شدیم یکی از مشکلات بزرگ راه تداوم انقلاب را از میان برداریم، اینکه شما در صحنه حاضرید و اینکه شما اجازه نمی دهید هر کسی در هر مقامی بتواند ازحقوق خودش و از مصلحت انقلاب تجاوز کند. [توجه! این مصلحت نظام که بعد از آن بر خلاف قانون اساسی، اواخر عمرخمینی تأسیس و در بازنگری قانون اساسی که با مرگ خمینی مصادف شد، قانونی شد. همه اعضایش توسط ولی مطلقه فقیه منصوب می شوند تامصلحت مردم، کشور و منافع ملی را تشخیص دهند. از همان سال نخست پیروزی انقلاب، طرح کلیدی، حکومت اسلامی بود که اعتقادی به رأی ندارد]. 
 
[شورای نگهبان یک طرفه قضاوت می کند!]: 
 
روزنامه جمهوری اسلامی ۷ تیر ۱۳۶۰، هاشمی رفسنجانی: آقای بنی صدر صریحاً در محضر امام گفت: من شورای نگهبان را قبول ندارم. یک طرفه قضاوت می کند. 
 
[بی دین ها فقط به شما رأی می دهند!]: 
 
روزنامه جمهوری اسلامی ۷ تیر۱۳۶۰، هاشمی رفسنجانی: 
 
اختلاف ما با آقای بنی صدر در سه مورد خلاصه می شد: اول ولایت فقیه که آقای بنی صدر این را قبول ندارد، و در بحث هایی که در مجلس خبرگان داشتیم ایشان با صراحت می گفت این اصل را قبول ندارم و دیکتاتوری است. بر این اساس ما با ریاست جمهوری ایشان مخالفت کردیم. مسأله دوم: مصوبات مجلس را باید شورای نگهبان تأیید کند و این مورد را آقای بنی صدر و همفکرانشان این اصل را قبول ندارند و همانطورکه شنیده اید، ایشان در سخنرانی هایش گفته است که من بزرگترین اندیشۀ قرن هستم. و مسأله سوم: افراد ناشناخته و کسانی که پای بند به اسلام و انقلاب نیستند دور ایشان را گرفتند و دفتر هماهنگی تشکیل دادند و روزنامه انقلاب اسلامی انتشار دادند و این مسأله مورد اختلاف ما بود. ایشان مرتباً ما را به قدرت طلبی و انحصارطلبی متهم می کرد و سعی داشت تمام مسائل را در پشت پرده نگهدارد. با اینکه مرتباً شعار می داد من حقایق را با مردم در میان می گذارم. آقای بنی صدر صریحاً در محضر امام گفت: من شورای نگهبان را قبول ندارم، یکطرفه قضاوت می کنند. امام فرمودند: تو (بنی صدر) خیال می کنی که این ۱۱ میلیون، آرای توست؟ مردم مسلمانند، اگربفهمند مرجعشان این آراء را نمی خواهد، تو ۵۰۰ هزار رأی هم نداری. چون آنها که برخلاف ما رأی می دهند، همین بی دین ها هستند و آنها در انتخابات ریاست جمهوری به شما رأی ندادند (نقل از نشریه شماره ۱۴رویدادها و تحلیل، دفترسیاسی سپاه پاسداران). 
 
[میدم تو همین خانه حبست کنند]: 
 
در یکی از جلسات، امام خیلی ناراحت شدند. امام خطاب به بنی صدر گفتند: اگر بخواهی اینطور باشی، دستور می دهم توی همین خانه حبست کنند و تا یکسال نمی گذارم برَوْی بیرون. خیال نکنی می گذارم بروی اروپا مقاله بنویسی. همینجا نگهت می دارم تا کشور آرام شود (نقل از نشریه شماره ۱۴ رویدادها و تحلیل، دفتر سیاسی سپاه پاسداران) 
 
[بدرک!]: 
 
روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳ تیر ۱۳۶۰، (نمازجمعه): (در جلسه ای با حضور آقای رجایی و مهندس بازرگان و آقای بنی صدر)، امام به (بنی صدر) گفتند: تو این گروهک های منافق را مسلح کردی؟ 
 
(بنی صد) گفت: خوب من اسلحه دادم خودشان را حفاظت کنند، جانشان حفظ بشود! 
 
امام فرمودند: مگر تو مسئول جان آنها هستی، به درک که جانشان در خطر باشد، اسلحۀ مسلمان ها را می دهی به کی؟ به محارب؟ (نقل از نشریه شماره ۲۰ رویدادها و تحلیل، دفتر سیاسی سپاه پاسداران). [توجه! زخم کهنۀ خط فقاهت و خط روشنفکری، همان دعوای مشروطه مشروعۀ دوران انقلاب مشروطیت- که زخمی کهنه شده بود- با تأسیس جمهوری اسلامی دوباره سرباز کرد و اینبار چرکین؛ و بوی تعفنش تا الان خسران بسیاری ببار آورده است. یک کلام: روحانیت با این نوع حکومت که آرای مردم منشاء اثر باشد، مخالفند و معتقدند احکام اسلامی که فقط آنها از آن قرائت می کنند، لازم الاجراست!] 
 
[طبق اسناد، کتابهایش را خودش ننوشته!!]: 
 
روزنامه جمهوری اسلامی ۷ تیر ۱۳۶۰، محمد علی بشارتی (قائم مقام وزارت امورخارجه): طبق اسناد و مدارک موجود، بنی صدر مأموریت داشته که بیاید و رئیس جمهور بشود و مطابق تحقیقات، از ۲۷ کتابی که متعلق به اوست، هیچکدامش راخودش ننوشته است (نقل از نشریه رویدادها و تحلیل دفتر سیاسی سپاه پاسداران، ش۱۴). 
 
 
[می خواهند ما را وادار به دیکتاتوری کنند]: 
 
روزنامه صبح آزادگان ۱۱ تیر ۱۳۶۰، بهزاد نبوی: ایشان (بنی صدر) میل داشتند این انقلاب مثل انقلاب مشروطه شود. در واقع خارج رفته ها بیایند و به طرفداران این خط (بنی صدر) بگویند شما چیزی نمی دانید و میدان را خالی کنید. اگر جریان بنی صدر به این هدف نمی رسید، می رفت تا به هدف دوم برسد. یعنی ایجاد یک مصدق در مقابل امام و نیروهای انقلابی. کسانی که فکر می کنند کارتمام است (کاراین جریان)، دچار اشتباهی شده اند که مسلمانان در جنگ احد مرتکب شدند. خدمتگزارانِ شما را می خواهند از شما دور کنند. ما را در قفس های شیشه ای قرار دهند و می خواهند ما را وادار به دیکتاتوری کنند تا بگویند تحلیل آقای بنی صدر و بختیار درست بوده است (نقل از نشریه رویدادها و تحلیل دفتر سیاسی سپاه پاسداران، ش۲۰). 
 
[دروغ شاخدار!!]: 
 
هاشمی رفسنجانی، نمازجمعه، ۱۰ مهر ۱۳۶۰، از کتاب "در مکتب جمعه"، ج ۴، ص ۲۰: همین بنی صدر را می بینید، واقعاً بنی صدر آنقدر در این کارنامۀ ریاست جمهوری دروغ می گفت که ما ها که اطلاع داشتیم از هر مطلبش و به اندازۀ کافی می شد دروغ در بیاوریم که نشان بدهد که اینها همه دروغ است. اما چه کسی می توانست حرف بزند؟