وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرز نشست!، از تقی روزبه

Rouzbeh-Taghi-1 لیست کابینه و مراسم تحلیف روحانی مناسکی بودند برای فاتحه خوانی و دفن وعده های انتخاباتی روحانی و انتظاراتی که برانگیخته بود! پیشتر گربه را دم حجله ذبخ کرده بودند: ابتدا شمشیر آخته سرنوشت بنی صدر را بالا بردند. سپس با مشرف شدن نزد آقا، پیشاپیش توقعات و خواسته های او مطرح شدند. در این دیدار معلوم شد که روحانی لیست تمامی وزراء پیشنهادی خود را پیش از طرح در مجلس و یا در انظار عمومی با رهبری در میان گذاشته است که البته بدلیل شوری بییش از حد آن مورد اعتراض برخی نمانیدگان هم قرار گرفت. هم چنین معلوم شد که در مردمسالاری دینی از نوع ولایت فقیهی، رئیس جمهوری که ازخلال صافی شورای نگهبان رده شده ه حتی قادر به انتخاب آزادافراد کابینه خود هم نیست. و رهبر نظام عملاً بخش به اصطلاح انتخابی نظام را نیز دستچین می کند. چنان که مداخله مستقیم در انتخاب تعدادی از ورزا کلیدی، علناً اعلام شد و حساسیت در مورد برخی ورزاء دیگر هم به آن اضافه شد و البته حساسیت های اعلام نشده در مورد دیگر وزراء هم جای خود را داشت. حالا حساب کنید که از این ماهی (پیر مرد دریا)، چه چیزی جز اسکلت آن برای مجلس و حامیان و مؤتلفین فرودست روحانی باقی می ماند. با این همه گوش خلق الله و عالم را برای پاراف کردن وجب به وجب همین وزراء عمدتا از قبل منصوب شده کر خواهند کرد! تا نشان دهند که این دستگاه عظیم و طویل پارلمانی چندان هم بی خاصیت نیست! 
 
نقش سیاهی لشکر بودن اصلاح طلبان!:
 
وقتی مَرکب روحانی از پل انتخابات گذشت، به خصوص در دوره دوم و پایانی ریاست جمهوری اش، فروکاستن اصلاح طلبان به سیاهی لشکر بی مقدار، عین سیاست ورزی محسوب می شود. او برای بند و بست و چانه زنی و نگهداشتن خود بر فراز امواج طوفانی در ساختار رسمی قدرت، به جلب رضایت امثال علی لاریجانی ها و اصول گرایان موسوم به معتدل و نیز جلب حمایت روحانیت تا بند ناف مرتجع بیش از اصلاح طلبان نیاز دارد. اصلاح طلبان بدرد رأی جمع کردن می خورند، اما در لابی گری دست شکسته و بال گردن است و بهمین دلیل مثلاً وزارت کشور که مادر ورزاتخانه ها محسوب می شود و با وجود آن همه اعتراض و انتقاد که در چهار سال گذشته به وزیری که نزدیک به اصول گرایان و مشخصاً علی لاریجانی بود، اعتراض شد، او همچنان سکان این "شاه ورازاتخانه" را در تیول خود دارد. از اصلاح طلبانی که نماینده و سخنگویان شان امثال جهانگیری ها و عارف ها باشند و خاتمی هم اگر لب به سخن بگشاید نخست از روحانی و یا مداخله رهبر در چینش کابنیه دفاع می کند و پیروان و حامیان را به شکیبائی و تمکین تشویق می کند، چه انتظاری هست؟ نقش آن ها در نظام تا حد داغ کردن تنور انتخابات، بدون آن که حق پختن نانی برای خود داشته باشند، تعریف شده است و خود آن ها هم، به رغم غرولندها، هم به تقدیر روزگار تن داده اند... خامنه ای و روحانی هم با وقوف به این استیصال و ناچاری، قادرند این چنین بی اعتنا به آن ها بتازند.
 
وظیفۀ تازه و دشوار اصلاح طلبان در شرایط پسا انتخاباتی: 
 
در فصل انتخابات، اصلاح طلبان با تمامی توش و توان خود به میدان آمدند و تا می توانستند در شکستن جوّ تحریم ( که آن را رسماً خطر عمده و کلید واژۀ موفقیت معرفی می کردند) با بهره گیری از رسانه های داخل و خارج و جمع آوری ِعده و  عُده خود به داغ کردن تنور انتخاباتی همت گماشند. اما اکنون که کوه موش زائیده و نان های این تنور فطیر بیرون آمده است و به عنوان مثال معلوم شده کابینه برآمده از پیروزی صفوف اصلاح طلبان و اعتدالی ها، یک کابینه تمام عیار مردانه است و برای اشانتیون هم شده، بدون حتی یک نفر دگر باور و از اقلیت های های قومی و یا موسوم به تسنن است، آه از نهاد همۀ رأی دهندگان و یا هیزم آوران بی مزد تنوری که گرمایش اختصاص به آن دیگران دارد بر آورده، و وظیفۀ بس دشوار آرام کردن و پاپین کشیدن فتیله انتظارات را بردوش آن ها نهاده است. در دشواری این وظیفه همین بس که آن ها حتی قبل از اعلام وزراء به مجلس از طریق ارسال نامه ای به روحانی با امضاء ۱۷۵ نماینده و با تأکید بر حضور (همان اشانتیونی) وزیر زن و یا اهل تسنن، در  واقع به او پیام دادند که دل قوی دارد و نگران عدم تصویب مجلس نباشد. غافل از آن که نگرانی و دغدغه اصلی روحانی از مراکز و مراتب بالای قدرت یعنی رهبری و اصول گرایان و روحانیون سرچشمه می گیرد، تا از مجلس بی خاصیتی که لاریجانی آن را به راه می برد. با این همه آن ها اکنون باید تمام همت خود را برای تسطیح انتظارات و تصدیق وضعیت تازه و توجیه حمایت خود از روحانی در دوره جدید بکار بگیرند. 
 
بهمین دلیل امثال تاج زاده ها و جوادی حصارها و یا عارف ها و جهانگیری ها و یا در خارج سوای آوازه گران حرفه ای، حتی افرادی امثال ملیحه محمدی ها، هرچند با لکنت زبان، آستین های خود را برای پاپین آوردن فتیله انتظارات  بالا کشیده اند و کسانی مثل سعید برزین از مفسرین بی بی سی به اصلاح طلبان نهیب می زند که نقش سیاهی لشکر و دنباله روی از روحانی را بپذیرند و زیادی شلوغ نکنند! در اصل سیاست ورزی راجع به دورۀ پسا انتخاباتی، یعنی پایین کشیدن فتیلۀ انتظارات با همۀ دشواری اش، بخش جدا نشدنی و مکمل سیاست ورزی مرحله  پیشا انتخاباتی، یعنی د غ کردن تنور است. تنوری که بویژه زیاد داغ می گردد، اگر به همان سرعت خاموش نشود، یعنی اگر حرکت دور برداشته، ماشین ترمز نزده شود، چه بسا موجب دردسرهایی بشود. از همین رو داغ کردن و سپس خاموش نمودن تنور بخشی از فرایند سوخت و ساز و جذب و دفع سیستم برای ایجاد تعادل خود محسوب می شود و اصلاح طلبان در این سوخت و ساز و تقسیم کار وظیفه اخص خود را دارند.
 
زمان پاسخگویی!:
 
چندین دهه است که رژیم از همین طریق مشغول بازتولید و بازترمیم سیاسی خود است، تا ضمن نشان دادن پز به اصطلاح مردم سالاری دینی، در عین حال برگ انجیری برای پوشیده ماندن و یا نادیده گرفته شدن فساد و سرکوب و سیاست های فلاکت آفرین خود فراهم آورد. و مهم تراز آن اجازه ندهد که تا جامعه ای مستقل، نیرومند و بیرون از حوزه نفوذ جناح بندی هایش پیکربندی شده و قوام و دوام یابد.
 
اکنون که فصل خوشه چینی کاشته ها فرا رسیده و معلوم شده است که چیز درخوری در این کشت زار بی حاصل نروییده است؛ زمان پاسخگویی به خود و دیگران توسط آن هایی که به امید محصولی در این کشت زار، بذرافشانی کرده اند، بخصوص آن هایی که بیش از همه یقه درانی کرده اند، فرا رسیده است. فقط رژیم نیست که باید وادار به پاسخگویی شود، طبیعی است و حتی بیش و پیش از آن، که هر شهروند عاقل و بالغ نیز در برابر رأی خود و نتایج آن مسئول و پاسخگو باشد. بهمین دلیل حفاظت و صیانت از رأی و انتظارات و مطالبات خود بخش جدا نشدنی از وظایف شهروندی او را تشکیل می دهد. و باز بهمین دلیل آن ها که رفتار دولت و گزینش های آن را نسبت به زنان و یا اقلیت ها و یا دانشجویان و معلمان و... در حکم توهین و دهن کجی به خود و دست مریزاد گفتن به روحانیت و یا مراتب بالای قدرت می دانند، جز از طریق طرح مطالبات خود با صدای بلند و گسترش اعتراضات نسبت باین بی اعتنایی، قادر به صیانت از آراء‌ خود نخواهند بود. آن ها می توانند در کنار کسانی که با شناخت از سیستم، پیشاپیش به تحریم افسون انتخاباتی رژیم مبادرت کردند، صف گسترده ای در صفوف زنان، دانشجویان، معلمان و کارگران و دگرباوران، و به اصطلاح اقلیت های گوناگونی که چه بسا جمعشان برخلاف عنوانشان، اکثریت هم باشند، دست در دست هم فشار سنگینی را به جباران حاکم وارد کنند تا دیگر جرئت ارتکاب این گونه توهین ها– دادن وعده های تو خالی و سیاهی لشکرانگاری مردم- از مغزشان هم خطور نکند...
 
۲۰۱۷/۰۸/۰۹،
تقی روزبه