مجتبی لشکربلوکی: اوضاع کی درست می شود؟!

alamatesoual    «این‌ها کی می‌روند؟» در زمان حکومت هر رژیمی بارها این جمله به گوش می‌خورد. یا از خود می‌پرسیم: «اوضاع کی درست می‌شود؟» اما برای «درست شدن» تعریف روشن و مشخصی نداریم.

یکی از آثار بی‌تفاوتی در زندگی سیاسی و اجتماعی این است که برای تحولات تاریخی «منتظر وقایع نشین» و منفعل هستیم و فعالانه برای متحول کردن سرنوشت و بهبود شرایط زندگی خود گام بر نمی‌داریم.

   من بارها در پاسخ افرادی که می‌پرسند اوضاع کی درست می‌شود؟ می‌پرسم: منظور شما از درست شدن چیست؟ اغلب از نگاه و لحن صحبت آن‌ها پیداست که تعریف خاصی از درست شدن ندارند یا از آن‌ها می‌پرسم شما کی درست می‌شوید؟ آیا حاضرید روزی چند ساعت کار سیاسی بکنید یا اگر به سیاست باور ندارید، آیا حاضرید در فعالیت‌های اجتماعی یا خیریه شرکت کنید؟ آیا مثلا حاضرید مسئولیت نگهداری از درخت‌های محله خود را بپذیرید یا نهالی بکارید؟

 

تحلیل و تجویز راهبردی:

    آنچه در بالا خواندیم بخشی از کتاب  بالندگی و بازندگی ایرانیان (دلایل عقب ماندگی ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران) نوشته جمال هاشمی است. چه با اندیشه ایشان مخالف باشیم یا موافق، دو نکته عمیق در همین نوشته کوتاه وجود دارد که شایسته است همه ما صادقانه در مورد آن فکر کنیم.

نکته اول: سالهاست که داریم یک سئوال غلط میپرسیم و به همین خاطر هم هست که به جواب نمی رسیم. سئوال این است: اوضاع کِی درست میشود؟ در صورتی که میتوانستیم بپرسیم «من چه کاری میتوانم بکنم؟» اولی انتظار و ایستایی میآورد و دومی اقدام و پویایی میآفریند. 

نکته دوم: که از نکته اول هم عمیقتر و مهم است. ما هیچ «مانیفست ساختاریافتهِ مکتوبِ تفاهم شده» در مورد «اوضاع درست» نداریم. به همین خاطر هم هست که وقتی در پاسخ کسانی که میپرسند اوضاع کِی درست میشود؟ سئوال میکنید منظور شما از درست یعنی چه؟ یا به افق خیره میشوند یا چند جمله کلی میگویند. تا آنجا که من اطلاع دارم در اوایل دهه نود دست کم 223 حزب و تشکل سیاسی داشتیم. اما دریغ از یک برنامه منسجمِ مکتوبِ  تعهد شده و منتشر شده. اکثرا در جستجوی آن هستند که قدرت را به دست بگیرند. در انتخابات شوراها و پارلمان و اصناف نماینده داشته باشند. اما دریغ از یک برنامه راهبردیِ زمان بندی شدهِ که به کسانی که رأی میدهند تعهد کنند که آن ها را اجرا خواهیم کرد. من حتی یک مورد! تاکید میکنم یک مورد هم ندیدهام. راست و چپ و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدالی، پوزیسيون و اپوزیسيون هم ندارد.

 

چه میتوان کرد؟

1. در مورد هر چیزی که به آن انتقاد داریم و میگوییم نادرست است، «درست» را تعریف کنیم! هر کدام از ما در یک حوزه متخصص و آگاه است. یا خودمان میتوانیم درست را تعریف کنیم یا دست کم میتوانیم افرادی که توانایی فکری خلق آینده مطلوب را دارند را تشویق و حمایت کنیم. اگر به نظام کشورداری، نظام انتخابات، نظام مدیریت منابع آب، نظام ارزی، نظام تأمین آتیه (بازنشستگی) و نظام بانکی انتقاد داریم. اول راه حل مکتوبِ عملی طراحی کنیم و سپس سعی کنیم که آن را به اجرا نزدیک کنیم.

2- ممکن است بگویید گوش شنوا نیست. بن بست سیاستی وجود دارد. امیدی به اصلاح نیست. در جواب باید گفت که همه جای دنیا همین است. تئوریها و تجارب میگویند برای آنکه یک راه حل/ایده/برنامه ملی به نتیجه برسد. ممکن است برای مدتها، راه حل وجود داشته باشد اما امکان تصویب و اجرای آن وجود نداشته باشد. فاکتورهای متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک پنجره فرصت باز شود تا آن راه حل/ایده/سیاست/برنامه، تصویب و اجرا شود. بنابراین به قول خارجیها ما باید Homework (مشق شب) مان را انجام دهیم و آنگاه فعالانه منتظر پنجره فرصتی باشیم تا راه حل/ایده/برنامه مان را در زمان مناسب به فرد مناسب عرضه کنیم.

    حالا بگذارید به این سئوال پاسخ دهم که اوضاع کی درست میشود؟ جواب: هیچوقت! هیچوقت اوضاع درست نخواهد شد تا زمانی که ما این سئوال اشتباه را میپرسیم و هیچ جایگزینی برای شرایط فعلی نداریم و تا زمانی که خودمان درست نشویم. این را من نمیگویم. خداوند در کتاب آسمانی به صراحت فرمود من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهم مگر آن که آنچه را در خودشان است تغییر دهند. 

 

مجتبی لشکربلوکی

@Dr_Lashkarbolouki