تحریم مردم، خیانت یا راه حل- امید احمدی


امروزتحریم ایران ابزاربرخی از تشنگان قدرت برای تصرف حکومت شده است. قدرتمداران برای رسیدن به هدف ازهر وسیله ای استفاده میکنند وبه هردری میزنند. با یک نیم نگاه در احوال آنها انسان متوجه می شود که مصداق هدف وسیله را توجیه می کند هستند که از گروگانگیری تا کنون از هر وسیله ای استفاده کرده اند. ازکودتای نوژه تا تشویق وآماده کردن صدام حسین به حمله به کشور، تا به پابوس کاخ سفید نزد ریگان رفتن برای انتقال قدرت ازشیخ به شاه، وبعد ازآن درهنگام تجاوزآمریکا به عراق، که به عراق حمله نکنید اول به ایران حمله کنید! در گذر زمان دخیل بستن چندین باره به امام زاده کاخ سفید که " تحریم کنید، حمله کنید، تحمیل کنید، نیازِ ما را براورده کنید."

اما پرسشی که "اپوزیسیون وابسته" گدایان درگاه کاخ سفیدباید بدان پاسخ بگویند این است : 1- هیچ از خود پرسیده اید دراین چند دهه که ضریح کاخ سفید را چسبیده اید و پشتِ در کاخ ارباب به انتظار نشسته اید، چرا نذرتان برآورده نشده است؟ پاسخ ساده است کاخ سفید به دنبال منافع خویش است تا کنون از طریق جمهوری ولایت فقیه منافع اش بطور سرشار تأمین شده است. اگر ازاین به بعد هم منافعش تامین شود شما هنوز هم باید پشت دراطراق کنید.

2- شما خود می دانید که تحریم ها موجب سقوط هیچ حکومتی از سوی مردم نشده ونمیشوند. بلکه تحریم رژیم را تقویت ومردم را ضعیف میکند، به فربه تر شدن کارگزاران حکومت وقوی تر شدن مجریان دولت منجرمیشود. در وضعیت تحریم گروههای وابسته به دولت واسطه بین دولتهای مبداء ومقصد برای واردات کالاها میشوند. دراین میان قیمتها چندین برابربدست مصرف کننده میرسد. توان خرید کم میشود وحاصل کار وشیره جان مردم برای دوام زندگی هر روز بیشترکشیده میشود. درمقابل بخش رانتخوار وابسته به حکومت به سودهای افسانه ای میرسند و یک شبه میلیارد میشوند، رانت خواران مسلط تر. بدین لحاظ است که تحریم بهشت رانتخوخواران حکومتی وجهنم عموم مردم است.

در مقابل در جهنم تحریم سفره مردم خالی و فقر درجامعه همگانی میگردد. با فقیرتر شدن قشرهای آسیب پذیر و از پا در آمدن طبقات فرودست، وضعیت فلاکتباری حادث میشود که جامعه زمان به زمان برای تغییرتوان ازدست میدهد. بطوری که با محروم شدن مردم از امکانات، نشاط وامید وانگیزه برای تحول از جامعه رخت برمی بندد. توان مردم برای جنبش آنچنان تقلیل می یابد که به خواسته های روزانه برای امرارمعاش فروکاسته میشود.

با گذشت زمان مقاومت مردم در برابر دولت درهم میشکند. چرا که در وضعیت تحریم ذهن جامعه بیشترجنبه فرار از فقر اقتصادی، درسیر کردن شکم خانواده ناچیز میشود. این میتواند زمینۀ تجاوزبه کشور، توسط قدرتهای مهاجم که همیشه منتظر آن هستند را فراهم کند. مهاجمین برای خودودنیا استدلال میکنند چون مردم نمیتوانند حکومت استبدادی را ساقط کنند نیروی خارجی لازم است، واردعمل شود. تجاوزبه عراق گویای این نظراست.

در نهایت زمینه حمله خارجی بیشتر فراهم میشود ومردمی که براثر تحریم توان از دست داده اند. نیروی کافی برای مقابله با متجاوزان خارجی را نیز ندارند کشورشان اشغال میشود.

هموطن هایی استدلال میکنند تحریم موجب عقب نشینی حکومت میشود! بله موجب عقب نشینی حکومت میشود اما نه در جهت احقاقِ حقوقِ مردم بلکه درجهت منافع ارباب قدرت تا تسلیم هرچه بیشترقدرتهای مسلط بشود تا سهم بیشتری ازغارت اموال ملت ببرد. تحریم برای ضعیف کردن دولت ایران وسهم بیشتر برای قدرتها کارسازاست.

اگر چه روحانیان حاکم برایران با حکومتهای غربی وآمریکا از گروگانگیری تا کنون هم کاسه هستند، اما چون قدرت فزونی طلب است، زیرسلطه ها بطورمستمر وبه طرق مختلف به سود قدرت برتر وبه زیان مردم عقب نشینی میکنند. حکومت ایران یکی از زیرسلطه هایی است که از گروگانگیری به این سوبرای تصرف وماندن در قدرت بسود قدرتهای جهانی وبه زیان مردم دائم عقب نشینی کرده است. گروگانگیری، جنگ وادامه آن، جریان اتمی وادامه آن، تحریمهای دوران احمدی نژاد، همچنین برجام و نمایش موشک، هرکدام سودهای کلان برای غربی ها داشته است وخسارات جبران ناپذیری به ایران وایرانیان تحمیل کرده است. فشارهای منطقه ای وجهانی وتحریم های کنونی نیز ادامه فشارهای مضاعف به مردم در این راستا قابل درک هستند. فشارهای کنونی برای تابع کردن هرچه بیشتر حکومت ایران درروند استراتژی مورد نظرمسلط های جهانی است.

3- اما درمورد قدرت طلبان ایرانی که به هر وسیله از جمله از طریق گرسنگی دادن به مردم به دنبال تصرف حکومت هستند. باید گفت قدرتمداری با حقوق انسان ناسازگار و با ناحق شدن انسان سازگاری دارد.

ازاین روبرای برانداختن حکومت مستقروتصرف قدرت به هر جنایتی تن میدهند و ازهرجنایتی حمایت میکنند تحریم یکی ازاین موارداست. حتی اگربه مرگ نیم میلیون کودک(نمونه کودکان عراقی) بیانجامد ویا به فقرمضاعف90درصد ازمردم ومرگ میلیونها ایرانی منجرشود چون هدف رسیدن به قدرت است به توجیه چنین جنایاتی میپردازند. درحالی که حتی فکرتحریم مردم برای هر انسان منصفی دلخراش است. طراحان تحریم درپیشگاه ملت وتاریخ جرمی نابخشودنی مرتکب میشوند وتاریخ ازآنها به نیکی یاد نخواهد کرد. چرا که به بهانه مبارزه با حکومت ستمگر، به ستمی مضاعف دست میزنند. به خطرناکترین اعمال عیله ملتی اقدام کردن، نه زیبنده آدمی است ونه درآن انسانیتی نهفته است.

کشتارانسانها چه ازطریق حکومتهای مستقر با اعدامهای دسته جمعی مثل عمل خمرهای سرخ و آخوندهای حاکم ایران و چه از سوی مخالفان وابسته به قدرتهای سلطه گر از طریق تحریم های جانستان مثل برنامه آمریکا در عراق یکی است.

کشتار درمانی ریشه درزورباوری درتاریخ دارد وزور باوری ازمرتجعترین باورهایی است که بشر بخود دیده است. هرگاه دردستگاه اندیشگی وجهانبینی قدرت طلب جان آدم بی ارزش میشود. هرکاری، هرجنایتی به هرطریقی مجازمیگردد. اوین ایران درزمان شیخ وشاه کشتارگاه انسان میگردد. رضا شاه هم وقتی به ایشان گفتند فرخی یزدی کشته شده گفت مرگ یک نفرچه ارزشی دارد!! خمینی هم گفت مستضعف نبایدباشد! مردم فکرمیکردند میگوید وضعیت مستضعف باید بهترشود، بعدها متوجه شدند که نیست شدن مستضعف منظوربوده است. امروز که زورِقدرت طلبهای بیرون حکومت درحد مراجعه به ارباب قدرت جهانی برای گرسنگی دادن به ایرانیان است. اگربر قدرت بودند مانندرژیم پهلوی وآخوندی ازطریق کشتاروتبعیض وشکاف طبقاتی مسئله را حل میکردند.

4- آیا حامیان تحریم به این نکته توجه کرده اند که باید پاسخگوی مرگ انسانها براثرتحریم باشند؟

آیا به این نکته اندیشیده اند که قاتل جان انسانهای بی گناهی میشوند که دردوحکومت شیخ وشاه قربانی بوده اند؟

تحریم کنندگان باید مسئولیت فقیرترشدن حتی یک خانواده ویا مرگ یک کودک براثر تحریم را بپذیرند. برای احقاق حق جانهایی که ستانده میشود وفقری که در جامعه عمومی میگردد.تحریم کنندگان وحامیانها آنها بایدپاسخگوی مردم ونسلهای بعد باشند.

آیا دردادگاههای مردم وتاریخ حرفی برای گفتن دارند؟

5- تحریم وزندان واعدام دولبه یک قیجی هستند که با هماهنگی علیه مردم عمل میکنند.

حکومت در داخل دربیدادگاهها فعالان ایران را محکوم و اعدام میکند و قدرتهای مسلط ودنبالچه های آنها با تحریم موجبات مرگ زن وفرزندان ایران زمین رافراهم می آورند.

مگرایرانیان دشمنان مسلح این دوگروه داخلی وخارجی هستند وایران جبهه جنگ است که آمریکابا تحریم. وآخوند با استبداد واعدام بصورت گازانبری علیه مردم عمل می کنند؟

آیا ایندو در یک اتحاد استراتژیک علیه ملت ایران وارد عمل نشده اند؟

آیا تحت فشار قراردادن مردم ازدوسو تسلیم کردن آنها به نظامهای استبدادی نیست؟

برخی ساده دلان توجیه میکنند تحریم برای این است که حکومت دررفتارش تجدیدنظر کند! آیا با تحریم رژیم ازقدرت طلبی فاصله میگیرد وحقوقمدارمیشود؟ تجارب تاریخی میگویند"نه"

از طرف دیگراین پرسش درذهن تداعی میشود: آیا حامیان تحریم که کثیری ازآنها "آقا= نکبت" زاده های حکومت قبلی هستند. بعد ازدهه ها از قدرت طلبی فاصله گرفته اند؟ یا ازشدت قدرت پرستی است که برای تسلط بر حکومت به دریوزگی نزد این ویا آن سناتورجمهوریخواه آمریکا میروند؟

آیاوقت آن نرسیده است که "آقا=نکبت"زاده های گذشته وحال فکرکنند که مردم شعوردارند وچیزی را از یاد نبرده اند؟ همچنانکه برغارتگران کنونی می تازند غارتگران گذشته را فراموش نکرده اند.

ضرب المثل ایرانی میگوید: شما اول برادریت را ثابت کن بعد صحبت ارث ومیراث کن.

شما که چهل سال ازجیب مردم ارتزاق کرده اید و ازاعراب ودیگر قدرتها پول گرفته اید ودائم به دنبال سناتورهای جمهوریخواه برای بازگشت به سلطنت هستید.

چطورخود راهمراه مردم میپندارید؟

چه فرقی است میان شما وروحانیانی که با برای تداوم حکومت در سال 1360 بدوراز چشم مردم با جمهوریخواهان زد وبند کردند؟

اگر بنا بر دریوزگی ووابستگی به قدرتهای خارجی باشد روحانیان حاکم دهه هاست که این کارمیکنند

اگر بنابرعقبگرد باشد که آخوندها دهه هاست که عقبگرد می روند.

جهان روبه جلو حرکت میکند وایرانیان هم بخشی از جهان هستند مسلماً به تحجر سلطنت شیخ وشاه وبزرگ مالکی برنمیگردند.

برای تجدید نظرازتحجر(زورپرستی) وقدرت طلبی هنوزدیر نیست. همراه شدن با مردم بازگشتِ شفاف به انسانیتی است که درعمل هرگونه زورگویی را نفی میکند. مراجعه به قدرت خارجی نماد زورپرستی درابعاد گوناگون است.