دو خط : بامردم یا برمردم – امید کشوری


هجوم سهمگین روسیه تزاری به ایران به جداشدن بخشهای مهمی از کشورمنجرگشت وبه دنبال آن قراردادهای کمرشکنی به ایران تحمیل شد. قراردادهایی که آثار ویرانگرآن هنوزدرروان اجتماعی مردم ایران زدوده نشده است. شکست ایران در جنگهای ایران وروس اسباب نفوذ مستقیم روس و انگلیس را آنچنان فراهم کرد که تا نهضت ضد استعماری ایرانیان به رهبری مصدق ادامه یافت وپس از کودتای ننگین 28مرداد علیه نهضت ملی ایران ادامه پیدا کرد.
در آن هنگامه در برابردخالتهای دوقدرت جهانی کنشگران ایران دو روش را در پیش گرفتند که در روند تحولات اجتماعی، سیاسی وفرهنگی به دوخط معروف شد.
1- نگاه حقوق محور
2- نگاه قدرت محور
1- در نگاه حقوق محور، شخصیتهایی نظیرآن امیرکبیرنگاه به درون را اصول راهنمای خود کردند. آنها براین باوربودند که شایسته ترین عمل استفاده ازامکانات داخلی همراه با مردم برای گذارازپریشانی وعقب ماندگی است. عمل امیرکبیر گویای این واقعیت بود که راه رشد با اعتماد واتکا به مردم هموار میشود، درحالی که در خواست وپیروی از قدرتهای خارجی موجب انحطاط بیشترمیشود. براین مبنا رویکرد مردمی را در پیش گرفتند وروی آن ایستادند، آلام ودردهای ایران را می دیدند وبه ترمیم نا بسامانیها ورفع پریشانی ها میپرداختند. بااندیشه وعمل امثال امیرکبیرراهی گشوده شد که ایران را درمسیرتحول قرارداد. راه رشد بعد از امیرکبیردرکالبد جامعه ادامه پیدا کرد در برخورد با مسائل مختلف ضعفها را باز شناخت به زدون برخی ازآنهاپرداخت. این راه با همگرایی آغاز و درروند تحولات درقالب جنبشهای ملی تداوم وخواسته های خود را بیان کرد. جنبش مردم ایران اگرچه تاکنون به مقصد نهایی که مردم سالاری برمبنای حقوق ومشارکت همگانی است نرسیده است. اما به دستآوردهای بازگشت ناپذیری ازجمله رشد فرهنگی واجتماعی، استعمارزدائی، به تاریخ سپردن بزرگ مالکی وبرانداختن سلطنت مطلقه دست یافته است ودرمبارزه با آخرین ستون پایه استبداداست. تحولات اجتماعی گویای این واقعیت است که درطول تاریخ معاصرجنبش از پای ننشسته بلکه بسیارگسترده وعمیق گشته است وتا استبداد زدایی اجتماعی وسیاسی، همچنین بلوغ فرهنگی وعلمی واحقاق حقوق پنجگانه ادامه دارد. جنبشی که با مردم ودر قلب جامعه فعال شد وفعالیت خود را ماندگار کرد وبعد از یک قرن درنهضت ملی ایران به رهبری مصدق، گفتمان استقلال وآزادی ایرانیان برمبنای موازنه عدمی گشت.

2- درنگاه قدرت محور، عمل از طریق قدرت بود وهست، در این نگاه هدف سلطه بردیگری است. حامیان این نگاه تصرف قدرت به هر وسیله را راه حل پنداشته، اکنون نیزمی پندارند وبه آن عمل میکنند. نگاه قدرت محور به تکیه برمردم باور نداشت واکنون هم ندارد، تکیه به قدرت خارجی را برای تصرف وادامه حکومت کافی می پنداشتند. بگونه ای که تکیه بریکی از دوقدرت خارجی برای تسلط برحکومت روشی گشت که به یکی ازویژگیهای این خط تبدیل شد. جریانی که درروند مراجعه به خارجی به روسوفیل وانگلوفیل معروف شد.
برآینده عمل به این روش دوری ازمردم ونزدیکی هرچه بیشتربه قدرت خارجی که منافع خارجی درآن نهفته بود راموجب شد. اشتراک منافع حکومت وقدرتهای خارجی دراین شیوه ازحکومتداری به بیگانگی با مردم ویگانگی با قدرت خارجی دامن زده ومی زند. درهر زمان قدرت محوران در جامعه های زیرسلطه منافع خودرا همراه با منافع خارجی جستجو کرده و میکنند. قدرت خارجی هم تا بدانجا درحکومت ایران دخالت کرد که حکام ایران را نمایندگان خود می پنداشت، البته واقعیت هم همین بود. در ساختاردولت قدرتمدارامر واقع این بود، که مردم غیرخودی وبیرون ازدایره حکومت قرار میگرفتند. درچنین نظامهایی دولت
یان برای مردم جزغارت دسترنج یا تأئید آنها جایگاهی قائل نبوده ونیستند. ساختاردولت وعملکرد حاکمان دردولتهای بسته و وابسته، بیش ازپیش زمینه انحطاط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وعقب ماندگی علمی را بدنبال داشته است. همچنانکه امروزاین روند شوم در ایران بشدت ادامه دارد، این بیان گویای واقعیتی انکارنشدنی است که وابستگی وسرسپردگی با تفکرمستقل وابتکارورشد راهی ندارد. ازامرهای واقع تاریخ است، که هرگاه عنصربیگانه مثل ضحاک ویا وابستگان به بیگانگان در سه عصر قاجار، پهلوی وسلسله روحانیت برایران تسلط یافته اند، ایران دچارسیر قهقرایی شده است. درحکومتهای استبدادی وابسته، استراتژی و برنامه عمل حکومت عمل به استراژی وبرنامه قدرت خارجی بوده وهست. بدین لحاظ کارگزاران حکومت درسه سلسله خیلی نیاز به تفکر وتعقل وابتکاربه معنی عمیق و تعمق در مسائل فرهنگی وتاریخی ومنطقه ای وبین المللی را حس نکرده ونمیکنند.
در مقابل چپاول دائمی مردم وفروش امتیاز وتأمین امنیت حکومت از سوی خارجی ها آنها را ارضا کرده ومیکند.
از یک سوکاهلی، سست عنصری، درعین حال با کمترین زحمت به سود سرشار رسیدن و مصرف گرائی بیماریهایی بودند، که در میان ارباب قدرت شیوع پیدا کرد. در عین حال یکی از مشخصه هایی است که درمیان آقازاده های وابستگان به سه سلسله قاجار، پهلوی و روحانیت بشدت رواج داشته ودارد.
کاهلی، زدوبند ونابرده رنج به گنج رسیدن مصرف محوری را اساس زیست خود قرار میدهد. ازاین رو ازبارزترین ویژگیهای استبداد وابستگی، مصرف محوری در ابعاد گوناگون است. بیماری مصرف محوری درایران عصرناصری ابتدا درساختار دولت نهادینه شد وباگذشت زمان در جامعه نفوذپیدا کرد ودرسلسله های بعد ارکان جامعه را در نوردید. بطوریکه درایرانِ امروزدر دنیا حرف اول را میزند. بامصرف محوری ابتکار وخلق اندیشه های نو که از ستون پایه های جامعه تولید محوردروجوه مختلف است کمرنگ شد وجای خود رادر زمینه های اقتصادی، فرهنگی، علوم اجتماعی وسیاسی به تقلید ومصرف که از امرهای واقع قدرتمداری هستند داد.
دراین رهگذرتقلید رکن باورهای ریز ودرشت درجامعه گشت. محصول چنین بینش وروشی، عقب ماندگی در زمینه های مختلف و زدوبند برای امکانات بیشتراست. در فضای استبداد ووابستگی کم کارکردن وزیاد بدست آوردن ازطریق زدوبند ارزش شد، واز صدرتا ذیل جامعه را درنوردید. در چنین جوی هر کسی تلاش میکند با حداقل کار به بالاترین امکانات برسد. عمق فاجعه تا بدانجاست که دراین برهه ضد فرهنگِ منحطِ زدوبند ومصرف گرایی گریبان ایرانیان را گرفته است. بگونه ای که قدرت محوران درایران ازحکومتی وضد حکومتی، زدوبند ودغل کاری را زرنگی می نامند!! از امرهای واقع تاریخ معاصر است که خط استبداد و وابستگی برای تصرف و یا ماندن در قدرت به هر زدوبندی تن داده ومیدهدبرای نمونه :
شاهان سلسله قاجاربرای ماندن در قدرت دهها امتیازخانمان برانداز به قدرتهای خارجی دادند. رضا شاه درپیمان سعدآباد بخشهایی از ایران را به همسایگان داد. اوبا تسلط برقدرت قرارداد نفت را در سود انگلستان وبه زیان ایران منعقد کرد. همچنین مفاد قرارداد ننگین 1919 که درسود انگلستان وعلیه ایران که با فشار مردم لغو شده بود در زمان رضا شاه راعملی شد.
محمدرضاشاه برای مطلقه شدن در زد وبند با دوقدرت بزرگ زمان، اقدام به کودتاعلیه نهضت ملی به زیان مردم ایران ودر سود انگلستان وقدرتهای مسلط کرد. تن به کنسرسیوم نفت داد وحتی بخشی ازکشور مثل بحرین را به بیگانه واگذارکرد.
روحانیان با گروگانگیری و زدو بند با دستگاه ریگان زمینه ادامه جنگ را فراهم آوردند. سه فاجعه برای ایران رقم زدند. استبداد را بازسازی کردند، دو نسل از جوانان ایران را سلاخی کردند، هزاران میلیارد دلار به ایران خسارت وارد کردند و در برابرهزاران میلیارد دلاربه سود آمریکا، انگلستان وغرب عمل کردند.
این سلسله با سمتگیری منطقه ای وجهانی عامل بزرگترین امتیازدهی ومنافع درطول تاریخ به غرب سلطه گردرایران ومنطقه شده ومیشود. در زمان سلسله روحانیت بخشهایی ازدریای خزرازدست رفت. واقعیت این است در میان سه سلسله شاهی وآخوندی200ساله ایران، سلسله روحانیت آمریکائی ترین ووابسته ترین سلسله در تاریخ ایران بوده است. درروند حکومت سه سلسله، ایران ویران وایرانیان فقیرتروعقب مانده ترشده اند.

چنانکه آمد درمقابل باج دهی روسوفیل وانگلوفیلها، ایرانیان مسقتل با تکیه به مردم درمبارزه برای برون رفت ازباتلاقی که مردم درآن فرو افتاده بودند برآمدند. ازآن هنگام تا کنون به ایرانی یادآورمیشود که ایران بدست ایرانی آباد میگردد. قدرتهای سلطه گرجز ویرانی وعقب ماندگی برای ایرانیان ارمغانی نداشته اند. ازامیرکبیرتا کنون جنبش رهایی بخش ملت ایران برای استقلال و آزادی درمقابله با قدرت پرستی واپسگرایی وحکومتهای مطلقه، با فرازوفرودها مواجه بوده است، برآیند آن سه طیف قدرتمدار، واپسگرا وقدرت پرست شفاف تر و نمایندگان آنها درپیشگاه مردم شناخته ترشده اند. خط استبداد و وابستگی که با کودتای سیدضاء، رضاشاه، انگلیس به خط سید ضیاء معروف است ودرمقابل خط استقلال وآزادی که بیان وعمل مدرس و مصدق گویای آنند به خط مصدق معروف شد. مصدق جنبش حق خواهی که خواستۀ تاریخی ایرانیا ن است را با روش موازنه منفی که نفی هرگونه قدرت طلبی است شفاف کرد. درادامه ابوالحسن بنی صدر موازنه عدمی را در ابعاد اندیشگی، فکری فرهنگی، سیاسی، اقتصادی بعنوان دستگاه فکری غنا بخشید. اودستگاه هستی شاسانه ای برمبنای موازنه عدمی ارائه داد، که هستی را برپایه عدم زور وصاحب حق تعریف میکند. خط استقلال وآزادی درسیر تاریخی خود به جریانی پویا وپایا ودر نهایت به جنبشی عمیق بادستگاه فکری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی واقتصادی تبدیل شده است. بطوریکه پس ازیکصد وهشتاد سال جنبش ملی برای استقلال وآزادی بر مبنای عدالت اجتماعی در بافت جامعه ابعاد گسترده ای یافته است. با مبارزات مردم ستون پایه های استبداد یکی بعد ازدیگری فرو ریخته وبه همان اندازه خط استبداد واداربه عقب نشینی شده است. ازچهارستون پایه استبداد سه پایه آن از جمله بزرگ مالکی، سلطنت مطلقه ورویکرد به قدرت خارجی فروریخته است و پایه چهارم یعنی روحانیت مطلقه نیز درحال فروریختن است.
مبارزات مردم ایران برای مردم سالاری برمبنای حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی اکنون درخت تنومندی گشته است که قطع کردن آن برای زورمداران داخلی وخارجی غیر ممکن شده است. امروزخط مصدق که خط موازنه عدمی(خط استقلال وآزادی) است همه ایران رادربرمیگیرد. چرا که با توجه به خواسته های تاریخی مردم تمام کسانی که به حقوق انسان، حقوق شهروندی وحقوق ملی ومنطقه ای مردم از جمله استقلال وآزادی برمبنای عدالت اجتماعی ورشد و شکوفائی متوازن باور دارند وبدان مقید هستنددر دل این جنبش جای میگیرند.