محمد شوری - سید محمد خاتمی چرخ تیوبلس نظام!

Shori-Mohamed-1نویسنده و روزنامه نگار

ویژگی لاستیک تیوبلس افزایش فاصله زمانی میان پنچری و خوابیدن لاستیک است که به راننده این امکان را می دهد تاخود را به تعمیرگاه برساند.

اصلاح طلبان حکومتی بر خلاف تئوری لسانی "فشار از پائین و چانه زنی از بالا"، فقط "چانه زنی با بالا'را به صورت عملی اجرایی کرده و هیچگاه،هیچ حرکتی و قدمی در راهبرد "فشار از پائین" را برنداشته اند. مگر در زمان انتخابات، آنهم برای بدست آوردن کرسی بیشتر از قدرت.

آنها هیچگاه فراخوان عمومی برای موضوعات مبتلا به جامعه (مثل حذف نظارت استصوابی و یا رفراندوم) را نمی دهند.

اصلاح طلبان حکومتی به بهانه ی آنکه اجازه قانونی داده نمی شود، از زیر بار آن شانه خالی کرده و صرفا به یادداشت نویسی،توئیت زدن و مصاحبه های تکراری و یکصدامضا!!های حمایت و تائید از این و آن بسنده می کنند.

آنان با فرصت سوزی حکم افیونی را پیدا کرده اند که با تخدیر مردم، سعی در خریدن وقت برای رسیدن به راس فدرت را دارند تا پس از آن طوفان اصلاحات را آغازکنند!!

سیدمحمدخاتمی که اصلاح طلبان حکومتی به او دل بسته اند، اخیرا گفته است:
«درصورتی که جامعه ببیند اصلاح‌طلبی به نتیجه نمی‌رسد، به‌سمت کسانی گرایش پیدا می‌کند که خواهان تغییر اساس نظام‌اند».

خاتمی مصداق آن چرخ تیوبلس است که در ابتدای یادداشت توصیفش راکردیم!
اصلاح طلبان حکومتی آن قدر که از براندازی و تغییر نظام در هراس هستند، رقیبش (باصطلاح اصولگرایان سنت اندیش) نیست!

رقیب اصلاح طلبان حکومتی هیچ ابایی ازاینکه با تئوری "نصربالرعب"، بگیر، ببند و اعدام، و با پمپاژ فقر و تنگای معیشتی برای مردم، عمرخود را طولانی کند، ندارد؛ اما اصلاح طلبان حکومتی که مدام پُز روشنفکری، و اندیشه ی پویا و آزادیخواهی را در لسان سر داده و قلقله ی زبان شان است، نمی توانند شمشیر را از رو ببندند!

اصلاح طلبان حکومتی (برخلاف آنچه که مدعی عکس آن هستند) رسانه های زیادی را در داخل و خارج از ایران در انحصار خود دارند و غیرخود (غیرخودی) را هم نه تنها راه نمی دهند، بلکه با انواع ترفند آنها را باصطلاح بایکوت می کنند.

آنها مصداق همان عنوانی هستند که سال ها پیش عبدالکریم سروش در مورد سازمان مجاهدین خلق در کتابش نوشت:

"دگماتیسم نقابدار"!

بطور مثال در مورد آیت الله شیبری زنجانی که رگ مرجعیت خواهی شان متورم شد و بجوش آمد و شروع به نوشتن انواع یادداشت، نامه و توئیت و جمع کردن یکصد امضا!! کردند، چرا در مورد آیت الله شریعتمداری و آیت الله منتظری خونشان بجوش نیامد؟

چرا وفتی رورنامه های جناح راست از قول ری شهری (اولین وزیر اطلاعات محبوب دو جناح و پای ثابت قدرت، که سکوت اصلاح طلبان حکومتی در مورد ایشان هم معلوم است که برای چیست؟!) تیتر زدند که خمینی در جمع فلان و بهمان، آیت الله متتظری را تفسیق کرد. یعنی اینکه آیت الله منتظری فاسق است و زیاد گناه می کند! چرا آن زمان رگ شان متورم نشد!!؟

شما بروید یک آمار از رسانه هایشان و رسانه های خارج از کشور که دراختیارشان هست و یا چتر حمایتی دارند، بگیرید، فقط افرادی انگشت شمار هستند که مدام تکرار می شوند و ایضا ساپورت!؟!

همانطور که پیشتر هم نوشته ام اصلاح طلبان حکومتی به این دل بسته اند که در بحران فقدان رهبری برای بعد از خامنه ای (باتوجه به افت بسیار پایین نظام در سراشیبی سقوط اخلاقی و اقتصادی و...) همه ی نظام برای ولی فقیه شدن سید محمد خاتمی که هم «سید»است و هم علاوه بر ریاست جمهوری، سال ها مدیر اجرایی بوده و هم در این وانفسای قحط الرجالی در آلترناتیو، از یک محبوبیت نسبی هم برخوردار است،به وی رجوع کنند تا نظام (که حفظ آن اوجب واجبات است ولو با ولی فقیه شدن خاتمی و جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه نیز یعنی تن بدون سر) تامردم یکبار هم که شده باصطلاح آن روی رحمانی ولایت فقیه و اسلام را هم ببینند!!

این خوابی ست که مدام اصلاح طلبان حکومتی می بینند.

و آنچه هر از گاهی در له و علیه خاتمی در صحنه رسانه آگراندیسمان می شود ازجمله ی به واقعیت در آوردن این خواب است!

وقتی در مورد فاجعه قتل عام و اعدام های سال 67 (زندانیانی که دوران محکومیت خود را سپری می کردند) به آیت الله منتظری (که در مقام قدرت و قائم مقامی بود) گفتند صبر می کردی تا خمینی (که نزدیک بودن مرگش پیش بینی می شد) فوت کند و سپس شما در کسوت رهبری نظام حرکت اصلاح طلبانه خود را اجرایی کن، گفت: از کجا معلوم که من زودتر از خمینی نمیرم!؟

آقای خاتمی!

از این محبوبیت نسبی خود در تکرار می کنم های بنیادی برای اصلاح نظام سود برید!

سیبی که نیوتن دید و منجر به کشف مهم ایشان شد، هزار چرخ می خورد تا به زمین برسد، معلوم نیست چرخ تیویبلس شما قبل از رسیدن به تعمیرگاه در گِل نماند؟

قبل از آنکه مردم شما را به «میدان» ببرند، شما مردم را به میدان ببرید!

که شاید بقول قیصر امین پور:

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه باخبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان
چقدر زود

دیر می شود!

12 آبان 1397