شعری از رحمان : باید نزدیک شویم

 gol
امروز آسمان -
بُغضش ترکید
گونه هایش خیس شد
( ابرهای پاره - پاره ، )
بی مهابا - باریدند

من خیس از خوزستانِ
یکی همه شده ،
به خانه بازگشتم
لرز ، نشسته بر تن سیاهی

در پشت دیوارها
بغض های ترک خورده ،
زخمهای کهنه
خشم بر دندان می سایند ،

از پس این همه سال
خواب پریشانِ پروانه ها
بر پوسته اناری
دانه برگرفته -

من همین فردا شب
به گوش یلدا ،
نجوا خواهم کرد:
بر بلندای گیسویِ سیاهت
ستم ، نعره می کشد .

رحمان : ۳۰ / ۱۰ / ۱۳۹۷