امید کشوری :"پوست خربزه زیر پای اپوزیسیون وابسته"

vabastegi
ترامپ  وپمپئو، پنس و یا بن سلمان دوستان ایران نیستند.
 همچنانکه، حکومتهای مطلقه شاه وشیخ هم دوست مردم ایران نبوده ونیستند.مراجعه به هریک درهمان حال نادیده گرفتن مردم وخواسته های مردم  است.
چرا که رجوع به خارجی نادیده گرفتن حق تصمیم سازی وتصمیم گیری مردم  ونقض حاکمیت ملیِ ملت ایران است.
ایرانیان ملتی بالغ توانا به تغییر سرنوشت خویش بدون حضور بیگانگان هستند.
کدام جامعه است که در یک قرن چندین جنبش ونهضت  ودوانقلاب بزرگ را  علیه استبدادووابستگی رقم زده باشد؟
 تاریخ صد ساله ایران میگوید دخالت خارجی درسرنوشت ملتها، خصوصاً برای  ملت ایران جز فلاکت چیزی ببار نیاروده است.  قدرتهای مسلط حاکمیت ملی را نقض، سرنوشت ایران رادر جهت منافع  مسلط هاوبه زیان مردم رقم زده است.  برای نمونه حکومت فعلی حاصل زدو بند ریگانیسم وآخوندیسم است.
خود ناتوان پندارانند، که خارجی را ناجی می پندارند.
کسانی که مردم را باور ندارند وایرانیان را ناتوان می پندارند درعین حال قدرت را مطلق می کنند به  قدرت های خارجی مراجعه می کنند.
چراکه درسیستم فکری مطلق نگرها، مردم جائی ندارند.  چه درمسند حکومت باشند و یا بیرون از قدرت منتظرقبضه آن باشند.

ذهنیت مستبد سازمولد استبداد، واستبداد پرور است .
دیکتاتورها قدرت پرستند ودیکتاتوری با مطلق کردن قدرت وندیدن حق ها شکل می گیرد.
 ازطرفی مطلق کردن، چه حکومت  وچه انسان، یک بیماری عمومی است همانطور که زورمحوری یک بیماری مهلک است.
البته بیماری استبداد با وجود چنین آدمهایی بسرعت شیوع پیدا میکند.
 ازاین رواستبداد طلب نمی تواند درعمل آزادیخواه باشد. چون خود کمتربین است.  چنین موجودی  خود را کمتراز دیگران می پندارد، تلاش می کند این کمبود را از طریق  قدرت طلبی وتسلط بردیگران جبران کند.چنین امری در میان همه اقشار دیده می شود از جمله:
  حتی مخالفین دولتهای های استبدادی که ذهنیت مطلق  پرور وزورمحور دارند، هرگاه  براثر فشار از مبارزه بادولت مستقر می بُرند، به همان دولت که نماد اقتدارِقدرت است می پیوندند. برای نمونه به عملکرد برخی  بریده های حزب توده درحکومت شاه بنگرید. آنها به خدمت رژیم در آمدند وتا شکنجه گری برای حکومت پیش رفتند.
 متاسفانه این سنت ضد انسانی در میان ایرانیان بعد از 70 سال هنوزمنسوخ نشده است.
کسی که  قدرت را همه کاره وخدا میپندارد. مردم را هیچکاره می بیند. چون برای  آنها شعور قائل نیست.
خیلی ها وقتی می خواهند ادای روشنفکری آورند می گویند عوام !نمی فهمند.!! مردم شعور نداشتند ویا ندارد باید آنها را راهبری کرد و...!!
چنین زورمدارانی با چنین توجیهاتی به سراغ روشهای قدرت پسند وقدرتمدار ونمادهای آن می روند، تا  به زعم خود مردم را  رهبری وهدایت کرده وپیشگام باشند.
برفرض که فکر می کنند برای رهایی باید روش روز مدارانه را درپیش بگیرند. اما نمیدانند که همان کاری را انجام میدهند که  دولتها هزاران سال است به اشکال مختلف به آن عمل کرده ومی کنند.
هر گاه برای گروهی قدرت هدف باشد. اگر از مخالفان حکومت هم باشند به مردم رجوع نمی کنند به قدرت بالاتر از حکومت  رجوع میکنند. همچنانکه حکومتهای مستبد هم در بیان مشکلات به مردم رجوع نمی کنند به قدرتهای بالاتراز خود مراجعه می کنند. مثل  حکومت ایران وجریان اتمی، این دولت  بجای اینکه به مردم مراجعه کند ومشکلات را با مردم در میان بگذارد ویا رفراندم کند که چه باید کرد، به قدرتهای بزرگ مراجعه می کند و با خفت مسائلی را می پذیرد که همان قدرتها هم  آنها را به راحتی زیر پا می گذارند.
 نکته قابل تامل اینکه مخالفان زورمدارِحکومت، هم از روش حکومت استفاده می کنند به مردم مراجعه  نمی کنند چون از یک جنس هستند.
بارها اتفاق افتاده است که خیلی از بریدگان از مردم  و وصل شدگان به قدرت، پیش از این  به قدرت داخلی پناه می آوردند.
اما امروزمسیر را تغییرداده اند و به قدرت خارجی دخیل می بندند.
بسیاری آقایان  که به ترامپ نامه مینویسند، واز او وسلف او میخواستند  و میخواهند درامور داخلی ایران دخالت کرده وبرایشان کاری بکند. از نظر محتوا  چه تفاوتی با دولت کنونی دارند آیا از یک جنس نیستند؟  خویش ذلیل انگاری، حکومتی وغیر حکومتی ندارد.
 گروههای وابسته زیر عناوین سلطنت طلب و غیرو برای جمهوریخواهان تندرو نامه ها نوشته ودرخواست تحریم ودخالت و حتی بمباران  ایران را کرده اند!!!!
بدنبال فعالیت زور محوران قبلی این روزها  کسانی مثل مسیح علینژاد واحمد باطبی با برخی تندروهای جنگ سالارامریکا ملاقات می کنند.
 ویا هستند کسانی که از کنفرانس ورشواستقبال میکنند.
 یا آنهایی که تا دیروز درسیستم، طرفدارهاشمی رفسنجانی  ودولت بوده اند. وقتی که از سیستم حاکم می بُرند به جای رفتن به طرف مردم و نفی قدرتهای  ضد انسانی به قدرتهای خارجی رجوع می کنند.
درعمل قدرتهایی مانند امریکا  که درشکلگیری ولایت های مطلقه  منطقه وایران نقش اول و مهمی داشته اند ،را همه کاره می کنند.
ویژگی مهم این هموطنان این است که  فقط قدرت عوض می کنند از این قدرت به آن قدرت وصل می شوند، صفت  طرفداری ومشاوری را اینبار برای قدرت خارجی  حفظ می کنند.
  اعمال  آنها در جهت ساختن اپوزیسیون وابسته است. تا هرگاه آمریکا ومتحدین منطقه ای او میخواستند ایران را شخم بزنند اینها برای دولت مورد نظر آماده باشند.
اما اینها  بدانند اگر روزی خدای نکرده، عناصر خارجی ومنطقه ای به وطن عزیزمان نگاه کج داشته باشند ویا کشور ومردم بزرگامان را مورد تعرض قرار بدهند،  اولین قربانی ها  همین  چلبی های عراقی هستند.
رجوع کنندگان به قدرت خارجی، تشنگان ومسخ شدگان درقدرت هستند. چه شاه باشد  ویا شیخ ویا  هر کسی که به پیشواز ترامپ و مایک پنس می رود ویا همانند رضا پهلوی از جان مک کین  چگونگی برخورد با نیرویهای نظامی ایران را می پرسد، بدانند درایران، در میان مردم آزادیخواه  واستقلال طلب ایران جائی ندارند.
 متاسفانه تشنگان قدرت از سرنوشت زور پرستانی  که هم رئیس ارکان دولت بودند وهم حکومت کردند عبرت نمیگیرند.
آنها می دانند اما نمی خواهند ببینند که :  تبانی آخوندیسم و ریگانیسم کودتای سال 60 و ادامه جنگ و اکتبر سورپرایز و ایران گیت  را رقم زد. حاصل آن تبانی وضعیتی است که ایران وایرانیان بدان دچار شده اند.
وابستگان نوظهورهم دریوزگی را رها نمی کنند با وعده ای که پوست خربزه ای بیش نیست به پیشواز مسلط ها می روند.
 اگر بنابر ایجاد دولت وحکومتی که سرسپرده نوادگان ریگان- بوش باشد. چنین دولتی هم اکنون برایران حاکم هست.    
نا گفته پیدا است برای دخیل بندان به کاخ سفید ترامپ وپمپئو فقط  قدرت مهم است. همچنانکه برای سلف  اینها یعنی شاه وشیخ  حاکم شدن برجان ومال ونموس ایرانیان مهم بود.  آنها ویران کرده ومی کنند واینان هم برای ویران شدن و ویران کردن  مستمربا ارباب قدرت ملاقات میکنند  اما ملت ایران برای احقاق حقوق  و دستیابی  به حاکمیت ملی تلاش 180 ساله خویش را رها نمی کنند. این مردم تا برقراری دموکراسی برمبنای حقوق انسان وطبیعت  از پای نمی نشینند. شایسته است هموطنانی که به خارجی متوسل می شوند قدری درنگ کرده، برزورگویان داخلی وخارجی  "نه" گفته،  بسوی مردم باز گردند وباهم میهنان همداستان شوند ودربطن جامعه ایران برای برقراری حکومتی که در آن اثری از زورگویی وزور پذیری نباشد، همراه شوند.