الا بوکوحلال مهربان، آیا کجا هستید؟ شعر و نثر از : شادی سابُجی

Saboji Shadiو " داداجانِ داعش جانِ همسایه " ! باری ! بس دلش تنگ است،

از مهری گل آلوده، که شهرِ پارس را در کام خود برده است،

شما خوبان طالب جوی افغان خوار !، آیا هم دلی دارید؟

شما خوبان !، که اسلام مسلح گونه تان بس لطف ها دارد !

 

الا بوکوحلال مهربان و زن نواز عصر ما، شما خوبان کجا هستید ؟

خوب می دانم، همه هم دوستان "حاج قاسم جانِ ما " هستید،

اگرچه دور دست است آفریقا، باری !، ما "پذیرای" محبت هایتان هستیم،

چرا که " خانه در سیل است " و اسلام عزیزان هم گل آلود است !

 

الا بوکوحلال در دور دست کشورم ایران، شما بر دادِ سیل ما رسید آیا ؟

الا بشتاب کز زیبایی زن ها در این سیلاب، بس نعمت که ناپیداست !

شما خوبان اسلامی، شما که مهوشانِ پرجنونِ روزگارانِ وبا هستید،

 

الا بوکوحلال، آیا تو می دانی فضاحت بود این گِل ها که می دیدیم ؟

شما آیا نمی آیید ؟ ره دور است اما عاشقی با این زنان پارسی، شور است،

باری حیف شد ! این راه دور است و این خانه بسی خیسین و خونین است !

 فرانسه - 22 آوریل 2019 برابر با 2 اردیبهشت ماه 1398

 

 پانوشت شعر:

----------------------------------------------------------------

   این شعر به مناسبت اشغال خاک ایران به بهانه ی کمک به سیل زدگان ایرانی توسط نیروهای شبه نظامی و تروریستی حشد الشعبی و غیره نوشته شده است. همین مانده است که جمهوری اسلامی از داعش، طالبان و بوکوحرام و سایر گروه های تروریستی چه در منطقه ی خاورمیانه و چه در سایر نقاط جهان هم دعوت کند تا با تشریف فرمایی شان در خاک ایران قدم رنجه کنند و کمکی هر چند اندک به سیل زدگان کنند. به هر حال همسایه همسایه است ! و باز هم شاهیدم که اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی، تبعیدی و غیرتبعیدی، بر روی کار ماله میکشند !

    آرایه های ادبی در این شعر نیازمند چند توضیح مختصر است. این شعر تماما با آرایه ی ادبی وارونه نویسی ( که معادل فرانسوی آن (antiphrase) است )، نوشته شده است. این توضیح داده شد تا احیانا سوئ تفاهمی در برداشت ادبی پیش نیاد. همچنین در بند دوم شعر، دو عبارت " خانه در سیل است "، "پذیرای " هم دارای آرایه ی تضمین است که مربوط است به نوشتاری از پست توئیتری تقی رحمانی، روزنامه نگار و نویسنده ی ایرانی در تبعید در رابطه با توجیه ورود نیروهای حشد الشعبی و لشکر زینبیون و تیپ فاطمیون به ایران برای کمک به سیل زدگان ایرانی. این نویسنده این طور نوشته است: " خانه در سیل است هر که کمک بی منت کند پذیرا باید بود. حشد شعبی جزو نیروهای مسلح عراق است حتی آمریکا آن را تروریست اعلام نکرده است هنوز. به گفته شاهدان امکانات مهندسی آن در خوزستان کارساز بوده. مسئله و مشکل اساسی ما با نقش و دخالت سپاه در سیاست و اقتصاد ایران است. "

اما این نویسنده، فراموش کرده است که اول شایسته است تا زیرساختارهای متعدد از جمله تخصیص بودجه به ستاد بحران حوادث کشور نقد شود ! در ضمن در حالی که کشور ارتش و لشکری عریض و طویل دارد، چرا ستاد بحران ارتش و بخش های لشکری در گِل مانده اند ؟

           ابعاد خسارت در سیل آمده در فرودین ماه 1398 در ایران بسیار گسترده است و فاجعه از آن چه در تخیل ادبی شاعری هم بگنجد فراتر است، ابعاد آن را در مقاله ایی در روزنامه ی لیبراسیون فرانسه دیده ام. به گزارش مقاله ی روزنامه ی لیبراسیون فرانسه در تاریخ 14 آوریل 2019، این سیل دست کم 76 کشته ، حدود 2 میلیارد و 200 میلیون یورو خسارت مالی ،31 استان متاثر از خسارت، 725 پل تخریب شده، 14000 کیلومتر جاده ی ارتباطی خسارت زده است.

    در حالی که نگارنده ی این سطور به طور جدی، از سال 2008 که در پی کارهای دانشگاهی-پژوهشی و همچنین یافتن طرح پژوهشی در دانشگاه های خارج از ایران بوده است همواره لیست طرح پژوهشی و فراخوان های آن ها برای جذب محقق و دانشجوی دکترا در سراسر دانشگاه های جهان را دریافت کرده است. تزهای دکترای زیادی در حوزه ی تغییرات آب و هوایی و اقلیمی جهان هر روز در سراسر دانشگاه های جهان تعریف می شود. این در حالی است که جمهوری اسلامی و دانشگاه های پر از فساد علمی جمهوری اسلامی در این زمینه ی اساسا خواب مانده اند و از این حوزه ی پژوهشی-راهبردی شدید غفلت کرده اند.

    در حالی که تگارنده خود از نزدیک شاهد است که دانشجویان دانشگاه های جنوب فرانسه و جنبش دانشجویی فرانسه تا به حال چندین بار درباره ی تغییرات اقلیمی و آب و هوایی تظاهرات های متعددی را در صحن دانشگاه و در شهرستان های کوچک منطقه ی جنوب فرانسه سازمان داده اند. این در حالی است که جنبش دانشجویی ایران حتی در تهران هم خواب مانده است و اصلا تا به حال مطالبه ایی در این زمینه از دولت و حاکمیت نداشته است. بنابراین جنبش دانشجویی هم غفلت کرده است و خواب مانده است.

    از سوی دیگر، ابعاد فاجعه ی سیل از چند ده دیدگاه قابل تحلیل و بررسی است اما اساسا مربوط به زیر ساختارهای کشور می شود. یکی از ابعاد این فاجعه در بخش مهندسی است و در جایی است که سالانه دانشگاه های ایران هزاران مهندس آب و مهندس آبخیزداری در دانشکده های کشاورزی و هزاران مهندس عمران آب در دانشکده های عمران تربیت می کند اما اکثر این فارغ التحصیلان مهندسی آب بیکار می باشند و جذب بازار کار نشده اند و مشغول به کارهای متفرقه ی غیر از آب هستند و این جاست که می بینیم در بخش مدیریت، مسئولان ایران توانایی مدیریت آب در فلات ایران را نداشته و ندارند. قصور انجام شده در بخش مهندسی آن قدر زیاد است که نیازمند یک کار حقوقی و دادگاهی است تا گناه کاران محاکمه شوند، و سریع ضعف رخ داده سریع برطرف شود اما این در حالی است که هیچگونه خبری دراین رابطه وجود ندارد.

    در پایان این گفتار این که کشور ایران، در برابر حوادث طبیعی جدید در آینده و مشکلات آب و هوایی و اقلیمی و محیط زیستی، که متاثر از تغییرات اقلیم جهانی است، به شدت هر چه تمام تر بی دفاع مانده است. از این رو نیازمند کار پژوهشی، کار دانشگاه و علمی و اعمال آن ها به صورت اجرایی با مدیریتی صحیح و عملگرا و جذب فارغ التحصیلان مهندسی آب و ... است. اما گویا چون یک سیستم تمام قد از بالا تا پایین و به طور هماهنگ، همگی با هم خواب مانده اند ! کشور را آب برده است و آب باز هم خواهد برد ! و نظامی گری با گروه های شبه مسلح و مسلح راهکاری برای این مسئله نیست !