اشک و لبخند

Khalil jobran-Jobran-1 ۱۳۹۲/۰۵/۲۵- .... که زندگیم در اشک ولبخند  ادامه یابد ... اینست پرشورترین امیدم ... اشکی نگهدار پاکی و خلوص قلبم  و افشاگر اسرار زندگی بر من ... و لبخندی که مرا به اصل و چکیدۀ وجودم نزدیک ساخته و  مظهر تجلیل من از خدایان باشد ...
 
اشکی سهیم در اندوه قلبهای زخمی و لبخندی گویای نشاطم از  "بودن" ...
 
دوستی در خود دارم که  تسکینم میدهد، هربار که با دردها از پا در آمده و از سیه روزی در رنجم ...
 
کسی که با خود سر مهر و دوستی ندارد، دشمن  عموم است و کسی که محرمی در وجود خود نیابد در نا امیدی فنا خواهد شد ...  چرا که صدای زندگی از درون  انسان به گوش میرسد و  نه از آنچه که او را احاطه نموده است ...
 
من آمده ام فقط برای گفتن یک حرف و آنرا خواهم گفت. ولی اگر مرگ مأمور  منع من از این گفتار گردد،  در اینصورت  " فردا "   آنرا خواهد گفت ... چرا که " فردا " رازی را در دفتر ابدیّت باقی  نخواهد گذاشت ...
 
صدائی در جانم شکل میگیرد ... و من در انتظار" کلمات ".  تنها آرزویم در این لحظه یافتن قالبی  دلنشین است، جامه ای بجا و مناسب که قادر به حفظ خود در گوش انسانها باشد ... دنیا گرسنه است ... و اگر این کلمات بتوانند روزی، نان  شوند، در قلب جهان آشیانه خواهند گزید ... چه زیباست  گفتن از خدا با انسان …
 
 
Taati-Forough-2"اشک و لبخند"  گزیده ای از کتاب  زندگئ الهام گرفتۀ  نویسندۀ "پیامبر"
نویسنده و محقق : ژان پی یر دهدا
مترجم : فروغ طاعتی
منبع: صفحه فیس بوک فروغ طاعتی