مصدق وپاره ای ازهمراهان وپیروان او

mosadeghاحمدرناسی

سخن ازمصدق وپاره ای ازهمراهان وپیروان او، بایسته میشودکه به آنها، هرچند کوتاه اشاره شود:

1-پس ازکودتا ویورش چاقوکشان وکاشانی و بقائی و... به خانه ویران شده ی او،مصدق درهمان زمان کودتا،براین شد تاخودرابخاطراعلام دولت کودتا که بایست خود را،تحویل دهد، اوبه خاطراحترام به قانون ، که زیر پای گذاشته نشودعازم می شود، که زنده یا غلام حسین صدیقی اوراهمراهی میکند خودرا تحویل و به زندان رفتند!؟

2-به هنگام بیماری اش، غلام حسین مصدق وبستگان اوتلاش داشتندتا برای اوپزشکی ازخارج برند ویا زمینه ای فراهم شودتابه خارج برای معالجه اورابرند، که هرگز نه پذیرفت، ودرمیهن ماندن با تمام سختی ها را، پذیرفته داشت!؟

3- درزمان برگزاری هزاره ی «ابن سینا» دانشمندانی ازفرانسه برای اینکارمیروند، واین زمانی است که«صدیقی»درزندان است،وبرگذارکننده گان هزاره ابن سینا، به پیش شاه میروند وخواستارتا صدیقی به آن جشن رود وبه شاه گویندچرا«سقراط» زمان بایست درزندان باشد، که سرانجام شاه دستورمیدهدکسانی پیش اوروندوخواستارشوند تابرای این دیدار جشن هزاره، اورااززندان بیرون برند، که پاسخ میدهد،هرکس«که خواستار دیدار من است»به زندان آید، ونپذیرفت، دستور شاه و...را!؟

4- درپی کودتای 28 مرداد،زمانی که زنده یاد داریوش فروهردرزندان دژبان، در زیر تانکهای آبِ گرم زندانی بود، شاه ارتشبد هدایت رامیفرستدکه«اعلیحضرت براین هستندتا شماآزادشوید،ولی ازابران به خارج روید»، که فروهرپاسخ میدهد که به ایشان بگوئید،من این زندان بزرگ،ایران را ترک نخواهم کرد، ودرغم وشادی، با هم میهن هایم خواهم ماند!؟ نیزبه هنگامی که برای درمان چشم به اسپانیاآمده بود ومن به دیدار اورفته بودم، شاهد بودم که کسانی تلفنی ازجمله زنده یادپروانه، به اومی گفتند که برنگردد وبرایش خطروجود دارد، که به آنان پاسخ میداد، هرگزدراینجا نمی مانم وپس ازدرمان چشم، بی درنگ به ایران بازگشت!؟ احمد رناسی