احمد رناسی: در سوگ سحر ونفرت وننگ بر فاشیسم ولایت فقیه

khodayari saharدرود بر پایداری زنان و به یاد زنده یاد و نام هما دارابی

 

بادریغ ودردبرای خود سوزی«سحر» ونفرت وننگ بروجود فاشیسم ولایت فقیه، که باخود آور غم واندوه، بگونه های گوناگون، برای باشندگان ایران زمین، بویژه زنان میهن دوست ومردمی ودلیری که، قربانی این نظام وحشی وخون ریز، ازآغاز پای گیری این سامانه اهریمنی شده اند ودنبال دارد، تاباامید به روز واژگونی این ضدبپا داران فاشیسم موجود!؟

 

 

سروده مسعودحاتمی، دررثا ورسای دخترآبی:«برای دخترآبی،فوتبال بهانه بود / آتش گرفت قلبم،این آتش زمانه بود!---ای بیگناه،ای فرزندپاک،ای بی تکیه گاه / همه می دانند،نگاه تومعصومانه بود---سکوت کرده اند،صدای مردانگی کجاست!؟ / ای شیردختر، صدای تومردانه بود، و...!؟» سخن ازمظلومیت سحراست،وبازتابهای خون ریزان ویرانگرِنظام فاشیست ولایت فقیه / وچادرِسیاه، که پُوشِ باشندگانِ ایرانزمین نموده اند!؟

 

رژیم فاشیستی ولایت فقیه،درلجنزار بوجود آورنده اش، خفه خواهد شد، با این خیزشهای ملی ومردم گرائی، ازهمه لایه های اجتماعی، زنان ومردان وتیره های اجتماعی،ادیان وآئینها ودین باوران گوناگون!؟ کنون خیزش زنان ومردان، درپی «خودسوزی سحر»، که فوتبال رابهانه داشت، وبه درستی گونه ای نفرت وننگ ببارآورشد، برریش وچهره ی خون ریزان، که درپی خود سوزی«جان باخته»راه آزادی گشت، ودردل همگان جای گرفت، ونام«دخترآبی» را باخود داشت!؟ نفرت وننگ براین سامانه وحشی،هماننددوران قبیله ای 1400سال پیشِ عربستان سعودی، نمایان شده!؟ درود بردختر آبی، چون آسمان پاک