سعیده منتظری: جمهوریت و اسلامیت و انسانیت را بیش از پیش زیر پا نهاده‌ اند و مردمان این سرزمین را اشرار می‌ خوانند - ٨ فضیلت جرم انگاشته برای مرحوم حسینعلی منتظری

Montazeri-Saeideh-1 مستقل آنلاین- سعیده منتظری، دختر آیت الله منتظری: آذر ماه آمده است؛ آذری که بر تمام هستی من شرر زد؛ و با این شرر همه روزها و ماه های زندگانی‌ ام آذر شده است. و اکنون یک دهه در هجران پدر می‌ گذرد؛ یک دهه از ۲۹ آذر ۸۸!
 
برای وصف «پدر» نیازی به قلم من نیست؛ قلم‌ ها در وصف کمالات او در دوران حیات و پس از ممات بسیار نوشته‌ اند؛ هرچند بدخواهان آن قلم‌ ها را شکستند و دهان‌ ها را بستند.
 
در توصیف او کلمات در می‌ مانند و واژه‌ هایی چون صبر و استواری کمر خم می‌ کنند؛ درباره‌ اش به اختصار می‌ توان گفت که نام او برای همیشه تاریخ زنده و سربلند است، و راه او نزد آزادی خواهان و حق طلبان مستدام.
 
من فقط می‌ خواهم بگویم: ای پدر آسمانی! هر روز که می‌ گذرد هجرانت را بیشتر و بیشتر حس می‌ نماییم و خلأ وجودت و حضورت نمایان تر می‌ گردد. رفته‌ ای و ما را در این دریای طوفان‌ زای وحشت‌ آفرین وا گذاشته‌ ای با مشتی انسان نما که برای قوام حکومت چند روزه خود این چنین ضربه بر دین و دنیای مردم می‌ زنند!
 
از آن زمان که تو رفتی، هوا بس ناجوانمردانه سرد است، زمستان آمده است؛ با رفتنت شام یلدا آمد و بر سیاهی‌ ها فرمان رفت.
 
«شام یلدا است و فرمان سیاهی‌ ها در او
کی دگر نور امیدی تابد از مهتاب ها
 
اندر این دریای طوفان زای وحشت آفرین
راه گم کرده کجا جوید دگر پایان ها
 
ساحل امنی نمی‌جویم خدایا رحمتی
تا که خود آسوده گردانم از این غرقاب ها»
 
و چقدر امروز جای خالی تو بیشتر احساس می‌ شود. در آن روزگاران بر حاکمان نظام بانگ برآوردی که این حکومت را دیگر نه جمهوری بخوانید و نه اسلامی بدانید!
 
اکنون پدر جان کجایی که ببینی جمهوریت و اسلامیت و انسانیت را بیش از پیش زیر پا نهاده‌ اند و مردمان این سرزمین را اشرار می‌ خوانند و آشکارا بر آنان حکم تیر می‌ رانند! و غافل‌ اند از این که نارضایتی‌‌ ها و اعتراض‌ ها و بحران‌ ها نتیجه عملکرد نادرست خودشان است که علاوه بر این که آرمان های انقلاب، یعنی «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را زیر پا نهاده‌ اند، فساد و فقر نیز به بار آورده‌ اند و بنا بر حدیث نبوی: «کاد الفقر أن یکون کفرا: نزدیک است که فقر به کفر بینجامد.» پس با این حساب بر عواقب سوء فقر ملامتی نیست.
 
و در پایان در هجران آن بزرگمرد، باز هم همنوا با حضرت مولانا می‌ خوانم:
 
«والله که شهر بی‌ تو مرا حبس می‌ شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
 
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
 
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
 
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست»
 
***
 
٨ فضیلت جرم انگاشته برای مرحوم حسینعلی منتظری
 
روزنامه مستقل- علی نظری، سردبیر: امروز دهمین سالگرد مردی کم نظیر از تبار روحانیون پیش‌کسوت انقلاب است.
 
حسینعلی منتظری فارغ از هر گونه تشبث به دنیا طلبی مسیر حق طلبانه ای را در پیش گرفت.
 
مسیر مبارزات خستگی ناپذیر این فقیه مظلوم در طی ۶۰ سال کنش گری سیاسی عاری از نقاط تاریک است.
 
منتظری در بین روحانیون انقلابی که دارای سمت در نظام جمهوری اسلامی بودند، یگانه شخصیتی بود که عملاً و عالماً منادی نقد از خویشتن بود.
 
اما این مبارز راه آزادی در کارنامه مبارزاتش چند جرم عمده داشت که اتفاقاً به خاطر این جرائم مغضوب گشت و بیش از دو دهه کنج عزلت گزید.
 
جرم اولش پشت پا زدن به روابط رانتی بود. او و فرزندان و شاگردانش هرگز مانند خیلی ها از قبل پست های حکومتی در اسارت تکاثر و ثروت اندوزی محصور و اسیر نگردیدند.
 
جرم دوم این فقیه مظلوم صداقت در بیان مواضع و افکار خویش بود. ذره ای اهل مصلحت و چشم بستن بر حقایق نبود. این ویژگی باعث شد که وی نتواند در مقابل ناملایمات برخی از رویه های حکومتی ساکت بماند و نتیجه چنین شد که میانه اش با بنیانگذار جمهوری اسلامی شکرآب شد و منصب دومین رهبری جمهوری اسلامی را از دست داد.
 
سومین جرم وی در سیره زیست سیاسی اش این بود که با واژه ای چون مصلحت در جغرافیای ذهنش بیگانه بود.
 
در دوران حیات آیت الله خمینی وی به قول مرحوم موسوی اردبیلی یگانه مسئول منتقد نظام جمهوری اسلامی بود.
 
جرم چهارم حسینعلی منتظری پیشرو بودن از زمانه خویش بود. او سیاستمدار متعلق به عصر خویش نبود بلکه آینده نگری منحصر به فردش باعث شد که سی سال از همردیفان و همگنانش جلوتر باشد.
 
جرم پنجم این اعجوبه فقه شیعه حق طلبی اش بود. به اعتقاد نگارنده فقیه مظلوم با زیست ابوذر وار خویش، سرانجام در ربذه حصر و عزل از مناصب حکومتی گرفتار آمد و تا روزی که در ۲۹ آذر ۸۸ به دعوت حق لبیک گفت، همچنان تنها عمل به تکلیف کرد.
 
ششمین جرم منتظری اعتقاد وافرش به حقوق شهروندی ایرانیان به هر گرایش دینی و سیاسی بود. وی با وجود مرزبندی اعتقادی و ایدئولوژیکی با قاتلین فرزند عزیزش"شهید محمد" برای آنان هم حقوق شهروندی را قائل بود.
 
هفتمین جرم آیت الله منتظری مطالبه گری و پرسشگری از حکومت بود. زیرا خمیرمایه اندیشه سیاسی وی بر اساس اصل "پرسشگری جامعه و پاسخگویی حاکمان کشور" بنا شده بود.
 
چنین جرائمی وقتی در شخصیتی چون آیت الله منتظری جمع شود، می توان انتظار داشت که وی مغضوب تشنگان قدرت در حکومت دینی گردد.
 
هشتمین جرم این فقیه وارسته شجاعت ذاتی است که استفاده از این فضیلت آن هم در مقابل بنیانگذار جمهوری اسلامی را کسی دیگر از رجال انقلاب هرگز نداشت. شاید مرحوم آیت الله منتظری تنها روحانی صاحب نفوذ کشور در دهه ۶۰ بود که اهل مماشات و مجامله رفتار و گفتار نبود‌.
 
عاش سعیدا و مات سعیدا