جهان را ادامه می دهیم

Nazar Ahari-Erfan-2-1 ۱۳۹۲/۰۶/۰۲- عرفان نظر آهاری: امانت خدا بر زمین مانده بود. آدمیان می گذشتند بی هیچ باری بر شانه هایشان.
 
خدا پیامبری فرستاد تا به یادشان بیاورد، قول نخستین و بیعت اولین را.
 
پیامبر گفت: ای آدمیان، ای آدمیان، این امانت از آنِ شماست. بر دوشش کشید. این همان است که زمین و آسمان را توان بر دوش کشیدنش نیست. پس به یاد آورید انسان را و دشواری اش را.
 
اما کسی به یاد نیاورد.
 
پیامبر گفت: عشق است. عشق است.عشق است که بر زمین مانده است. مجال، اندک است و فرصت کوتاه.
 
شتاب کنید وگرنه نوبت عاشقی می گذرد. اما کسی به عشق نیندیشید.
 
پیامبر گفت: آنچه نامش زندگی است، نه خیال است و نه بازی. امتحان است. و تنها پاسخ به آزمون زندگی، زیستن است، زیستن.
 
اما کسی آزمون زندگی را پاسخ نگفت.
 
و در این میان کودکی که تازه پا به جهان گذاشته بود، با لبخندی پیامبر را پاسخ گفت. زیرا پیمانش را با خدا به یاد می آورد.
 
آنگاه خدا گفت:
 
به پاس لبخند کودکی، جهان را ادامه می دهیم.