علی رضا جباری ( آذرنگ ) -- شب رفتنی است.

tolua 

شب رفتنی است.

 

شرارهای امید،

گهگاه،

از هرسوی آسمان تیره،

مرا به خود می خوانند.

پنداری بانگ بر می دارند:

شب رفتنی است!

در اندیشه ی پیشباز روز باش!

تیرگی شب قلبم را نمی فشارد.

نوید تابش مهر،

آن را به امید می آکند.

گویی درآستانه ی روزم.

تابنده – مهرگویی،

ندا در می دهد:

در انتظار پروازت مانده ام؛

تا برتو رهرو شیدا،

آغوش برگشایم.

بال پروازم توانی تازه می گیرد.

من می توانم، می توانم،

مرز میان شب و روز را در نوردم.

 

علی رضا جباری ( آذرنگ )

11/12/1390(2020/3/1)