اشپیگل: سنگدلی و بیرحمی اروپائی

koodak avareh syriسرمقاله اشپیگل شماره ۱۱ بتاریخ ۷ تا ۱۴ ماه مارس ۲۰۲۰بقلم: خانم کریستیانه هوفمن Christiane Hoffmann

ترجمه: علی شفیعی

 

قاره اروپا بر سر ادعای خویش مبنی بر انساندوستی و جانبداری از حقوق انسان با شکست سختی مواجه شده است.

شعار و بانگ بلند « دیگر هرگز نه » nie wieder در کشور آلمان و نزد آلمانها تا بحال همراه و پیوسته با سیاهترین لحظات تاریخ آلمانها ( دوران حاکمیت نازیها و جنایات سیاسی و جنگی آنان. مترجم ) بود. این شعار و بانگ بلند مبتنی بر سالهایی از تاریخ آلمان است که برای آلمانها پر از احساس گناه و مقصر بودن تلقی میگردد. در حال حاضر یک « دیگر هرگز نه » جدیدی در آلمان وجود پیدا کرده است. آنهم بحران آوارگان و پناهندگان جنگی است که گفته میشود، هرگز نباید تکرار شود. سیاستمداران در برلین بطور مکرر در سخنان خویش آنرا سوگند میخورند.

فریاد و شعار شعف انگیز « خوش آمدید » در گنجینه لغات سیاسی آلمانها خط زده شده است. و بجای آن بیش از همه در فن بیان سیاستمداران اتحادیه مسیحی های دمکرات آلمانی شکل ترساندن و اخطار را به خود گرفته است. هورست زهوفر ( وزیر کشور آلمان ) میگوید: « ما باید این امر را روشن و شفاف کنیم که مرزهای ما باز نیست، بسته است. » آلکساندر دوبرینت، ( رئیس گروه نمایندگان ایالات آلمان خطاب به پناهندگان جنگی میگوید: « اگر خواستید به کشور آلمان مهاجرت کنید، هیچ شانسی ندارید. » فیریدریش مرسل، یکی از سران حزب دمکرات مسیحی آلمان میگوید: « ما نمیتوانیم شما را در اینجا بپذیریم. »

حکومت آلمان نیز اخبار نفی و دفع پناهندگان جنگی را به زبانهای عربی و فارسی به همه جهان با این مضمون تیویتر میکند: « همانجا که هستید، بمانید. » حتی حزب سبزها هم از « قانون و نظم » و یا دست کم « انساندوستی و نظم » سخن میراند.

بخوبی میتوان گفت که هیچ مقام رسمی اروپائی از رفتار وحشیانه و غیره انسانی یونان انتقاد نکرد. این کشور حق پناهدگی را برای انسانهایی که بتازگی وارد آن کشور شده اند، بطور موقت سلب کرد و از کار انداخت. این مقامهای رسمی نه تنها به این رفتار انتقادی نکردند، بلکه برعکس، سیاستمداران برای خطر تجاوز به حقوق ملتها، تفاهم نیز دارند. خانم اورزولا فون در لین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا کشور یونان را « سپر اروپا » مینامد. ایشان میگوید: « ما سنگر خویش را حفظ خواهیم کرد. » این جمله یک واژه جنگی است.

این تداعی معانی تصاویر اروپا را در خارج از مرزهایش در ذهن جهانیان بیدار خواهد کرد. این تصاویر نشانگر جنگ تدافعی بسیار سنگدلانه و بیرحمانه اروپائی است. این تدافع بشکل سیمهای خاردار و گاز اشک آور، چماقهای چماقداران و سلاحهای جنگی، بعلاوه بستن مردم به رگبار گلوله هم از هوا و هم در آب به نمایش گذاشته شد. جنگ تدافعی وحشتناکی که، در آن، تمامی سلاحهاً علیه پناهندگان بکار برده میشوند. تصاویر اروپا را بخوبی نمایان میکنند. دیوار کشیدن رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را که ما از آن انتقاد میکردیم، هم اکنون در مرزهای اروپا خود داریم بنا می‌کنیم.

چگونه میتوان این دو را در کنار هم قرار داد؟ تصاویر جزیره یونانی و مرزهای ترکیه از یک طرف و ادعای ما اروپائیان درباره رعایت حقوق انسان و انساندوستی، که از قرار اروپا مدافع آن است. پر کردن این خلاء و شکاف عظیم دیگر غیره قابل تصور است. این شکاف در سیاست بیشتر قابل لمس است. بهمین دلیل است که سیاست میان کشیدن حصار در اطراف خویش و انسانیت در نوسان است. با این حال زهوفر ( وزیر کشور آلمان ) میخواست پنج هزار کودک بی سرپرست در میان آوارگان جنگ را در آلمان بپذیرند. ولی متأسفانه در حال حاضر اینطور بنظر میرسد که او قادر به اینکار نباشد.

هزینه ای که آلمان و اروپا برای آن لحظه از انساندوستی خود در سال 2015 پرداختند، خیلی بالا بود. این هزینه منجر به شکاف در اتحادیه اروپا، شاید حتی تا حد جدا شدن انگلستان از اروپا (برکسیت) نیز گشت. علاوه بر آنکه راستیهای پوپولیست و عوامفریب در بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا تقویت شدند. در آلمان راستیهای تندرو آ اف د در نظام حزبی آلمان مستقر گشتند و احزاب بزرگ مردمی آلمان بخاط مشکل پناهندگان مهاجر تعداد زیادی از رأی دهندگان خویش را از دست دادند.....

شوک سال 2015 سبب گشت پاندول در جهت کشیدن حصار در اطراف اروپا ممکن گردد. از ترس اینکه پناهندگان تشویق به آمدن بسوی اروپا شوند، اروپاییان این سنگدلی و بیرحمی عظیم را براحتی پذیرفتند که هیچ ضرورتی نداشت.

زیراکه اروپا خیلی کارهای دیگر میتوانست انجام دهد و انجام نداد....