اکو فمينيسم در مقابله با سرمايه داری مردسالار، از واندانا شیوا

Shiva-Vandana-1 ما زاده تنوع زيستی هستيم. عضو بهم پيوسته خانواده کره خاکی، يعنی موجودات زنده مستقل، خود سازمان يافته، وابسته به يکديگر که با غذا و آب، نفس و هوا، زندگی و شعور با هم در پيوند هستيم. در جهان زنده تنوع زيستی، تمامی موجودات زنده، برای تغذيه و پيش بردن زندگی، تلاش می کنند.
 
تفکری مکانيکی استخراج معادن و استفاده از منابع، توهم انسانی مستقل از طبيعت، و مواد خامی بی پايان و قابل بهره بر داری را بوجود آورد. فرضيه بی جان بودن طبيعت در مرکز شيوه بهره برداری از معادن، بهره کشی از سرزمين مردمان بومی و دانش آنها، سو استفاده از باروری خاک، آب رودخانه ها و سفره های آب زيرزمينی، ژن های تنوع زيستی و... قرار گرفت.
 
مردسالاری سرمايه داری در قرن های گذشته توسط استعمار، بمثابۀ شيوۀ نگرش به جهان، يک سيستم دانش و سازماندهی اقتصاد، صنعت گرایی سوخت های فسيلی و حکومت خشونت، ايجاد شده است. فرض بر اين است که طبيعت مجموعه ای مرده از مواد است و زنان اشياء منفعل هستند. بنيانگذاران اين سيستم، آگاهانه انسان شناسی را بر اساس فرض برتری انسان بر ساير موجودات بنا کردند تا تسلط بر طبيعت را توجيه نمايند. «زمين مادر»، پشتوانه زندگی، به عنصری مرده، مواد اوليه ساده ای تبديل می شود، که به بهره برداری صنعتی اختصاص می يابد. فرانسيس بيکن، که پدر علم مدرن به حساب می آمد، اين تغيير را «تولد دوران نرينگی» ناميد، که ناشی از يک مفهوم عميقاً مردسالارانِ يک پروژۀ علمی مکانيکی ساده گرا است.
 
دگرديسي پول به «سرمايه»، آنرا بمثابۀ يک نيروي خلاق انتزاعی محض، جدا از ارزش واقعی اشياء، به ساختار مسلط زمان ما تبديل کرد.
 
بنابراين، «راه حل علمی» کشاورزی صنعتی شيميایی ، بر اساس پارادايم مکانيکی علم، آيا مسبب مشکلات انقراض موجودات، ناپديد شدن آب، تخريب زمين، تغييرات آب و هوا و بيماری مزمن نبوده است؟ بر عکس اين «راه حل علمی» نتوانسته مسئله ای ابتدایی که مدعی بر طرف کردن آنها بوده را حل نمايد: گرسنگی. امروز يک ميليارد نفر گرسنه هستند. علاوه براين، اشتهای نامحدود همان «راه حل علمی» به زمين و منابع کشاورزی صنعت در گسترش اپيدمی و همه گيری های جديد دخيل بوده است.
 
در پارادايم مردسالاری سرمايه داری، دگرديسی پول به «سرمايه»، آنرا بمثابۀ يک نيروی خلاق انتزاعی محض، جدا از ارزش واقعی اشياء به ساختار مسلط زمان ما تبديل کرد. تمرکز ثروت انباشته شده، توسط خشونت و جنگ، از نظر ها پنهان می شود. و با آن، زمين خلاق، مرده اعلام می گردد. انسان ها و جوامع خلاق و آزاد با برچسب «کار»، به عنصر غير فعال فرايند توليد مبدل می شوند. طی دوران خانه نشينی ناشی از کرونا ويروس، ميليون ها کارگر، بويژه آسيب پذيرترين آنها، به افراد «طرد شده» تبديل گرديدند.
 
سرانجام ، تفکر مکانيکی، «مرز ابتکار و نوآوری» را ايجاد می کند تا دانش توليد شده توسط زنان، مردمان بومی، حوزه عمومی، نامرئی جلوه کند و دانش به عنوان «نوآوری» و «اختراع» ارائه شود. اين امر در زمينۀ تنوع زيستی و دانش بومی متداول است. من اين پديده را «زيست دزدی» ( biopiraterie) نام گذاری کردم، يعنی استخراج دانش و تنوع زيستی براي سود بردن، از طريق حق ثبت اختراع و ساير حقوق مالکيت انديشه ای و فکری. به تازگی يک «زيست دزدی»، به لطف ثبت اختراعات مربوط به داده های بدن و ذهن ما و اکتشافات آنها در جريان است. انسان در حال تبديل شدن به مادۀ اوليۀ بعدب است. در اوج همه گيری ويروس و در بحبوحۀ خانه نشينی، در ۲۶ مارس ٢٠٢٠، مايکروسافت، از سازمان ثبت جهانیِ مالکيت معنوی (او ام پی آی)، اجازه ثبت اختراع شماره WO 2020/060606 مربوط به داده های بدن و ذهن انسان را دريافت کرد.
 
«ما در حال تبديل شدن به مادۀ اوليۀ بعدی هستيم »
 
در مواجهه با اين شرايط، اکوفمينيسم با تشريح نگرشی از جهان، نشان می دهد که انسان کاملاً، جزئی از طبيعت است. همۀ موجودات زنده در ارتباطشان با زندگی، عناصری زنده و و خودمختار هستند، و نه اشياء منفعل و مرده، که در اثر قدرت مردان مورد سوء استفاده و تجاوز قرار بگيرند. خلاقيت و بهره وری تنوع زيستی، طبيعت و زنان، پايه های همۀ سيستم های دانش و اقتصاد است، حتی اگر از ديد مرد سالاران سرمايه داری، نامرئی باشند.
 
«وقتی متوجه می شويم که زندگی می کنيم و بهم پيوسته ايم، خودمختار و قدرتمنديم».
 
اقتصاد سرمايه داری مردسالارانه که کارِ زنان را غير کار، دانش زنان را نادانی می انگارد، نياز به تعريف مجدد دارد. ما بايد از سلسله مراتب سرمايه داری مردسالارانه که کارهای انجام شده با نيروی جسمی را پست می شمارد، رهایی يابيم. برای حفظ سياره و بشريت، بايد به سوی همياری و مراقبت برويم. کار زنان چون سود آور نيست، به عنوان غير کار و غير مولد، تعريف می شود.
 
در اقتصادهای مراقبتی، مراقبت، همچون پول، با ارزش، و هدف آن سلامی ، رفاه و خوشبختی است. وقتی متوجه می شويم که زندگی می کنيم و بهم پيوسته ايم، خودمختار و قدرتمنديم. ما شرايط زندگی، آزادی و آيندۀ خود را با همديگر ايجاد می کنيم. در بحبوحۀ بحران، زمين، بشريت بر می خيزد، زنان بر می خيزند.
 
منبع: لوموند دیپلماتیک
 
نويسنده: Vandana SHIVA، مدیر مرکز تحقیقات علمی، تکنولوژی و اکولوژی هند، نویسندۀ کتاب جنگ آب و ….
 
برگردان: Bagher JAHANBANI باقر جهانبانی