سابقۀ دخالت ‌های امریکا در انتخابات دیگر کشورها - امیر عباس هویدا: اخبار بد را به من می ‌دهند و اخبار خوب را به شاه- ملاقات نمایندگان کنگرۀ امریکا با امیر عباس هویدا به روایت ویکی ‌لیکس

coup de╠ütat 27072014 تاریخ ایرانی- نویسنده، ایشان تارور و ترجمۀ شیدا قماشچی: در جریان انتخابات سال ۲۰۱۶ آمریکا به وضوح سخن از دخالت کرملین بود. ایالات ‌متحده به صورت رسمی دولت روسیه را متهم کرد که ایمیل‌های کمیته‌ ملی دموکرات و مقامات ارشد واشنگتن را ربوده و آن‌ها را افشا کرده است. هک شدن ایمیل‌ها و افشای برخی از آن‌ها توسط ویکی‌لیکس باعث شد آمریکا رسماً اعلام کند که مسکو به دنبال پیروزی نامزد حزب جمهوری‌خواه، دونالد ترامپ است؛ کسی که گفتمان انتخاباتی‌اش باعث آزردگی خاطر متحدین همیشگی آمریکا در اروپا شده و حتی آینده‌ ناتو - مزاحم همیشگی روسیه - را نیز به خطر انداخته است.
 
مقامات ارشد روسیه ادعای دولت اوباما را مردود دانسته‌اند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه‌ روسیه در مصاحبه‌ای با سی‌ان‌ان ادعای دخالت در انتخابات آمریکا را «مضحک» خواند؛ اما اضافه کرد که «مایه‌ افتخار است» که واشنگتن انگشت اتهام را به سمت مسکو دراز کرده است.
 
در دورانی که خاورمیانه و دیگر نقاط جهان در اوج تنش قرار دارند، مقامات کرملین و همتایان آمریکایی ‌شان با بیزاری به جدال با یکدیگر می ‌پردازند؛ اما باید بدانیم که پیش‌ زمینه‌ هیاهوی امروز چیست. دولت روسیه حتی اگر در انتخابات ۲۰۱۶ دخالتی نداشته باشد نمی ‌تواند انکار کند که از تخریب روند دموکراتیک آمریکا استقبال می‌ کند. این دو کشور در سال ‌های اخیر بابت دخالت آمریکا در سیاست کشورهای هم‌مرز با روسیه، از همه مهمتر اوکراین، درگیر شده‌اند.
 
ایالات‌ متحده تاریخچه‌ مستندی از مداخله و حتی تخریب روند دموکراسی در دیگر کشورها را در کارنامه‌ خود جای داده است. آمریکا در اشغال و مداخله‌ نظامی در بسیاری از کشورهای حوزه‌ کارائیب و آمریکای لاتین دست داشته و کودتا علیه رهبران منتخب مردم را که با روش ‌های دموکراتیک برگزیده شده ‌اند، ترتیب داده است. از همه‌ این کودتا ها بدنام‌ تر، اقدام علیه نخست ‌وزیر ایران، محمد مصدق، در سال ۱۹۵۳ است؛ کسی که دولتش را با حکومت سلطنتی مدافع منافع واشنگتن جایگزین ساختند. همچنین برکناری و ترور رهبر کنگو، پاتریس لومومبا، در سال ۱۹۶۱، برکناری خشونت‌آمیز رئیس‌جمهور سوسیالیست شیلی، سالوادور آلنده که دولتش توسط کودتای نظامی سال ۱۹۷۳ به رهبری دیکتاتور نظامی ژنرال آگوستو پینوشه سقوط کرد.
 
برای چندین دهه‌ متمادی این اعمال از ملزومات جنگ سرد و بخشی از چالش جهانی برای مقابله با گسترش شوروی و پیشروی دیگر نمایندگان چپ‌گرای این کشور محسوب می‌شدند. جان فاستر دالس و هنری کیسینجر از بازیکنان کلیدی این جریان بودند. این دو نفر مقابله‌ سلطه‌جویانه و سیاست‌های مخفیانه برای ممانعت از گسترش کمونیسم را در دستور کار قرار می‌دادند. برخی اوقات این سیاست‌ها به طور واضح با منافع تجاری آمریکا همگرا بود؛ در سال ۱۹۵۴ واشنگتن رئیس‌جمهور چپ‌گرای گواتمالا - یاکوبو آربنز - را برکنار کرد زیرا با تهور و شجاعت قوانین کشاورزی را به سود مزرعه‌داران گواتمالایی تصویب کرده بود که به ضرر شرکت آمریکایی یونایتدفروت کمپانی تمام می‌شد. سیا تا جایی پیش رفت که یک مجموعه از دیکتاتوری‌های راست‌گرا را بر سر کار نشاند که قریب به نیم قرن ملت فقیر گواتمالا را تحت ظلم و ستم نگاه داشتند. چه‌گوارای جوان که در همان زمان در سال ۱۹۵۴ در گواتمالا مشغول به سفر بود بسیار تحت تأثیر سرنگونی آربنز قرار گرفت. او بعدها در نامه‌ای به مادرش نوشت که این حوادث باعث شدند تا او «روش عقلانی» را کنار گذاشته و نیاز به انقلاب رادیکال را بر اصلاحات تدریجی سیاسی برگزیند.
 
علاوه بر اقدام برای کودتا و پشتیبانی از احزاب راست‌گرا، واشنگتن روش‌های مخفیانه‌تری نیز برای مداخله‌ انتخاباتی در گوشه و کنار جهان به کار گرفت. مسکو نیز به همین ترتیب عمل می‌کرد. داو لِوین اندیشمند علوم سیاسی محاسبه کرده است که «این دو قدرت جهانی در فاصله‌ سال‌های ۱۹۴۶ تا ۲۰۰۰ در ۱۱۷ انتخابات - یعنی چیزی حدود یک نهم - رقابت انتخاباتی در گوشه و کنار جهان مداخله کرده‌اند.»
 
در اواخر دهه‌ ۱۹۴۰، سازمان تازه ‌تأسیس سیا، در اروپای غربی به تجربه‌اندوزی پرداخت و برخی از مهمترین احزاب چپ‌گرا و اتحادیه‌های کارگری در این قاره را به عقب راند. در سال ۱۹۴۸، ایالات ‌متحده از دموکرات مسیحیان میانه‌رو در ایتالیا حمایت کرد تا علیه ائتلاف چپ با پشتیبانی یکی از قدرتمند‌ترین احزاب کمونیست اروپا، در انتخابات پیروز شوند. مأمورین سیا میلیون‌ها دلار به متحدین ایتالیایی‌شان پرداخت کردند و به آن‌ها کمک کردند تا یکی از بی‌سابقه‌ترین پروپاگانداهای انتخاباتی را به راه بیندازند: جعل اسناد برای بدنام‌سازی رهبران کمونیست و به راه‌اندازی جنجال‌های جنسی دروغین، برگزاری یک کارزار عظیم برای نوشتن نامه توسط ایتالیایی – آمریکایی‌ها به هموطنانشان و گسترش این شایعه که اگر روس‌ها قدرت را در دست بگیرند کلیسای کاتولیک را از بین خواهند برد. اِف مارک وایت، مأمور سیا، این عملیات را بر عهده داشت و بعدها نیز به مدت دو و نیم دهه‌ به صورت مستقیم از دموکرات مسیحیان حمایت کرده است. او می‌گوید: «ما کیسه‌های پر از پول را به سیاستمداران مورد نظرمان می‌رساندیم تا مخارج سیاسی - انتخاباتی، پوستر و بروشورهایشان را تأمین کنند.» همین روش در دیگر نقاط نیز به کار گرفته شد: ادوارد جی لندسدیل، مأمور سیا، که به دلیل تلاش‌هایش برای سرنگون ساختن دولت ویتنام شمالی به بدنامی مشهور است، کارزار انتخاباتی رئیس‌جمهور فیلیپین، رامون مگ سیسی، را با موفقیت به انجام رساند.
 
حزب میانه راست لیبرال ژاپن با حمایت مخفیانه‌ آمریکا در طول دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بودجه‌اش را تأمین می‌کرد. دولت ایالات ‌متحده و شرکت‌های نفتی آمریکا با کیف‌های پر از پول به احزاب مسیحی لبنان کمک کردند تا در انتخابات حیاتی ۱۹۵۷ پیروز شوند.
 
ایالات ‌متحده مانع از آن شد که آلنده در انتخابات سال ۱۹۶۴ شیلی پیروز شود. تحقیقات مجلس سنا در اواخر دهه ۱۹۷۰ به راه افتاد تا نقش سیا در انتخابات فرامرزی را بررسی کند. در این گزارش‌ها آمده است: «نزدیک به چهار میلیون دلار خرج پانزده عملیات مخفیانه شده است: از سازماندهی کوخ‌نشینان حاشیه شهر گرفته تا تأمین بودجه‌ احزاب سیاسی.» زمانی که آمریکا نتوانست مانع پیروزی آلنده در انتخابات سال ۱۹۷۰ شود، تصمیم گرفت تا او را به هر روش ممکن سرنگون سازد. از کیسینجر نقل ‌قول می‌کنند که به کنایه گفته است: «نمی‌فهمم چرا باید یک گوشه بایستیم و تماشا کنیم که چگونه یک کشور به خاطر بی‌مسئولیتی مردمش به قعر کمونیسم فرو برود.» رژیم پینوشه طی سالیان متمادی که قدرت را در دست داشت به شکنجه، آدم‌ربایی و ترور دست می‌زد. (آریل دورفمن نویسنده شیلیایی - آمریکایی اخیراً در مقاله‌ای از هیلاری کلینتون خواسته بود تا در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا از هنری کیسینجر دوری کند.)
 
پس از پایان جنگ سرد، ایالات‌ متحده بیشتر عملیاتی که پیشتر مخفیانه انجام می‌شدند را به صورت علنی آغاز کرد و سازمان‌هایی به راه انداخت تا مؤسسات دموکراتیک و جوامع مدنی در اقصی ‌نقاط جهان را با اعطای بودجه و امکانات، مورد حمایت قرار دهند. منتقدین هنوز معتقدند که آمریکا در انتخابات اخیر کشورهای مختلف از هندوراس گرفته تا ونزوئلا و اوکراین، دخالت داشته است.
 
از سوی دیگر ترس از مداخله‌ کشورهای دیگر در انتخابات آمریکا به روسیه محدود نمی‌شود. در اواخر دهه‌ ۱۹۹۰ گمانه‌زنی درباره‌ سرمایه‌گذاری مخفیانه‌ چین در حمایت از حزب دموکرات باعث نگرانی شد؛ اما برخی از ناظران هشدار دادند که نباید آزرده و خشمگین شد؛ پیتر کورنبلو، مدیر آرشیو امنیت ملی آمریکا که با دانشگاه جورج‌ واشنگتن همکاری می‌کند در سال ۱۹۹۷ در مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز گفت: «اگر واقعیت داشته باشد که چینی‌ها قصد مداخله در انتخابات ما را دارند... ایالات متحده فقط کمی از زهری را می‌چشد که خود برای دیگران تجویز کرده است. چین در حال تقلید از الگوهای همیشگی آمریکا در مداخله، رشوه‌پردازی و انجام عملیات مخفیانه برای دخالت در روند سیاسی تعداد بی‌شماری از کشورهای جهان است.»
 
منبع: واشینگتن ‌پست
 
***
 
امیر عباس هویدا: اخبار بد را به من می ‌دهند و اخبار خوب را به شاه - ملاقات نمایندگان کنگرۀ امریکا با هویدا به روایت ویکی ‌لیکس - چهره ناپیدای امیر عباس هویدا 
 
تاریخ ایرانی- ترجمۀ شیدا قماشچی: اگر ایران به اشغال شوروی دربیاید سیاست زمین سوخته را بکار خواهیم گرفت ... پیدایش تدریجی یک طبقهٔ متوسط ثروتمند و قوی، مقداری غرولند نیز به همراه دارد و این نشانهٔ سلامت جامعه است ... دولت ایران پیش ‌بینی می ‌کند که ۲۳ الی ۳۰ هزار مگاوات از نیروی برق تولیدی توسط انرژی هسته ‌ای مورد نیاز است تا دیگر انواع انرژی را تکمیل کند ... بریتانیایی ‌ها می ‌بایست زمان کمتری صرف نوشیدن چای بکنند ... هرچه پول بیشتری از فروش نفت عاید دولت ایران شود، بیشتر صرف اقتصاد آمریکا خواهد شد.
 
از سفارت آمریکا در ایران به وزارت امور خارجه در واشنگتن
 
۱۶ نوامبر ۱۹۷۶ [۲۵ آبان ۱۳۵۵]،
 
نخست ‌وزیر هویدا روز ۱۶ نوامبر در سخنرانی افتتاحیهٔ خود در جمع هیات نمایندگان کنگره آمریکا اعلام کرد که امیدوار است این نشست در فضایی صادقانه برگزار شود و از پاسخگویی به سؤالات در پایان سخنرانی‌اش استقبال کرد. سپس نخست ‌وزیر با لحن سرزنده خودش، گزارش خلاصهٔ ۱۵ دقیقه ‌ای از موقعیت ژئوپولتیک - استراتژیک - اجتماعی - اقتصادی ایران را ارائه کرد و با استفاده از نقشه و نمودار‌های مختلف آمارهای بنیادی را نشان داد. او به این نکته اشاره کرد که تولید ناخالص ملی ایران ۵۸ میلیارد دلار است که پیش‌بینی می‌شود در پایان قرن این رقم به ۴۵۰ میلیارد دلار افزایش یابد.
 
رشد اقتصادی ایران در بخش غیرنفتی ۱۶ درصد با ارزش ثابت است. در کل، رشد سالیانه ۲۲ درصد است. بودجهٔ ایران را در حال حاضر ۴۵ میلیارد دلار اعلام کردند که یک دهم بودجهٔ کل آمریکاست. نخست ‌وزیر سه بخش مهم برنامهٔ توسعه ایران را اینگونه معرفی کرد: دفاع، امور اقتصادی و امور اجتماعی. دفاع، بخش‌های مدنی همچون سپاه بهداشت و سپاه آموزش را نیز در بر می‌گیرد که ۱۳ درصد از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می‌دهند. جمعیت ایران با رشد سالیانۀ ۳ درصد رو به افزایش است.
 
سناتور ریبیکف از نخست ‌وزیر به خاطر گزارش مفیدش تشکر کرد و از سناتور فورد دعوت کرد تا نخستین سؤال را مطرح کند. سناتور فورد پرسید که ایران طی ۳۰‌-‌۲۰ سال آینده تا چه میزان در زمینهٔ انرژی هسته ‌ای استقلال خواهد یافت.
 
نخست ‌وزیر هویدا گفت که ایران باید آینده هسته ‌ای را مدنظر داشته باشد. اگرچه تلاش‌ها و تحقیقات زیادی در زمینهٔ بهره‌ وری از انرژی آب و توسعهٔ انرژی‌ های خورشیدی صورت گرفته است، دولت ایران پیش ‌بینی می‌ کند که ۲۳ الی ۳۰ هزار مگاوات از نیروی برق تولیدی توسط انرژی هسته ‌ای مورد نیاز است تا دیگر انواع انرژی را تکمیل کند. نخست ‌وزیر بر تلاش ‌های دولت ایران در زمینهٔ تحقیقات انرژی خورشیدی تأکید کرد.
 
سناتور بامپرز با اشاره به نیاز به ثبات در قیمت نفت، این سؤال را مطرح کرد که افزایش قیمت نفت در نشست سران اوپک که در ماه دسامبر در دوحه برگزار خواهد شد، چگونه پیش‌بینی می ‌شود. افزایش ۱۵ درصدی بسیار زیاد خواهد بود به خصوص برای بریتانیای کبیر و ایتالیا. اعتدال می‌بایست در نظر گرفته شود.
 
نخست ‌وزیر هویدا گفت که جملهٔ نخست سناتور را می‌بایست به خط طلا نگاشت و شاه نیز همین عقیده را دارد که شاخص قیمت نفت می ‌بایست بر اساس تورم تغییر یابد. اگر قیمت کالاهای وارداتی از غرب افزایش یابد، دولت ایران نیز به پول بیشتری نیاز خواهد داشت تا برای این اقلام هزینه کند. نخست‌وزیر از هیات نمایندگان خواست تا هزینهٔ توسعه کشور‌های دیگر را بررسی کرده و لایحه نفتی‌ شان را نیز با آنچه که برای خرید کالا از غرب می ‌پردازند، مقایسه کنند. کشورهای عضو اوپک در بالی به توافق رسیدند تا منتظر نتیجهٔ کنفرانس اقتصاد جهانی پاریس باشند. همهٔ آنچه را که دولت ایران از فروش نفت بدست می ‌آورد، در غرب هزینه می‌ کند. در حال حاضر ۶ میلیارد دلار اندوختهٔ دولت ایران از درآمد‌های ۲۰ میلیارد دلاری‌ اش است. آنچه که در دوحه اتفاق می ‌افتد یک «مسالهٔ ۶۴ هزار دلاری» است. دولت ایران همواره در زمینهٔ افزایش قیمت نفت منطقی عملی کرده است. تصمیمی که اوپک در ماه دسامبر اتخاذ می‌ کند، یک تصمیم جمعی خواهد بود. احمقانه خواهد بود اگر کشورهای عضو اوپک فکر کنند که می‌ توانند کشورهای اروپایی به خصوص ایتالیا و بریتانیای کبیر را «به زانو» درآورند.
 
نخست ‌وزیر اظهار داشت که این کشور‌ها با برنامه ‌ریزی به منظور فراهم ساختن بیمهٔ سلامت رایگان و اعتصابات متعدد اقتصاد خود را فلج کرده‌اند. در چند سال گذشته دولت ایران قادر نبوده است تا زمان ورود کالا از بریتانیا را پیش ‌بینی کند. نخست‌وزیر اینگونه سخن خود را به اتمام رساند که بریتانیایی ‌ها می‌بایست «زمان کمتری صرف نوشیدن چای بکنند».
 
سناتور لکسالت خواهان نظر نخست ‌وزیر راجع به کسری بودجه شد. نخست‌ وزیر هویدا گفت که دولت ایران در سال گذشته ۱۰ درصد کسری بودجه داشته است. تامین مالی کسری بودجه در کوتاه‌ مدت می ‌تواند مفید باشد، ولی در درازمدت سیاست فاجعه ‌باری خواهد بود.
 
سناتور گلن گفت که گسترش سلاح‌ های هسته ‌ای و خطرات بازفرآوری سوخت اتمی باعث نگرانی هیات نمایندگان است. کار‌تر، رئیس ‌جمهور منتخب، اعلام کرده است که مخالف هر معاهدهٔ جدیدی از جانب ایالات متحده آمریکا برای فروش سوخت یا تکنولوژی هسته‌ای است. دولت ایران چه ضمانت‌ هایی در زمینهٔ سوخت هسته‌ ای را خواستار است؟
 
نخست ‌وزیر هویدا اظهار کرد که ایران در پی تولید بمب اتم نیست؛ دولت ایران نمی ‌تواند با ذخایر آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی رقابت کند. نخست ‌وزیر تأکید کرد که تکنولوژی هسته ‌ای قابلیت تقسیم ‌پذیری به چندین بخش مختلف را دارا نیست. هرگونه ضمانتی در زمینهٔ سوخت یا تکنولوژی هسته ‌ای می ‌بایست ضمانتی بین ‌المللی باشد. به عنوان یکی از امضاکنندگان ان.پی.تی، ایران نظارت هیچ کشور دیگری بر برنامه ‌های هسته ‌ای ‌اش را نمی ‌پذیرد.
 
سناتور گلن این سؤال را مطرح کرد که سیاست دولت ایران چه خواهد بود، اگر چندین کشور تولید کننده، تأمین سوخت هسته ‌ای ایران را تضمین کنند. نخست‌ وزیر هویدا گفت که او نمی ‌تواند به چنین سؤالی پاسخ بدهد. او سپس مقایسه ‌ای با پیمان ‌های نظامی انجام داد، با این مضمون که در صورت بروز بحران، کشور‌ها، سخن زیاد می‌ گویند، ولی کم به آن، عمل می ‌کنند. در سال ۱۹۴۱، زمانی که ایران توسط اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا اشغال شد، هیچ کشوری به کمک ایران نیامد.
 
نخست‌ وزیر گفت که اگر ایران بار دیگر به اشغال اتحاد جماهیر شوروی دربیاید، دولت ایران «سیاست زمین سوخته» را بکار خواهد گرفت، برای مثال مردم ایران خود همه چیز را از بین خواهند برد (میادین نفتی، کارخانه‌ ها، لوله‌ های نفت و غیره). «اگر استقلالمان را از دست بدهیم، دیگر نمی‌ خواهیم زنده بمانیم.»
 
نخست‌ وزیر سپس به قطعنامهٔ ۲۴۲ سازمان ملل اشاره کرد که مورد توافق اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا بوده است. بر طبق این قطعنامه، ایران نیز می‌ بایست همانند کره و ویتنام تقسیم شود. نخست ‌وزیر سپس به شوخی اضافه کرد که خوشبختانه در زمان جنگ ‌های داخلی آمریکا، سازمان ملل هنوز تشکیل نشده بود.
 
سناتور گلن پرسید که آیا دولت ایران تحقیقاتی بر روی قدرت همجوشی در مرکز تحقیقات انرژی هسته ‌ای امیرآباد انجام می‌ دهد. نخست‌ وزیر هویدا پاسخ را به دکتر اعتماد، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI)، واگذار کرد. دکتر اعتماد پاسخ داد که برخی تحقیقات در زمینهٔ قدرت همجوشی انجام پذیرفته، ولی این تحقیقات به تازگی آغاز شده است. او جزئیات بیشتری ارائه نداد.
 
سناتور گلن پرسید که ایران برای بهره ‌برداری از منابع وسیع گاز طبیعی چه برنامه ‌ای را در نظر گرفته است. نخست ‌وزیر هویدا گفت که اگر قیمت گاز طبیعی افزایش پیدا کند، دولت ایران نیز به طبع، مقادیر بیشتری گاز صادر خواهد کرد. در حال حاضر مقادیری گاز توسط خطوط لوله به اتحاد جماهیر شوروی فرستاده می ‌شود و در عین حال برای مصارف داخلی و کارخانجات پتروشیمی نیز مورد بهره‌ برداری قرار می ‌گیرد.
 
سناتور بیکر نظر نخست ‌وزیر راجع به اختلافات داخلی و نا آرامی ‌هایی که در نتیجه سیاستگذاری‌ های دولت ایران پدید آمده است، را جویا شد. نخست‌ وزیر هویدا اعلام کرد که تعدادی ایرانی که در خارج (لیبی) آموزش یافته ‌اند به مبارزهٔ مسلحانه علیه دولت ایران پرداخته ‌اند. نخست ‌وزیر تأکید کرد که این مسالهٔ کوچکی است و کاملاً تحت کنترل است. این گروه، نمایندهٔ هیچ حرکت جمعی علیه دولت ایران نیستند. نخست‌ وزیر اضافه کرد که پیدایش تدریجی یک طبقهٔ متوسط ثروتمند و قوی، مقداری غرولند را نیز به همراه دارد و این نشانهٔ سلامت جامعه است.
 
سناتور بیکر پرسید که آیا تروریست‌ ها تهدیدی علیه برنامهٔ هسته ‌ای دولت ایران به شمار می ‌روند. نخست ‌وزیر هویدا به صراحت اعلام کرد که چنین تهدیدی وجود ندارد.
 
سناتور کالور دو سؤال را مطرح کرد: ۱- توضیح نخست‌وزیر دربارهٔ جانشین شاه و ۲- آیا ایران از منابع نیروهای انسانی آموزش ‌دیدهٔ محدودی که دارد در زمینه ‌های دفاعی بیش از حد استفاده می‌ کند؟
 
نخست‌ وزیر هویدا در پاسخ به سؤال نخست، توضیح مختصری در باب حکومت نائب ‌السلطنه ‌ای ارائه داد و اینکه چگونه حکومت تا زمان رسیدن ولیعهد به سن قانونی ادامه خواهد یافت. در پاسخ به سؤال دوم، نخست ‌وزیر نیز با این موضوع که منابع نیروهای انسانی محدودند، هم ‌عقیده است، ولی برنامه‌ های آموزش حرفه‌ ای نظامی دولت ایران، کاملاً مناسب طراحی شده ‌اند. هنگامی که یک فرد مشمول، آموزش می ‌بیند و خدمت سربازی ‌اش پایان می ‌یابد، به زندگی غیرنظامی باز می ‌گردد و می ‌تواند از آموزش ‌هایی که در ارتش دیده است، در زمینهٔ حرفه ‌ای غیرنظامی بهره ببرد. از آنجایی که فقط افسران به این حرفه ادامه می ‌دهند، اکثریت پرسنلی که آموزش نظامی دیده ‌اند، به مشاغل غیرنظامی می ‌پردازند.
 
سناتور ریبیکف اظهار کرد که شاه در زمینهٔ انرژی در والا‌ترین سطح اهمیت جهانی قرار گرفته‌ است. در گذشته کسینجر وزیر امور خارجه آمریکا، در پی ثابت کردن قیمت نفت بود، ولی سیمون، وزیر خزانه ‌داری آمریکا، و برخی دیگر با آن مخالفت کردند. ریبیکف به سخنانش اینگونه ادامه داد که جهان بر این عقیده است که ایران بانی اصلی افزایش قیمت نفت در اوپک است، در حالی که عربستان سعودی خواهان ثابت نگاه داشتن قیمت فعلی است. با توجه به این موضوع ریبیکف از نخست ‌وزیر پرسید که آیا این امکان وجود دارد که اوپک افزایش قیمت نفت را به تعویق بیاندازد تا دولت جدید آمریکا قدرت را در دست بگیرد و خط مشی جدیدی را در زمینهٔ بررسی مشکل انرژی و قیمت نفت آغاز کند.
 
نخست ‌وزیر هویدا پاسخ داد که کنفرانس اقتصاد جهانی پاریس و نشست‌ های جانبی آن مدتی است که در جریان است. به علاوه، تورم و بحران اقتصادی در غرب پیش از افزایش قیمت نفت آغاز شده است. دولت اگر برای خرید کالا، بهای بالاتری بپردازد و درآمد کمتری از نفت عایدش شود، می ‌بایست پاسخگوی مردم باشد. نخست‌ وزیر این توضیح را اضافه کرد که هرچه پول بیشتری از فروش نفت عاید دولت ایران شود، بیشتر صرف اقتصاد آمریکا خواهد شد. در حال حاضر ۱۹.۶ درصد از کل واردات دولت ایران از ایالات متحده است در حالیکه فقط ۷ درصد از صادرات کل ایران به آمریکا است.
 
سناتور ایگلتن پرسید که در صورت تهدید مستقیم اتحاد جماهیر شوروی برای حمله به ایران، آیا دولت ایران برنامه ‌ای برای تولید اسلحه در نظر دارد، یا خیر. نخست‌ وزیر هویدا به این سؤال پاسخ منفی داد و سپس اینگونه توضیح داد که پیش‌ بینی اینکه اتحاد جماهیر شوروی مستقیم به ایران حمله کند یا با واسطهٔ کشورهایی همچون عراق یا افغانستان، بسیار مشکل است. سپس به این نکته نیز اشاره کرد که اگر تنگهٔ هرمز بسته شود، نفت حیاتی اروپای غربی و ژاپن کاملا قطع خواهد شد. او اضافه کرد که عراقی ‌ها سلاح ‌های جدید‌تر و مجهزتری را از شوروی دریافت می ‌کنند. در سفری که او به اتحاد جماهیر شوروی داشت، نخست‌ وزیر شوروی پرسید که چرا دولت ایران خود را تا این حد به سلاح مجهز می ‌سازد. او پاسخ داد که دولت شوروی پاسخ این سؤال را می ‌داند. هویدا سپس از هیأت نمایندگان پرسیدند که اگر ایران با واسطه یا بی ‌واسطه به اشغال اتحاد جماهیر شوروی در بیاید، چه بر سر منطقه و نفت آن خواهد آمد.
 
سناتور ایگلتن پرسید که آیا تهدید مورد بحث نخست ‌وزیر، با توجه به افزایش هزینهٔ دفاعی، ۱۱ برابر سال ۱۹۷۰ است. نخست‌ وزیر هویدا به سادگی پاسخ داد: «تهدید، تهدید است، چه بزرگ و چه ناچیز.» او پرسید که آیا ایالات متحده آمریکا تضمین می‌ کند که از ایران در برابر هر تهدیدی محافظت کند؟
 
سناتور کَنُن سؤال کرد در صورتی که ایران نتواند تسلیحات مورد نیازش را از ایالات متحده تأمین کند، به کجا روی خواهد برد. نخست ‌وزیر هویدا پاسخ داد که ایران وارد بازار جهانی خواهد شد.
 
سناتور ریبیکف از نخست ‌وزیر به خاطر توضیحات و نحوهٔ پاسخگویی صریح ‌اش به سؤالات هیأت نمایندگان، تشکر کرد.
 
نخست ‌وزیر هویدا، در پایان جلسه ‌ای که تقریباً یک ساعت و نیم به طول انجامید، به تاریخچهٔ رابطه دوستی میان ایران و آمریکا پرداخت؛ روزهای پس از جنگ جهانی دوم که آمریکا سخاوتمندانه به یاری ایران شتافت. اکنون ایران قادر است روی پای خود بایستد. پس از آنکه با شوخی مشکلات نخست‌ وزیری را توضیح داد (مردم همیشه اخبار بد را برای او می ‌آوردند، ولی اخبار خوب را مستقیم نزد شاه می‌برند) از هیأت نمایندگان خواست تا برای صرف ناهار به او بپیوندند.