اندوه گزاري در پيشگاه تاريخ؛ خلیل خلیلی پور

khalili poor khalil

آوازه خوش است اگر كه بتوان نگه اش داشت.

آوازه، شهرت ، ارتقاي جايگاه انساني، افزوني وسوسه كننده ، همه وهمه همچون قاعده ي حاكم بر قدرت، داراي سه بخش ورتبه متناوب پيوسته ي :اكتساب ( به دست آوردن) مانور( به نمايش در آوردن ؛ براي تبليغ ، حفظ ( نگهداري ) است.
در بخش اكتساب ؛ گاهي اتفاق مي افتد كه آدم هايي با پيش زمينه وبستر ژنتيكي يا اهدايي ، از موهبتي برخوردار ميشوند كه آن موهبت ، دستاورد تصميم ، اراده وخواسته شان ( اكتسابي )نيست، ( برخي از هنر مندان و جانشينان قدرت سياسي ). اما اگر همين دسته ي برخوردار از برجستگي ، موروثي، اكتسابي يا اهدايي ، بتوانند به مدد دانش وشايستگي در نمايش آن ، اقبال عمومي را جلب نمايند، خواهند توانست به قله قاف نگهدارنده افزون بودني شان برسند ودست بيابند .
در بازار مكاره هنر براي هنر، تلاش براي آموختن اسلوب وروش هاي ارتقاي هنر مطرح است كه مشتريانش را بايد در همان وادي هاي هنر خاص يافت اما آنگاه كه هنر ملبس به لباس خدمت به مردم ميشود، جلوه وارزش ملي مي يابد كه هنر مند را در جايگاه ملي ( برتر از جاي تخصصي هنر) مي نشاند.چه بسيارند آنانكه با اهرم هنري خاص به خدمت مردم افتخار حضور مي يابند و محبوب دلها ميشوند( همچنانكه سياوش شجريان ، هنرش را بخدمت مردم در آورد واز نيكان شد و برعكس او ، هم ولايتي اش نتوانست از قدرت سياسي پيكش شده اش بهره ي نام نيك ببرد كه به يقين از زمره بد نامان تاريخ در خواهد آمد ) .
راز سر افرازي شجريان ، در همين يك نكته است كه پيوندش را از مردم - همچون همشهري بر نشانده بر جايگاه قدرت سياسي - نبريد وفريب آوازه نخورد.
پاينده ايران
هيجدهم مهر ماه يكهزارو سيصد ونود ونه
خليل خليلي پور دارستاني