تحقیق سیا در سال 1975 درباره مشخصات روانی نگران کننده شاه

Shahlebassnezami

سایت انقلاب اسلامی در هجرت: در تاریخ 11 ژولای 1975، « تحقیقات سیا شاه را مردی غیر قابل اعتماد تشخیص می دهد». عنوان اصلی واشگتن پست بود. نویسندگان این مقاله، جک اندرسن و لس ویتن، تحقیق روانشناسان سیا در باره مشخصات روانی شاه را منتشر کردند. جک اندرسن، روزنامه نگار مهم امریکایی بود که بخاطر مقالات تحقیقاتی اش جایزه مهم پولیتزر را در سال 1972 دریافت کرده بود. او بعدها هم در باره افتضاح ایران گیت تحقیقاتی را منتشر کرد. در سال 75، اکثر بر این باور بودند که شاه در اوج قدرت است. بودجه نظامی شاه از 200 میلیون دلار در سال 64 به 4 میلیارد دلار در سال 1374 و 10 میلیارد دلار در سال 77 افزایش یافته بود. زمانی که این تحقیق منتشر می شد، براثر بالا رفتن قیمت نفت به میزان 6 برابر آنچه پیش از ضربه نفت (بشکه ای 2.2 دلار) بود و بیشتر شدن میزان صدور نفت، درآمد ایران بسیار افزایش یافت.  شاه درآمد سرشار از نفت را اکثر صرف خریدهای نجومی اسلحه از امریکا می کرد. گیسینجر، وزیر خارجه وقت امریکا، در بازگشت از سفر به ایران، گفت: دفتر سفید به امضای ایران رساندم. امریکا می تواند معادل 40 میلیارد دلار کالا به ایران برفروشد. نفت را شاه و رژیمهای نفتی منطقه خلیج فارس طبق قراری که با امریکایی ها داشتند مجبور بودند به دلار بفروشند تا معاملات بین المللی در جهان به دلار صورت بگیرد و مهار اقتصاد جهان در دست امریکا بماند. بدین ترتیب، درآمد نفت ایران صرف خرید کالاهای امریکائی و چرخش اقتصاد امریکا میشد و یا به بانکهای امریکائی سپرده می شد (بازگشت درآمد نفت به امریکا). اکنون در سالگرد انقلاب بهمن 57 مقاله را از دید خوانندگان می گذرانیم.

مقاله واشنگتن پست

سیا مشخصات روانی نگران کننده ای از شاه ایران که دست پروده امریکا و مأمور حفظ منافع امریکا در خلیج فارس است، را جمع آورده است.

این مطالعه مخفی، شاه را مردی با هوش اما مگالومن (خودبزرگ بین) خطرناکی که می تواند اهداف خودش را بدون توجه به منافع امریکا دنبال کند، به تصویر می کشد.

او از همین الآن، برای اوج گرفتن قیمت نفت، از دیگر مستبدهای نفتی پیشی گرفته است. با اینحال، کیسینجر، وزیر امور خارجه، آسیب های اقتصادی ناشی از آن را نادیده می گیرد.

امریکا با ارسال اسلحه و کمک های فنی هنگفت، به شاه کمک می کند تا ایران را به یک قدرت جهانی تبدیل کند. هدف امریکا از این کار اینست که چاه های افسانه ای نفت خلیج فارس را تحت تسلط دوستان امریکا نگاهدارد.

با اینحال، مطالعات روان شناختی نشان میدهد که شاه متحد مطمئنی نیست. رؤیاهای شکوه جویانه او بیش از توانائی مالی برای تحقق بخشیدن به آنها است. زمانی که درآمد نفت ایران به اتمام برسد، که تخمین زده می شود در دو دهه آینده صورت خواهد گرفت (توضیح سایت انقلاب اسلامی: بدین خاطر که برابر برنامه صادرات نفت، قرار بر رساندن صدور نفت به روزانه 8 میلیون بشکه بود)، لذا، شاه باید از قدرت نظامی خود استفاده کند و یک چند از چاه های نفت همسایگان را به تصرف درآورد.

سازمان سیا ریشه تمامی این خصوصیات شاه را ناشی از سه علت میداند:1- داشتن پدری مقتدر؛ 2- عقده حقارت ناشی از اینکه در ابتدای حکمرانی خود، عروسک خیمه شب بازی ای بیش نبوده است؛3- سالها ناتوانائی از به دنیا آوردن یک جانشین پسر.

پدر شاه زمانی که حرفه سربازی خود را شروع کرد، بیسواد بود که راه خود را توانست به تخت شاهی باز کند. او رفتار خشن قزاقهاها را داشت. او به این شناختند شده بود که اگر سگی در حضورش جرأت می کرد پارس کند، او را می کشت. زیر دستی را که تخلف کرده بود از پنجره می انداخت و دشمنانش را با طناب از پا آویزان می کرد و دندانهایشان را می شکست.

او با پسرش زیاد بردبار نبود، پسری ضعیف النفس و رؤیاپرداز. روزی پدر پیر به طرف پسر که در کنار استخر کاخ ایستاده بود، میرود و از او می پرسد چکار می کند. شاهزاده جواب میدهد که دارد فکر میکند. پدر زیر لب ناسزائی میگوید و با لگد او را به استخر می اندازد.

شاهزاده اشرف خواهر دوقلوی شاه بر خلاف برادر، روحیه ای قوی، پرخاشگر و سرزنده داشت. او سریعآ به صورت هر کس از اطرفیانش که از او خوشش نمی آمد، سیلی میزد. پدر عادت داشت زیر لب زمزمه کند: «حیف که او پسر نیست».

در جریان جنگ جهانی دوم، شاه پیر از بخت بد طرف نازی ها را گرفت و این امر باعت شد که انگلیسیها و امریکائی ها تشویق بشوند ایران را در سال 1941 اشغال کنند. آنها او را عزل کردند و پسرش را که بیست و یک سال داشت، به تخت سلطنت نشاندند.

بمدت 12 سال، شاه جوان فقط حضور نمایشی داشت. وزرای او که نگران دائمی شدن اشغال ایران توسط روسها و انگلیسها بودند، از امریکائیها دعوت کردند به ایران بیایند. امریکائیها موقتاً ایران را اداره میکردند. در این مدت، شاه جوان وقت خود را صرف اسب سورای، هواپیما سواری و اتوموبیل رانی با ماشین ها سریع و یا با زنها صرف میکرد.

اما در آنچه مربوط به سلطنت بود، آدمی ضعیف و شخصی کناره گیر بود. وقتی در سال 1950 آپاندیس او را عمل کردند، در تهران خارجی ها جک درست کرده و او را مسخره میکردند که شاه دیگر اصلاً دل و جگر ندارد.

بنابر تصویری که سیا از شاه به دست میدهد، او هرگز نتوانسته است ذهن خود را از این امر که نسبش از خاندان سلطنتی نیست و از خاری پادشاهی از نوع عروسک خیمه شب بازی، بودن، برهد و  رنج میبرد. در نتیجه کینه اش نسبت به کشورهای غربی بتدریج افزایش یافت و مصمم شد که «به آنها نشان دهد» که او چند مرده حلاج است.

اما او هنوز در اوائل سالهای 1950، زمانی که مصدق قدرتش افزایش پیدا میکرد و با سرعت کشور را به طرف چپ رهبری میکرد، ضعیف بود. شاه از مقابله با او پرهیز می کرد و هواپیمائی کرایه کرد و به رم رفت. سیا وقتی که شاه در هتل اکسیلور مخفی شده بود، سلطنت او را نجات داد.

بنابر گفته یک شاهد عینی، وقتی برای او خبر آوردند که نجات پیدا کرده است، مشغول شام خوردن بود. رنگش پرید و بنظر آمد که میخواهد غش کند و بلاخره بزبان آمد و گفت: در اینصورت من و ملکه بزودی به خانه برخواهیم گشت. او 12 پاند وزن از دست داده بود و موهایش زودرس سفید شده بودند.

مسئله دیگری که شاه را مدت دو دهه عذاب میداد، عاجز بودنش از داشتن یک جانشین پسر بود. او در اولین ازدواجش با پرنسس فوزیه، خواهر پادشاه مصر، فاروق، خوشبخت نبود. خواهر فاروق که در محیطی لوکس متولد شده بود، از زندگی در شهر تهران که شهریت نداشت، حوصله اش سر رفته بود و حسرت شب نشینی های قاهره را میخورد.

چون شاه صاحب پسری نشده بود، بنابه گزارش سیا، فوزیه شاه را مسخره و تحقیر مینمود و او را به ناتوانی جنسی متهم میکرد. شاه در سال 1948، بعد از 9 سال ازدواج، فوزیه را طلاق داد.

ملکه ثریا همسر دومش، به مدت هفت سال تلاش کرد جانشینی برای شاه بیاورد. در نهایت، آنها تصمیم گرفتند به مرکز پزشکی در نیویورک برای آزمایش بروند. به آنها گفته شد که آنها سالم هستند و از نظر پزشکی مشکل ندارند، ولی هنوز از پسر خبری نبود. آنها در سال 1958 از هم جدا شدند.

آرزوی دیرین شاه که سالها در انتظار پسری بود، با ازدواج با فرح دیبا، دختر یک مرد ثروتمند ایرانی، بالاخره برآورده شد. فرح به او یک جانشین داد، شاهزاده رضا.

روان شناسان سیا بر این باورند که تمام این عناصر (پدری بی رحم، سالهائی که او بازیچه ای بیش دردست غربیها نبوده، نبودن از خاندان متشخص، ترس از ناتوانائی) منجر به یافتن عقده شدید حقارت شده اند.

روانشناسان بر این نظرند مردی که بخود اطمینان ندارد، غرق در میلیاردها پول درآمد نفت و برخوردار از حمایت امریکائیها، حال مصمم است قدرت خود را به دنیا نشان بدهد. 

ShahProfile