مسببین واقعی فاجعه سینما رکس آبادان چه کسانی هستند؟ – بخش سوم

cinemaRex 1307254 مردادماه 1392: متن مفصلی که درباره فاجعه سینما رکس آبادان می‌خوانید توسط شخصی در سال 1364، بدست دکتر نصیرالسادات سلامی رسیده بود. آقای سلامی که بعد از انقلاب، اولین سفیر ایران در ایتالیا بود، در 25 خرداد 1360 در واکنش به عملکرد خمینی از مقام خود استعفا داده بود و بین ایرانیان از محبوبیت و اعتماد خاصی برخوردار بود. فرد گمنام بر روی پاکتی که متن زیر در آن بود، نوشته بود: «هرگونه که صلاح می‌دانید این واقعیات را به افکار عمومی برسانید». آقای سلامی آنرا بدست آقای بنی صدر رساند و این متن در 11 شماره نشریه انقلاب اسلامی از 12 مرداد تا 14 دی ماه 1364 درج شد. این متن واقعیتهای مهمی درباره فاجعه سینما رکس آبادان بیان می‌کند، از اینرو دوباره در سایت درج می‌گردد.

برای مطالعه بخش اول، اینجا را کلیک کنید

برای مطالعه بخش دوم، اینجا را کلیک کنید

 

 

-          روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 107، از 22 شهریور تا 5 مهر 1364 (13 تا 27 سپتامبر 1985)

 

ادامه (فاجعه نامه آبادان) از شماره پیش

 

 و از آنجا که با بسته بودن درب، هیچ راه فراری نبوده و فضا آکنده از دود و گاز غلیظ شده، مردم مظلوم ابتدا خفه و سپس سوخته و به ذغال تبدیل گشته اند. بدلیل اینکه اجسادی که بازدید شده، اکثرا دستهایشان بطرف دهان و حلق برده شده بود و اجساد سالم هم غالبا دهان و بینی شان پر از دود بوده است. همین خیال دستگیری عامل حادثه توسط رزمی خائن بود که افرادی را هم که موفق شده بودند قبل از بسته شدن درب خود را به بیرون و بالای دیوارها برسانند، توسط مامورین با تهدید به شلیک گلوله مجبورشان کرده اند دوباره بمیان شعله های آتش بازگردند. و اینک اظهارات چند تن از شهود عینی حادثه:

 

الف- دو جوان که باتفاق هم به سینما رفته بوده اند، هنگام فرار یکی از آنها موفق به بیرون آمدن شده و دیگری در حلقه محاصره پلیس قرار گرفته و با تهدید مامورین به درون سینما رانده شده است.

 

ب- طبق اظهارات دختری که به اتفاق مادرش به سینما رفته بود: «هنگامیکه متوجه آتش سوزی شدم، بی اختیار بطرف درب فرار کردم و از سینما خارج شدم و سپس متوجه مادرم شدم و خواستم برگردم که با ممانعت و بسته شدن درب توسط مامورین مواجه شدم»- همین شاهد اظهار داشت که آتش از قسمت برق سینما بوده است.  

 

ج- تعداد معدودی که خود را به بیرون سینما رسانده و از آتش نجات یافتند توسط مامورین که سینما را محاصره کرده بودند، دستگیر و به شهربانی فرستاده شده اند. (البته چند نفری از محاصره پلیس فرار کرده و نجات یافته اند).

 

د- با پیچیدن دود در شهر، افرادی که نزدیک محل حادثه بوده اند، خود را به سینما رسانده خواهان کمک و حتی به درون آتش رفتن و نجات مردم بیگناه شده اند که با ضرب باطوم و تهدید پلیس به عقب رانده می شوند. یکی از همان افراد می گقت:«میخواستیم با ماشین درب سینما را بکسل کرده و از جا بکنیم ولی مامورین گفتند که دستور رئیس شهربانی است که درب باز نشود! و وقتی با اصرار ما مواجه شدند، جوابمان را با باطوم دادند!». (این خبر را عموم مردم آبادان می دانند). طبق اظهار یکی از ناظرین جوانی که میخواسته خود را از بالکن سینما مقابل اداره دارایی بزیر افکنده و نجات دهد با تهدید مامورین پلیس که اگر پائین بیایی شلیک می کنیم! به داخل سینما فرستاده شده است. (و شاید این هم بخاطر فرار نکردن همان عامل خیالی بوده که سرتیپ رزمی  مزدور خواسته دستگیر کند)

 

CinemaRex107 1 

 

2- یکی دیگر از عوامل تداوم آتش سوزی، اشکال در کار آتش نشانی بوده است که: اولا درب های سینما بسته بوده و مامورین آتش نشانی نتوانسته اند برای اطفای حریق وارد سینما شوند. طبق اظهار یکی از مامورین آتش نشانی، درخواست رئیس عملیات آتش نشانی برای شکستن درب با جواب منفی روبرو شده و مامورین پلیس اظهار داشته اند که دستور از رئیس شهربانی است که درب باز نشود و لذا مامورین آتش نشانی مقدار زیادی وقت خود را صرف شکستن دیوار جنبی سینما که در خیابان امیری واقع می شود کرده اند و در همین مدت صدها تن از عزیزان بیگناه ما به زغال و خاکستر تبدیل شده اند. ثانیا: وقتی که تانکرهای آتش نشانی به محل حادثه رسیده اند، متوجه می شوند که تانکرهای آب، خالی است و آنگاه به شیرهای آتش نشانی تعبیه شده در محل مراجعه می کنند، در اثر زنگ زدگی و پوسیدگی باز نمی شده و قابل استفاده نبوده و بالاخره در فاصله نسبتا دور موفق به باز کردن شیر دیگری می شوند که به علت کمی فشار آب و دوری از محل حریق، مجبور به استفاده از پمپ برقی سیار شده که متاسفانه پمپ هم خراب بوده و روشن نشده است. بالاخره پس از رسیدن کمک از آتش نشانی خرمشهر و نیروی دریایی، آتش مهار و خاموش شد. اما چه سود؟ که پیش از 600 تن از همشهریان مان به ذغال تبدیل شده بودند. (البته توجه داریم که برادران کارگر آتش نشانی تلاش خود را کرده و فداکارانه با وسائل ناقصی که در اختیار داشتند، نهایت سعی و کوشش را کردند).

 

آیا مسئول اصلی فاجعه کیست؟ آیا آنچنان که بوقهای تبلیغاتی رژیم ادعا می کنند خرابکار و تروریستی در کار بوده است؟! مردم داغدیده آبادان اطلاع دارند که بارها سینماهای آبادان در سالهای قبل به علل مختلف نقائص فنی و حوادث غیر مترقبه از جمله سینماهای سهیلا، متروپل و حتی خود رکس دچار آتش سوزی شده بودند. هیچکس صدمه ای ندیده و جانی از دست نرفته است. چرا که در آن سالها، هنوز سرتیپ رزمی آدمکش و جلاد به آبادان نیامده بود تا که درها را ببندد(1) و خلق خونگرم آبادان را در سینما محبوس کرده و در شعله های آتش بسوزاند. بدین امید که عامل آتش سوزی را دستگیر کرده و از درجه سرتیپی به سرلشکری ارتقا حاصل کند و مدالی بر مدالهایش افزوده شود!!

 

آیا آنچنان که ورق پاره و بلندگوهای مزدور و دست نشانده رژیم جنایتکار ادعا می کنند، خرابکاری در کار  بوده؟! آیا مگر نه اینست که طبق اظهار روزی نامه رسواخیز شماره 995 تا بحال 29 سینما - این مراکز فساد و تخدیر نسل- را به آتش کشیده اند و در هیچیک قصد جان انسانی در کار نبوده و ضایعه ای ببار نیامده است (البته به استثنای دروغهای دروغ پراکنی های شاه و دار و دسته اش) و تمام آنها هنگامی آتش زده شده که سینما تعطیل و کسی درون آنها نبوده است و آیا این یاوه گویی ها و دروغ پراکنی ها جز برای آلوده کردن جنبش حق طلبانه خلق مسلمان ایران و لکه دار کردن حرکت خدائی - مردمی ملت مظلوم و رنجدیده ما میباشد؟ ولی...

 

ولی با آگاهی توده ها از نقشه های پلید و توطئه های خائنانه رژیم، تیرهای اهریمنانه آنها به سنگ خورده و مردم ما در پشت پرده های غلیظ و ضخیم تبلیغات بوق های تبلیغاتی، دست جنایتکار و تا مرفق بخون آلوده مزدوران باصطلاح امنیتی و انتظامی رژیم (از جمله سرتیپ رزمی جلاد) را می بینند و در نهایت مسئول تمامی رنجها و ستمها و کشتارها را شاه خائن، این جیره خوار بیگانه و مزدور پروری که عامل تربیت و پرورش و تشویق و ترفیع «رزمی» ها است، میدانند و آیا این فاجعه نمی تواند پیش درآمدی برای گفته شاه خونخوار باشد که حضرت امام خمینی در پیام هشتم رمضان به مناسبت کشتار تهران، اصفهان و شیراز به افشای آن پرداخته و فرموده اند: «گزارشات رسیده از ایران مبنی بر قتلهای مکرر در شهرهای مذهبی، اصفهان، شیراز نمونه دیگری است از جنایات بی حد شاه. گفته می شود شاه در یکی از مصاحباتش که از نشر آن جلوگیری شده، گفته است که: در صورتی که من رفتنی باشم، ایران را با خاک یکسان می سازم و می روم. جنایات اخیر نشان می دهد که او مشغول پیاده کردن نقشه خویش است. مردم مسلمان ایران تمام بدبختی های خود و کشور خود را از شاه می دانند و دست از مقاومت نخواهند کشید تا پیروز شوند و استقلال و آزادی خود را بدست بیاورند».

 

پدران، مادران، برادران و خواهران داغدیده با صبر و آگاهی، دست در دست هم داده و برای انتقام خون شهیدان مردم ایران و کشته شدگان فاجعه اخیر آبادان، هم پیمان شده و با هوشیاری اجازه نداده رژیم منافق و خونخوار شاه با تفرقه و ایجاد جنگ زرگری، جنبش ملت ما را کند و یا خدا ناکرده متوقف گرداند و جلادن حاکم بر وطن ما بدانند که این همه جنایت و خیانت بی جواب نخواهد ماند و بزودی دست انتقام خدا از آستین خلق بیرون خواهد آمد و گلوی ستمکاران را خواهد فشرد:

 

شاد باد روح عزیزان از دست رفته

 

مستحکم باد همبستگی خلق ما

 

پیروز باد جنبش حق طلبانه مردم ایران

 

سرنگون باد رژیم مزدور و منافق پهلوی

 

«جوانان مسلمان آبادان»

 

آخرین خبرها:

 

1- طبق گزارشات رسیده، رئیس آتش نشانی آبادان گزارشی از عملیات اطفای حریق سینما رکس ارائه کرده است: «حقیقت را می گویم، اگر چه به قیمت جانم تمام می شود. تا سه دقیقه پس از آتش سوزی در محل حادثه بودیم اما هر چه اصرار کردیم که درب سینما را باز کرده تا آتش را خاموش کرده و مردم را نجات دهیم، با مخالفت اکید شهربانی و سرتیپ رزمی روبرو شدیم».

 

2- از صبح روز دوشنبه بمناسبت آتش سوزی شنبه شب در سینما رکس، مردم داغدیده و خشمگین آبادان با برپائی تظاهرات ضد شاهی در گوشه و کنار شهر، بخصوص در روزهای دوشنبه و سه شنبه در قبرستان نو آبادان با دادن شعارهای افشاگرانه، ماهیت رژیم جلاد  عاری ازمهری را برملا ساخته و فرزند رضا خان خائن را رسوا ساختند: این شعارها فضای قبرستان نو آبادان را به لرزه درآورد: (مامور شاه خائن، رزمی باید بسوزد!) مرگ بر این حکومت یزیدی، مرگ بر این حکومت پهلوی، درود بر خمینی، زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما! استقلال - آزادی - حکومت اسلامی.

 

3- در روزنامه دوشنبه 30/05/1357 اعترافات صریحی از قول جعفر سازش که پنج فرزندش را از دست داده و ... مشاهده می شود، از خواندن آن غفلت نکنید.

 

برادران و خواهران تا آنجا که می توانند در تکثیر و توضیح یاری بنمایند بلکه مانع شوید تا خون کشته شدگان لوث نگردد. 

 

(1- قابل خواندن نیست)

CinemaRex107 2 130727

 

در روز هفتم این فاجعه، جمع کثیری از مردم آبادان و بخشی از کارگران نیروگاه اتمی دارخوین که جمعا حدود ده هزار نفر می شدند، در گورستان عمومی به سینه زنی و تظاهرات پرداختند. ابتدا شعارها «فریاد از ظلم یزید» بود. مردم آبادان برای اولین بار بعد از کودتای 28 مرداد 1332 به راهپیمایی و تظاهرات پرداختند و بطرف شهر روانه شدند. در نزدیکی خیابانهای اطراف شهر منطقه «بوارده شمالی» چهار نفر از تظاهرکنندگان به ضرب گلوله مامورین شهربانی و ارتش مجروح شدند. تظاهرات پراکنده در قسمتهایی از شهر تا ساعت هشت شب ادامه داشت. صدای تیراندازی و گلوله قطع نمی شد. شعارها حادتر شده بود: «رزمی باید بسوزد»، «شاه باید بسوزد» و «مرگ بر این سلسله پهلوی».

 

چندین روز بعد از این حادثه، دومین آتش سوزی در آبادان حریق بزرگ بازار صفای جمشید آباد بود. دکانهای این بازار اکثرا با چوب ساخته شده بودند. در مدت کوتاهی، کلیه بازار طعمه حریق شد. کسبه و صاحبان این دکاکین که افراد کم بضاعتی بودند، امکانات و وسائل معاش خود را از دست دادند. یک سال بعد از این واقعه، رابطه این حریق با حریق سینما رکس برای مردم آبادان روشن گردید.

 

چند روز بعد از دومین آتش سوزی، جوانی که از خانواده فقیر بود و شغل و کار مشخصی نداشت، نزد دو تن از دوستانش، خود را یکی از عاملین آتش سوزی سینما رکس معرفی می کند، ابتدا دوستانش حرف او را باور نمی کنند. او اصرار می کند که این کار به توسط خودم و دو نفر دیگر انجام گرفته و از اینکه این همه انسان سوخته اند و از بین رفته اند، معذبم و نمی توانم عذاب وجدان را تحمل کنم. در پاسخ به او می گویند، مردم همه، این عمل را کار رژیم شاه می دانند و این کار از توان تو خارج است. اما جوان مذکور اصرار دارد که من این کار را کرده ام. در جمع رفقای او که عده ای سابقه دار و معتاد و خلاف کار بودند، موضوع زبان به زبان گشت.

 

ادامه دارد