مسببین واقعی فاجعه سینما رکس آبادان چه کسانی هستند؟ – بخش چهارم

Cinemarex-court 17 مردادماه 1392: متن مفصلی که درباره فاجعه سینما رکس آبادان می‌خوانید توسط شخصی در سال 1364، بدست دکتر نصیرالسادات سلامی رسیده بود. آقای سلامی که بعد از انقلاب، اولین سفیر ایران در ایتالیا بود، در 25 خرداد 1360 در واکنش به عملکرد خمینی از مقام خود استعفا داده بود و بین ایرانیان از محبوبیت و اعتماد خاصی برخوردار بود. فرد گمنام بر روی پاکتی که متن زیر در آن بود، نوشته بود: «هرگونه که صلاح می‌دانید این واقعیات را به افکار عمومی برسانید». آقای سلامی آنرا بدست آقای بنی صدر رساند و این متن در 11 شماره نشریه انقلاب اسلامی از 12 مرداد تا 14 دی ماه 1364 درج شد. این متن واقعیتهای مهمی درباره فاجعه سینما رکس آبادان بیان می‌کند، از اینرو دوباره در سایت درج می‌گردد.

 

برای مطالعه بخش اول این مقاله، اینجا زا کلیک کنید

برای ممطالعه بخش دوم این مقاله، اینجا را کلیک کنید

برای مطالعه بخش سوم این مقاله، اینجا را کلیک کنید

 

روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 108، از 5 تا 19 مهر 1364 (27  سپتامبر تا 11 اکتبر 1985)

از شماره پیش

با سقوط رژیم شاه و عدم پیگیری این قضیه که از نظر افکار عمومی مسببین اصلی، رژیم پیشین شناخته شده بود، فرد مذکور آزادانه در شهر زندگی می کرد و به اینطرف و آنطرف، رفت و آمد داشت. مادر این جوان شوهر قبلی اش را از دست داده بود و به فرد معتاد دیگری، شوهر کرده و زن و شوهر با نوشابه فروشی امر معاش میکردند. این زن جریان آتش سوزی سینما رکس را به نقل از فرزندش برای زنی که به «ننه نمکی» معروف بود و در روزهای محرم و صفر برای زنان روضه خوانی میکرد و به منبر میرفت، تعریف می کند. زن روضه خوان پیش زنان دیگر، نقش حجت الاسلام جمی را در این کار تعریف میکند. موضوع کم کم بصورت جسته و گریخته پخش می شود. اما کسی این حرفهای را جدی نمی گیرد و جریان را پیگیری نمی کند. تا اینکه چند نفر از بستگان قربانیان، موضوع را تعقیب می کنند و از دادستان آبادان (زرگر) خواهان رسیدگی به این جریان می شوند.

در سال 1359، چند روز قبل از شروع محاکمه متهمین آتش سوزی سینما رکس، «جمی» نماینده خمینی و امام جمعه آبادان طی اطلاعیه ای بمناسبت اولین سالگرد این فاجعه مینویسد: «28 مرداد سالگرد شهادت صدها تن از عزیزان ما بدست رژیم سفاک پهلوی در فاجعه آتش سوزی سینما رکس آبادان فرا می رسد. بدین مناسبت، خمینی تسلیت به بازماندگان داغدیده این شهیدان و کلیه مردم شریف آبادان، این روز را روز عزای عمومی اعلام کرد و...»

امام جمعه آبادان، حجت الاسلام جمی در خطبه های نماز جمعه، کشته شدگان سینما رکس را جز شهدا نمیداند و مسئولین جدید رژیم اسلامی با این عنوان که شاه و دستگاه امنیتی او مسبب این جنایت اند، از رسیدگی به پرونده سینما رکس طفره می روند و موضوع را مربوط به انقلاب و گذشته میدانند.

در دوره دولت موقت، رسیدگی به پرونده سینما رکس ابتدا بعهده دادسرای عمومی آبادان است که صرافی بازپرس آن میباشد که از زمان آتش سوزی، پرونده را در اختیار داشته. سپس پرونده بعلت اشکال تراشی های کمیته آبادان که مسئولین آن، اغلب از اطرافیان رشیدیان هستند و بویژه بعلت ممانعت های مسئول اطلاعات این کمیته، بنام رضا قدسی که دانشجوی شرکت نفت بوده و پس از انقلاب در کمیته، مشغول به کار شده بود(از دوستان بسیار نزدیک رشیدیان بود) پرونده به دادسرای انقلاب اسلامی آبادان که شخصی بنام زرگر دادستان آن میباشد، احاله میشود. پس از مدتی، زرگر نیز مواجه با اشکالتراشی هائی از جانب کمیته، امام جمعه و دار و دسته رشیدیان برای رسیدگی به آتش سوزی میشود و بالاخره پس از چندین ماه، بهمین مناسبت مستعفی میگردد و بلاخره پس از مدتی، پرونده به دادسرا و دادگاه ویژه با ریاست موسوی تبریزی احاله میشود. دولت موقت که مواجه با اعتراضات عمومی دائر بر تعلل در رسیدگی به فاجعه بود، در 28 مرداد 1358، اطلاعیه زیر را منتشر ساخت:

«یکسال از حمله وحشیانه عوامل سرسپرده رژیم سابق به سینما رکس آبادان و آتش سوزی و انسان سوزی سبعانه آنان میگذرد و هنوز چشم مردم آبادان و سایر مردم با احساس ایران از این جنایت هولناک اشکبار است. دولت موقت جمهوری اسلامی ضمن تاکید بر مجازات عاملان این فاجعه غم انگیز باز هم به بازماندگان و دیگر مردم آبادان تسلیت گفته و برای همه آنان از درگاه خدای بزرگ صبر و موفقیت آرزو میکند».

در همین روز در آبادان طی مراسمی چندین هزار نفر از مردم و بازماندگان مصرا از دولت خواستار میشوند که عاملین واقعه را هر چه زودتر دستگیر کنند. روزنامه انقلاب اسلامی در روز 29 مرداد 1358 بدین مناسبت می نویسد: «ما سالروز این مصیبت بزرگ را که در واقع آغاز نوینی به خیزش انقلابی خلق مسلمان ما بخشید به همه بازماندگان تسلیت می گوییم و بدین مناسبت از دولت توضیح می خواهیم که چرا هنوز نتوانسته است مسئولین این فاجعه بزرگ را به ملت معرفی کند؟ آیا این عدم توانائی یا مسامحه دولت به عاملین فاجعه سینما رکس امکان نخواهد داد فاجعه های دیگری بیافرینند؟».   

مدتها پس از انقلاب، یک فرد معتاد بنام ناصر ابراهیم زاده به جرم در دست داشتن مقدار ناچیز هروئین به توسط مامورین شهربانی آبادان دستگیر و به دادسرای آبادان اعزام می شود. در دادسرا هنگام بازجوئی به بازپرس (صرافی) می گوید، من اگر مسبب آتش سوزی سینما رکس را معرفی کنم، مرا آزاد می کنید؟ بازپرس قول میدهد که اگر حرف تو حقیقت داشته باشد، تو را آزاد خواهم کرد. خانواده و بستگان شهدای سینما رکس که بعد از مدتها سرگردانی با بی تفاوتی مسئولین رژیم اسلامی مواجه می شوند، تصمیم به تحصن در اداره دارائی آبادان می گیرند. مدت سه ماه، این خانواده ها با زن و فرزند خرد و کلان در آنجا بست می نشینند. حمایت و پشتیبانی قاطبه مردم آبادان از آنها موجب تشویق و دلگرمی آنها می شود.

بازپرس (صرافی) بنا به اعتراف فرد دستگیر شده (ناصر ابراهیم زاده) دستور جلب و دستگیری "حسین تکبعلی زاده" را که بقول دوستش عامل حریق سینما رکس است، صادر می کند. "حسین تکبعلی زاده" در جریان بازپرسی نحوه ارتکاب جرم را توضیح میدهد. با اقرار و اعتراف صریح اسامی 2 نفر دیگر از همدستانش را می گوید: "فرج الله بذرکار" و "حیات".

 

CinemaRexEE108

در طول تحصن خانواده های شهدای سینما رکس چند راهپیمائی و تظاهرات بزرگ از طرف مردم آبادان به حمایت از متحصنین و رسیدگی به پرونده سینما رکس و معرفی مسببین و عاملین این جنایت صورت میگیرد از جمله در 27 و 28 مرداد 1359 بمناسبت دومین سالگرد فاجعه سینما رکس، تظاهراتی در آبادان برگزار گردید. در روز 27 مرداد، گروههای چپ، همراه با عده ای از بازماندگان قربانیان در استادیوم تختی کوی کارگر آبادان با شعارهائی مانند «حمله به بازماندگان محکوم است- دادگاه فرمایشی محکوم است- عاملین واقعه سینما در پیشگاه خلق ما، افشا باید گردند- حمایت از بازمانده، نبرد با آمریکا است» اجتماع کرد و در روز 28 مرداد بدعوت "جامعه روحانیت" و "نهادهای انقلابی" آبادان، تعدادی دیگر همراه با برخی از بازماندگان با شعارهائی از قبیل «ای مادر داغدیده، پیکاری دشمن تو است- شهید سینما رکس، جای تو در قلب ما است- آمریکا، آمریکا دشمن خونخوار ماست» در شهر راهپیمائی کردند.  نکته جالب در این راهپیمائی ها و قطعنامه های آن، صرف نظر از استفاده طلبی های رایج سیاسی از این مصیبت و عواقب آن، توجه همگان به این نکته است که «حسین تکبعلی زاده متهم این فاجعه، میتواند بعنوان کلید این معما باشد».

 

عصر روز چهارشنبه 29 مرداد 1359 سپاه پاسداران آبادان که عملا زیر نفوذ دار و دسته رشیدیان میباشد، اقدام به جمع آوری دکه های سازمان مجاهدین خلق، پیکار، رزمندگان و سایر گروه های مخالف در سراسر شهر می نماید و دادگاه انقلاب اسلامی آبادان و خرمشهر طی اطلاعیه با استناد به این بهانه که 53 هزار مسلح مصری، اسرائیلی و اردنی در آبهای خلیج فارس جمع شده اند، فعالیت کلیه گروه های "چپ و التقاطی" را تا دستور نهائی مجلس در مورد نوع فعالیت آنها ممنوع اعلام کرد و باین ترتیب زمینه را در ابادان برای برگزاری دادگاه ساختگی دلخواه خود فراهم نمود.

 

"حسین تکبعلی زاده" در زندان آبادان ماوقع را برای یکی از زندانیان که به اتهام فعالیت غیر قانونی علیه رژیم به توسط پاسداران دستگیر و زندانی شده بود، تعریف می کند. زندانی مذکور، اعترافات را یادداشت می کند و بطور مرتب به بیرون میفرستد و این اعترافات به دست متحصنین میرسد. تظاهرات و افشاگری ادامه می یابد کار بجائی میکشد که رژیم جمهوری اسلامی ناگزیر به برپائی دادگاه ویژه مسببین سینما رکس می گردد. سه افسر شهربانی، صاحب، مدیر، کارکنان سینما، یک مامور ساواک و مامورین آتش نشانی آبادان مجددآ دستگیر میشوند. کار رسیدگی به پرونده فاجعه سینما رکس را به یک دادگاه ویژه محول می کنند. حجت الاسلام موسوی تبریزی بعنوان ریاست این دادگاه تعیین می شود. وی در زمان وقوع آتش سوزی در شهر آبادان بود و در مساجد به منبر می رفت.

 

یکی از قضات ناشناس بعنوان دادستان دادگاه منصوب می شود. قاضی مذکور برای تکمیل پرونده و تحقیق بیشتر پیرامون این جنایت پس از طی مدتی در جمع آوری ادله و براهین و استنطاق از تک تک متهمین، مبادرت به ارائه کیفرخواست علیه متهمین مینماید.

 

در تدارک محاکمه، دادستان ویژه فاجعه سینما رکس در تاریخ 5 مرداد 1359 طی اطلاعیه ای از مردم آبادان خواست هر گونه شکایت، شهادت  و یا مدرکی از متهمان توقیف شده و یا غایبی که اسامی آنها را منتشر ساخته بود، دارند، در اختیار دادستانی قرار دهند. نکته جالب توجه در مورد فهرست این اسامی که شامل از 25 نفر از مامورین شهربانی و ساواک، روسای ادارات و مقامات مختلفه آبادان و صاحب و مدیر سینما رکس می باشد و در پایان آن از همگان خواسته شده است هر اطلاعی در باره (دیگر ماموران آتش نشانی، سازمان آب و ساواک آبادان) را نیز دارند به دادستانی ارائه دهند و در واقع همه کارمندان این ادارات متهم شناخته شده اند. این است که هیچ نامی در آن از تکبعلی زاده که تا آن زمان اعتراف به آتش زدن سینما نموده بود و شرکای جرم او و کسانی که در ارتباط با او بوده اند، نیست.

 

متهمین عبارتند از حسین تکبعلی زاده، ستوان بهمنی، افسر شهربانی، سرهنگ خنافر، مدیر و صاحب سینما، یک مامور ساواک و یک سرهنگ دیگر، سه تن از کارکنان سینما. اسامی این افراد بطور کامل در روزنامه های کیهان و اطلاعات درج گردیده. برای اینکه بتوانیم این حقایق را کاملتر بکنیم، می بایست شماره های آن موقع این روزنامه ها را در دست داشته باشیم (علیرغم اینکه روزنامه های یادشده نکات اساسی ای را که به سادگی می توانست مسببین واقعی را به مردم ایران معرفی کند، بطور دقیق درج نکردند) زیرا سیر و روند دادگاه را مشخص مینماید.

 

علاوه بر آن مندرجات و محتویات پرونده قطور فاجعه سینما رکس اگر تاکنون از بین نرفته باشد، سند گویائی است که میتواند پرده از این راز مخوف که زشت ترین و ادبارترین جنایت تاریخ است، بردارد. گفتار را ادامه می دهم:

 

جلسات دادگاه در سینما تاج که ویژه کارکنان صنعت نفت است، تشکیل می گردد و بنا به خواست و اصرار مردم و خانواده قربانیان، محاکمات در حضور شاکیان انجام میگیرد و مراسم دادگاه مستقیما از شبکه تلویزیونی آبادان پخش می گردد. شرکت در جلسات دادگاه منوط به داشتن کارت دادستانی ویژه بود که برای اخذ آن به افراد، تنها یک روز وقت داده شده بود. هر کس می خواست، باید با در دست داشتن دو قطعه عکس و شناسنامه به دادستانی ویژه مراجعه می کرد.

 

مسئولین حکومت جدید التاسیس اسلامی ناگزیر می شوند که تنها فرد به ظاهر باقیمانده از عوامل اجرائی این آتشسوزی را که از بقیه همجرمانش کمتر با طراحان و برنامه ریزان این جنایت در ارتباط بود، بپای میز محاکمه بکشانند و در عین حال او را مجددا بفریبند که از جلسات تصمیم گیری اظهار بی اطلاعی کند و هرچه می تواند پای افرادی را که اکنون دارای مشاغلی هستند، پیش نکشد. به او می گویند ما خودمان مقصر اصلی را می شناسیم و مجازات تو سنگین نخواهد بود و تو "فرج الله" را بعنوان رابط خودت معرفی کن (زیرا فرج از مدتی مفقود الاثر شده است) و قرار بر این بود که حسین تکبعلی زاده نحوه ارتکاب جرم را بصورت مختصر کند.

 

حسین تکبعلی زاده میدانست که وسیله قرار گرفته ولی امید به تخفیف مجازات و وعهده هائی که به او داده بودند، داشت. به او گفته بودند که بگوید من برای اعدام شدن آماده ام و حقایق را خواهم گفت. مع الوصف علیرغم دخالتهای موسوی تبریزی در طول محاکمات در کلیه لحظات بیان مطالب از طرف حسین تکبعلی زاده، در چهارده جلسه این دادگاه، حقایق به حدی گفته شد که مردم آبادان و خانواده های قربانیان بتوانند مسببین و عاملین اصلی این جنایت هولناک را بخوبی بشناسند. به دستور رئیس دادگاه، متهمین یک به یک خود را معرفی کردند و در محضر دادگاه و در حضور خانواده قربانیان و عده ای از مردم آبادان به کلام الله مجید سوگند یاد کردند که جز بیان حقایق، مطلبی سر زبان نیاورند. دادستان دادگاه کیفر خواست چندین صفحه ای را قرائت کرد و خواهان اشد مجازات و اعدام متهمین گردید.

 

اولین جلسه دادگاه ویژه در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1358 تشکیل شد. طی دو جلسه اول دادستان ویژه کیفر خواست خود را قرائت کرد که در ضمن آن، تصریح شده بود: «آتش سوزی سینما رکس آبادان تصادفی و غیرعمدی نبوده، بلکه رژیم گذشته و عوامل سرسپرده آن و مقامات محلی وقت با تمهیدات قبلی و توطئه حساب شده، قصد لوث ساختن حرکت انقلابی مردم مسلمان و نیز با آتش زدن سینما رکس، قصد بهره برداری تبلیغاتی علیه مردم مسلمان و روحانیت مبارز را داشته اند. با وجود این بیان که همان ادعای مخالفین رژیم شاه در زمان آتش سوزی است، و مفصل آنرا در "اطلاعیه جوانان مسلمان آبادان" دیدیم، دادستان بر مبنای اعترافات تکبعلی زاده در کیفر خواست تصریح می کند: «حسین تکبعلی زاده به اتفاق سه تن دیگر بنامهای فرج، فلاح و محمد زاعی بوسیله تینر مخلوط به موات روغنی سینما را بطور کمربندی آتش می زنند و نهایتا منجر به آتش سوزی صد ها تن از مردم بیگناه شده که سه نفر اخیر نیز در آتش سوزی جان می سپارند و حسین تکبعلی زاده موفق به فرار از سینما می شود و خود را از انظار پنهان می کند.»

 

بقیه در شماره آینده