بکار بردن «اورانیوم ضعیف و سیاست یک بام و دوهوای اوباما در آنچه به برنامه اتمی ایران مربوط می شود:

 نات پاری، نویسنده کتاب «ریاست جمهوری فاجعه آمیز بوش»، در 28 مارس 2013، سیاست یک بام و دو هوای بوش در باره برنامه اتمی ایران را ، مورد ارزیابی و انتقاد قرار داده است:

هشدار پرزیدنت اوباما به ایران، مبنی بر این که «همه گزینه ها روی میز هستند»، باوجود این که سند معتبری حاکی از ساختن بمب اتمی توسط ایران، وجود ندارد، در تناقض و تعارض است با این واقعیت که اسرائیل صاحب زرادخانه اتمی است و امریکا خود دارای هزار بمب و کلاهک اتمی است.

بدین سان، امریکا به سیاست یک بام دو هوا، بسا سه و چهار هوا، در آنچه به انتشار سلاح هسته ای مربوط می شود، ادامه می دهد:

- از نپیوستن یک طرف، به تعهدهای خود در مورد خلع سلاح هسته ای، برابر قرارداد منع انتشار سلاح اتمی، عمل نمی کند. بر اسرائیل، به قرارداد و تولید و انبار کردن اسلحه اتمی را روا می بیند بی آنکه آن را اظهار کند.

- از سوی دیگر، سیاست مهار دولتهای «لات»، کره شمالی و ایران را اتخاذ می کند و کره شمالی کره جنوبی، متحد امریکا را به جنگ و، بتازگی، خود امریکا را به جنگ اتمی تهدید می کند. امریکا نخستین و تا این هنگام تنها کشوری است که برضد کشور دیگر، بمب اتمی بکار برده است. نخستین بمب را بر شهر ناگازاکی، در ﮊاپن، در 9 اوت 1945، فروریخته است.

- باوجود این، وقتی نوبت به ایران می رسد، با آنکه این کشور اصرار می ورزد برنامه اتمیش صلح آمیز است و آماده گفتگو است، - بتازگی در قزاقستان با کشورهای 5+1 گفتگو کرده و این کشورها آن را «مفید» ارزیابی کرده اند – امریکا برضد او مجازاتهای اقتصادی وضع و اجرا می کند. به کامپیوترهای این کشور، حمله سایبری می کند و این کشور را به جنگ تهدید می کند.

هفته پیش، پرزیدنت اوباما، در بیت المقدس، باز تأکید کرد که سیاست امریکا ممانعت از دستیابی ایران بر بمب اتمی است. این اسلحه خطرناک ترین اسلحه است و بهر قیمت نمی گذاریم ایران به آن دست یابد. او گفت: «اسرائیل و امریکا موافق هستند که مجهز شدن ایران به سلاح هسته ای، تهدید می کند منطقه را و نیز تهدیدی است برای دنیا و بالقوه، تهدیدی است برای موجودیت اسرائیل. و ما در هدف با یکدیگر موافقت داریم. ما نباید سیاست مهار ایران را درپیش بگیریم وقتی مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته ای نمی شود. سیاست ما اینست که مانع از آن شویم که ایران سلاح اتمی را بسازد. ما ترجیح می دهیم مشکل از راه دیپلماسی حل شود. هنوز وقت برای حل مشکل از این راه وجود دارد. رهبران ایران باید بفهمند که باید به تعهدات بین المللی خود عمل کنند. تا آن زمان، جامعه بین المللی بر مجازاتها و تشدید فشار بر دولت ایران می افزاید. امریکا با اسرائیل، بر سر برداشتن قدمهای بعدی، همچنان از نزدیک مشاوره می کند. و من می خواهم تکرار کنم که همه گزینه ها روی میز هستند. ما آنچه را لازم است، برای جلوگیری از مجهز شدن ایران به بدترین سلاح دنیا، انجام خواهیم داد».

- از یک سو، اوباما تکرار می کند که «ترجیح با حل مشکل از راه دیپلماسی» است. اما از سوی دیگر، می گوید: همه گزینه ها روی میز هستند. گزینه نظامی در شمار گزینه های روی میز است. بنا بر این، امریکا که نخستین و تنها کشوری که بمب اتمی را بکار برده است، به بهانه جلوگیری از دست یافتن ایران به بمب اتمی، این کشور را تهدید به بکار بردن سلاح هسته ای می کند. همه گزینه ها روی میز هستند، شامل این گزینه نیز هست. تهدید ضمنی، در حقیقت، تهدیدی روشن است: اگر ایران همچنان تن به خواست امریکا ندهد، امریکا به خود این حق را می دهد که این کشور را از نقشه جغرافیائی دنیا، حذف کند.

 

٭ اورانیوم ضعیف:

همانطور که هافینگتن پست در هفته پیش گزارش کرده است: «10 سال بعد از روز حمله امریکا به عراق، پزشکان در برخی از شهرهای خاورمیانه شاهد شمار غیر عادی سرطان و نوزادان ناقص هستند. دانشمندان علت آن را بکار بردن «اورانیوم ضعیف» و فسفر سفید توسط قوای امریکا در عراق، می دانند. نوزدان و کودکانی که از استعمال بی احتیاطانه اسلحه شیمیائی از سوی ارتشیان امریکا، چنان سخت رنجورند، می دانند بکار بردن اورانیوم ضعیف چه معنای وحشتناکی دارد. و سخن اوباما نیز راست است. اسلحه اتمی بسیار وحشتناک است و اثرهاشان بس خوفناک. با توجه به این امر که امریکا این اسلحه را بکار برده است، این قرار داشتن چنین اسلحه در دستهای امریکا و اسرائیل است که برای جهان خطرناک است. چراکه در صد سال گذشته، ایران به هیچ کشوری هجوم نبرده است. اما امریکا ده ها عملیات نظامی علنی و پنهان، از جنگ جهانی دوم بدین سو که موقعیت ابر قدرت را یافته، براه انداخته است. و نیز، اسرائیل مرتب به همسایه های خود، مصر و سوریه و اردن و لبنان و عراق تجاوز نظامی کرده است. فلسطینی ها که مرتب زیر بمب و خمپاره و گلوله توپ و موشک هستند و محکوم به زندگی در محاصره در نوار غزه و ساحل غربی رود اردنند، قربانیان روزمره تجاوز نظامی اسرائیل هستند. بنا بر این، کشورهائی که قابل اعتماد برای داشتن بدترین اسلحه دنیا نیستند، برخی کشورها هستند که بطور مرتب دست به جنگ تعرضی زده اند و می زنند. افزون بر این، هرچند اسلحه اتمی ویرانگر و مرگبار ترین اسلحه هستند، اما برای مدتی بس دراز، از سوی استراتژهای امنیت اتمی، عامل ثبات ارزیابی می شدند.

کوتاه سخن این که بدین خاطر که اسلحه اتمی ویرانگر منحصر به فردی است، وسیله ای کارآ برای منصرف کردن مهاجم احتمالی از دست زدن به تهاجم است. بدیهی است که این دلیل، دلیل عمده ایست که کشورها را برآن می دارد که اسلحه اتمی بدست آورند. و باز، دلیل اصلی است بر این که خلع سلاح هسته ای هرگز بطور کامل انجام نخواهد گرفت و خطر انتشار اسلحه اتمی نیز صفر نخواهد شد. کره شمالی، به رفتار خود و به سر و کله ای که با امریکا می زند و درد سری که برایش ایجاد می کند، این واقعیت را بطور کامل روشن کرده است. در اوائل همین ماه، وزیر خارجه کره شمالی گفت: کشورما از حق خود برای «حمله اتمی پیشگیرانه به تجاوزگران استفاده می کند. او این سخن را می گوید زیرا واشنگتن کره شمالی را به حمله اتمی تهدید کرده است.

گرچه این تهدید بطور قاطع – و به حق- از سوی جامعه بین المللی محکوم شد، اما در اساس، با سیاست رسمی امریکا فرقی ندارد. امریکا نیز می گوید حق تقدم در حمله اتمی را برای خود محفوظ نگاه می دارد. استراتژی حکومت اوباما که سال پیش توسط وزارت دفاع منتشر شد، اینست: تا زمانی که اسلحه اتمی در جهان وجود دارد، امریکا این اسلحه را نگاه می دارد و در صورت لزوم، آن را بکار می برد.

گرچه کره شمالی بمب اتمی و موشک دوربرد دارد و حق حمله پیشگیرانه را به خود می دهد، اما هنوز توانائی فنی را برای ساختن کلاهک اتمی برای موشکی که بتواند امریکا را هدف قراردهد، ندارد. باوجود این، تفاوت رفتار امریکا با این کشور نیمه اتمی با رفتارش با کشوری که سلاح اتمی ندارد، مثل ایران، چشم را خیره می کند.

 

٭ رفتار غیر متعارف با ایران:

و چون نوبت به ایران می رسد، اوباما اصرار می ورزد که ایرانی ها «باید به تعهدات بین المللی خود عمل کنند». به این تعهدات عمل نمی کنند و هرگاه به این رویه ادامه دهند، بسا امریکا برضدشان جنگ خواهد کرد. و آنچه را اوباما نمی گوید اینست که امریکا، در مقام کشوری دارای اسلحه اتمی تعهدات بین المللی دارد و آن تدارک خلع سلاح اتمی کامل است و به این تعهد عمل نمی کند:

در قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای که در 2010 منعقد شده است، با امضاء کنندگان یادآور می شود که :

« کنفرانس با اکثریت قریب به اتفاق دولتهای شرکت متعهد شد - و این تعهد بلحاظ حقوقی، مسئولیت آور است - که اسلحه اتمی و تجهیزاتی که بکار انفجارهای اتمی می آیند را دریافت نکنند و نسازند و نخرند و کشورهای دارای اسلحه اتمی همین تعهد را بر خلع سلاح هسته ای دارند.

کنفرانس متأسف است که کشورهای دارای اسلحه اتمی، نظیر امریکا، به تعهد خود، برابر قرارداد منع گسترش اسلحه هسته ای عمل نکرده و در خلع سلاح هسته ای نکوشیده اند: «کنفرانس در همان حال کاهش دوجانبه سلاح هسته ای را به کشورهای دارنده این اسلحه تبریک می گوید، با نگرانی، مشاهده می کند که شمار اسلحه اتمی هنوز از چندین هزار بیشتر هستند. کنفرانس نگرانی عمیق خود را نسبت به خطری اظهار می کند که احتمال بکار بردن این اسلحه، بطور مداوم انسانیت را تهدید می کند. »

در آنچه به منازعات در باره انطباق فعالیتهای هرکشور می تواند با قرارداد پیدا کند، غربی ها سوءظن می برند که ایران در کار ساختن بمب اتمی و یا ایرانیها شکایت می کنند که امریکا آنها را به جنگ تهدید می کند و برضدشان، مجازاتها وضع می کنند، کنفرانس باز تأکید می کند که در حل و فصل منازعه ها، تنها وسائل دیپلماتیک باید بکار روند و از «حمله و یا تهدید به حمله» می باید پرهیز شود:

«کنفرانس خاطر نشان می کند که پاسخها به نگرانی ها در باره رعایت تعهداتی که بنا بر قرارداد، هرکشوری می باید از عهده برآید، می باید از راه دیپلماتیک و در انطباق با تمهیدات منظور در قرار داد و منشور سازمان ملل متحد، داده شوند...

کنفرانس بر اینست که حمله و یا تهدید به حمله به تأسیسات اتمی که برای هدفهای صلح جویان ایجاد شده اند، امنیت اتمی را به خطر می اندازد و الزامات سیاسی و اقتصادی و محیط زیستی خطرناک در بردارد و بیشترین نگرانی خود را از بکاربردن حقوق بین المللی در توجیه بکار بردن زور در چنین مواردی اظهار می کند و خاطر نشان می کند که با منشور سازمان ملل متحد مخالفت دارد. کنفرانس احراز می کند که اکثریت دولتهای عضو خواستار ایجاد یک وسیله حقوقی محدود و متعهد کننده برای رفع چنین خطری است

در همان حال که امریکا همچنان از عمل به تعهدات خود، برابر قرارداد منع گسترش اتمی، سرباز می زند و تن به خلع سلاح اتمی نمی دهد، کشورهای دیگر دنیا فشار می آورند که کشورهای داری سلاح هسته ای به تعهدات خود در مورد خلع سلاح اتمی عمل کنند. در 7 مارس، انترپرس سرویس گزارش کرده است: «برای اولین بار، «دیپلماسی انسان گرایانه» درکار است تا که ضرورت ممنوع کردن اسلحه اتمی را بقبولاند. 5 کشور عضو دائمی شورای امنیت، بیشترین شمار از 19000 هزار اسلحه اتمی را در اختیار دارند و اسلحه ای که در اختیار دارند، می توانند چندین بار کره زمین را ویران بسازند. قدم اول در دیپلماسی انسان گرایانه در اسلو برداشته شد و در کنفرانسی برداشته شدکه در روزهای 4 و 5 مارس، حکومت نروﮊ برپا کرد. میزبان کنفرانس بعدی در مکزیک، در زمان خود، بعد از تدارک اسباب ضرور، برگزار خواهد شد.

نمایندگان 127 دولت در کنفرانس شرکت کردند. صلیب سرخ بین المللی و حلال احمر و نهادهای جامعه مدنی و کمپین بین المللی برای حذف اسلحه اتمی نیز در کنفرانس شرکت کرده بودند.

با آنکه قدمی امید و نوید بخش برداشته شده است اما بدون شرکت امریکا و دیگر کشورهای دارای اسلحه اتمی، قدمهای بعدی تا رسیدن به نتیجه برداشته نخواهند شد. نه ایران که 5 کشور عضو دائمی شورای امنیت هستند که می باید بخاطر خلع سلاح هسته ای زیر فشار بین المللی قرار بگیرند. زیرا غیر از این کشورها، کشور امضا کننده دیگری نیست که قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای را زیر پا گذاشته باشد. بخصوص بر امریکا است که می باید فشار وارد آید. زیرا ابداع کننده و سازنده نخستین سلاح هسته ای امریکا است. این کشور است که بدون دغدغه خاطر این سلاح را بکار برده است و صادرکننده اول اسلحه در جهان نیز هست.

انقلاب اسلامی شماره ۸۲۵ از ۱۹ فروردین تا ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲