گزارش از ایران: مهندسي «انتخابات» ۷ اسفند سال ۹۴ و حاصل آن؟

 Mohandesi Entekhabat   

 بعد از اينكه اولين نتايج "انتخابات" اعلام و گروه های به اصطلاح اصلاح طلب دست چندم در مجلس، و هاشمی در خبرگان، پيروزيشان تقريباً قطعی شد، بودند کسانی که گفتند: شما همه‌ اش می گوييد مهندسی" انتخابات"! اين چه مهندسی "انتخاباتی" است كه خامنه‌ ای انجام می دهد و به زيان وی تمام می شود، بهتر نيست در مورد وجود مهندسی "انتخابات" تجديد نظر كنيد و مرتب از آن نام نبريد.
 
    اما "انتخابات" دستکاری شدۀ تهران، تصویری بود که واقعیت را نمی‌ پوشاند. تصویر می‌ گفت در تهران برد با اصلاح طلبان بود. اما واقعیت می‌ گفت سر مهندس "انتخابات" از ترفندی ديگر استفاده کرد که رأی دهندگان به کنار، ناظران و تحلیل‌ گران نیز از آن خبر نداشتند.
 
     هنوز زمانی از اتمام "انتخابات" نگذشته بود كه معلوم شد اين بار مهندسی "انتخابات"، چند لايه‌ ای بوده است و سر مهندس سيد علی خامنه‌ ای و مشاوران سياسی او، از ترفند «ملت عليه ملت» استفاده کرده و  با ايجاد زمينۀ اعتراف، سمت دهندگان به رأی دهندگان، و نیز آنهایی که رأی دادند را، هم پيشتازان وسیلۀ کار، و هم تحقير، كرده‌ است.   
 
      بررسی های انجام شده معلوم کردند که رژیم ولایت مطلقه فقیه و مهندسانش، در هر یک از "انتخابات"، چند گانه عمل می كنند تا به نتايج مورد نظر خود برسند. اين بار ترفند اين بود كه با دو قطبی كردن رأی دهندگان، نتايج زير را بدست آورند:
 
- تا جایی كه می توانند، رأی دهندگان بیشتری را به پای صندوق های رأی بكشانند، و رأی دهندگان، به ولایت مطلقه فقیه و دو مجلس دلخواه او رأی بدهند. برای رسیدن به این مقصود، بايد چند اقدام همزمان را انجام می دادند و انجام دادند:
 
- شورای نگهبان بايد با شدت نيروهای اصلاح طلب را سلاخی می‌ کرد و کرد تا در مردم انگيزه شركت و مبارزه ايجاد شود. و
 
- افراطيون به سخنرانی ها حمله كنند تا بيشتر مردم را تحريك كنند. و
 
- صدا و سیما و ديگر رسانه‌ ها با سخن گفتن از «نفوذی‌ ها» و ايجاد فضای جعلی ليست انگليسی و نمايندگان انگليسی در افزايش حضور مخالفان و منتقدان بيفزايند. و  
 
- خامنه‌ ای،در ديدارهای خود، نمايش‌ های تحريك آميز در مخالفت با حضور اشرافيت، دل بستگان به غرب، كسانی كه در برابر اروپاييان كوتاه می آيند، رأی به افراد نترس و غيرتمند بدهيد و... در تشديد رقابت و تحريك مردم به شركت و مقابله با اصولگرايان، بدهد و داد.  و
 
- برخی از روزنامه نگاران و منتقدان، انگ «نفوذی» بخورند و دستگير شوند تا موجب تحريك مردم برای مقابله با ولايت فقيه مطلقه بگردد.
 
- مهندسی نامزدها (استصواب) به ترتیبی انجام بگیرد که هم بکار برانگیختن به «رأی دادن برای بی‌ اثر کردن رد صلاحیت‌ ها» بیابد، و هم دست نشاندگان خامنه‌ ای به دو مجلس بروند. 
 
    هر چه به "انتخابات" نزديك می شديم، رأی دهندگان دو قطبی تر می‌ شدند. پيشتازان جبهه اصلاحات و آنها که به رأی دادن برانگیخته شده بودند، در تقلای «مقابله با تحريكات جناح مقابل» بودند. در حالي كه نمی دانستند ترفندها همه برای کشاندن آنها به پای صندوق رأی، و انداختن رأی در آن، و بقصد تحصیل نتایج زیر است:
 
● همۀ گروه های مقابل ولايت را در يك جبهه جمع كنند و آنها از مردم بخواهند برای شكست دادن نيروهای طرف ولايت، در "انتخابات" شركت كنند. و  
 
● میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و کروبی را وادارِ، به ميدان آمدن كنند. آنها هم آمدند و رأی دادند. از مردم نیز خواستند در "انتخابات" شرکت کنند. یعنی "انتخابات" صحیح انجام می‌ گیرد.
 
● با استفاده از  «اپوزيسيون» داخلی و خارجی، از راه شركت آنها در ارائۀ تحليل‌ ها و انتشار آنها در رسانه‌ های خارجی، برای  برانگیختن رأی دهندگان به دادن رأی با هدف شکست دادنِ خامنه‌ ای . و
 
● هواداران هاشمی و روحانی و ديگرانی كه اندكی با خامنه‌ ای زاويه داشتند، با انتقاد از شورای نگهبان و برخی مراكز ديگر تلاش کردند رأی دهندگان بیشتری را به پای صندوق های رأی بكشانند
 
     شيوه عمل و ترفند مهندسی "انتخابات" اين دوره اين بود كه مردم را تحريك به شركت در "انتخابات" نمایند. و درِ باغ سبزِ  شکست دادن خامنه‌ ای را به روی آنها باز كنند. آن بخش از رأی دهندگان که به پای صندوق های رأی رفتند، با رأی خود، خامنه‌ ای را پیروز، و خود را بازنده کردند:
 
     تحقير رأی دهندگان به اين شكل انجام گرفت: ما هر آنچه را كه می خواستيم، شما به ما دادید. آنهایی که ما می‌ خواستیم، با رأی شما از صندوق ها بیرون آمدند. ما همواره این اجازه را داریم که بر شمارۀ آراء بیفراییم. چرا که شما مردم در واقع بر ولایت حق ندارید تا رأی داشته باشید. رأی شما به این درد می‌ خورد که ما به دنیا بگوییم مردم ولایت مطلقه فقیه را قبول دارند و مجلس خبرگان را مردم انتخاب کردند. و از تعداد ۸۸ نمايندۀ مجلس خبرگان رهبری، بيش از ۷۰ نفر شان از افراد مورد تأييد رهبر هستند. و از بيش از ۲۰۰ نفر فعلی مجلس، دست کم، ۱۱۰ نفر شان در خط رهبری هستند.
 
     عجيب اينكه آنها که به پای صندوق های رأی رفتند و به  این و آن ليست رأی دادند، به خصوص آنها که در تهران، به لیست‌ های نامزدهای خبرگان رهبری، رأی دادند، در واقع به ۱۰ نفری رأی دادند كه در طيف رهبری قرار داشتند و اين "انتخاب" ميان بد و بدتر، در نهايت موجب تحقيرِ مجدد آنان گشت.  
 
     ولایت مطلقه فقیه، یعنی اینکه مردم در حکم صغيران و یتیمان هستند. اگر باور نداريد، یکبار دیگر، گفته‌ های سران و امينان ولايت مطلقه فقیه را بخوانید:
 
● خمینی: «مردم ناقص‌ اند و نیازمند کمال‌ اند و ناکامل‌ اند، پس به حاکمی که قیم امین صالح باشد، محتاجند». 
 
● جنتی: «ملت، به عنوان ایتام محسوب می‌ شوند و عالمان، در حکم قیم و والیان امر هستند که کار رسیدگی به تمام امور مردم را دارا هستند.»
 
● خمینی: «ولایت فقیه، واقعیتی جز قرار دادن و تعیین قیم برای صغار ندارد». 
 
خزعلی: "اين چه حرفى است كه می گويند اگر مردم خواستند. مردم چه كاره اند؟ مردم، احكام خدا را اجرا می كنند. مردم، محترم و عزيزند، اما براى اجراى احكام خدا، نه براى بر هم زدن احكام خدا." 
 
● جنتی: «ولی فقيه نسبت به جان و مال و ناموس مردم اختيار دارد. همان اختياری که پيغمبر اکرم (ص) داشت. فقيه اين مقام و ولايت را به منظور حفظ مصلحت امت دارد». 
 
● مصباح یزدی: «عناصر مزدور شیطانی را شناسایی کنید. هرجا آهنگ مخالفت با ولایت فقیه یا ولی‌ فقیه ساز شده، آن را خاموش کنید، اگر از روی نادانی است، برایش توضیح دهید و شبهه‌ اش را رفع کنید، اگر از روی غرض ورزی است، او را خفه کنید». 
 
● آذری قمی: «ولی فقیه تنها این نیست که صاحب اختیار بلامعارض در تصرف در اموال و نفوس مردم می‌ باشد، بلکه ارادۀ او، حتی در توحید و شرک ذات باری‌ تعالی نیز مؤثر است و اگر بخواهد، می‌ تواند حکم تعطیل توحید را صادر نماید، و یگانگی پروردگار را در ذات و یا در پرستش، محکوم به تعطیل اعلام دارد»
 
● جنتی: «بعد از آل محمد، امت حالت یتیمی را دارد که پدر ندارد و سفارش کرده‌ اند که علما به جای امامان از آنها کفایت کنند و هدایت امت را بر عهده بگیرند، مانند قیمی که بعد از پدر متکفل ادارۀ امور ایتام است».
 
● خزعلی: «قانون اساسی می‌ گوید قوای ثلاثه زیر نظر ولایت فقیه است. شما وقتی ولایت فقیه را قبول نداشته باشید، ۲۰ میلیون که هیچ، ۳۰ میلیون هم رأی بیاورید، تا این رأی به تأیید مقام ولایت نرسد، معتبر نیست». 
 
و...
 
       روش خامنه‌ ای، کسی که به ادارۀ خودِ حقوقمندش نیز توانا نیست و نیز ياران او، از ابتدا، کاشتن این دروغ در کله‌ ها بود که ما قيم شما مردم ایران هستيم و شما يتيم و صغيريد و نيازمند ولايت و رهبري ما. شما هر كاری كه بخواهيد را نمی توانيد انجام دهيد. شما هرکاری را که ما بخواهیم، باید انجام بدهید. اگر نخواستید بکنید، به زور، وادارتان می‌ کنیم که بکنید. هر زمان كه به مقابله با ولايت مطلقه برخيزيد، ترفند جدیدی در کار می‌ آوریم و شما را وادار می‌ کنیم در مدار بستۀ بد و بدتر بمانید. مبلغان خودی و «غیر خودی» ما، مأموریت دارند نگذارند شما بفهمید در این مدار بسته، انتخاب وجود ندارد، و شما همواره همان کار را می‌ کنید که ما می‌ خواهیم بکنید. و ما می‌ دانیم چکار کنیم که شما در این مدار بسته هم، کاری را که ما می‌ خواهیم، بکنید و هم بهنگام انجام، خود را پیروز نیز تصور کنید. بعد متوجه می‌ شوید فریب خورده‌ اید. اما کار از کار گذشته است. در نوبت بعدی، فریبی دیگر درکار می‌ آوریم. ولو احتیاج چندانی هم به آن نداریم. زیرا تا وقتی شما در مدار بد و بدتر زندانی هستید، هرکار انجام دهید، بنفع ما است.
 
     چنانکه اين بار، سر مهندس از در ديگری وارد شد: با ايجاد زمينه‌ های مناسب، مخالف خوان‌ ها و کسانی را که خود مخالف با خویش معرفی کرده بود و نیز مخالفان با خود را به صحنه كشاند تا اینبار، آنها خود و مردم را بفريبند و به پای صندوق های رأی بیاورند. موفقیتش بس ناقص بود. اما آنقدر بود که بتواند اعضای دو مجلس و بخصوص مجلس خبرگان را  "انتخاب شدگان" وانمود کند. حال، چند روزی از "انتخابات" نگذشته، بسياری از رأی دهندگان به اين نتيجه رسيده‌ اند كه بار ديگر كلاه بزرگی بر سر آنها رفته‌ است. البته پيشتازان آنها نيز خود شرمندۀ تحليل اشتباه خود شده‌ اند.
 
     بعد از پايان "انتخابات" مهندسی شده توسط خامنه‌ ای، او وارد ميدان شد و پيام داد: «...اینجانب وظیفۀ خود می‌ دانم که از این لبیک عمومی به فراخوان نظام اسلامی سپاسگزاری کنم و پاداش و هدایت الهی برای مردمی که این جمعۀ پر کار و پر شکوه را  آفریدند، مسألت نمایم».
 
    "انتخابات" سال ۹۴ مجلسين به گونه‌ ای برگزار شد كه در ابتدا بسياری از تحليل گران مسائل سياسی و مقاله نويسان و منتقدان حاكميت در داخل و خارج از كشور، نسبت به ورود و شركت در "انتخابات" ترديد داشتند. اما بعد از مدت زمانی احساس كردند كه بايد وارد ميدان شوند و مردم را نيز به ميدان بكشانند. آنها بدون شناخت از حاكميت ولايت فقيه مطلقه، خود را پيشاپيش پيروز "انتخابات" می پنداشتند و معتقد بودند با ممانعت از حضور برخی چهره‌ ها در مجلسين و همچنين "انتخاب" و حضور برخی از نمايندگانِ هم خط خود، می توانند شكست سختی را به سيد علی خامنه‌ ای وارد سازند.
 
    البته آنها بسيار خوش باور بودند، زيرا در ايران همه می دانند در هر "انتخاباتی"، خامنه‌ ای يا قبل از "انتخابات"، يا در حين "انتخابات"، و يا بعد از انجام آن، نام هر كس را بخواهد از صندوق‌ های رأی بیرون می‌ آورد. چند نمونه:
 
- در "انتخابات" مجلس پنجم به نيروهای سپاه پاسداران دستور داد مانع از حضور برخی مخالفان و منتقدان در مجلس شوند.
 
- در "انتخابات" ۷۶ به دليل شرايط، مجبور شد به ریاست جمهوری سيد محمد خاتمی تن دهد و هشت سال او را كنترل و تبديل به ماشين امضاء کرد.
 
- در "انتخابات" ۸۴ دوست داشت محمود احمدی نژاد رئيس جمهور شود و هاشمی را تحقير كند، اينبار نيز نيروهای سپاه وارد عمل شدند و با دستكاری در آراء، ابتدا كروبی را حذف نمودند و احمدی نژاد را به دور دوم آوردند و در دور دوم، نام او را از صندوق بیرون آوردند و هاشمی رفسنجانی چاره‌ ای جز پناه بردن به خدا ندید!
 
- در "انتخابات" ۸۸، مانع از "انتخاب" مير حسين موسوی شد و بار دیگر، نام محمود احمدی نژاد را از صندوق بیرون آورد. پس از آن، در بارۀ او گفت که افکارش از افکارِ هاشمی رفسنجانی به افکار من نزدیک تر است!
 
- در "انتخابات" ۹۲، به دلیل رساندن بحران اتمی به نقطۀ شکست و تسلیم، نیاز به کسی چون حسن روحانی پیدا کرد و او را "رئيس جمهور" كرد تا که قراردادی منعقد شود که شد، و برجام نام گرفت. بی‌ آنکه او این جرأت را بیابد که بگوید جام زهر شکست را سر می‌ کشم.
 
- و در "انتخابات" ۹۴، اجازۀ ورود به صحنه را برای هاشمی رفسنجانی و عارف و ديگران صادر كرد تا بعد از "انتخابات" در پيامي بگويد:
 
    «...خداوند دانا و توانا را سپاس که در آزمون بزرگی دیگر، ملت آگاه و مصمّم ایران را به پیروزی رسانید؛ آنان توانستند برای سی و ششمین بار از آغاز انقلاب اسلامی، در انتخاباتی سراسری، با عزم راسخ و شور و نشاط بیاد ماندنی، حضور یابند و سرنوشت کشور را در مقطع کنونی، رقم زنند؛ نمایندگان خود را برای تشکیل دو مجلس پر قدرت و پر اهمیت برگزینند و بار دیگر مردمسالاری دینی را در چهرۀ درخشان و پر اقتدار خود به جهانیان نشان دهند. ... ایران اسلامی به ملت خود می‌ بالد و به استحکام مقرّراتی که این فرصت های مغتنم را برای قد برافراشتن و تجدید قوای ملی فراهم آورده است، سر می‌ افرازد».
 
    در جملات فوق كه به نظر می رسد القای مشاوران به خامنه‌ ای باشند، چند امر خيلی مهم وجود دارند:
 
● اولا: ... «و بار دیگر مردمسالاری دینی را در چهره درخشان و پراقتدار خود، به جهانیان نشان دهند»؛ یعنی به دنیا بگویند صاحب اختیار و اقتدار، خامنه‌ ای، «رهبر» این «دموکراسی» است!
 
● ثانيا: «ایران اسلامی به ملت خود می‌ بالد و به استحکام مقرّراتی که این فرصت های مغتنم را...»؛ این «مقررات» فرصت ساز– در واقع فرصت سوز- چه چیز جز ولایت مطلقه فقیه است؟ و
 
● ثالثا: ... «فرصت های مغتنم را برای قد برافراشتن و تجدید قوای ملی...»؛ او از کدام فرصت جز فرصتِ "انتخاب" مجلس خبرگانِ یکدست و مجلس شورای اسلامیِ ناتوان سخن می‌ گوید؟  و راست نمی‌ گوید. این دو مجلس، قوای ملی را تجدید نمی‌ کنند، «اقتدار رهبر» را تجدید می‌ کنند.
 
    سه بخش فوق از دو پاراگراف سخنان بعد از "انتخابات" خامنه‌ ای، كليد درک فريبكاری جدید او است. برای شخص خامنه‌ ای مهم نيست چه كسی رأی می‌ آورد، یا نمی‌ آورد. زيرا او، برای "انتخاب" شوندگان و "انتخاب" کنندگان، مسيری را كه مجبور به رفتن در آن هستند، از قبل تعیین می‌ کند. اگر نخواهند از آن مسیر بروند، با زور آنها را به رفتن در آن مسير ناگزیر می‌ کند. نمونۀ "انتخابات" سال ۸۸ و اجبار مردم به پذيرش شخصی مانند محمود احمدی نژاد، با استفاده از سركوب و جنايت است.
 
     چند روزی از برگزاری "انتخابات" نگذشته بود كه برخی از همان تحليل گران به اين واقعیت پی بردند كه شركت در "انتخابات" و فراخواندن مردم به شركت پرشور در آن، دقيقاً همان مسيری بود كه سر مهندس سيد علی خامنه‌ ای از ماه ها قبل ريل‌ گذاری آنرا آغاز كرده بود. ريل گذاری از واژه‌ هایی است كه خامنه‌ ای بسيار بکار می‌ برد.  
 
٭ پیروز "انتخابات" کیست؟:
 
    امتيازهای داده شده و گل‌ های رد و بدل شده، به قول حسن روحانی و جنتی، معلوم می‌ کنند كدام تيم پيروز شده و در ازای پیروزی چه چیز را از دست داده‌ است:
 
٭ گل هایی كه مردم از قِبَل فريب حاكميت و شركت در "انتخابات" خوردند:
 
● گل اول: روحيه شكن‌ ترين گل، گلی بود كه خودی های به اصطلاح پيشتاز، بر اساس فريب تيم ولی فقيه مطلقه خوردند و بنابراين مردم را نيز فريفتند. آنها را ترغيب به شركت در "انتخاباتی" نمودند كه نتيجۀ آن از قبل معلوم بود، چرا كه شورای نگهبان در بررسي صلاحيت كانديداهای مجلس خبرگان از حدود ۱۰۰۰ نفر، تنها به ۱۶۰ نفری اجازۀ شركت در "انتخابات" را داد كه در پایان "انتخابات" تقریبا ۱۰درصد از آنها، ممکن بود از اكبر هاشمي رفسنجانی پیروی کنند. یعنی ۸ تا ۱۰ نفر از کسانی که به مجلس خبرگان راه پیدا می‌ کردند. همانگونه كه در ليست نامزدهای معرفی شده توسط هاشمی رفسنجانی در تهران، طرفداری کنندگان از او در اقلیت محض بودند. حتی با در نظر گرفتن اينكه افرادی چون امينی و امامی كاشانی و حسن روحانی و نيز جنايتكاری چون ری شهری (دری نجف آبادی به دستور خامنه‌ ای مجری قتل های سیاسی شد و احتمال نمی‌ رود جانب خامنه‌ ای را بخاطر هاشمی رفسنجانی رها کند) در مجلس خبرگان از هاشمی رفسنجانی حمایت کنند، نتيجۀ "انتخابات" تهران هم، ۱۱ (خامنه‌ ای خواه) و ۵ (هاشمی رفسنجانی خواه) است. می‌ دانیم که در "انتخاب" ریاست مجلس خبرگان، امامی کاشانی را ناگزیر کردند به هاشمی رفسنجانی رأی ندهد.
 
     در بررسی نتيجۀ "انتخابات" خبرگان رهبری مشاهده می شود كه اكثر قريب به اتفاق "منتخبين"، مهره‌ های بازی خامنه‌ ای هستند. در میان آنان، جنايتكاران به نام دهه های گذشته هستند. بنابراين از شركت رأی دهندگان در "انتخابات" خبرگان رهبری، هيچ زیان نبردند. آنها به خامنه‌ ای امکان دادند که به این مجلس مفتضح، صفت «مردمی» بدهد.
 
    در مورد مجلس «شوراي اسلامی» درست است كه كانديداهای مجلس از تهران همه از گروه به اصطلاح اصلاح طلب هستند، اما از نوع اصلاح طلبان مدل ۹۴، هستند.  يعنی اصلاح طلبان دست چندم. ولی در مابقی شهرها و شهرستان ها، "انتخابات" مانند تهران نبود و نتیجه، در بهترين حالت، حدود ۵۰ – ۵۰ خواهد بود. يعني ۵۰ درصد اصولگرايان و مستقلين نزديك به آنها، و ۵۰ درصد اصلاح طلبان و مستقلين نزديك به آنها. و اين يعنی مجلسی كه هيچ طيفی اکثریت ندارد و در طول ۴ سال، هربار بخواهد تصمیم بگیرد، تنها به دستور «رهبر» می‌ تواند تصمیم بگیرد.
 
      بدین‌ ترتیب،  گل اول را خودی هایی مانند هاشمی و روحانی و... وارد دروازه كردند و به رأی دهندگان گل فریب زدند.
 
● گل دوم: گل دوم را خودی هایی به دروازۀ مردم زدند كه رأی دهندگان از آنها چنین انتظاری را نداشتند. آنان بعيد می دانستند افرادی مانند محمد خاتمی ومهدی كروبی و ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد و تاج‌ زاده و حتی ملی-مذهبی ها و سروش و ... افرادی كه يا در حصر هستند و يا زندانی و يا به خارج از كشور مهاجرت كرده‌ اند، مردم را ترغيب به شركت در "انتخاباتی" كنند كه نتيجۀ آن از قبل مشخص شده بود. بعد از "انتخابات"، محمد خاتمی سخنگوی آنها شد و گفت: معنای رأی دادن آنها جز این نیست که آنها خود را در نظام می‌ دانند و نتیجۀ "انتخابات" را قبول دارند. یادآور می‌ شود که از حصر شدگان خواسته شده بود پوزش بخواهند و خاتمی به جای آنها پوزش خواست تا مگر به حصر آنها پایان داده شود. باوجود این، خامنه‌ ای، در ۲۰ اسفند ۹۴، پس از انجام مراسم اختتامیۀ مجلس خبرگان فعلی، خطاب به اعضای آن، از دشنام به آنها فروگذار نکرد. چراکه نتایج "انتخابات صحیح" را نپذیرفته بودند. و این یعنی خوردن هم چوب و هم پیاز.
 
● گل سوم: شركت رأی دهندگان در "انتخابات" مهندسی شده توسط خامنه‌ ای، اعتبار بخشیدن به نظام ولايت فقيه مطلقه در جهان بود.  
 
● گل چهارم: يكی از مهمترين گل‌ هایی است كه رأی دهندگان از خودی ها خوردند و آن، تأیید صحت "انتخابات" قلابی رژیم ولايت مطلقه فقيه است. زيرا اگر افرادی مانند موسوی و كروبی و ... كه معتقد به تقلب رژیم در "انتخابات" بودند، در اين "انتخابات" شركت نمی كردند و مردم را تشويق به دادن رأی نمی کردند، کودتای "انتخابات" سال ۸۸ و جنبش مردم در تاريخ شهادتی بود بر تقلبی که اندازه نمی‌ شناخت. آن جنبش و این کودتا و این واقعیت که به دستور خامنه‌ ای مردمِ در جنبش را به گلوله بستند، در تاریخ می‌ ماند. این واقعیت در تاریخ می‌ ماند. اما پس گرفتن ادعای تقلب و توبیخ شدن توسط خامنه‌ ای نیز در تاریح می‌ ماند.
 
     با توجه به اينكه هيچ تغييری در روش بررسی صلاحيت نامزدها توسط شورای نگهبان صورت نگرفت و "انتخابات" همچنان توسط همان شورای نگهبانی انجام گرفت كه در سال ۸۸ با جودِ تقلب بزرگ، صحت آنرا تأييد نمود، اين سؤال در ذهن مردم مطرح می‌ شود که اگر اين افراد، معترض به دستكاری در "انتخابات" بودند، چرا هم اينك كه همان گروه مسئول انجام "انتخابات" هستند، می پذيرند در آن شركت كنند؟
 
     بسا بزرگترين ضربه‌ ای كه اين "انتخابات" وارد کرد، ضربه‌ ای بود که به اعتبار آنها وارد کرد. باوجود این، بیدار باش پر طنینی نیز بود. زیرا مردمی که در پی تقلب بزرگ به جنبش درآمدند، اینک در می‌ یابند، در مدار بستۀ رژیم، جنبش نیز راه بجایی نمی‌ برد. بسا بدترها را تقویت و بدترین را که «رهبر» باشد، بیشتر تقویت می‌ کند. محل عمل، همواره باید بیرون رژیم و در استقلال از قدرت خارجی باشد.  
 
● گل پنجم: رأی دهندگان، به خصوص در تهران، توانستند "نمايندگان" مخالف با برنامه های هسته‌ ای سيد علی خامنه‌ ای را از مجلس بيرون برانند، يعنی به كسانی رأی منفی دادند كه در برابر نرمش قهرمانانۀ سيد علی خامنه‌ ای ايستادگی كردند و آنرا قراردادی همچون قرارداد تركمن‌ چای می خواندند. به سخن دیگر، با این رأی دادن، به ياری خامنه‌ ای آمدند و او را از دست نيروهای اصولگرا و غيرتمندی نجات دادند كه خود را ذوب در ولايت می دانستند.
 
● گل ششم: تأييد كلیۀ "انتخابات" گذشتۀ رژیم و سلامت آنها،به دليل حضور همۀ مخالفان و منتقدان بود. جهانيان می پنداشتند دخالت رژیم در "انتخابات" مردم در سال ۸۸ بود كه موجب به حصر درآمدن نامزدهای آن "انتخابات" شد. اما اینان با شركت در "انتخابات" و فراخواندن مردم به دادن رأی، مهر تأييدی بر سلامت "انتخابات" در رژیم جمهوری اسلامی زدند.
 
● گل هفتم: باعث حذف اصلاح طلبانی شد که خامنه‌ ای مصمم به حذف آنها بود. تغيير شكل جبهۀ اصلاحات از افرادی چون سعيد حجاريان ، مصطفی تاج‌ زاده، جواد امام، شكوری راد، بهزاد نبوی، عباس عبدی و ...، به افرادی چون محمد رضا عارف، علی مطهری، جلالی، نعيمی، شيخ و ...، كه بيشتر اصولگرا هستند، تا اصلاح طلب. و حتی نفر اول اصلاحات فعلی يعنی محمد رضا عارف، فردی است كه در كليۀ جلساتی كه سيد علی خامنه ای برگزار می كند، يكی از مدعوين است.
 
٭ دست‌ آوردهای مردم:
 
۱. شفاف شدن بازهم بیشتر فضای سیاسی کشور: تحریم کنندگان که حتی بنابر آمار نادرست رژیم، اکثریت هستند، رفتاری شفاف‌ تر داشتند. باوجود هم‌ آواز شدن همۀ آنها که به اصلاح ولایت مطلقه فقیه از طریق راه آمدن با آن معتقدند، در فراخواندن مردم به دادن رأی، در تهران، «ستاد مخالفت با ولایت مطلقه فقیه» نام گرفت. همۀ دیگر مواضع نیز شفاف شدند و اندازۀ کارایی خود را نشان دادند. در نتیجه، این واقعیت آشکار شد که در مدار بستۀ قدرت، سود هر عملی، به بدترین، یعنی رأس هرم می‌ رسد. و
 
۲. آشکار شد که برای برانگیختن به دادن رأی، دیگر  ترساندن از بدتر کفایت نمی‌ کند، می‌ باید دعوت به دادن رأی سلبی و اعتراضی کرد. اعتراض به دستگاه ولایت مطلقه فقیه. با اینکه برنده او شد و در مدار بسته قدرت جز این نیز ممکن نبود، اما اینک سمت و سوی تحول سیاسی مشخص گشته است. و
 
۳. ايجاد و تشكيل شبكه‌ های اجتماعی و هسته‌ ها با شيوه‌ هایی که خود تشکیل دهندگان برگزیدند. بيان آزاد آنچه كه در بيرون از شبكه‌ های اجتماعی، گفتن آن جرم محسوب می شد و  استفاده از موقعیت برای افشاکردن خامنه‌ ای و دستیاران او . و
 
۴. درآمدن بدیل رژیم ولایت مطلقه فقیه به افق سیاسی ایران.  
 

در این رابطه