کارشناس:خامنه ای بدیل خامنه ای چون باید تصمیم بزرگ بگیرد؟

 khameneiVkhamenei   در خردادماه سال 97، به روال سال های گذشته "مقام عظمای فرزانه" دانشجویان دست چین شده، را برای افطار به حسینیه امام خمینی در بیت خود دعوت نمود تا راهکارهایی را برای آنها بیان دارد مانند سال گذشته که فرمان آتش به اختیار را صادر نمود و مشکلاتی را هم برای خود و هم حامیانش به وجود آورد که برای رفع خطرات احتمالی بسیاری به تفسیر و توجیه آن پرداختند تا جامعه از آشوب خارج شود.

امسال بر خلاف سال گذشته، برخی از دانشجویان انتقاداتی را مطرح ساختند که مهمترین بخش آن مربوط است به سخنان دختری مانتو پوش به نام سحر محرابی که مسائل زیادی را در پی داشت.

سخنان این دختر دانشجو تازه وارد به شورای مرکزی،کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی آنقدر کوبنده و شجاعانه بود که تعجب بسیاری را بر انگیخت و برخی ها معتقد بودند او بعد از این سخنان به احتمال زیاد دچار مشکلات بعد از آزادی بیان خواهد شد یعنی به زندان خواهد افتاد اما تا کنون چنین سرنوشتی را نیافته است .

   در این بررسی، به مسائل زیر خواهیم پرداخت:

اول: سخنان سحر محرابی شامل چه بخش هایی بود

دوم: متن سخنان سحر محرابی در کجا تهیه و تدوین شده بود بیت رهبری یا وزارت آموزش عالی

سوم:آیا سخنان سحر محرابی بخشی از یک سناریو بوده یا واقعیت داشته است

 

اول: سخنان سحر محرابی شامل چه بخش هایی بود:

    او در بخش اول سخنرانی خود کلیه بحران هایی را که به دلیل بی لیاقتی مسئولان نصب شده از سوی رهبری و حاکمیت به وجود آمده بود را به شکل زیر بیان نمود و نشان می دهد که از آنها یا مطلع بوده یا به اطلاعش رسانده بودند در متن مکتوب، او گفت: …ایران امروز درگیر بحران های متعددی است(از جمله):

تشدید نابرابری سیستماتیک میان طبقات جامعه

کاهش میزان اعتماد عمومی

فروپاشی ارزش های اخلاقی

شیوع آسیب های اجتماعی

بحران های محیط زیستی

افزایش حاشیه نشینی 

طرد اقلیت ها 

وضعیت وخیم اشتغال  و تحصیل

و افزود:  این بحرانها تأثیر مخربی بر همبستگی اجتماعی گذاشته است.

    در بخش دوم سخنان خود، او نهادها و سازمان های تحت نظارت رهبری را به شدت مورد حمله قرار می دهد ومی گوید: در داخل کشور، عواملی موجب ایجاد بحران شدهاند:

تضعیف ساختارهای قانونی از طریق ایجاد نهادهای موازی سیاسی- امنیتی

مداخلات غیرقانونی نیروهای نظامی- امنیتی در وظایف نهادهای منتخب ملت

تضییع حق انتخاب مردم با ردصلاحیتهای سلیقهای و دخالتهای فراقانونی قوه قضاییه در وظایف دیگر قوا

     در سه بند فوق، بحرانسازیهای شورای نگهبان، قوه قضاییه، سپاه پاسداران و سازمانهای موازی اطلاعاتی و امنیتی را مطرح می سازد که در کلیه امور دخالت می کنند و مانع از انتخاب و عمل مردم می شوند. جالب اینکه نهادهای نظامی را که رهبری بر مدیریت و نظارت بر آنها تاکید دارد را نیز مورد انتقاد قرار می دهد.

    در بخش سوم، انتقاداتی را بر دیگر نهادها بیان می دارد و می گوید:

تحدید حقوق و آزادی های شهروندی برای تشکیل انجمن های سیاسی و سندیکاهای صنفی و سمن ها

(ممانعت از ) برگزاری اجتماعات

تعرض مکرر به حق آزادی بیان

محدودسازی روزافزون حق دسترسی آزاد به اطلاعات با اعمال فیلترینگ غیرقانونی 

برخورد با مطبوعات

گزینشهای سلیقهای برای تحصیل و اشتغال

برخوردهای خلاف موازین شرعی با زنان به بهانه ارشاد آنها

(ممانعت از) دادرسی عادلانه در خلال رسیدگی در دادگاه های ویژه

نقض مکرر حقوق متهمان مانند حق دفاع و یا دسترسی به وکیل خصوصا در پرونده های سیاسی 

محدودیت خودسرانه آزادی اشخاص مانند هشت سال حصر غیرقانونی،

افزایش فقر و فلاکت

فساد ساختاری

تبعیض ناروا و کاهش عامدانه سهم دولت از هزینه‌های بهداشت، درمان و تامین اجتماعی

اصرار بر شنیده نشدن صدای اقشار فراموش شده و فرودست و یا نگاهی که از هرگونه انتقاد و اعتراض کارگران، معلمان و… متوهمانه پرونده امنیتی می سازد، هرچند ممکن است موقتا موجب پاک کردن صورت مسأله شود، اما اصل مسأله کماکان باقی است.

ساختارهای معیوب و فسادزا در نبود قوای نظارتی سالم و مستقل و جامعه مدنی قدرتمند و پرسشگر، کارآمدی نظام را نشانه رفته است

تجمیع گسترده سرمایه در دست نیروهای برخوردار از رانت و قدرت، طبقه جدیدی را به وجود آورده.

گویی که جای سرداران دیروز در میدان های جنگ را، برج سازان و زمین خواران و مفسدان اقتصادی امروز تنگ کرده اند. حال سئوال اینجاست که با وجود محوریت سیاست های خصوصی سازی در اقتصاد نئولیبرال، چرا جناب عالی سه دهه از اجرای این سیاستها حمایت کرده اید؟

   بدینسان، در بخش سوم،  سحر کلیه نهادهای تحت نظارت رهبری که هزاران میلیارد از اموال مردم را در ید خود داشته اند و در دیماه سال 96 بنا بر گزارشات و اخبار حدود 30 میلیارد دلار از اموال کشور را به خارج از ایران انتقال دادهاند، یعنی  همان نهادهایی که، بنا به دستور رهبری، هیچ نظارتی بر آنها نیست و هیچ نماینده یا گروهی هم حق نظارت بر آنها را ندارد به باد انتقاد می گیرد و می گوید: عدم امکان عملی تحقیق و تفحص از برخی نهادهای تحت امر جناب عالی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، قوه قضاییه، صدا و سیما، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام در کنار ضعف روحیه پاسخ گویی در مسئولان به خودی خود مشکل آفرین است.

    او می افزاید: جنابعالی که برخی، اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی را کف اختیاراتتان میدانند، در برابر پرسش ها، انتقادات و اعتراضات مردم چه پاسخی دارید؟

 

    در بخش چهارم بیان متهورانه او در مورد دانشگاهها که توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به پادگان هایی تبدیل شده اند ، تمام آبروی نداشته رهبری در مورد گفتارهای دروغین او در رابطه با دانشگاه و دانشجو را از بین برد. او اینگونه سخن راند :

اما دانشگاه : نگرانیم رهبر انقلاب! نگران نفس تنگه های طولانی مدت دانشگاه، حال دانشگاه خوب نیست. از برخورد های امنیتی و انضباطی با دانشگاه خبر دارید؟ از بازداشت دانشجویان و صدور احکام حبس بلندمدت برای برخی ازآنها خبر دارید ؟ از نظارت پیش از انتشار و توقیف نشریات دانشجویی خبر دارید؟ از اینکه تنها چند مجموعه دانشجویی غالبا هم فکر و هم نظر امکان تشکل یابی داشته اند و مابقی نهادهای دانشجویی از شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی گرفته تا بسیاری از تشکل های دانشجویی، هنوز اتحادیه ندارند خبر دارید ؟ از سخت گیری ها و تنگ نظری ها خبر دارید؟ که اگر خبر نداشتید مکرر در مکرر از لزوم برخورد سهل گیرانه با دانشجویان نمی گفتید.

بخش پنجم: در این بخش، او اقدام به ارائه راهکارهایی میکند هر چند میداند که بسیاری از مقامات از جمله شخص رهبری خود مانع از اجرای این راهکارها خواهند شد. اما او آنها را برای ماندگاری مطرح میسازد و در انتها با ضربهای کمر شکن، تمام ناتوانیهای مقامات مسئول را به رخ آنها میکشد و با دادن راهکارهایی به مسئولان نظام میگوید: اگر کار را به دست مردم و دانشجویان و دیگر اقشار بدهند آنها خود میدانند چه باید بکنند. در نهایت، او به خامنهای اینگونه راهکار نشان میدهد:

اما چه باید کرد؟ در برابر این همه مشکلات کشور، چه باید کرد؟ نمیتوان برای هر مشکل، نهادی فرمایشی ساخت و راهی جدا برای حلش پیش گرفت. دیگر نه کلید که باید به دنبال شاه کلید بود. شاه کلیدی که از عصر پیشامشروطه تا به امروز، تنها، از آن سخن رفته است؛ قانون.

    باید به قانون بازگردیم، به قانون اساسی. آن هم نه فقط چند اصل آن. راهکار، احیای قانون اساسی –قانون اساسی با تمامی اصول آن است

راهکارپذیرش حق مردم بر تعیین سرنوشت خود و امکان مشارکت سازمان یافته در حیات سیاسی-اجتماعی-اقتصادی شان

 تقسیم قدرت و تفکیک قوا و امکان تغییر پذیری در قدرت با تمامی لوازم آن.  سپردن مدیریت کشور به نمایندگان مردم. 

قانونگذاری وظیفه ذاتی و انحصاری مجلس است.  وجود نهادهای نظارتی مستقل و قدرتمند و خصوصا قوه قضاییه سالم، بیطرف و سفارشناپذیر، به رسمیت شناختن نظارت مردم، نهادهای مدنی و رسانهها بر عملکرد مسئولان و قدرت،  شفافیت . اگر به حضور مردم در نظام باور داریم، باید حق دانستن را به رسمیت بشناسیم، در این صورت است که مردم به مشارکت و اثرگذاری خود بر حاکمیت باور پیدا میکنند.

      برابری تمام شهروندان در برابر قانون، باید بپذیریم که هیچ مقامی، هیچ شخصی بالاتر از قانون نیست. بسط فرهنگ گفتگو و مدارا، نه فقط در روابط میان شهروندان که در رابطه میان حاکمیت و ملت . باید بپذیریم مردم آزادند بیاندیشند، آزادی اندیشه بدون آزادی بیان آن بیمعناست. ضمن پذیرش حکومت اکثریت، وجود اقلیتها را با تمامی حقوق آنها اعم از فرصت حفظ هویت فرهنگی، رسوم اجتماعی و فعالیتهای دینی به رسمیت بشناسیم. ایجاد فرصتهای برابر از جمله تعیین شرایط و معیارهای یکسان برای تحصیل، استخدام و اشتغال زنان به ویژه در مناصب دولتی و فراهم کردن امکان مشارکت در قدرت و ایجاد فضایی امن و برابر، برای حضور و فعالیت اجتماعی زنان است.

     در انتها، او خامنه‌ای را مورد خطاب قرار می دهد و اینگونه می گوید:!

 

آقای خامنه‌ای!

    ایران، این روزها شرایط حساسی را تجربه می‌کند. تصمیمات بزرگ را افراد بزرگ میگیرند. در یک کلام از نظر ما، راهکار تعمیق دموکراسی است؛ دموکراسی مبتنی بر مردم؛ همه مردم، همه اقلیتها، همه قومیتها، کارگران، معلمان، دانشجویان، اقشار فراموش شده، کولبران، تهیدستان، حاشیه نشینها.

     و ما به تصمیم بزرگ شما در این خصوص امیدداریم. به خوبی میدانیم که به براندازان پوشالی و خارج نشینان منفعت طلب و تروریست ها و زادگان سلطنت و ایادی وطنی استکبار جهانی امیدی نیست. در یک کلام راهکار در جمهوری اسلامی است؛ نه یک کلام بیشتر، نه یک کلام کمتر.

 

در برابر سخنان سحر محرابی، خامنهای برای فرار از مسئولت اینچنین گفت:

     مدیریت نهادهایی همچون نیروهای مسلح با رهبری است اما در قوه قضاییه و صداوسیما با وجود آنکه رؤسای آنها از طرف رهبری منصوب میشوند، مدیریت آنها با رهبری نیست و به عنوان مثال، بنده در مواجهه با صداوسیما، چه در مدیریت فعلی و چه در مدیریت‌های قبلی، همواره در موضوعات مختلف موضع انتقادی داشته و دارم.»

 

دوم: متن سخنان سحر محرابی در کجا تهیه و تدوین شده بود بیت رهبری یا وزارت آموزش عالی؟:

    همانگونه که سحر محرابی گفت ایران در شرایط حساسی قرار دارد و نظام تلاش می‌کند به نوعی مانع از تلاشی خود در آینده نزدیک شود . لذا این متن به گونهای تدوین شده بود که در مقابل رهبری خوانده شود تا همه چیز از خامنهای خواسته شود. چنانچه آنچه در انتهای سخنرانی او  آمدهاست، مسائل مهمی را روشن میسازد. سخن او را باز میآوریم:

 

آقای خامنه‌ای

    ایران، این روزها شرایط حساسی را تجربه می‌کند. تصمیمات بزرگ را افراد بزرگ میگیرند. در یک کلام از نظر ما، راهکار تعمیق دموکراسی است، دموکراسی مبتنی بر مردم، همه مردم، همه اقلیت ها، همه قومیت ها، کارگران، معلمان، دانشجویان، اقشار فراموش شده، کولبران، تهیدستان، حاشیه نشین ها. و ما به تصمیم بزرگ شما در این خصوص امیدداریم. به خوبی میدانیم که به براندازان پوشالی و خارج نشینان منفعت طلب و تروریستها و زادگان سلطنت و ایادی وطنی استکبار جهانی امیدی نیست. در یک کلام راهکار در جمهوری اسلامی است؛ نه یک کلام بیشتر، نه یک کلام کمتر

 

    افشاگری یکی از اعضای همان شورای مرکزی نشان میدهد که متن  تهیه شده باید یا از سوی آقای غلامرضا غفاری تهیه شده باشد که سالها در دانشگاه و وزارت آموزش عالی بوده ودر چندین طرح ملی گزارشاتی از استانها و حدود 500 شهر کشور تهیه کرده بود و یا از سوی مقامی دیگر. وگرنه تقریبا به جرات می‌توان گفت که هیچ کس نمی‌تواند متنی را به داخل بیت رهبری ببرد قبل از آنکه از سوی مسئولان اطلاعاتی، امنیتی بیت خوانده شود و اگر این مسامحه صورت گرفته باشد باید بنا به دستور باشد وگرنه کسی جرأت انتقاداتی در این حد را ندارد آنهم در مقابل خامنهای و صدا و سیما که منتشر شد و همه دیدند.

    اگر گفته های محمد رضا محمدی را صحیح بدانیم ، متن سخنرانی سحر محرابی توسط غفاری معاون فرهنگی وزیر  آموزش عالی تهیه شده که باید به وسیله سحر محرابی خوانده میشد .

    محمد رضا محمدی همکار خانم محرابی و عضو کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی با اشاره به تکذیبیه وزارت علوم مبنی بر تدوین متن سخنرانی سحر محرابی به نشریه دانشجو،گفت:...صبح روز دیدار، مدیرکل فرهنگی وزارت علوم به بنده خبردادند که طی جلسه‌ای با معاون فرهنگی وزیر علوم متن نهایی سخنرانی تدوین شده است.

    به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا، محمدرضا محمدی درباره مسائل مطرح شده درباره متن سخنان سحر مهرابی گفت: صحبت‌های سحر مهرابی به نمایندگی از شورای مرکزی ناظر بر نشریات وزارت علوم در حسینیه امام خمینی و در مقابل رهبر انقلاب در روز‌های اخیر حرف و حدیث‌های بسیاری در پی داشتهاست. وی افزود: سه شنبه بنده در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری‌ها داشتم به این نکته اشاره کردم که متن قرائت شده توسط خانم سحر مهرابی در معاونت فرهنگی وزارت علوم تدوین و تایید شده بود، اما روز گذشته وزارت علوم طی بیانیه‌ای اظهارات بنده را به کلی تکذیب و ادعا کرده بود که هیچ نقشی در تدوین متن‌های دانشجویان در مقابل رهبر انقلاب نداشته است.

    عضو کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی تصریح کرد: بنده اصراری به اینکه ثابت کنم که ادعا‌های وزارت علوم نادرست است ندارم، اما اگر دوستان عزیزمان در این وزارتخانه اصرار بر انکار دارند بنده ابایی از انتشار اسناد و مدارکی که در اختیار دارم نخواهم داشت.

    وی اظهار کرد: همانطور که در مصاحبه قبلی گفتم صبح روز دیدار طی چند تماس تلفنی هم خانم سحر مهرابی و هم آقای عسگری مدیر کل فرهنگی وزارت علوم به بنده خبر دادندکه جلسه‌ای برای تدوین، ویرایش و چک نهایی متن با حضور جناب  آقای غفاری معاون فرهنگی وزارتخانه و خانم مهرابی برگزار شده و طی آن متن در وزارتخانه نهایی شدهاست. با این وجود سئوال اینجاست که چگونه است که وزارتخانه‌ای در جمهوری اسلامی متنی را تعیین و تدوین کرده است که در آن مطالبی مانند رفع حصر مطرح و تصمیمات نظام در این رابطه را غیرقانونی دانسته‌اند.

    عضو کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی گفت: دوستان از آزادی‌هایی صحبت کردند که از سال ۷۶ تا ۸۰ در دولت هفتم بزرگترین اتحادیه دانشجویی تاریخ کشور را تا مرز فروپاشی پیش برد. اما با همه این‌ها مسئله مهم و تاسف برانگیزی که در مورد خانم سحر مهرابی وجود دارد این است که ایشان چگونه حاضر شده اند متن تریبون مقابل رهبری را با وزارت خانه‌ای هماهنگ کنند که همین چند روز پیش آن‌ها را به افطاری رئیس جمهور دعوت نکرده بود چه برسد به اینکه حتی بخواهند تریبونی برای بیان دغدغه هایشان در اختیار آن‌ها بگذارد. منبع: خبرگزاری دانشجو

 

با توجه به گفته های اقای محمدی چند سوال پیش میآید:

اول:آیا متن را غفاری معاون فرهنگی وزیر تهیه کردهاست، آنهم وزیری که از سوی بیت رهبری برای این مقام به حسن روحانی تحمیل شدهاست؟ با توجه به سوابق غلامرضا غفاری، که تنها کمتر از یک سال را در جبهههای جنگ بوده،  جرات تهیه چنین متنی را نداشته و تدوین آن را تکذیب کرده است مگر به دستور مقاماتی خاص و خارج از وزارتخانه.

دوم: اگر متن توسط غفاری تهیه و تدوین نشدهاست، چه کسی این جرأت را داشته که متن را آماده کند و وارد بیت رهبری کند تا خوانده شود؟ چنین فردی باید درمقام بسیار بالاتری از غفاری قرار داشته باشد. 

    از سویی دیگر گفته میشود این سناریو را اصغر میرحجازی صاحب مقام در بیت خامنهای مدیریت کرده است تا بتواند با به نمایش در آوردن این سخنرانی به امور مد نظر جامه عمل بپوشاند و اگر اینگونه باشد بخشی از همان سناریو خواهد بود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

سوم: آیا سخنان سحر محرابی بخشی از یک سناریو بوده یا واقعیت داشته است و بحشهای دیگر سناریو چه می‌تواند باشد؟ در این رابطه با دو احتمال می‌توان آن جلسه و سخنان را بررسی کرد: عدهای معتقدند این دیدار و آن سخنرانی از روی متن مکتوب، بخشی از سناریویی بوده که نظام در حال تلاشی، برای نجات خود انجام دادهاست و این جزیی از سناریوی استراتژیستهای نظام برای رهایی ولی فقیه و نظام وابسته به او از عاقبت نابود کننده آنها خواهد بود و به همین دلیل این سخنرانی را مرحلهای از مراحل سناریوی جدید نرمشی سوپر قهرمانانه دانستهاند زیرا:

اول: فشارهای خارجی و منطقهای به حدی بالا است که اگر نظام و به خصوص «رهبر فرزانه» اقدام به نوشیدن جام زهر ننماید بعید است بتواند از وضعیتی که در آناست رها شود. تمام تلاش خود را بر آن گذارده تا با عوام فریبی و سخنرانی هایی که برای داخلی ها مورد پسند است، اقدام به فرار از فشارهای خارجی نماید و احتمالا اقدام به نمایشها و مذاکرات محرمانهای کرده است و بدین خاطر است  که ترامپ میگوید از زمان خارج شدن امریکا از برجام، رﮊیم ایران رفتار خود را تغییر دادهاست. مسموعاتی نیز حاکی از آنند که گفتگوها میان دو طرف در جریان هستند.  پژمان فر «نماینده» افراطی مجلس نیز  در سخنانی از مذاکرات محرمانه خبر داده است.

دوم: فرار از فشارهای داخلی، بحرانهای داخلی و اعتصابات و اعتراضات پایان ناپذیر داخلی وضعیتی را بوجود آوردهاند که برای خامنهای هیچ چارهای جز نمایشهای عوام فریبانه باقی نگذاشتهاست. نیروهای حافظ رﮊیم نیز تلاش میکنند او را بیگناه نشان دهند و گناه را به گردن دیگران بیندازند. همان تلاشهایی که در اواخر سلطنت محمد رضا پهلوی انجام میشد. آن زمان نیز تبلیغ میکردند خود شاه گناهی ندارد این اطرافیان هستند که فاسدند و بدیل شاه خود او است!

     اگر بخواهیم آن را سناریو بدانیم ،با توجه به برخی اخبار و گزارشات می‌توان گفت بخشهای دیگر این نرمش قهرمانانه می‌تواند شامل اتفاقات زیر باشد:

الف: بیگناه نشان دادن خامنهای و انداختن مسئولیت به گردن دیگران. در حالیکه رد پای او در بسیاری از جریانات از ترور نویسندگان و فعالین سیاسی، آزادی سعید طوسی، تقلب در انتخابات، کشتار مردم به دلیل اردوکشی خیابانی و اعتراض، هزینه کردن میلیاردها دلار در سوریه، عراق، یمن و لبنان و کشورهای افریقایی و به کشتن دادن هزاران تن از جوانان ایران به نام هلال شیعی و جبهه مقاومت،  فرمان به حصر انداختن آیت الله منتظری، میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و...، فرمان به تعطیلی فلهای مطبوعات توسط قاضی انقلابی و فراری سعید مرتضوی، نظارت بر شکنجه دستگیر شدگان همراه سعید امامی و اعتراف گیریها مورد نظر او، فرمان تعطیلی کنسرتها و ممانعت از نمایش فیلم ها توسط منصوبان او در قوه قضاییه و ستاد ائمه جمعه و جماعت، واگذاری هزاران میلیارد تومان به نیروهای نظامی- امنیتی واطلاعاتی وابسته به خود، فرمان سرکوب و دستگیری هر منتقد و معترضی و به زندان انداختن آنها، هزینه کردن بیش از 100 میلیارد دلار برای پروژه بیهوده هستهای، واگذاری میلیارد ها دلار به منصوبان خود در ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان، اماکن مقدس ، صدا و سیما و صدها بنگاه و سازمان فرهنگی برای حفظ مقام ولایت مطلقه، فرمان به خروج دهها میلیارد دلار برای آینده ای که در پیش دارد و اموال رهبری و فسادگستری و تحمیل اقتصاد مصرف و رانت محور و وارد کردن ایران در هفت جنگ و اشاعه خرافهها و....

 ب: دموکرات نشان دادن دیکتاتوری که عامل ریخته شدن خون دهها هزار نفر در طول دوران حاکمیت خود و خمینی بوده است، بر همه روشن است که شخص سید علی خامنه‌ای در تمامی امور کشور دخالت کرده و عامل اصلی سرکوب و سانسور و فیلتر کردن و بستن روزنامه ها و ... بوده ، حال چگونه است که در برابر انتقادات دانشجویان زبان به کام گرفته و سکوت میکند؟ آیادلیلی جز نیازی بالاتر دارد که  ادامه حیات ننگین رﮊیم ولایت مطلقه فقیه است؟

ج: نمایش انتقادپذیری خامنهای، کسی که خدا را هم بنده نبوده ونیست. کسی که پاسخگوی هیچ سئوالی نیست. وقتی خطر احساس میشود و شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه‌ای از خیابانهای شهرهای سراسر کشور به گوش او میرسد، ناگزیر تلاش می‌کند به حرفهای انتقادی علیه خود گوش دهد هر چند به قول خودش آنها را قبول ندارد .

د: عقب نشینی از کشورهایی که به دلیل دخالت در آنها، به جز ویرانهای باقی نمانده مانند یمن و سوریه و اینک عراق. هنگامی که او  میگوید: یکی بزنند ده تا میخورند، بادمجان دور قاب چینها فریاد الله اکبر سر میدهند. اما آنچه مشخص است، این است که در تمامی حملاتی که اسراییل به پایگاههای ایران در سوریه انجام داد و حدود یک میلیارد دلار از سرمایه گذاری ایران در زیر ساخت های پایگاه های خود را ویران کرد و دهها کشته از ایرانیان و دهها کشته از وابستگان به سپاه قدس غیر ایرانی بر جای گذاشت، نه خامنهای و نه حسین سلامی و نه سردار قاسم سلیمانی (که به دلیل مخفی شدن به قایم سلیمانی معروف شدهاست)، کوچکترین واکنشی نشان ندادند و سر افکنده آماده خروج اجباری و تحمیلی از سوریه هستند. در جریان یمن هم با مذاکرات پشت پرده، مستشاران ایران از آنجا خارج شده اند و به همین دلیل نیروهای سعودی در حال باز پس گیری برخی از استانها از حوثیهای فریب خورده هستند.

 

دیدارهای محرمانه: دیدار نماینده رهبری(علی نقی، کمال خرازی، رییس انتصابی شورای عالی راهبردی سیاست خارجی و عموی عروس خامنه‌ای) در تاریخ 25 اردیبهشت ماه سال 97،  با وزیر سابق امور خارجه فرانسه در پاریس و  همچنین دیدار تایید نشده او با جان کری در پاریس. لازم به ذکر است که ایران سه وزارت خارجه مختلف دارد و بر اساس نیاز به مذاکره، یکی از آنها وارد عمل میشود:

- وزارتخارجه بیت رهبری که مسئولیت آن را کمال خرازی بر عهده دارد و در کنار او اکبر ولایتی، سعید جلیلی، حسین طارمی ، علی شمخانی و... حضور دارند.

- وزارتخارجه سپاه پاسداران که مقام ارشد آن قاسم سلیمانی است در کنار امیر عبداللهیان ، مسجدی و قاآنی و...

- وزارتخارجه کابینه حسن روحانی که مسئولیت آن را محمد جواد ظریف عهده دار است و عراقی و تخت روانچی و... نیز در کنار او قرار دارند.

 

اما مهمترین بخش این سناریو، ایفای نقش بدیل توسط خامنهای است:

    از این دید که در سخنان سحر تأمل کنیم، میبینیم رﮊیم میداند که جامعه در حال روی آوردن به بدیلی است که قانون اساسی بر پایه حقوق را پیشنهاد میکند. پس میکوشد بدیل را در درون رﮊیم ایجاد کند. اگر خامنهای نشد، لاجرم خاتمی یا حتی  یک نظامی با شعار مبارزه با فساد و خارج کردن کشور از بنبست:  

    بخش دیگری از سناریو جلوگیری از شکست سنگین در آینده، از راه خامنهای را بدیل خامنهای کردن است. اگر نشد، خامنهای – خاتمی یا دیگری و اگر بازهم نشد، بدیل نظامی. به همین دلیل  خامنهای ملاقاتی با سید محمد خاتمی انجام میدهد. به احتمال زیاد استراتژیستهای بیت رهبری با این عمل میخواهند خاتمی را در کنار خامنه‌ای قرار دهند تا شاید بتوان مردم  را قانع کرد که این بار بنا بر اصلاح است.

    قصد حامیان رﮊیم ولایت مطلقه فقیه، از ترتیب دادن این ملاقات، قبولاندن نقشی که میخواهند به او و همانندهای او بدهند است.  طرح عفو «مقصران سیاسی» اگر بجائی برسد، گویای جدی شدن این بدیل تراشی است.

      تلاش بر کنترل و کاهش قدرت نیروهای سپاه که خامنه‌ای و برخی از حامیان او سعی میکنند تا  اوزنده است به نوعی اژدهای ایران خوار(سپاه پاسداران) را به پادگانها باز گردانند تا برای آینده نظام ولایت و خانواده رهبری مشکل ایجاد ننمایند (مانند بلایی که بر سر خانواده روح الله خمینی آورده شد). این حرکت از قبل از عید آغاز شد و مراحل زیر را طی می‌کند:

اول:فرمان به وزیر دفاع برای خارج شدن نیروهای نظامی از بنگاههای اقتصادی که البته سپاه پاسداران گفته که از سخنان خامنه‌ای خروج آنها از اقتصاد کشور مستفاد نمیشود. اما بتازگی، وزارت دفاع اعلام کرد قسمت عمده فعالیتهای اقتصادی نیروهای مسلح واگذار شدهاند.

دوم: تغییر احتمالی در فرماندهی سپاه قدس و برکنار کردن سردار قاسم سلیمانی

سوم:ادغام سپاه قدس در کل سپاه پاسداران در آینده نزدیک

چهارم: تغییر فرمانده کل سپاه و به سر کار آوردن سردارانی که محمد علی جعفری آنها را برکنار کردهاست. مانند سردار احمدیان و سردار سید محمد حجازی و... که به صورت محرمانه مطرح شدهاند.

    این تغییر و تبدیلها هم حاکی از آنند که قصد جلوگیری از اقدام نظامی است که رﮊیم را جانشین کند. به سخن دیگر، در بدیل سازی، نمیتواند از مهار کامل نیروهای مسلح، غافل شد. بخصوص وقتی که دیگر چارهای جز وارد عمل کردن نیروی مسلح نماند.