جهانگیر گلزار - کدام قانون اساسی ضامن حقوق برابر است

jahangir12
ایرانیان در حال حاضر از چه چیز بیش از حد ناراضی هستند ؟
نامه 280 استاد که به نظام هشدار داده اند جالب است . توجه آنها دقیق است از اینکه نظام در بن بست قرار گرفته است . در جایی گفته اند " عدم یکپارچگی در نظام سیاسی در حوزه هدفگذاريهاي کلان، موجب فعالیتهاي موازي یا متعارض و لذا موجب هرزروي منابع اقتصادي، اجتماعی و انرژي جامعه شده است."
در جای دیگر آورده اند : "افول در سرمایه اجتماعی و امید: نظر متخصصان علوم اجتماعی و نتایج مطالعات میدانی بیانگر گسست فرهنگی و شکاف اجتماعی بین گروههاي جمعیتی کشور است که میتواند ناشی از عوامل متعددي باشد. اقلیتها، اقوام ایرانی، زنان و جوانان ازداشتن سهمی درخور، در مدیریت کشور ناامید شده اند؛ جایگاه تاریخی، اخلاقی و اجتماعی روحانیت و مرجعیت آسیب دیده است؛ دانش آموختگان دانشگاهها سرگردانند و سرمایه هاي انسانی و علمی آنان رو به استهلاك است؛ به تدریج دستگاه تصمیم ساز و حاکمیتی کشور از نخبگان تخلیه شده است؛ و نخبگان یا با نگاهها و فشارهاي ایدئولوژیک و امنیتی اخراج می شوند و یا خودشان تصمیم به ترك و مهاجرت می گیرند. این شرایط، آشفتگی در تصمیمات، سیاستها و درهم ریختگی برنامه ها، اقدامات نظام حکمرانی را شکل داده است. تداوم این وضعیت حسِ تعلق خاطر و احساس همبستگی ملی را تخریب کرده است. حاکمیت فرصت چندانی براي ترمیم زخمهاي پرهزینه حاصل از این نگاه و بازسازي احساس همبستگی ملی ندارد. امید، که اصلیترین سرمایه هر جامعه است، به سرعت در حال افول و اعتماد عمومی به حاکمیت تا مرزهاي خطرناکی کاهش یافته است.که یکی از اصول خدشه ناپذیر کارآمدي مدیریت است، را دچار مشکل نموده است. اگر تاکنون این ساختار سیاسی و اداري به حیات خود ادامه داده است به علت تکیه بنیادین آن بر وجود درآمد وافر نفتی بوده است، اما اکنون این درآمدها دیگر قادر به جبران هرزروي و عدم کارایی نظام مدیریت کشور نمی باشد. این سپهر مدیریتی و سیاسی دیگر قابلیت ادامه مسیر به شیوه گذشته را نداشته و ضروري است که این سامان و سازمان مورد بازنگري اساسی قرار گیرد. این بازنگري و بازتعریف باید متکی بر اهداف تراز اول ملی، حول مصالح و منافع ملی و تعیین دقیق اولویت بندي آنها و الزام تمام ارکان کشوري، لشگري و نهادهاي عمومی حول یک منظومه هدفمند و منسجم از اهداف و اولویتها باشد."

تمام کمبودهایی که ایرانیان دارند و در این هشدارنامه بیان شده است حقوقی است که مردم از دست می دهند .
من باب مثال شهروندی که شغل ندارد و یا از حقوق کافی برخوردار نیست ، نمی تواند امکانات حیاتی از غذای کافی و بهدشات مناسب تا پوشاک و مخارج تحصیل و دیگر مخارج زندگی را تامین کند . بنا بر این حق حیات او در خطر است . در آمد 3 میلیون و 500 هزار تومان امکان حد اقل زندگی را تا 4 ماه قبل فراهم می کرد . امروز با دلار 14 هزار تومان در آمد 9 میلیونی هم نمی تواند کفاف مخارج را بدهد . پس خط فقر اکثریت جامعه ایران را گرفته و زنگ خطر از دست دادن حق حیات برای بسیاری در کشور به صدا در آمده است .
نبود آزادی و نبود استقلال فردی و اجتماعی از دیگر حقوقی هستند که در ایران هر لحظه بدان تجاوز می شود .
در دوران انقلاب قانون اساسی پیشنهادی نوشته شد که محور اصلی آن رعایت حقوق مردم و رشد جامعه و اقتصاد بود . بعد قانون اساسی پیشنهادی را تغییر دادند و اصل ولایت فقیه را به آن اضافه کردند در سال 1368 اختیارات مطلقه ، همانگونه که در ابتدا ی انقلاب پیشنهاد کرده بودند و بدان اصرار داشتند ، به قانون اساسی اضافه کردند و محور سلسه ملایان را پایه گذاری نمودند . جامعه ایران که همیشه شاه را با قدرت مافوق می شناخته است با بودن ولی فقیه مقتدر آشنایی تاریخی داشته است . تصور اینکه انسانها حقوقمند هستند برای عده زیادی ناآشنا بوده است .
در کتاب شوک آینده نوشته الوین تافلر آمده است : "که 50000 سال از حیات انسان را به دوره های حیات 62 ساله تقسیم کنیم ، در می یابیم که انسان تا کنون حدود 800 دوره 62 ساله را زندگی کرده و از این 800 دوره عمر بیش از 650 دوره عمر را در غارو آلونکهابسر برده است . در خلال 70 دوره عمر اخیر امکان ایجاد ارتباط موثر از یک نسل به نسل دیگر فراهم شده است . پیدا شدن خط این امکان را فراهم آورد . فقط در طی 6 دوره عمر اخیر بود که توده مردم چشمشان به حروف چاپی افتاد . انسان تنها در 4 دوره عمر اخیر توانسته است زمان را با دقتی نسبی اندازه گیری کند . فقط در دو دوره عمر اخیر توانسته است زمان را با دقتی نسبی اندازه گیری کند . فقط در دو دوره عمر اخیر امکان یافته تا در اینجا و آنجا از موتور برق بهره ببرد . و تقریبا قریب به تمام همه کالاهای مادی که در زندگی روزمره از آنها استفاده می کنیم ، در زمان کنونی ، یعنی در هشتصد مین دوره عمر پدید آمده اند .
در ادامه می گوید که در هشتصدمین دوره خود را از تمام تجربه انسانهای گذشته بکلی جدا کرده است . زیرا در این نسل رابطه انسان با منابع طبیعی دگرگون شده است . "
انسان حاصل تجربه نسلهای قبل از خود را حمل می کند . رابطه انسان و استبداد نسل به نسل باز گو شده است . هنوز استبدادیان در سراسر جهان بر اکثریت مردم جهان سلطه دارند . رابطه انسان با طبیعت که رابطه دوستی بوده است به رابطه انسان و مصرف طبیعت تبدیل شده است .
دیگران کاشتند و ما خوردیم
ما بکاریم ودیگران بخورند
در ذهن جامعه سرمایه داری معنی ندارد . تولید انبوه و معتاد کردن انسانها به خرید کالا و پیشخور کردن زندگیها جهت خرید نیازهای کاذب باعث شده است که استفاده از ذخیره های طبیعت در یک دوره زندگی بشر شتاب بیش از حد بگیرد . در طول 100 سال گذشته انسان به اندازه تمام طول عمر بشر از ذخایر کره زمین استفاده کرده است .
اگر در گذشته جنگها تاثیراتش تنها بر روی عده ای در محدوده آن کشورها رخ می داده است ، امروز جنگها تاثیراتش بر روی تمامی کره زمین است . استفاده از مواد شمیایی تا استفاده از منابع و تخریب منابع ، تاثیرات مخرب خود را بر انسان و طبیعت و اقتصاد مردم جهان نهاده است . انسان شاهد بوده که رابطه بنیاد دینی و قدرت ، دین را فاسد و از خود بیگانه کرده است و دین اسباب دست قدرت برای سلطه بیشتر شده است . اما هنوز این تجربه باعث نشده که بنیادهای دینی از دولت جدا بشوند . رابطه انسانها با هم بر اساس منافع و به پیروی از رابطه قدرت است . انسان خود را نتوانسته از بند قدرت خلاص کند . رابطه ها بجای رابطه حق با حق که انسان را از خشونت آزاد می کنند ، اکثر رابطه ها بر اصل منافع تنظیم می شوند .
امروز ایران بعد از 4 دهه ناملایمات و پایمال شدن حقوق مردم ، بعد از تجربه است .
چه باید کرد که از تجربه 4 دهه گذشته درس گرفته دچار استبداد جدیدی نشویم ؟
زندگی در آزادی و استقلال حق هر شهروند است . اینکه انسان استقلال داشته باشد در گرفتن تصمیم و آزاد باشد در انتخاب نوع تصمیم ، حق هر انسان است و انسان آزاد و مستقل باید از این حقوق برخوردار بشود .
تقسیم بندی منطقه ای جامعه ایران بر 30 استان است . اکثر استانهای ایران فقیرند . ما 7 قوم داریم که 51 در فارس و 24 درصد آذری و 8 درصد گیلک و 7 درصد کرد و 3 درصد عرب و 2 درصد بلوچ و 1 درصد ترکمن هستند .
این اقوام و این جوامع محروم باید از حقوق برابر برخوردار بشوند . در حقیقت همه انسانها حق برابر دارند .
چگونه می توانیم تضمین کنیم که بحرانها که این نظام ساخته است را می توان حل کرد ؟
جهت حل مشکلات و معضلات موجود ، مجموعه ای از روابط باید تغییر کند .
جامعه باید حقوقمند زندگی کند . و روابط خشونت زا به روابط دوستی و اعتماد متقابل تغییر یابد . مهمترین تغییر را باید انسان انجام بدهد که بداند این حقوق شیئی خارج از او نیست . بلکه این حقوق جزو وجود اوست که او با برخوردار شدن از آن حقوق ، انسان کامل و آزاد و مستقل است .
اقتصاد بایستی از مصرف محور به تولید محور تغییر روش دهد . در اقتصاد تولید محور استعدادها فعال می شوند و سرمایه ها بجای فرار از کشور در خدمت تولید قرار می گیرند . اصول روابط در سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه باید تغییر روش بدهد . این سه قوا باید بر اساس رعایت و اجرای حقوق انسان فعال باشند . پس در درجه اول ما نیاز به قانون اساسی داریم که بستر و محور آن حقوق باشد .
در این قانون اساسی ایدئولژی و دین نباید نقشی در محتوا داشته باشند . تنها حقوق هستندکه بیایستی تمام اصول را تشکیل بدهد . پس سه قوه مجریه و قضاییه و مقننه هر آنجه می کنند باید منطبق باشد با بهره بردن از اصول قانون اساسی و موافق حقوق همگان عمل کنند . هر عملی و هر قانونی و هر مصوبه ای باید منطبق باشد با برخوردار شدن انسانها از حقوقشان .
همانگونه که می گوییم از فردای تحول در ایران هیچکس حق ندارد بخاطر داشتن عقیده و مرام به زندان بیفتد . هیچکس حق ندارد اعدام و شکنجه بشود . باید بگوییم و خواهان آن باشیم که همه حق دارند از حقوق خود برخوردار بگردند و حق د اشتن دین و مرام هم جزو همان حقوق است.
شهروند ایرانی کسی است که اضافه بر حقوق انسان که باید از آن برخوردار شود ، به عنوان عضوجامعه از حقوق سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز برخوردار است .
هر شهروند 5 دسته حقوق دارد ، حقوق انسان و چون در جامعه زندگی می کند حقوق شهروندی و چون در کشوری زندگی می کند ، حقوق ملی دارد و چون محیط زندگی در طبیعت است رعایت حقوق طبیعت و باید حقوق هر جامعه بعنوان عضو جامعه جهانی رعایت شود .
این 5 دسته حقوق هر انسان است که در سطح جهان باید امکان برخوردار شدن از آنها را ممکن گرداند . در جامعه حقوقمدار رابطه ها بر اساس رابطه حق با حق می شود و در سطح فرد با فرد و سطح جامعه با جامعه و سطح کشورها با کشورها از خشونت آزاد و در جهت رشد شتاب و مسابقه صورت می گیرد . کتاب حقوق پنجگانه پیشنهادی به مردم ایران و مردم جهان نوشته اقای ابوالحسن بنی صدر و همیارانشان جهت حقوقمدار کردن جامعه ها است . تا رابطه انسانها حق با حق بگردد و انسانها از روابط خشونت زا آزاد و در دوستی و مهر زندگی کنند .    

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید