نادر انتظام: یا نور ، زیر سایه نور ؛

ENTEZAM NADEr

خدا سایه تون را از سرمون کم نکنه ، روز و زمونه خوبی بود ، آنروزها خداوند هم سایه داشت ، وقتی به بزرگترها میگفتیم خدا سایه تون را از سرمون کم نکنه می گفتند سایه خدا بر ستون باشه .

ساعت ده و نیم صبح بیستم اکتبر ۱۹۷۷ رفتم تو بانک ، تو شهر ورستر در ایالت ماساچوست یک اسکناس صد تومانی را گزاشتم روی کانتر بانک گفتم میخوام تبدیل کنم به دلار ، چون می خواستم بنزین بزنم ، آنقدر مغرور بودم که اول صد تومانی را دادم به پمپ بنزینی ، آنهم با نهایت احترام گفت باید ببری بانک به دلار تبدیل کنی و کردم .یادش بخیر. آنروز نام وطنم ، پاسپورتم ، پولم و نامم یک قد و بالا از هیکل شیخک نشین های خلیج فارس بلند تر بود حتا در آمریکا .

 

معلم جامعه شناس هستی ، رفته بود پای تخته و بر سینه آسمان وحی نوشت ؛

 

انسانها سه دسته اند ،

 

دسته اول ، پروا پیشه گان ( متقین ) ، الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ

( غیب ) عشق در هم تنیده آفریدگار و آفرینش .

آنها که ، دستشان را می گزارند تو دست خداوند ، نمازشان را وسط جامعه اقامه ( نمازشان یعنی ساختن جامعه ) می کنند ، در پس گستره سفره ثروت شان برای ارتزاق بینوایان از باورشان نمی پرسند ، هر انسانی با هر رنگ پوستی ، ملیتی ، و باوری را خوش آمد می گویند . پروا پیشگان ( متقین ) کسانی هستند که تمامی موجودات از دست و زبان آنها در امانند .  

 

وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ .

 

همسوئی با نظم هستی ، غوطه وری در عشق .

 

برای آنها پیام به تو دستمایه باور و پذیرش و احترام به پیام پیشینیان تو و سفر نامه رسیدن به و درک پایان رستگاریست ، چه به یقین رسندگان نیکوئی .

 

أُوْلَئكَ عَلىَ‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ،

جاده سر سبزی که ، به اقیانوس رستگاری ختم میشود . و آنها چه کشاورزان هدایت شده و خوشبختی هستند که ، نیتجه فلاحت شان رستگاریست .

 

گروه دوم

 

، إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ، زندان بانان حق .

 

برای آنها که بهر قیمتی ! می خواهند روی حق را به پوشانند، هر حقی را از حق پرستش خداوند تا حق آفریده های او ، آنها که ،   پذ یرنده هیچ نصیحتی نیستند ، اینها نه به معلم ایمان می آورند و نه به پیام او و نه به پیامبران او . می دانی چرا ؟

 

خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَرِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ . درب دل را بر شنیدن و دیدن حق بسته اند .

هستی فریاد بر می آورد که ، وای بر آنها که درب قلوب شان برخورشید تابان عشق و محبت بسته است ،و به هنگام شنیدن نوای محبت و هدایت خود را به کر گوشی می زنند تا نغمه های عشق را نا شنوا شوند و پرده کور چشمی را بر دیده بی بصیرت خود می آویزند ، و نقمت عذاب را بر نعمت آرامش ترجیح می دهند . وه که ، چه شور بختند اینان .

 

دسته سوم

 

، سناریست و کارگردان هستی برای معرفی این گروه از انسان ها صحنه تاتر را چنین چیدمان می کند.

( این مقاله را تقدیم می کنم به کسانی که بنام دین خدا ، در سیاه چاله های شکنجه دژخیمان زمان شان در لا مکان های زمین دفن شدند و آنها که ، بهر نحوی سر بر نیزه دکان داران دین فروش داده اند !!. به آنها که برای گرامی داشت کرامت انسانی ، توسط دژخیمان رژیم های خود جان شیرین را به شدن انسان تقدیم کردند )

 

معلم هستی ، چهره کریه المنظر باطن سیاه آنها را چنین معرفی می کند ؛

 

وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الاَخِرِ وَ مَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ، نقاب دارانی که در بین انسانها زندگی می کنند

اولین مشخصه فریب کارانه آنها این هست که ، بر چهره کریه خود نقاب ایمان به خداوند ،و باورمند به جهان آخرت می زنند که، کارگردان هستی می فرماید : دروغ می گویند اینان به هیچ ارزشی ایمان ندارند ، فریبکارند. سرمایه شوم شان خدعه و نیرنگ شان هست ، آنها از کرامت ، شرافت ، عشق و انسانیت کوچکترین بهره ای نه برده اند . بدروغ می گویند به وجود خداوند ایمان داریم ، آنها با عمل ضد خدانی وضد انسانی شان سفر به آخرت را نیز تکذیب می کنند .

 

يخُادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخَادَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ، مطاع شان خدعه است.

 

وه چه تصور باطلی !! این بی شعور ها به خیال باطل خود تصور می کنند که ، با پنهان شدن در پس پرده خدعه ، فریب ، دروغ و نیرنگ ، خدا و باورمندان به خداوند و نظم و نظام آفرینش را فریب می دهند ؟!. آنها تنها خود و جهان تاریک اطراف خود را در برابر آینه تیره و تار عمل فریب کارانه شان می بینند .

 

فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كاَنُواْ يَكْذِبُون ، بیماری قلبی غیر قابل علاج شان هروز در حال افزایش است .

 

این گروه از انسانهای تکذیب کننده حق که از بیماری خدعه و نیرنگ و دوروئی رنج می برند ، با اصرار بر عمل ناشایست و فریب کارانه خود غافل از این بلای خود ساخته هستند که نظام بر حق و راستی آزمای آفرینش در رهگذر این تکذیب بر بیماری آنها می افزاید چرا؟ چون حق را تکذیب می کنند .

 

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نحَنُ مُصْلِحُونَ ، مفسد صالح ؟؟.

 

به فرصت هائی که به این دسته از انسان ها داده میشود توجه کنید ، زمانی که قوانین هستی از آنها سوآل میکند که ، چرا چنین در جامعه فساد می کنید ؟ بدورغ می گویند : ما مصلحین و دلسوزان جامعه هستیم ! بقول آقای بوش پدر " ما برای صلح انسان می کشیم !!".

 

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَاكِن لَّا يَشْعُرُونَ ، نه چنین است ، این خود فریب دهندگان مفسد که فاقد عقل و شعورند ، بجز فساد در جامعه کار دیگری انجام نمی دهند.

 

بشرط حیات ادامه دارد......

 

از آن تاریخ ۴۲ سال می گذرد ، نیک که بنگری در پس سه انقلاب برای یک ملتی که تا دیروز زیر سایه خداوند همه تلاش خود را برای دست یابی و حفظ آن کرامت خدا دادی را که حق خود می دانست کرده بود ، امروز شوربختانه زیر سایه خدعه و دروغ ( آقا ) در جایگاهی قرار گرفت که ............ ادامه دارد .

زمان بر شما سراسر راستی باد .

 

آمریکا ، شب عید فطر ۱۴۴۰ برابر با دوم ماه جون ۲۰۱۹ . نادر انتظام