خطر جنگ در خلیج فارس

 ترجمه قسمتهایی از سرمقاله اشپیگل بتاریخ 21 تا 28 ماه سپتامبر سال 2019

مترجم: علی شفیعی

آتش افروزان جنگ: یک متعصب، یک سبک سر و یک فرد غیره قابل اعتماد رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ و هم پیمان سعودی او، بن سلمان از یکطرف، «رهبر انقلاب ایران»، خامنه‌ای از جانب دیگر

وضعیت در خاورمیانه تا چه اندازه خطرناک است؟

نویسندگان سرمقاله:

Christiane Hoffmann, Alexander Jung, Susanne Koelbl, Rene Pfister, Maximilian Popp, Alexandra Rojkov, Britta Sandberg

حمله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی برای رهبران این کشورشرمندگی و حقارت غیره قابل وصفی را بوجود آورده است. خیلی سریع نزد صاحب منصبها در جهان روشن شد که خاندان شاه سعودی بشدت بی‌آبرو، خشمگین و جریحه دار شده است. برای سعودیها هم همین اندازه روشن و معلوم است که مقصر کیست: ایران

اما بطور دقیق این ضربه نظامی چه پیامدهایی خواهد داشت؟

سه ماه پیش پاسداران انقلاب یک پهباد اطلاعاتی آمریکائی به مبلغ صد ملیون دلار را در بالای تنگه هرمز در خلیج فارس با موشک زدند و منهدم کردند. در آن زمان واشنگتن در نظر داشت حمله‌ای تلافی جویانه به تأسیسات نظامی ایران بکند. ولی در آخرین دقایق، رونالد ترامپ، ظاهراً بدین خاطر که تعداد زیادی از مردم ایران جان خویش را از دست خواهند داد، از عملیات نظامی منصرف شد. اما در عوض واکنش نظامیان آمریکائی حمله سایبری علیه کامپیوترهای پاسداران انقلاب در ایران بود.

حال بزرگترین دستگاه تصفیه نفت جهان در چنگال شعله‌های آتش سوخت. اگر چه مدارک مستند قضایی در مورد هویت آتش زنان وجود ندارند، ولی امر مسلم اینست که ایران در این آتش افروزی نقش داشته است. ولی نصر، مشاور سیاسی و استاد دانشگاه جون هاپکینس در واشینگتن میگوید: " همه مدارک دال بر این دارند که ایران در این عملیات دست داشته است. این امر نه تنها قابل تشخیص، بلکه منطقی نیز هست."

حمله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی پیامد استراتژی " فشار علیه فشار" است که تهران از بهار امسال بر ضد ایالات متحده آمریکا بکار میبرد... در حقیقت این سئوال که آیا ایران خود عملیات آتش زنی را صورت داده است و یا یکی از همدستان و شرکاء او در منطقه دست به اینکار زده اند، امری کاملاً جانبی است. آنچه مهم است اینست که آمریکا و عربستان سعودی کشور ایران را منشأ شرارت و متجاوز قلمداد میکنند....

منطقه خلیج فارس در سراشیبی جنگی خانمانسوز قرار گرفته است. این جنگ شاید حتی مدتهاست که شروع نیز شده است:

جنگ در این منطقه نوع جدیدی از جنگ است که میتوان آنرا جنگ در قرن بیست و یکم نامید. جنگی که بدون اعلام جنگ ولی به صورت رسمی کار ویرانگری خویش را با جبهه های مبهم و نا مشخص و صحنه ها و میادین جنگی گوناگون به پیش میبرد. در واقع حمله های جنگی گوناگونی وجود دارند که افکار عمومی شاید اصلاً هیچگونه اطلاعی از آنها ندارد. چرا که معلوم نیست چه کس و یا کسانی، چه زمان و در کجا آنها را بر افروخته اند. البته در شکل معمول و مرسوم متخاصمان با یکدیگر میجنگند، ولی با پهبادها در هوا و ویروسها در شبکه های اینترنتی در سطح جهان. جنگی گمراه کننده، آشفته و مغشوش، که هیچکس قادر نیست آنرا مهار و کنترل کند، حتی آن کسانیکه دستشان در کار جنگ افروزی است و با هم میجنگند. ( برجسته کردن کلمات و جمله ها همه جا از مترجم است.)

سه آتش افروزاین جنگ در کارند تا تمامی منطقه خاورمیانه را به آتش بکشند. این سه آتش افروز عبارتند از: اوّلی ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که با سیاست پرخاشگرانه، متجاوز و بی‌برنامه خویش بخشی از جهان (خاورمیانه) را که خواه نا خواه دچار بند از بند گسیختگی شدید است، به هرج و مرجی فاجعه آمیز می‌کشاند. شخص دوّم، شاهزاده عربستان سعودی محمّد ابن سلمان، جوانی شریر و فاسد که در نزاع و دشمنی با ایران هیچ حد و مرزی را نمی‌شناسد. او جنگی بیرحمانه و دد منشانه را در یمن چهار سال است که براه انداخته است. و شخص سوّم رهبر انقلاب ایران، علی خامنه‌ای، شیعه ای بنیاد گرا که چهاردهه است به دشمنی و خصومت جمهوری اسلامی علیه " شیطان بزرگ " در واشنگتن استحکام می بخشد.

هدف اصلی ترامپ اینست: با استراتژی " آخرین حدّ فشار " خویش ایرانیها را به زانو در آورد. حال، وقتی ایرانیها توسط عملیات ضد فشار از خود واکنش نشان میدهند، ترامپ کاملاً عیان و روشن مجبور است در بن بستی غامض مانور دهد: چرا که ترامپ اجازه شروع جنگی جدید در خاورمیانه را ندارد. اگر او نخواهد امید به انتخاب مجدد در ماه نوامبر سال 2020 را از دست بدهد، نمیتواند بگذارد در خاورمیانه به جنگی خونین کشانده شود. او حتی تا بحال به وعده های انتخاباتی گذشته خویش نتوانسته است جامه عمل پوشاند. او در انتخابات پیشین خود قول داد که سربازان آمریکائی را از عراق و افغانستان به خانه‌هایشان برگرداند.

از جانب دیگر اگر ایرانیها و نایبان و دست نشانده گان آنها در منطقه ترامپ را دست کم گیرند و مفتضح گردانند، او اجازه ندارد خود را ضعیف و درمانده نشان دهد.... رئیس جمهور آمریکا در بن بست و کشمکش شدیدی قرار گرفته است. (برای مثال) او روز یکشنبه نوشت، نظامیان آمریکا " آماده و مهیا " برای نبرد هستند. یک روز بعد بر خلاف آنرا گفت. او گفت من هیچوقت قول ندادم حافظ اعراب سعودی باشم و از آنان حفاظت کنم. روز چهار شنبه، باردیگر تهدید به " راهکارهای قاطعانه " کرد و بلافاصله در جمله های بعدی خویش حرفهای خود را پس گرفت.

آیا در حال حاضر ترامپ باید از خود واکنش نشان دهد؟ این امر با شامه سیاسی او تناقض دارد که با قهر نظامی از خود عکس العمل نشان دهد. ولی فشار سیاسی بر او میتواند آنقدر زیاد شود که دیگر قادر نباشد کار دیگری انجام دهد. اینطور که چندین رسانه گروهی آمریکایی گزارش کرده اند، ظاهراً در پنتاگن برنامه های عملی وجود دارند که سکوهای پرتاب موشک و انبارهای مهمات نظامی ایران را از طریق هوا مورد حمله قرار دهند. امکان دیگر این است که به پالایشگاه آبادان، یکی از بزرگترین پالایشگاههای نفت جهان که نزدیک خلیج فارس قرار دارد، ضربه نظامی وارد کنند. در پنتاگون این راه کار نیز مورد بحث قرار گرفته است که تعداد سربازان آمریکایی در خلیج فارس را افزایش دهند. علاوه بر این امکان دیگر اینست که به پایگاههای نظامی ایرانیان در سوریه، همانگونه که اسرائیل در گذشته نیز انجام داد، حمله نظامی کنند.

وزیر خارجه ایران، محمّد جواد ظریف اعلام کرده است که حمله به کشور او منجر به " جنگی همه جانبه " خواهد گشت. ایران همه جور امکانات دارد تا امریکا را عمیقاً در جنگی خونین فرو کشاند. مثلاً ایران میتواند حمل و نقل نفت در تنگه هرمز را با گذاردن مین دریایی متوقف کند و یا میلیشیاهای تحت فرمان خود در عراق را بر انگیزد، برای سربازان امریکایی در عراق تله ها بمب گذاری نصب کنند.

علاوه بر همه اینها یک اشاره از تهران کافی است تا حزب اللّه لبنان که مسلح به سکوهای پرتاب موشک است، خیلی راحت شهرهای اسرائیل را مورد حمله موشکی قرار دهد. حاصل هر نوعی از عملیات نامبرده شده در بالا کابوس وحشتناکی برای ترامپ خواهند گشت...

واقعیت اینست: برخورد و درگیری مابین عربستان سعودی و ایران چندین دهه است که تمامی منطقه خاور میانه را گرفتار پی‌آمدهای خویش کرده است. از یکطرف شیعه هایی که تحت نفوذ و دست نشانده جمهوری اسلامی هستند، میخواهند قدرت خویش در تمامی منطقه خاورمیانه را گسترش دهند: تهران سالهاست تلاش میکند از دمشق تا افغانستان را تحت نفوذ و سلطه خود در آورد. برای این هدف هم با رژیم ها، هم با گروههای تروریستی و هم حتی با جمعیتهایی که به مذهب شیعه اعتقاد ندارند، هم پیمان گشته است.

از طرف دیگر عربستان سعودی قراردارد که بخیال خویش خود را قدرت رهبری کننده مسلمانان سنی در جهان مینامد و میداند...این کشور از نیمه دوّم قرن بیستم تا هم اکنون از طریق فروش نفت خام ثروتی عظیم بدست آورده است. عربستان سعودی نیز همانند رژیم ایران در همه جا از میلیشیاهای تحت فرمان خویش گرفته تا دولتها و سازمانهای تروریستی سنی حمایت میکند. در حقیقت دو دولت عربستان سعودی و ایران در این شکل از اشکال جنگ افروزی کاملاً شبیه به یکدیگر هستند. با این وجود که ایران از نظر نظامی از عربستان سعودی قویتر است. برای مثال با آنکه عربستان سعودی میلیاردها دلار اسلحه از آمریکا خریده است، مدت چهار سال است با قساوت و بیرحمی بی‌مانند، ولی بدون دستیابی به کوچکترین موفقیت، جنگی دحشتناک در یمن براه انداخته است.

علاوه بر این حاکمان ریاض چندین سال است که همپیمان جدیدی که کاملاً غیره عادی و معمول نزد اعراب است، در منطقه بدست آورده اند. این همپیمان جدید: اسرائیل تحت حاکمیت نخست وزیری بنیامین نتانیاهو است. چرا که اسرائیل نیز از گسترش قدرت تهران بهمان اندازه وحشت دارد که ریاض دارد. بهمین خاطر نیز اسرائیل سالهاست که جنگی سایه‌ای علیه ایران و نیروهای متحد با ایران در منطقه، بخصوص در همسایگی خویش، سوریه، براه انداخته است...

ضد و نقیض گوییهای ترامپ هیچ کجا خود را عیان تر و مشهودتر از سیاست او در منطقه خاورمیانه نشان نمیدهد. برای مثال ترامپ قول داده بود به جنگهای بی‌پایان در منطقه خاور میانه پایان بخشد. ولی با روی کار آمدن خود همزمان قرارداد اتمی با ایران را که در منطقه ایجاد صلح میکرد، یکطرفه فسخ کرد. او عقابی جنگ افروز همچون پومپیو را وزیر خارجه خویش گرداند و به هم پیمانی و دوستی با دشمن خونی ایران، یعنی سعودیها شدت بخشید. حتی پس از قتل جمال قاشقچی خبرنگاری سرشناس بدستور شاهزاده سعودی در استانبول، به دوستی او با عربستان سعودی هیچ خدشه‌ای وارد نشد. ترامپ در نظر دارد همراه با عربستان سعودی و اسرائیل برای نقشه جغرافیای سیاسی خاور میانه طراحی نو درست کند. ولی واقعیت اینست که او قادر نیست هم زمان هم جنگ افروز و هم فرشته صلح و امنیت منطقه باشد.

حمله به تأسیسات نفتی کشور عربستان سعودی دقیقاً در زمانی صورت گرفت که دونالد ترامپ بار دیگر بدون داشتن مشاور امنیت ملی حکومت میکرد. او از زمان ریاست جمهوری خویش تا کنون سوّمین مرد در این مقام را اخراج کرده است. کمتر از چند روز قبل از آن رئیس جمهور آمریکا جان بولتن، آخرین مشاور امنیتی خود را که سیاستمداری بشدت راست‌گرا و تندرو بود، از کار برکنار کرد. بولتن بدون داشتن هیچ شک و شبه‌ای بشدت مایل بود با ریختن بمب در خاک ایران، رژیم حاکم در تهران را ساقط کند... مشاور امنیتی جدید ترامپ، جان اوبراین است که در واقع بهمان شدت نیز راستگرا است. ولی در مورد ایران موضع سختی چون جان بولتن ندارد.

این امر که تصفیه گاههای نفتی عربستان سعودی تنها چند روز پس از برکناری بولتن به آتش کشیده شدند سبب شد که طرفداران بولتن این آتش سوزی را بمثابه جشن وداع با بولتن، از جانب تهران قلمداد کنند. روزنامه وال استریت ژورنال که معمولاً سخت طرفدار و حامی سیاستهای ترامپ است، در این مورد نوشت:

" دونال ترامپ بایستی از جان بولتن عذرخواهی کند، چرا که او مدام به ترامپ اخطار میداد و تکرار میکرد، وقتی کاخ سفید از خود ضعف نشان دهد، ایران از این ضعف سوء استفاده خواهد کرد."

... هفته‌ها است که ترامپ میخواهد با روحانی رئیس جمهور ایران در اجلاس سازمان ملّل ملاقات کند. این امکان وجود دارد که روحانی حاضر به ملاقات با ترامپ شود. ولی حقیقت اینستکه روحانی بر خلاف اراده خامنه‌ای غیره ممکن است قادر به انجام کاری باشد.

واقعیت این است که سیاست ترامپ از هیچ اصل و اصولی پیروی نمیکند. ولی او دارای غریزه سیاسی مطمئنی است. ترامپ احساس میکند که اکثریتی بزرگ از شهروندان آمریکا از جنگ افروزی خسته و سیر شده اند. بهمین دلیل نیز توجیه تراشیدن برای جنگ افروزی هم شدیداً مشکل شده است و هم کارائی خویش را از دست داده و غیره قابل استفاده شده است.

چرا که هنوز نوزده هزار سرباز آمریکایی در عراق و افغانسان در حال جنگ کردن هستند. تنها همین امر جهت تبلیغات انتخاباتی برای ترامپ، کار عاقلانه‌ای نیست. اضافه بر آنکه نامزد انتخات ریاست جمهوری دمکراتها، الیزابت وران، هفته پیش اعلام کرد: اگر او در انتخابات پیروز شود، سریعاً همه گردانهای نظامی آمریکایی را از افغانستان بیرون خواهد آورد. حال آیا کشور آمریکا حاضر میشود از خاندان سعودی و دربار آن که سرتا پا غرق فساد هستند، دفاع کند؟

ترامپ میخواهد معامله کند، هم با چین، هم با کره شمالی و اگر هم شد، با ایران. از دید ترامپ معامله زمانی به ثمر خواهد رسید که به طرف معامله خویش باندازه کافی فشار آورده شود. ولی مشکل ترامپ این استکه به اهرم تحریم اقتصادی علیه ایران بیشتر از این نمیتواند فشار آورد. با این وجود ایران حاضر نیست حتی با ترامپ بر سر یک میز بنشیند.... از دید نصر ترامپ " با مانورهای خویش خود را در گوشه‌ای به بن بست کشانده است." ... تهران نیز به این نتیجه رسیده است که ترامپ توان دست زدن به جنگی دیگر در منطقه را ندارد. بهمین خاطر نیز خود را در موضعی قوی باور میکند. زیرا که قدرت رژیم ایران بر پایه ضعف و ناتوانی آمریکا و همپیمانان او در منطقه است که خود را نشان می‌دهد.

علی خامنه‌ای مدت سی سال است جانشین خمینی و قویترین مرد در جمهوری اسلامی شده است. خامنه‌ای در این سه دهه از حاکمیت مطلق خویش میان گرایشهای سیاسی تند رو و میانه رو در درون رژیم نقش مانور برای تعدیل بخشیدن را بازی میکند. حال بخاطر تنشهای سیاسی شدید در منطقه تندروهای رژیم فوق‌العاده قوی شده اند. آنها قبل از آن نیز تمامی مقامهای کلیدی در بیرون و درون ایران را در اختیار خویش داشتند. علاوه بر این در بالاترین پستهای کلیدی در قوه قضائیه و شوراهای گوناگونی که در واقع تعیین کننده سیاست در ایران هستند، قراردارند. رژیم ایران خلاصه میشود از بیشمار شعبات و دسته بندیهای گروهی گوناگون، طوریکه خیلی مشکل بتوان فهمید، دقیقاً چه کسی دستور حمله به پالایشگاههای نفت در عربستان سعودی را صادر کرده است. آیا خامنه‌ای از این حمله اطلاع داشته است؟ و یا آنکه پاسداران اینگونه عملیات را بدون دستور از بالا بطور خودسرانه انجام می‌دهند؟ اینها سئوالاتی هستند که حتی برای دولتهای غربی نیز شکل معما را دارند.

وضعیت نزد دشمن خونی ایران، سعودیها نیز بهتر از درون ایران نیست. عربستان سعودی بدون کمک مستقیم آمریکا امکان ندارد در جنگ علیه ایران پیروز شود. حمله به تأسیسات نفتی عربستان روز شنبه گذشته ضعف شدید و ناتوانی نظامی این کشور را جلو دید همه جهان قرارداد.

ریاض صدها میلیارد دلار از غرب فن شناسی سلاحهای جنگی را خریده است. تنها شش ضد موشک "پاتریوت" را از شرکت آمریکایی Raytoeon به مبلغ شش میلیارد دلار خریده است. با این وجود این رژیم آن توان را ندارد که از مهمترین انبارهای نفت خود حفاظت کند....

 

 


در این رابطه