بیاد سی و هشتمین سال اعدام صادق قطب زاده; نادر انتظام

entezam  nader  07112013
بنام تنها معشوق و عشق  پایدارش .

به دگر عشق که ،  مراست؛

روز پدر ساعت ۲ بعد از ظهر در شهر لاگونا نیگل در جنوب ایالت کالیفرنیا ، سال ۲۰۰۲ ، پسرم از سندیاگو آمده بود برای دیدن ما و ادای احترام خاص این روز به بابا . دستم را گرفت و برد پای کامپیوتر و گفت این نامه برای شماست بخوانید . گفتم همین الآن ؟ گفت همین حالا ، در بالای صفحه نوشته بود به دگر عشقم ! گفتم آن عشق اول کیست ؟ گفت خواهرم ، او را بیشتر از هر انسانی دوست میدارم ، خیلی خوشحال شدم که به وصییتم عمل کرده ، دوستی فوق القاعده ای بین این خواهر و برادر حاکم بود ، شاید هم او می دانست که بزودی او را برای همیشه ترک خواهد کرد که اتفاقا ۴ روز بعد هم رفت . این جمله  "دگر عشق " را وامدار او هستم .
این روز ها  تلوزیون بی بی سی برنامه ای  را بیاد دوست بسیار عزیزم صادق قطب زاده در سه قسمت پخش می کند .
سال ۱۹۷۸ و ۷۹ در شهر لوس آنجلس با یکی از بستگان نزدیک صادق هم تظاهراتی بودیم از آنجا صادق را شناختم .
 ساعت ۸.۳۰ صبح ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۲ در راه لوس آنجلس بودم  که،  رادیو کی ان اکس که یک رادیوی خبری است گفت " سحر گاه امروز صادق قطب زاده را در زندان اوین رژیم خمینی اعدام کرد " !.
از شما چه پنهان نتوانستم به رانندگی ادامه بدهم رفتم تو یک پارکینگ و سخت گریستم .
۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به هنگامی که در دبیرستان سلطانی شیراز مشغول تحصیل بودم یکی از همشاگردی هام که به همراه هم هر شب جمعه میرفتیم پای منبر آقای دسغیب برای دعای کمیل سر گذاشت تو گوشم و گفت آقای خمینی را گرفته اند ، و آقای دستغیب همه را دعوت کرده اند به مسجد جمعه ، باید برویم .
آقای دسغیب هم آرام صحبت می کرد و هم شیرین می گفت ، و برای ما هم که به حرفهاش  خو گرفته بودیم ، امر او قابل اطاعت بود . پس از صحبت قرائی که ، حضرت آیت الله العظما آقای خمینی را شرح فرمود و او را تا نزدیکی عرش بالا برد ، گفت از امروز همه شما شنوندگان حاضر  نه تنها باید از ایشان تقلید کنید ، بل ، باید به غائبین هم این امر واجب ؟؟ را ابلاغ کنید و ما چنین کردیم .
آقای دسغیب را برای آخرین بار که از جبه برگشته بودم در مزلشان در شیراز مللاقات کردم ، برسم یاد بود سه جلد کتاب به بنده مرحمت کردند که ، یک از آنها بنام گناهان کبیره بود . آن زمان بخاطر درگیری شبانه روزی در امور آوارگان جنگ ،  وقت کتاب خواندن از بسیاری سلب شده بود ، اما من در ماشین برای چند لحظه کتاب را باز کردم ، این جمله در اول صفحه نظرم را جلب کرد : " هر کس در یک انفجار کشته شود ، یکراست میرود به جهنم !۱.
چقدر در حضور همسرم شرمنده هستم که ، در این روز عزیز ( امروز چهاردم فوریه ۲۰۲۰ در آمریکا ،  روز ابراز عشق مخصوص به معشوقه هاست ) بجای بزن و بکوب باید این مقاله را بنویسم ، چون تجدید خاطره شوم اعدام صادق و انفجار آقای دستغیب ، دوری از وطن که دگر عشق خودم هست و همه این ظلم  ها که  بر ما و شما روا رفت بخاطر اعتمادی بود که به دگر عشق کردیم و هر کدام بنحوی دیروز ، امروز و شاید فردا باید بهای غیر قابل جبران آنرا پراخته و بپردازیم ؟ سخت آزارم میدهد و نتوانستم تا فردا صبر کنم ، شاید فردا نبودم . نیک بود که شما بدانید رنج دوری از ایران از آن اعدام و آن انفجار بسیار سخت تر است .
اگر شما را رنجانیدم بسیار پوزش می خواهم .
چهاردهم فوریه ۲۰۲۰ آمریکا . نادر انتظام .