در شبکه :ترجمه بخشهایی از مقاله اشپیگل شماره 9 بتاریخ 23 تا 29 ماه فوریه 2020 مترجم: علی شفیعی نویسندگان: Dietmar Pieper, Marcel Rosenbach, Jörg Schindler

shafiei ali 11062014

محاکمه: بنیادگذار ویکیلیکس، جولیان آسانژ Julian Assange را در دادگاه بر روی کرسی اتهام نشانده اند وهمراه با او آزادی مطبوعات را نیز همچنین. آمریکای دونالد ترامپ سالهای زیادی است که خود را برای این رویارویی و دوئل مهیا میکند.
کاملاً دور در جنوب شرقی لندن در منطقه ای بنام Belmarsh Prison  زندان مخصوص تروریستها اعلیحضرت ملکه انگلستان قرار دارد. در این زندان دو تروریست اسلامیست که در سال 2013 در خیابان یک سرباز را بضرب چاقو از پا در آوردند، بعلاوه چندین تروریست و جنایتکار دیگر، در حبس هستند. و حالا نیز با اینها: جولیان آسانژ 48 ساله، افشاگر جنایات جنگی که در حال حاضر به جرم  سرپیچی از سپردن حکم ضمانت مالی، محاکمه میشود....
و آنچه در این محاکمه پیش از هر چیز مورد سئوال است، اینست که آیا آسانژ استرالیایی مابقی عمر خویش را در زندانی مخوف، البته در آمریکا، بایستی طی کند؟
آمریکا میخواهد پس از سالها تعقیب قانونی بنیادگذار و سرکرده پلاتفرم افشاگر ویکیلیکس را در مقابل دادگاه به محاکمه کشد. آمریکائیان 18 موضوع اتهام را آماده کرده اند. بر اساس این اتهامات آسانژ به 175 سال زندان تهدید میشود. ولی هیچکس باور ندارد که آمریکائیان تنها به اینکار رضایت دهند. علائم و نشانه های بیشماری  وجود دارند مبنی بر آن که نکات مورد اتهام محرمانه نگاهداشته شده دیگری هنوز در انتظار آسانژ است. علاوه بر همه اینها، این تنها آسانش نیست که باید محاکمه شود، بلکه تعداد زیادی از همکاران و حامیان او نیز بعدها محاکمه خواهند شد.
اگر آمریکا با این شیوه از تعرض بی نظیر خود در مورد آسانژ موفق شود، تمامی آن مطبوعات و رسانه های گروهی که مدارک محرمانه دولتی را دریافت، ارزیابی و انتشار میدهند، از هم اکنون یک پای شان در زندان قرار دارد. با وجود آنکه این اسناد و مدارک شدیدترین تجاوزها به حقوق انسان را با اطلاع و سکوت حکومتها، ثابت میکنند. چرا که حاکمان آمریکا میخواهند، تاریکترین اسرار جنایات آنان، همچنان در تاریکی باقی بمانند. (برجسته کردن کلمات و جمله ها همه جا از مترجم است.)
در اینصورت ابعاد محاکمه آسانژ که از روز دوشنبه این هفته آغاز میشود و به احتمال قوی سالها طول خواهد کشید، ماوراء شخص جولیان آسانژ است. چون همراه با او بطور نامرئی تمامی کسانیکه اسرار جنایات دولتها را از کامپیوترها می ربایند، بعلاوه همه آنهایی که در شبکه های اجتماعی خبرنگاری میکنند، و کنترل و مراقبت از اعمال صاحبان قدرت دولتی را جزء وظایف انسانی خویش میدانند، بر روی کرسی اتهام خواهند نشاند.
در واقع مسئله مربوط میشود به اساسی ترین ساز و کار هر نظام مردم سالاری: چه خواهد شد اگر عاملان جنایات دولتی در مقابل هر شکلی از تعقیب قانونی و مجازات بتوانند مصونیت کسب کنند، در صورتیکه کسانی که این جنایات را افشا میکنند، مجازات، و برای همیشه ساکت و خاموش شوند؟ آیا به این نظام هنوز میتوان مردم سالار گفت؟
مجازات آسانژ شکاری است که در آن تعقیب کنندگان، اصولی ترین حقوق اسان را بطور مکرّر پایمال میکند، و در اینکار تعداد زیادی از دولتهای دیگر که خود را حقوقمدار میخوانند، شریک جرم آنها میشوند.
 این شکار از پنجم ماه آپریل سال 2010  ساعت ده و چهل و چهار دقیقه در سواحل شرقی آمریکا آغاز شد. در آن ساعت بر روی سایت اینترنت Wikileaks.org تیتری تحت عنوان « Collateral Murder » در یک جمع بندی کوتاه ویده ئو 18 دقیقه ای ظاهر شد. این فیلم کوتاه سندی بسیار مهم بود که به جنایات آمریکا در جنگ در عراق روشنائی خاصی می بخشید. محتوی این فیلم نشان میداد که دو سرنشین یک هلیکوپتر نظامی آمریکائی بر روی آسمان بغداد در حرکت هستند و تعدادی از مردم عادی شخصی را همراه با چند خبرنگاران بطور خطا به آتش گلوله میبندند.
راننده یک اتومبیل که بچه های خود را از مدرسه میآورد بکمک زخمیان رفته تا به آنها کمک کند، او را نیز با گلوله از پا درمی آورند. یکی از سرنشینان هلکوپیتر با بی تفاوتی و به احساسی خاصی اینطور میگوید: «  خودش مقصر بود که بچه ها را به میدان مبارزه آورد.» این ویدئو فریاد و اعتراض تمام جهانیان را درآورد.»
 و یک شبه نام آسانژ و ویکیلیکس را جهانی کرد. او تبدیل به نماد مبارزه علیه امپریالیسم و ضد سیاست تعرض آمیز آمریکا گشت. جولیان آسانژ در آن زمان 38 سال داشت.
از ان پس همراه با شرکای رسانه ای خویش، بیش از همه مجله «گاردین » از انگلستان، « نیویورک تایمز » در آمریکا و « اشپیگل » از المان در سال 2010 حساسترین اسناد و مدارک را از ماشین اداری آمریکا بیرون آوردند و منتشر کردند. در مجموع  77 هزار سند از جنگ در افغانستان، 392 هزار سند از جنگ در عراق و بعدها نیز در همانسال 250 هزار مراسلات و تگرامهای دیپلماسی در سراسر جهان.
اینها و دیگر اسناد که بوسیله ویکیلیکس افشا شدند، روشنی دهشتناکی را بر خودکامگی های نظامی و سیاسی ایالات متحده آمریکا افکندند. این اسناد جنایات جنگی و شبکه جاسوسی در سطح تمامی جهان را که حتی دوست و دشمن را از هم جدا نمیکردند، برملا کردند. افشا همه این اسناد به همت ویکیلیکس صورت گرفتند که با شجاعت تمام این جنایات را در مقابل دید افکار عمومی مردم دنیا قرار داد.
در آن حال که بقیه جهان مجذوب کارهای آسانژ  بود، ولی در پنهان عملیات برنامه ریزی شده دقیقی بر ضد آسانژ براه افتادند تا او را توقیف و دستگیر کنند. علائم بیشماری نشان میدادند که علیه او توطئه ای برنامه ریزی شده در جریان است. در طی سال 2010 به اندازه کافی نشانه ها وجود داشتند. برای مثال بنا بر گفته معاون رئیس جمهور آمریکا، جو بیدن، او آسانژ را « تروریست فن مخصوص» قلمداد کرده بود. وزیر خارجه، هیلیری کلینتون از خود این سئوال را کرده بود که  « آیا میشود این فرد را با یک پهباد سر به نیست کرد؟»
آسانژ ضربه بسیار حساسی را به آمریکا وارد کرده بود. حال نوبت امپراتوری آمریکا بود که به او ضربه مهیبی فرود آورد.
پس از یک سری از رویدادها ساختگی بالاخره به آسانژ تهمت تجاوز جنسی را زدند. او ناچار شد به سفارت خانه اکوادور در لندن پناهنده شود. سپس حق پناهندگی را از او گرفتند و او را بدست پلیس انگلستان به زندان .و محاکمه کشانند.
 John Shipton ، پدر آسانژ در مورد محاکمه فرزند خود میگوید: « اینجا در برابر چشمان مردم جهان جنایتی در حال وقوع است. ما شاهد نابودی انسانی هستیم که اسناد جنایات دولتها را رو کرده است. » او میگوید؛ فرزندش از زمان دستگیری خود در ماه آپریل تا هم اکنون 15 کیلو وزن کم کرده است.
او میگوید: جانشین او در ویکیلیکس، Nils Melzer راست میگوید: «جولیان تحت پیامد فشارهای جسمی و روحی در اثر شکنجه روانشناسی دارد از پای در میآید.» پدر آسانژ از این امر هراس دارد که انگلیس فرزندش را به آمریکا تحویل دهد. « در آنجا او را با روشهای بی رحمانه ای تحت انقیاد خویش در میآورند.»