هادی قدسی : ویروس کرونا دربرابر ویروس مِدیا (رسانه ها)

چرا با استعاره، نام ویروس را بر وسائل ارتباط جمعی برگزیده ام؟ آیا یک بازی نوشتاری است یا حقیقتی درآن نهفته است؟ شباهت های زیادی بین عملکرد ویروس کرونا واطلاعاتی که پیوسته دریافت می کنیم وجود دارند. ازمهم ترین آنها اینست که کرونا به خودی خود موجودی زنده وفعال نیست، اما به محض اینکه انسان آن را دریافت می کند، به موجودی زنده تبدیل گشته ودر درون انسان رشد کرده و تخریب را آغاز می کند. به همین ترتیب، اطلاعاتی که انسان از بیرون دریافت می کند، تا قبل از دریافت، همانند ویروس کرونا زنده نیستند وعمل نمی کنند. اما بسته به جهت اطلاعات دریافتی، به محض ورود به دستگاه روان انسان، فعال می شوند بااین تفاوت که هم می توانند بسازند و هم می توانند تخریب کنند. شباهت بعدی این است که فعلا تنها راه آلوده نشدن به ویروس کرونا، این انسان است که باید خود را ازآن محافظت کند، ودرصورت آلوده شدن، باز این سامانه دفاعی بدن است که باید باآن مقابله کند. درمورد ویروس اطلاعات وداده های مستمروحساب شده، این سامانۀ روان انسان، شامل وجدان، تفکروتعقل است که باآنها مقابل می شود. با وجوداین شباهت ها، اما این دوویروس تفاوت عمده ای هم باهم دارند، وآن این است که کرونا سلول های حیاتی انسان راتا مرگ اوتخریب می کند. به بیان دیگر، دربرابر حیات انسان قرارمی گیرد وبه مثابه دشمنی آشکار عمل می کند. اما ویروس اطلاعات، نه تنها به صورتی مستقیم باحیات انسان درگیرنمی شود، بلکه با نفوذ در سیستم روانی او، فرد مبتلا را درخود حل کرده، با اویکی می شود وبنابه جهت ویروس، به او رشدمی دهد ویا اورا ازرشد بازمی دارد. بنابراین، فرد مبتلا نه تنها اقدام به مبارزه باآن نمی کند، بلکه به تأیید وتقویت آن هم می پردازد. به این ترتیب انسان مبتلا، ساخته وآماده می شود برای زندگی در استقلال و یا زندگی دردهکده (جهانی)ای "عادی"، "نرمال" و مانند همه. از دهه ها پیش پژوهش های زیادی ازسوی فلاسفه و جامعه شناسان وروانشناسان ودیگررشته های علمی برروی رسانه های جمعی و تأثیرآنها بررفتارفرد وجامعه انجام شده اند.

پس از جنگ دوم جهانی، کانون هائی نزدیک به مراکزقدرت اقتصادی و رسانه ای به فکر جهانی کردن اقتصاد ومناسبات بین المللی به سرپرستی آمریکا افتادند وفعالیت ها وروابطی در این راستا رابه صورتی پی گیرومرتب دردست گرفتند (2). با پیشرفت تکنولوژی، به خصوص درامر رسانه ای، این روند به صورتی پیچیده و فراگیرپی گیری شد. در دهه 1960 برای اولین بار، مک لوهان (McLuhan)(3) ازدهکدۀ جهانی واثرات رسانه های همگانی بر زندگی بشرسخن به میان آورد. کاربرد مطبوعات درزمان جنگ جهانی اول، پس ازآن، رادیو در جنگ دوم جهانی ، دلهرۀ عمیقی ازظرفیت تأثیررسانه ها به نحوی مستقیم وآنی بررفتار وباور و افکاررا بین دست اندکاران فرهنگی به وجودآورد.

چاخوتین (4) نویسندۀ کتاب "تجاوز به توده ها از راه تبلیغات سیاسی"، ظرفیت رسانه های عمومی درنفوذ مستقیم و بی واسطه برافکار ورفتارافراد را مطرح می کند. به کمک نظریه های روانشناختی مطرح در این زمینه، تأثیر ارتباطات جمعی را بررفتار انسان در برابر تحریک اطلاعاتی ارائه می دهد. او در همین کتاب می نویسد: بنابراین، باتزریق مقداری اطلاعات ارتباطاتی یا تبلیغی، کافی است که نتیجۀ دلخواه به دست آید.

همانطور که دربالا هم آمد، ازاین دست نظریات و پژوهش ها فراوانند، اما این نظرات، مخالفانی هم دارد که برعکس، نقش زیادی برای رسانه قائل نیستند. برای مثال، نظر Éric MAIGRET براین است که: طرزفکرقادرمطلق بودن رسانه ها اشتباه به نظر می رسد ونظریه تقسیم جامعه به فرد (نظرآنا آرنت) غیرعقلانی است. اثرپیام رسانه ها غیرمستقیم و محدود وبنابر استعداد شناختی افراد ممیزی می شوند. انتشارات افقی در درون شبکه ها صورت می گیرند ونه عمودی ازفرستنده به سوی گیرنده (5).

اشکال این گونه محققان دراین است که تحقیقات خودرادردرون جامعه ای انجام می دهند که پیش ازاین توسط همان رسانه ها شکل گرفته اند. به بیان دیگر، پیام فرستنده ها با فرهنگ دریافت کننده های پیام تا اندازه ای درطول زمان این همانی پیدا کرده اند وشبکه ها در فضائی جریان پیدا می کنند که چهارچوب آن طی اقلا هفتاد سال شکل گرفته اند. این مثال شاید به روشن کردن این رویکرد کمک کند: نخست وزیر انگلستان رسما اعلام می کند که باید ویروس کرونا را رها کرد تا کسانی که نمی توانند مقاومت کنند بمیرند و کسانی که می مانند توانسته اند در برابر آن مقاومت کنند (نقل به مضمون). عدۀ اندکی ازاین سخن وسیاست انتقاد کردند وچندی بعد که ابعاد فاجعه هویداشد، سیاستی دیگر اتخاذ کرد. اما درافکارعمومی جهان (این دهکدۀ جهانی)، این فرهنگ وحشیگرایانۀ انسان چندان بازتابی نداشت و رسانه هاهم همچون امری عادی دربرابراین فاجعه رفتار کردند. حالا این سئوال مطرح است که چنانچه دولت چین یا حاکمان ایران یا کره چنین تصمیمی را با این وقاحت، رسانه ای می کردند، آیا عکس العمل رسانه ها همین سکوت می بود یا غوغائی به پا می شد که در پی آن، تنفر افکارعمومی هم تحریک می گشت و کارزاری به راه انداخته می شد؟ دراینجا می بینیم استعداد شناختی افراد وممیزی اطلاعات ادعائی "اریک مگره" نقشی درمحکوم کردن این عمل غیر انسانی ندارد ودرواقع از رسانه ها پیروی کرده واستقلال استعداد شناختی و ادراکی انسان ها در "دهکدۀ جهانی" حل گشته است. ویا عادی شدن کشتاری که آمریکا و اسرائیل درمنطقه به راه انداخته اند ازسوی افکارعمومی، علتی جز تأثیرنقش رسانه ها برمخاطبان نمی تواند داشته باشد که استعداد شناخت وادراک وفرهنگ جامعه را دچار نقصان گردانده است. به گفتۀ مک لوهان: " اثررسانه قدرتمند وشدید است زیرا در درون آن، رسانۀ دیگری به نام محتوا وجود دارد(6)". شرح حال بیننده ای که فیلمی را تماشا می کند این نظریۀ مک لوهان را روشن می گرداند. بیننده فیلم تعدادی افراد رامی بیند که با یکدیگر روابطی برقرار کرده و سخنانی ردوبدل می کنند که همه را باچشم وگوش خود می بیند ومی شنود. اما کار اینجا تمام نمیشود، درآن فیلم، پیامی نهفته است که نه دیده می شود و نه شنیده می شود، اما توسط ادراک درحافظه برای همیشه ضبط می گردد، این پیام است که هدف اصلی سازندگان فیلم را تشکیل می دهد واثرخودرا درناخودآگاه بیننده برجای می گذارد. این موضوع درمورد اخبار و اطلاعات وسخنرانی ها وهنرها هم صادق می باشد. مثلا درمورد تحرکات اخیر آمریکا درعراق، تیتر خبر را اقلا به دو گونه دررسانه ها می بینیم. یکی می نویسد: " ترامپ : ایران بهای سنگینی می‌پردازد اگر به نیروها و منافع آمریکا در عراق حمله کند." و همان خبر با این تیتر"ترامپ: اگرایران به وسیلۀ نیروهای نیابتی اش به ما حمله کند، پاسخ سختی می گیرد". پیام اول دوتیتریکی وخبریک حادثه است. اما پیام نهفته درتیتراول، ترامپ مهاجم ودرقدرت، و در تیتر دوم، ایران مهاجم و ترامپ در موضع دفاعی قرارمی گیرد. پیام نهفتۀ تیتراول، دخالت نظامی آمریکا به ایران وقدرت آن را تبلیغ می کند. پیام نهفتۀ تیتر دوم، مقصریک برخورد احتمالی را ایران معرفی می کند. این مثال ها، اهمیت نقش رسانه در ساختن فرهنگ جامعه را نشان می دهد.

اساسی ترین دستورکاربرای برقراری واستمرارجهانی کردن، تغییررفتارجامعه وهمراه ساختن آن برای نظم نوین جهانی بود. به همین دلیل دراولین نشست خود، از صاحبان رسانه های مطرح، دعوت کرده بودندتادرآن شرکت کنند(2). البته بیم آن می رفت که این سیاست جدید به مثابه یک توطئه تلقی شده ومقاومتی درسطح جوامع دربرابر آن شکل گیرد. برای پیش گیری ازیک مقاومت محتمل، پوپردرسال 1945 درکتاب جامعه باز ودشمنانش "توهم توطئه" را مطرح می سازد که تا هم اکنون به مثابه یک ویروس خودسانسوری، در ذهن کنشگران، به خصوص جهان سومی، چنان تأثیری گذاشته است که در مورد حوادث وتصمیمات سیاسی که بدون دلیل خاصی اتفاق می افتند، ازطرح پرسش درعلل و چگونگی آن، حتا از خود، تردید می کنند وازترس اتهام به توهم توطئه، آن را به چالش نمی کشند. به این ترتیب در "دهکدۀ جهانی" فضائی ساخته و پرداخته شده است که خروج از آن برای فرد به دادن بهای زیادی نظیر بیکاری و اتهام های گوناگون منجر می شود. تأثیر شگرف رسانه ها بر فرهنگ فردی و جمعی و انحصارآنها توسط چند قدرت مالی، وضعیتی را برای بشریت ساخته است که شاهد آن هستیم.

به این ترتیب، نوع زندگی انسان ها ازپیش تعیین شده است به نحوی که انگشت شماری از شهروندان که خود، دراستقلال از سامانۀ تحمیل شده توسط "نظم جهانی" نوع زندگی خودرا انتخاب می کنند، مورد تعجب و گاهی انتقاد واقع می شوند وبه صورتی نامرئی از جامعه تقریبا ترد می گردند. به خصوص نزد کسانی که در فعالیت های رسانه ای هستند، بصورتی آشکاردرزندگی روزمره شان اثری منفی می گذارد به نحوی که گاهی برای امرارمعاش روزمره دچار مشکل می شوند. این امر حرفۀ خبرنگاری را به ابزاری درخدمت سرمایه تقلیل داده واغلب آنها درآماده کردن جامعه و عادی نشان دادن زیستن تحت سلطه سرمایه نقشی اساسی دارند. خبرنگار، تبدیل شده به فردی که خوب سخن بگوید یا خوب بنویسد واحیانا ظاهری آراسته داشته باشد تا بتواند پیامی را که به او می دهند، به گیرنده برساند، یعنی پیام رسان. نتیجه این که انسانیت تعریف تازه ای به خودگرفته وکاملا درخدمت سرمایه درآمده است. سرمایه ای که این ویروس کرونا نشان داد کاملا بی پایه و اساس وشکننده است. کسانی که زندگی انسان ها را براین پایۀ بی اساس بنا نهاده وافرادی که به دوام و نگه داری آن به آنها یاری می رسانند مسئول هستند.

خلاصه سخن اینکه درحال حاضر کرونا تصمیم دارد این "نظم جهانی" را درهم ریزد، هرچندترامپ مقدمۀ آن را فراهم کرده بود، اما این یکی میخواهد کاررا تمام کند. سئوال این است که نظم جدید چگونه خواهد بود؟ آیا نظمی بر اساس استقلال و آزادی و حقوق، پایه گذاری خواهد شد یا این بار، چین معرکه گردان "نظمی" دیگر خواهد بود؟

چرا انسان ها به وجود چنین ویروس نادیدنی بی تفاوتند؟ ویروسی که آزادی واستقلالشان را نشانه گرفته و می گیرد. ویروسی که سازنده اش انسان های شیاد و زورگو و پول پرست هستند. ویروسی که قرن ها است انسان را در خرافات و خیال و مسائل بی پایه واساس فرو برده و می برد. ویروسی که انسان را اسیر ووابسته به انباشت ثروت وساختن قدرتی کند که ظهور یک ویروس ناآشنا درمدتی کوتاه بتوانداساس هرچه ساخته است را ویران سازد. چراانسان ها خودشان رابی پروا دراختیار این ویروس نادیدنی می گذارند تا زندگی خودراصرف تخریب انسانیت وطبیعت کنند؟

___________________________________________________________________

1-      به فرانسه médias یا مجموعۀ رسانه های ارتباط جمعی. به این دلیل واژۀ لاتین آن را به کاربردم زیرا پشت این واژه، حجم عظیمی نظریه و پژوهش درررابطه با رشته های مختلف علمی از روانشناسی گرفته تا پزشکی و جامعه شناسی و مردم شناسی و فلسفه وارتباطات و سیاست و... نهفته است. اقلا در ذهن نوسندۀ این متن چنین است. به علاوۀ آن، از لحاظ وزن و شکل هم بیشتر با کرونا همخوانی دارد.

2-      برای توضیح بیشتر به این مقاله مراجعه شود: آیاترامپ در مأموریت خود موفق می شود؟

3-      L Herbert Marshall McLuhanمتولد 21 ژوئیه 1911 ، فیلسوف وپژوهشگر کانادائی بود که کارهایش برروی ارتباطات ورسانه متمرکز می باشد. دراوائل سال های 1960 شهرت زیادی یافت. درسال 1967 که کتاب "رسانه پیا م است" le médium est le message  را انتشار داد، مورد توجه بسیار قرار گرفت ویک میلیون نسخه ازآن به فروش رفت. اما ناگهان توسط بیشتر دانشگاهیان به خصوص در کانادا و فرانسه نادیده گرفته شد ودر 31 دسامبر 1980 در گمنامی وفات کرد. این امر به نوبه خود نشان دهندۀ قدرت و نفوذ صاحبان رسانه در انحصاروسانسور اطلاع رسانی می باشد.

4-      Serge TCHAKHOTINE, Le viol des foules par la propagande politique, Paris, Gallimard, 1968,

5-      Éric MAIGRET, Sociologie de la communication et des médias, op. cit., p. 80

6-      LE MÉDIUM EST LE MESSAGE DANS LE VILLAGE GLOBAL : LE VRAI MESSAGE DE MARSHALL McLUHAN

https://bayanerochan.blogspot.com/2020/04/1.html


در این رابطه