مقاله ای از ایران: بمناسبت مسابقات جهانی فوتبال در برزیل- فوتبال ایران در چنگ سپاه

 brasil footbal 01052014۱- سپاه چه بود و چه کرد و چه شده است:

 

   نهاد سپاه پاسداران از بدو تاسيس تا كنون در هيچ محفلي نبوده كه سرك نكشيده و در آن دخالت نكرده كه بدون زيان بوده باشد . اين نهاد در كليه امور خود را محق دانسته و كشور را بخشي از نيروي تحت امر خود مي داند و در نتيجه به دليل قدرتي كه ولايت فقيه براي حفظ خود به آن داده است همواره از حمايت شخص ولي برخوردار بوده و بنابراين از قدرتي فولادي و بدون كنترل و نظارت برخوردار است .

سپاه پاسداران نيرويي بود كه ولي فقيه و برخي روحانيون وابسته به حاكميت استبدادي براي حفظ موقعيت و تثبيت سلطه حكومت  اخوندي و سركوب كليه نيروهاي غير خودي و ملت به وجود آمد و از ابتداي آغاز به كار كشور را به دليل دخالت هاي نابجا و ناآگاهانه و ابلهانه به ويرانه اي تبديل كرده كه هم اكنون در بسياري رده هاي بين المللي در جهان سر آمد فقر – تورم – بيكاري -كشتار – اعدام - ناديده گرفتن حقوق بشر – فشار بر مطبوعات – -نابودي محيط زيست - و... شده است .

براي نشان دادن ميزان وحشتناك خسارات وارده توسط اين نيروي خودمختار و خواص نظامي حامي رهبري تنها به گوشه هايي از خيانت ها و جنايت هاي آن اشاره مي شود تا به بحث اصلي كه همانا نابودي ورزش و به خصوص فوتبال در ايران، است ،بپردازيم آنهم به بهانه نزديكي به مسابقات جهاني فوتبال در برزيل.  در اين نوشته از مقالات مافياي ورزش( انقلاب اسلامي در هجرت )- فوتبال در ايران (ايرج مصداقي) و وب سايت هاي برخي تيم ها استفاده شده است

● دخالت در سركوب روحانيون مخالف از ابتداي تاسيس  تاكنون، از جمله حصر آيات عظام تا مرگ برخي از آنها آيت الله قمي – آيت الله شيرازي – آيت الله شريعتمداري – آيت الله آذري قمي – آيت الله منتظري – و... آيت الله صانعي – آيت الله محمد صادق روحاني

● فشار بر دولت موقت به بهانه ليبرال بودن آن  و همدستی در اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری که منجر به استعفاي حکومت بازرگان شد. طرفه این‌که این حکومت خود ایجاد کننده سپاه پاسداران بود.

● تشكيل و راه اندازي گروههاي به اصطلاح حزب اللهي جهت برخورد با پوشش زنان و حمله به كتابفروشي ها – سينماها – مطبوعات و ...

● حمايت و شركت در حمله به سفارت امريكا كه در نتیجه كشور را به گروگان در آورد  تا جايي كه براي خروج ازاين خیانت، هزينه هاي زيادي را ملت پرداخت نمود از جمله تحريم و بلوكه كردن اموال  كشور و ايجاد جنگ هشت ساله و هزاران ميليارد خسارت و صدها هزار كشته و مجروح و...

● شركت  و دخالت در تقلب هاي اولين انتخابات مجلس شوراي اسلامي براي مقابله با رييس جمهوری، با تمام امكانات

● مقابله با رياست جمهوري بني صدر اولين منتخب ملت ايران و در نهايت كودتا بر ضد او و انقلابی که قرار بود سپاه پاسدار آن باشد. برای انجام کودتا، گسيل نيروهاي مورد نياز از جبهه هاي جنگ به تهران  براي شركت در كودتا و سركوب مردم، در خاطرات روز 28 خرداد 1360 هاشمي رفسنجاني ،  به صورت گذرا آمده است:" اول شب، همراه ﺁقای بهشتی ، به دیدن سپاهیان خوزستانی که از خوزستان ﺁمده بودند به پارک خرم رفتیم." براستي سپاهیان خوزستانی در اوج جنگ در تهران چه می‌کردند؟ بدون اجازه فرمانده کل قوا؟ سپاهیان خوزستان را به چه منظوری به تهران فراخوانده بودند و در پارک جاي داده بودند ؟

● كشتار مردم بعد ازكودتاي خرداد 60 و اعدام هزاران نفر از جوانان  به دليل مخالفت با كودتا

● ادامه تعمدي جنگ و فشار براي جلوگيري از صلح در دو زمان قبل از كودتاي خرداد سال شصت و بعد از آزاد شدن خرمشهر به دليل نياز ملاتاریا به استقرار استبداد خویش و تثبيت ولایت مطلقه فقیه و فشار بر ارتش و ادامه آن تا زمانيكه كليه توان اقتصادي – نظامي كشور از بين رفت و به قول محسن رضايي حتي پول خريد بند پوتين نظاميان هم وجود نداشت و در نهايت خوردن جام زهر شکست توسط خميني

● وارد ساختن بيش از هزار ميليارد دلار خسارت به جهت ادامه جنگ ویرانگر ایران و تباه کننده یک نسل ایرانی. طرفه این‌که امروز سخنگویان همین سپاه می‌‌پذیرند و می‌گویند که ادامه جنگ در سود امریکا و انگلستان بوده‌است! طرفه تر این‌که حسن عباسی خساراتی را محاسبه می کند که امریکا و انگلستان به ایران وارد کرده‌اند. بجا است یادآور شویم که بنی‌صدر گفته‌است و می‌گوید که ایران حق مطالبه خسارات وارده توسط قدرتهای خارجی را دارد. او تأکید می‌کند که کودتای خرداد 60 از جمله بقصد معاف کردن قدرتهای خارجی از پرداخت خسارتهای وارده به ایران شده‌است. برابر محاسبه حسن عباسی و گروه او:

   «دولت انگلیس باید 14 تریلیون دلار بابت اقداماتی که از دوره مشروطه به این سو انجام داده است به ایران بپردازد.کشور  آمریکا نیز بابت اشغال ایران و نابود کردن زیرساخت‌های اقتصادی در دوره جنگ جهانی دوم و کودتای 28 مرداد و غارت منابع روزمینی و زیرزمینی در دوره پهلوی، و بعد از آن هم در این 34 سال  بابت حمایت از جنگ و ضربه به ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران با محاصره اقتصادی و تحریم باید 11 تریلیون دلار به ایران بپردازد».

    الا اینکه طولانی کردن جنگ را امریکا و انگلستان بدست کودتاکنندگان کودتای خرداد 60 انجام داده‌اند.

● به مسلخ بردن دهها هزار جوان به اسم خط شكن به دليل عدم آگاهي از تاكتيك هاي نظامي و نياز به پيروزي  بعد از شعارهاي داده شده و فريب مردم مبني بر پيروزي شگفت در جنگ .

    برای فرستادن نوجوانان و جوانان روی مین‌، داوطلب می‌پذیرفتند و نامشان را "خط‌شکن" گذاشتند.ماجرایی‌ که در پی ‌می‌آید خاطره سرتیپ دوم بیرالوند است که به مناسبت هفته دفاع مقدس درروزنامه اطلاعات چاپ شده است:

"خبر دادند گردان عاشقان حسین (ع) برای پاکسازی میدان مین در راهند. تا به آن روز نام این گردان را نشنیده بودم و با نحوه کارش آشنا نبودم. ساعتی نگذشت که دو ماشین ریو که پر از بسیجی‌ها بود وارد منطقه شدند. هنوز برادران بسیجی از ماشین پیاده‌ نشده بودند که یکدیگر را در آغوش گرفتند و همدیگر را بوسیدند. صحنه عجیبی بود. از شدت گریه جوانان بسیجی، همه رزمندگان به گریه افتاده بودند. هنوز نمی‌دانستیم کار آن بچه‌ها چیست.

    خداحافظی بچه‌های بسیج که تمام شد، در کنار میدان مین به خط ایستادند و در حالی که چهره‌های همه‌شان پر از اشک بود به میدان مین نگاه می‌کردند. منطقه در سکوت فرورفته بود و همه رزمندگان با هیجان و نگرانی چشم به بسیجی‌ها دوخته بودند. جوان بسیجی که تقریبا حدود 20 سال سن داشت رو به برادران بسیجی کرد و گفت:" فدای بدن پاره پاره آقا اباعبدالله، تمام جان‌های ما. آقا منتظرند. بیشتر از این آقا را معطل نگذارید." یا حسین گفت و به میدان مین زد. صدای انفجارهای پشت سر هم جهنمی از آتش را در مقابل دیدگاه همه به وجود آورد. صدای یا حسین بچه‌های بسیجی در صدای انفجارها گم شده بود..."

     مطابق آماری که بعدها از سوی مدیرکل آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی اعلام شد، 44 درصد شهدای جنگ، معادل 96 هزار نفر را نوجوانان و جوانان 16 تا 20 سال تشکیل دادند.

● به وجود آوردن حدود يك ميليون  مصدوم جنگي و شيميايي . با حمله به خاک عراق، صدام اولین حمله شیمیایی گسترده خود را در 3 اسفند 1362 برای بازپس گرفتن فاو انجام داد. در این حمله، که اولین حمله شیمیایی عراق به شمار می‌رفت و پس از آن نیز با 570 حمله شیمیایی دیگر پیگیری شد، لشگر ایران شکست سختی متحمل شد. اظهارات سردار محمد باقر نیکخواه دراین‌باره تکان دهنده‌است:

..." یک لشکر تقریبا کل نیروهایش شیمیایی شد و دوباره تجدید نیرو کرد. من معتقدم هر كسي كه در عمليات فاو بود مصدوم شيميايي است."

   آغاز عملیات شیمیایی گسترده عراق، در 3 اسفند 1362 بود، دقیقا 18 ماه پس از فتح خرمشهر. صدام با انواع و اقسام سلاح‌های شیمیایی نظیر بمب هاي تاول‌زا، سیانور، خردل، اعصاب، خفه كننده و آلوده كننده خون بسیاری را به کام مرگ فرستاد و ده‌ها هزار نفر را تا آخر عمر دچار عوارض بمب‌های میکروبی و شیمیایی ساخت. قربانیان حمله ایران به خاک عراق، تنها از نیروهای خودی نبودند، مردم بی‌گناه کرد نیز قربانی این جنایت جنگی شدند.

    آیت‌الله منتظری درباره حمله شیمیایی صدام به حلبچه می‌گوید:..." تصرف حلبچه كار خوبي نبود و باعث شد كه صدام به آنجا حمله كند و مردم آنجا را [در 25 اسفند 1366] با شيميايي قتل عام نمايد. چنانكه گفته شد حدود پنج هزار نفر از مردم محلي در حلبچه كشته شدند." 

● به قدرت رسيدن اكثر افرادی که در طول 8 سال جنگ افسر شدند. بعد از پايان جنگ و بازگشت به شهرها، سرداران و سرهنگان سپاه عموما در راس مراكز و مناصب مهم كشوري – فرهنگي – اقتصادي – سياسي – اجتماعي قرار گرفتند

● به دست آوردن كرسي هاي نمايندگي مجالس  و شوراهاي شهرها

● از قبل از جنگ افسران سپاه، به نام صدور انقلاب دست به صادر كردن تروريست به خارج از كشور زدند و بعد از پايان جنگ ترور مخالفان سياسي را در كشورهاي ديگر اغاز کردند و به تجهيز گروههايي در كشورهاي عراق – لبنان – افغانستان – نيجريه – سودان و... براي به اصطلاح كشتن امريكاييان دست زدند  كه تازه‌ترین پی‌آمد آن مصادره ساختمان عظيم بنياد علوي در نيويورك مي‌باشد كه جهت خسارات وارده شده به امريكاييان صورت گرفته است .

● شرکت در ترورهاي ایرانیان در داخل کشور كه به صدها مورد مي رسد.

● كسب مقامات درجه اول استانها و شهرداري‌ها و فرمانداري‌ها وبخشداري‌ها .

● تقلب در انتخابات مختلف، از جمله انتخابات مجلس پنجم و رياست جمهوري در سال 1384و 1388 كه به كودتاي انتخاباتي معروف شد و در نتيجه مخالفت مردم با كودتا سپاه پاسداران دست به سركوب شديد مردم و قتل – ترور – تجاوز – شكنجه و... زد تا به خيال خودش ملت را آرام سازد .

● حیف و میل بيش از 800 ميليارد دلار اموال ملت در طول دو دوره ریاست جمهوری، سپاهی مورد تاييد ولي فقيه مطلقه، یعنی محمود احمدي نژاد  وبه چنگ آوردن وزارتخانه هاي مختلف توسط نيروهاي اين نهاد براي خورد و برد و غارت اموال ملت. دانستنی است که مافیاهای نظامی - مالی از کودتای خرداد 60 ببعد، شروع به پیدایش کردند. در دوران هاشمی رفسنجانی قوت گرفتند و در دوره احمدی نژاد بر دولت و اقتصاد کشور حاکم شدند. از این مبلغ نجومی، 100 میلیارد دلارش گم شده‌است!

● با تصويب  «قانون اصل 44 » سرداران و سرهنگان سپاه حمله‌اي مغول وار به دارايي هاي مردم کردند. بسياري از كارخانجات و شركت‌هاي سود آور را به نام خصوصي سازي و با حداقل قيمت و به صورت قسطي به تملك خود و خانواده‌هاشان در آوردند .

● با ايجاد دهها اسكله غير قانوني نيروهاي مسلمان !و متعهد! و انقلابي‌! وامام زماني !  سپاه به «برادران قاچاقچي» (نامی که احمدی نژاد به آنها داد) تبديل شدند  وسالانه ميلياردها دلار كالا به صورت قاچاق وارد كشور كردند و می‌کنند.

● اما بعنوان سپاه نیز، این سازمان کار تصرف اقتصاد را از دوران جنگ آغاز کرد. در حکومت خامنه‌ای/هاشمی رفسنجانی بدان وسعت و شتاب بخشید. در ریاست جمهوری خاتمی نیز دست از این کار برنداشت و در حکومت احمدی نژاد تسلط خود را بر اقتصاد کشور کامل کرد. صحبت از تصاحب 70 درصد اقتصاد کشور است.

    طرفه این‌که در 9 اردیبهشت 93، سید پرویز فتاح مدیرعامل بنیاد تعاون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری‌ها، در خصوص اخباری مبنی بر تمایل دولت به‌سمت شرکت‌های غربی در حوزه‌های نفتی و استفاده نکردن از توانمندی‌های داخلی همچون توانمندی سپاه و بسیج، گفته‌است: «ظرفیت سازندگی که در سپاه ایجاد شده، ‌همواره در خدمت تمام دولت‌ها بوده است. کسی قصد ندارد بر سر راه این دولت مانع ایجاد کند، بلکه ما می‌خواهیم راه دولت را باز کنیم، هر جایی هم که به هر دلیل این نیرو‌ها را مزاحم می‌داند، بگوید که آن‌ها بیرون بروند. فقط بگویید در کدام عرصه تا آن‌ها بیرون بروند و بنده این موضوع را به ‌صراحت به ایشان گفتم که تمام ظرفیت سازندگی در خدمت دولت یازدهم است؛ مانع نیست، بلکه پیش‌برنده و حل‌کننده مشکل است. قرارگاه سازندگی سپاه فقط جای خارجی‌ها را تنگ کرده است. بحث ما این است که پای خارجی‌ها به کشور باز نشود».

    این امر که نباید پای خارجی‌ها را به کشور بازکرد، سخن صحیحی است. اما وقعیت این‌است که سپاه برای مسلط شدن بر اقتصاد کشور دستیار اقتصاد مسلط گشته و کشور را بازار بنجلهای چینی و کره‌ای و روسی و هندی و غربی کرده‌است. فتاح می‌گوید دولت هرجا حضور نیروهای سپاه را مزاحم می‌داند بگوید سپاه آن‌جا را ترک می‌کند. و او غافل است که می‌گوید و فاش که سپاه در همه‌جا هست. سپاهی که در همه جا هست، پس سازمانی است که هم یک حزب سیاسی مسلح است هم در همه جای اقتصاد  حاضر است و  هم گمرکها را در اختیار دارد و قاچاق می‌کند و هم در سه قوه حضور دارد و هم نهادهای جامعه مدنی (از جمله فوتبال) را تصرف می‌کند.

     باز فتاح می‌گوید: قرارگاه سازندگی سپاه فقط جای خارجی ها را پر کرده‌است. اما راست نمی‌گوید: در آنچه به تولید نفت مربوط می‌شود، بلحاظ عدم دسترسی به تکنولوژی درخور، برداشت علمی از ذخایر نفت غیر ممکن گشته و صدها میلیارد دلار زیان روش کنونی بهره برداری است. باز نبود تکنولوژی سبب می‌شود یک سوم و بسا بیشتر بنزین تلف بگردد.  و در آنچه به مصرف مربوط می‌شود، دروازه‌های کشور به روی واردات باز است. حتی اسدالله عسگر اولادی هم هشدار می‌دهد واردات دارند تولید داخلی را از بین می‌برند.

● بخش خصوصی که سپاه مرتب فعالیتهای سودآور را از دستش بیرون آورده‌است، اینک گرفتار رقابت سپاه/خصوصی است. سپاه/خصوصی فعالیت اقتصادی سپاه در پوشش بخش خصوصی است.

● تصرف اقتصاد کشور و سعی بر تحت مهار آوردن دولت (هر سه قوه قضائیه و مقننه و مجریه) ممکن نبود مافیاهای نظامی – مالی را پدید نیاورد. از دوره دوم حکومت هاشمی رفسنجانی تا امروز، کشور عرصه نزاع بر سر «مالکیت ایران» میان مافیاهای غیر نظامی با مافیاهای نظامی – مالی است. وقتی هاشمی رفسنجانی می‌گوید سپاه به کمتر از کل کشور راضی نیست، در مقام رئیس یکی از مهم‌ترین مافیاهای غیر نظامی است که اعتراض می‌کند. فشار مافیاهای نظامی – مالی به مردم بدان شدت است که بخشی از این مردم به جای آن‌که توانائی‌های خود را به یادآورند و برخیزند و از هر دو دسته مافیاها خلع ید کنند، به این راضی شده‌اند که مافیاهای غیر نظامی را حمایت کنند بلکه از شر مافیاهای نظامی – مالی خلاص شوند. اما باید از خود بپرسند: اگر این دو دسته مافیاها «مالکیت ایران» را میان خود تقسیم کردند، چه روزگاری را پیدا خواهند کرد؟

 

● آتش بحران اتمی که اینک کشور در آن می‌سوزد نیز دست پخت سپاه است. هرگاه خوانندگان به انقلاب اسلامی مراجعه کنند، می‌بیند که روی آوردن رژیم به ایجاد تأسیسات اتمی، از سال 1361، یک سال بعد از کودتای خرداد 60، هشدار داده شده‌است که رژیم با روی آوردن به اتم کشور را دچار خسرانهای بس بزرگ و غیر قابل جبرانی خواهد کرد. و اینک کشور گرفتار آن زیانهای نجومی هست و سپاه تهدید می‌کند که هرگاه توافق نهائی به امتیازهایش (همین حضور در همه جا) صدمه بزند، آن را برهم خواهد زد:

 

 

٭ هشدار انقلاب اسلامی- شماره 44- 21 دیماه تا 5 بهمن 1361- 11 ژانویه 1983

رژیم خمینی قدمهای اولیه برای ساختن نیروگاههای اتمی را برداشته و بزودی میلیاردها دلار سرمایه ای که برای بازسازی مملکتمان لازم است، خرج این نیروگاه ها خواهد کرد. این برنامه ای بود که شاه آغاز کرده بود ولی قیام بهمن به آن خاتمه داد و هم آقای بازرگان و هم آقای بنی صدر با ادامه ساختن نیروگاه های هسته ای مخالفت ورزیدند. باید ذکر نمود که اکثر کشورهای صنعتی به بنای نیروگاه های اتمی خاتمه داده اند و آنهم به دلایلی منطقی.

 

 

   امروز می‌دانیم که آن روز،  پس از آن‌که کودتای خرداد 60 انجام گرفت تا جنگ ادامه پیدا کند، در پوشش نیروگاه اتمی، بنابر تولید سلاح  هسته‌ای بوده‌است. از اتفاق، بنا بر روایت نیکولو، سفیر سابق فرانسه در ایران، از قول همکار نزدیک روحانی، وقتی روحانی دبیر شورای امنیت ملی می‌شود از ماجرا اطلاع پیدا می‌کند و دیر هنگام، در اواخر پائیز 1382، عملیات متوقف می‌شوند. امروز هم فریدون عباسی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی می‌گوید: طی 7 سال اخیر، فعالیتهای اتمی خود را از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پنهان می‌کردیم!  حاصل وضعیت کنونی کشور از جهت‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است.