وضعیت سنجی یکصد و هشتاد و دوم: در آئینه جنبش

wazyatsanji182 گزارشهای دریافتی از ایران:

1. نخستین گزارش در روز اجتماع مشهد: علم الهدی و رئیسی اجتماعی ترتیب دادهاند، برضد روحانی، تعداد، از چند صد نفر تجاوز نمیکند. هدف از آن، از آن خود کردن اجتماع برپاکردن و خارجکردن سلاح «فشار از پائین و معامله در بالا» از دست اصلاح طلبان و اعتدالیون و زمینه سازی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 که از قرار، رئیسی خود را برای شرکت در آن آماده میکند.

    با توجه به اهمیتی که دو شهر مذهبی قم و مشهد برای بقای ولایت مطلقه فقیه دارد و لزوم تشدید ترس در این دو حوزه دینی، شعارها القا و سرداده شدند.

روحانی و پیش از او معاون اول او، بدون نام بردن، این دو را بانی روشنکردن آتشی دانستندکه برپاکردند ومهار از دست ترتیب دهندگان بدر رفت.

بعد از آنکه جنبش از مهار بیرون رفت، سازمان دهندگان و شعار سازان اولی، جنبش را به وابستهها نسبت دادند و یک «نماینده محافظهکار میانه رو» بنام جعفرزاده ایمن آبادی آنان را بخاطر به دروغ چسباندن جنبش به دو دسته وابسته، انتقادکرد.

2. گزارش دوم بعد از فراگیر شدن جنبش است که هنوز در مرحله ابتدائی است و اگر نتواند از خطرها بپرهیزد و موانع را از سر راه بردارد و کسریها را جبران کند، سرکوب میشود:

     گویا پیشبینیهایی که در مورد پروژه جانشینی دارند درست از آب درمیآیند. البته بسیار پیچیده عمل میکنند. از تحرکات اخیر بوی خوبی به مشام نمیرسد. در اینکه تعمدی در آن است شکی نیست. اما در اینکه آیا بتوانند آن طور که میخواهند کنترلش کنند تردید وجود دارد. فعال کردن جناح احمدی نژاد و تخریب لاریجانیها و آشکار کردن ضعفهای حکومت روحانی و فضا را داغ کردن حکایت از فاز جدیدی از برنامه دارد. به نظر میرسد میخواهند پتانسیل جنبشهای مردمی را تخلیه کنند تا در آینده نزدیک فاز مهمی از پروژه را در دستور کار قرار دهند.

    این جنبش هویت ندارد و شعارهاشان هدایت شدهاند. منتظر حکومت نظامیان باید بود. سیستمهای امنیتی دارند مماشات میکنند وگرنه چطور  در سال 88 آن حجم عظیم را کنترل میکردند و حال نمی توانند. به شعارها باید دقت کرد به خشونتها باید دقت کرد به ری استارتیها باید دقت کرد که خواستگاهشان کجاست.

    جو کشور را عمدا میخواهند به سمت امنیتی - نظامی شدن سوق دهند تا آنچه میخواهند و سخت است، انجام دهند. در این میان خیلیها را هم حذف خواهند نمود. قیمت تخم مرغ را یک شبه بالا بردند و استارت خوردن اعتراضها طبیعی نیست اساسا گران شدن ناگهانی یک کالا بدون رخ دادن تغییر در بستر تولیدی آن طبیعی نیست. باید توجه نمود در خصوص موسسات مالی چرا هیچ کس هیچ اقدامی در آرامش مردم نکرد بلکه نمک هم به زخمها میپاشیدند. تعمدی در کار است.

 

3. گزارش سوم در 11 دیماه 96، پنجمین روز جنبش: این اجتماعات در شهرها مشکوک است بدینخاطرکه شخصیتهای ملی به آن نپیوستهاند. شکل و محتوای اغتشاش را دارد و نه جنبش را.

 

     با توجه به گزارشهای بالا و رویهها و سخنان دو جناح رﮊیم و نیز شرکت کنندگان در تحرکها در شهرها و جهتیابی آنها که شعارها بدست میدهند و معلوم میکنند که در کار تحول به یک حرکت خودانگیخته هستند یا خیر، در این امر واقع اجتماعی میباید نظر میشد و راهکاری منطبق با واقعیت، با هدفهای مشخص، میباید سنجیده و در پیش گرفته میشد. راهکارها که اتخاذ و رویه شدند، گویای ماهیتهای گروهبندیهای سیاسی و نیز قدرتهای خارجی شدند:

 

در آینه جنبش، ماهیتها نمایان شدند:

1. گروههای وابسته، درجا، سه کار کردند و ماهیت خویش را شفاف، در معرض دید همگان قراردادند:

1.1. جنبش را بنام خود به ثبت رساندن؛

1.2. ترامپ را به یاری فراخواندن که درجا اجابت شد. و

1.3. ماهیت زورمدار خود را بیش از پیش نمایان کردن: از تهدیدکردن به چوبههای دار و تا باران ناسزا باریدن بر سر هرکس که واقعیت را آنسان که رخ داده بود گفت. رانده شدههای انقلاب، یعنی بقایای استبداد پهلویها، دین ستیزی خویش را نیز آشکار کردند بدان امید که ارباب امریکائی را خوش میآید. غافل از اینکه رویه آنها از موانع گسترش جنبش میشود و تنها بکار توجیه سرکوب خونین جنبش میآید

 

2. در امریکا، ترامپ یادش رفت که ایرانیان را تروریست خوانده بود و به یاد حقوق بشر افتاد و دم از حمایت از جنبش زد. در عوض،

روسها، حامی رﮊیم شدند و «اغتشاش و آشوب» در ایران را محکوم کردند و به امریکا اعتراض کردند که چرا در امور داخلی ایران دخالت میکند. پنداری عمل آنها در محکوم کردن جنبش ایرانیان، دخالت در امور ایران نیست!

اتحادیه اروپا نیز موضعگرفت: وضعیت در ایران را زیر نظر داریم و امیدواریم حق تجمع مسالمتآمیز رعایت شود.

 

3. آن دسته از اصلاحطلبان و اعتدالگرایانی که میبینند مردم دیگر حاضر نیستند نقش مرده در ید غسال را بازی کنند، درجا ماهیت قدرتپرست خویش را آشکار کردند. ایران را در حال تبدیل شدن به سوریه دیدند و خواستار برچیدن بساط اغتشاش شدند. معلوم کردند که همان ماهیت را دارند که در کودتای خرداد 1360 داشتند. طرفه اینکه از جبار و دستیاران او نخواستند که استبداد مطلقه همه خیانت و جنایت و فساد را رها کند، بلکه خواستار سرکوب جنبش کنندگان شدند.

 

4. و بدیل ایستاده بر حقوق مردم ایران، واقعیت را همانسان که روی داده است، دید و میان نفی یا سکوت و یا کوشش برای بیرون آوردن جنبش از مدار بسته بد و بدتر (این یا آن استبداد) و یا ناممکن کردن استفاده رﮊیم از آن، برای مقاصدی از نوع زمینهسازی برای تحمیل جانشین خامنهای به مردم ایران و برداشتن موانع از سر راه همگانی کردن جنبش و رفع خطرها، راه برداشتن موانع را برگزیدند:

 

امر واقع اجتماعی از نوع عصیان و شورش و جنبش، آزمون است:

    بر فرض صحت گزارشها و اینکه در آغاز، عوامل رﮊیم، خود، اجتماع مشهد را سازمان دادند و  هدف  «تخلیه پتانسیل جنبش» و باهدف اجرای طرح تعیین جانشین خامنهای، کدام روش را باید برگزید؟

سکوت و نظارهگر قربانی شدن مردم در جنبش و اجرای طرح جبار و دستیاران او، آیا کاری جز شرکت در جنایت و خیانت به مردم ایران است؟ کدام شخصیت وطن دوستی میتواند مسئولیت این سکوت را بپذیرد. آیا این دست زدن به خودکشی نیست؟

نفی کردن: تحرکات مشکوک هستند و مردم در آن شرکت نکنید. نتیجه، سرکوب شدن شرکت کننده در «تحرکات» و فعلپذیر ماندن بخش بزرگی از مردم و اجرای طرح جباران با همدستی نفیکنندگان.

آنها که به حقوق انسان و حقوق شهروندی او و حقوق ملی و حقوق طبیعت و حقوق ایران بمثابه عضو جامعه جهانی باوردارند و بر اصل ولایت جمهور مردم یا حاکمیت ملی بر دو پایه استقلال و آزادی، ایستادهاند، راهکار را ورود در ابتلا میدانند. امرواقع اجتماعی را نباید در دست جبار و دستیاران او و قدرتهای بیگانه رهاکرد. باید از دست آنها بدرآورد و  در همگانی کردن آن کوشید. جنبش شهرهای ایران، دو سرنوشت بیشتر نمیتواند پیدا کند: همگانی نشدن، بنابراین، سرکوب شدن و همگانی شدن و تغییر از استبداد به مردمسالاری را، بدون مداخله قدرت خارجی، و بدون خشونت ممکن کردن.

    برفرض عدم توفیق در همگانی کردن جنبش، این راهکار، هماکنون، دارای این دستآوردها است:

1. هردو جناح رﮊیم، دیگر نمیتوانند مردم ایران را بازیچه رقابت بر سر قدرت کنند؛

2. طرح جانشینتراشی برای خامنهای به یمن جنبشی که محل عمل خویش را بیرون از رﮊیم و درون ایران برگزید، به خون شرکت کنندگان در جنبش، شسته شد و ولایت مطلقه فقیه، یکبار دیگر، مهر عدم مشروعیت خورد؛

3. این جنبش حلقهای از جنبشها شد که از کودتای خرداد 1360، بر ضد انقلاب و هدفهای آن  و منتخب مردم ایران، استمرار جسته است. بنابراین، جا برای تردید نگذاشت که رﮊیم ولایت مطلقه فقیه محکوم به زوال است. و

4. هرگاه اجتماع مشهد همان میماند که سازماندهندگان طراحی کرده بودند و با همان شکل و محتوا در شهرهای دیگر تکرار میشد، البته جبار و دستیاران او، طرح خود را با موفقیت به اجرا میگذاشتند. خطرناکترین وضعیت نیز بوجود میآمد و آن گرفتار شدن مردم ایران در مدار بسته بد و بدتر: یکی رﮊیم ولایت مطلقه فقیه و دیگری اتحاد امریکا و اسرائیل و سعودیها و دست نشاندگان آنها که تهدید شدن ایران به تجزیه، یکی از پیآمدهای آن است.

     کوشش برای همگانی کردن جنبش، به خاطرنشان کردن خطرها و روش پرهیز از آنها و یادآورشدن کسریها و پیشنهاد چگونگی جبران آنها و نشاندادن مانعهای همگانی شدن و شرکت در برداشتن آنها است. بر مرددها  است که بر تردید خویش غلبه کنند و بدانند که شرکت در ابتلا، وقتی شرکتکنندگان بر حق میایستند، مصون از هرگونه آسیب است.


در این رابطه