وضعیت سنجی یک‌صد و نود و یکم: نقش جاسوسی در ایجاد بحران اتمی و استقلال؟

wazyatsanji191    ایران از دوران  قاجار تا امروز، گرفتار وابسته‌ها به قدرتهای خارجی است. هم دولت در اختیار آنها است و هم به اندازه کافی خود فروخته در اختیار دارند برای این‌که مسئله بسازند و آن را به بحرانی سخت بدل کنند. در ایجاد بحران اتمی که ایران را گرفتار تحریم گردانده و اینک آن‌را یکی از هدفهای «سیاست نظامی جدید» امریکا کرده ‌است، توسط رﮊیم و گروه‌هائی پدید آمده ‌است که خویشتن را از استقلال و آزادی محروم و به خدمت بیگانگان در آمده‌اند. بتازگی، در 3 مارس 2018، گارت پورتر به استناد اسناد محرمانه سیا، نقش «ایرانی»های جاسوس و سازمان مجاهدین خلق را، بمثابه آلت فعل موساد اسرائیل، در ایجاد این بحران، یکبار دیگر، خاطر نشان کرده‌ است:

«عملیات مرلین» Operation Merlin برای کشف برنامه اتمی ایران:

جفری استرلینگ، مسئول عملیات مرلین در سیا، که در سال 2015، بخاطر لودادن جزئیات این عملیات به جیمس رایزن، خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز، زندانی شده بود بعد از گذراندن 42 ماه زندان، در ماه ﮊانویه، آزاد شد. او به این علت محکوم شد که افشای عملیات به امنیت ملی امریکا صدمه زده ‌است.

    محکوم شدن او بدین‌خاطر بود که فرض بر این بود که ایران در کار ساختن بمب اتمی بوده و عملیات محرمانه سیا برای پی بردن به اندازه پیشرفت برنامه اتمی ایران بوده ‌است. در حقیقت، او زندانی شد زیرا معلوم شد فرض، معتبر نبوده و نیازی به عملیات مرلین نبوده ‌است. توضیح این‌که نخستین برآورد اطلاعات ملی امریکا در سال 2001، در این باره که ایران برنامه تولید سلاح اتمی را در دست اجرا دارد، نتیجه اعمال نفوذ معاون اداره عملیات سیا، جیمس پاویت  James L. Pavitt بوده‌ است. در مورد ایران، او از دیک چنی، معاون رئیس جمهوری در مورد تولید سلاح کشتار جمعی عراق، جدی‌تر بود. تاریخچه کامل تعامل اداره عملیات و اداره تحلیل اطلاعات سیا معلوم می‌کند که او در سال 1999 یک گزارشی در بردارنده اعلان خطر نسبت به برنامه اتمی ایران ساخته بود تا که موافقت کلینتون، رئیس جمهوری وقت امریکا را نسبت به عملیات مرلین بدست آورد.

 

پاویت عملیات مرلین را طراحی می‌کند: ماجرای عملیان مرلین را بدون توجه به دوستی بسیار نزدیک پاویت با جورج تنت، رئیس وقت سیا، نمی‌توان اندر یافت. ارتقای مقام پاویت و مدیر اداره عملیات شدن او دلیلی جز دوستی او با تنت نداشت. دوستی این دو بدانحد بود که وقتی تنت، در 3 ﮊوئن 2004 سیا را ترک گفت، پاویت نیز خود را بازنشسته کرد.

     وقتی، در 1993، او عضو مرکز جلوگیری از بسط اسلحه اتمی سیا شد، به این فکر افتاد که در اداره عملیات سیا، دایره ای ایجاد شود که فقط به کار جلوگیری از انتشار اسلحه اتمی بپردازد. او پیشنهاد کرد که این دایره جدید این اختیار را داشته باشد که نه تنها اطلاعات در این باره جمع‌آوری کند، بلکه بتواند دست به عملیات سری برای جلوگیری از انتشار سلاح هسته‌ای نیز بزند. و این کار را با مأموران مخفی خود انجام دهد که در پوشش شخصی و نه رسمی، عمل می‌کنند.

     در 1995، بمحض اینکه تنت به معاونت سیا منصوب شد، پاویت مدیر دایره جلوگیری از انتشار سلاح هسته‌ای در اداره عملیات سیا شد. و درجا، به طراحی طرح عملیات مهم در مورد ایران مشغول شد. در مارس 1996، «دفتر طرحهای ویژه» اداره عملیات سیا، برنامه‌ای را طراحی کرد برای اینکه، نقشه دستکاری شده سامانه روسی منفجر کردن سلاح اتمی "Fireset" russe TBA-486 را به ایرانی‌ها بدهد. هدف این بود که ایرانیها با بکار بردن آن، ساخته‌های خویش را از بین ببرند.

    بنابر سندی که در 1997، از قید سری بودن خارج شد، می‌گوید که یک مهندس روسی که به امریکا مهاجرت کرده بود، به استخدام سیا در می‌آید و مأمور می‌شود که آن نقشه را به ایران بدهد و در باره برنامه اتمی ایران اطلاعات کسب کند. این برغم آنکه سیا به این نتیجه نرسیده بود که ایران در حال ساختن بمب اتمی است.

سند دیگری که در ماه مه 1997 از قید محرمانه خارج شد، می‌گوید: «هدف تحصیل اطلاع موثق در باره برنامه تولید سلاح اتمی ایران است». علت آن این بود که تنت، رئیس سیا، نیاز به توجیه عملیات مرلین داشت تا مگر، رئیس جمهوری اجازه اجرای آن را صادر کند. پاویت که طرح عملیات محرمانه بر ضد ایران را در جیب داشت، در ﮊوئیه 1997، معاون اداره عملیات سیا شد. بنا بر سند دیگری، در 2 فوریه 1998، اداره عملیات سیا به دوایر دیگر سیا، اعلام کرد که یک گروه آزمایشگاهی توانسته است نقشه دست‌کاری شده که باید به ایرانی‌ها داده شود را ساخته است. یک نقص دیگر هم در نقشه ایجاد شد تا که چاشنی، سلاح اتمی را منفجر نکند.

    این‌همه بخاطر آنکه برابر قانونی که بعد از برملاء شدن افتضاح ایران گیت وضع شد، سیا مجبور بود هر طرح عملیاتی را به تصویب رئیس جمهوری برساند. پاویت در اواسط 1999، نقشه ساختگی را دریافت کرد. با وجود این، مانعی بر سر راه تحصیل موافقت ریاست جمهوری بود و آن این‌که موضع رسمی اداره اطلاعات سیا بر این بود که ایران برنامه تولید سلاح اتمی ندارد. گزارشی که سیا در سه ماه اول 1999 برای کنگره تهیه کرد و در آغاز سال 2000 به کنگره تسلیم شد، حاصل گفتگو میان آنهائی بود که می‌گفتند ایران برنامه تولید سلاح هسته‌ای ندارد و آنهائی که می‌گفتند دارد. گزارش به ترتیبی تهیه شد که نظر دو طرف را تأمین کند. بنابراین، نمی‌گفت ایران در کار ساختن بمب اتمی است بلکه می‌گفت زیرساخت‌ها را ایجاد می‌کند و هرگاه «اراده کند» می‌تواند به تولید سلاح هسته‌ای روی بیاورد.

    این گزارش برای اینکه رئیس جمهوری اجازه عملیات را بدهد کافی نبود. این شد که تنت و پاویت دست بکار شدند تا که نقشه دستکاری شده را بعنوان نقشه واقعی در اختیار ایرانیان قرار دهند. در مقاله‌ای که جیمس رازن در 17 ﮊانویه 2000 در نیویورک تایمز انتشار داد، سیا این امکان را که ایران حالا دارای ظرفیت تولید بمب اتمی است، دیگر رد نمی‌کرد. بسا ممکن است که بمبی نیز ساخته باشد.

رایزن و میلر گزارش کردند، در سامبر 1999، توجیه مقامات حکومت کلینتون را شروع کرده بود. توجیه او به هیچ مدرکی گویای دست بکار تولید بمب اتمی بودن ایران، استناد نمی‌کرد. به ناتوانی دوایر اطلاعاتی امریکا از سر درآوردن از چند و چون اخذ تکنولوﮊی و مواد اتمی توسط ایران از بازار سیاه، استناد می‌کرد. بدیهی است ارزیابی جدیدی که تنت در توجیه مقامات حکومت بکار می‌برد را اداره جاسوسی و اطلاعات سیا تهیه نکرده بود. جون مک لوگلین، معاون این اداره، در پاسخ به پرسشی گفته بود او از این ارزیابی اطلاع ندارد. و وقتی نویسنده از او پرسید آیا این ارزیابی که اینهمه در وسائل ارتباط جمعی موضوع بحث شده، وجود داشت و او بیاد نمی‌آورد و یا اصلاً وجود نداشت، او به این پرسش پاسخ نداد. بدون تردید، تنت و پاویت از روش معمول سیا خارج شدند تا بتوانند گزارشی را تهیه کنند فاقد دلیل و مدرک اما مساعد نظر آنها مبنی بر به اجرا گذاشتن طرح عملیات مرلین.

    سند دیگری از اسناد سیا که در 18 نوامبر 1999 از قید محرمانه خارج شد، حاکی از آن‌ است که به مهاجر روسی دستور داده شد یک سفر احتمالی به وین را، در اوائل سال 2000، تدارک ببیند. در اوائل ماه مارس 2000، مهاجر روسی نقشه دستکاری شده را به هیأت نمایندگی ایران در آﮊانس بین‌المللی انرﮊی اتمی داد.

پاویت گروه جاسوسی ،برای جاسوسی در ایران، در مورد برنامه اتمی را تشکیل می‌دهد:

 اداره عملیات سیا تحت نظر پاویت گروهی از مأموران مخفی را رهبری می‌کرد که مأمور بودند جاسوس نیز استخدام کنند برای کسب اطلاعاتی که بکار تخریب کامل تأسیسات اتمی ایران و عراق می‌آمدند. این اداره نه تنها فعالیت این مأموران را مهار می‌کرد، بلکه محتوای گزارشهای آنها را مهار می‌کرد تا همان بشوند که مدیر می‌خواهد. بدین‌سان، نقش دوگانه اداره عملیات تنازع منافع وخامت باری را بوجود می‌آورد. چرا که اداره خود، سود مستقیم در ارزیابی اطلاعاتی داشت که در باره ایران تحصیل می‌شد. زیرا می‌خواست گویای نظر او دال بر وجود برنامه تولید سلاح هسته‌ای باشند. بنابراین، اطلاعاتی که مغایر این نظر بود، مورد اعتناء قرار نمی‌گرفتند. 

    اینست آنچه واقعاً در سال 2001 روی داده ‌است. یک عضو اداره عملیات سیا که فارسی و عربی را روان صحبت می‌کرد، در 1995، اقدام به استخدام جاسوس برای کسب اطلاعات از ایران و عراق کرده بود. استعدادهای او در این زمینه بر مدیران اداره عملیات معلوم بودند: در 2001، وعده داده شد که نشان اطلاعات و ارتقای مقام  به او داده شود. در همان سال، این مأمور اطلاعات بسیار مهمی در باره مسئله اتمی ایران بدست آورده‌ بود. الا این‌که این اطلاعات برای پاویت و اداره عملیات مشکل بوجود آورده بود. در نتیجه، نه تنها نشان نگرفت و ارتقاء مقام نیافت، بلکه برکنار نیز شد.

    وقتی در نوامبر 2005، پاویت تحت پی‌گرد قرار گرفت، نخست پورتر گس، رئیس اداره عملیات، و سپس همین مأمور که از او با نام مستعار دو "Doe" یاد می‌شد، شهادت دادند. دو گفت: یکی از ارزشمندترین «سرمایه انسانی» من (این عنوانی است که سیا به جاسوسانی می‌دهد که استخدام می‌کند)، اطلاعات بسیار مهمی را در سال 2001، در اختیارم گذاشت. سه خط از این گزارش حذف شد و گزارش سبب شد که جاسوس‌ها اخراج شوند. کوشش چند ساله دو، برای اینکه بداند کدام سه خط و چرا حذف شده‌‌اند، بجائی نرسید. زیرا سیا مانع کار او شد. آن زمان به مطبوعات گفتند این سه خط مربوط به عراق بوده ‌است. اما وکیل دو نزد نویسنده فاش کرد که «سرمایه انسانی» او یک ایرانی بود و او به دو گفته بود دولت ایران قصد ندارد اورانیومی که غنی می‌کند را بکار تولید سلاح هسته‌ای ببرد. این نخستین اطلاع بود که یک جاسوس امریکائی که «سخت ارزنده»، مردی شناخته شده که می‌دانست اطلاعی که یافته ‌است دقیق است و آن را که راجع بود به عدم قصد ایران بر تولید سلاح هسته‌ای، در اختیار جامعه اطلاعاتی امریکا قرار می‌داد. دو این اطلاع را به مافوق‌های خود در اداره عملیات سیا، گزارش کرد. و بازرس اداره بلافاصله با پاویت و رئیس اداره دیدار کرد. بعد از این دیدار، بازرس به دو دستور داد این اطلاع را موضوع گزارش کتبی نکند و اطمینان داد که پاویت و رئیس اداره شخصاً اطلاع را به پرزیدنت بوش گزارش خواهند داد. اما دو به یمن ارتباطها که داشت، زود فهمید که اطلاع به رئیس جمهوری گزارش نشده ‌است. بعد از رویداد وضعیت مشابهی در باره تولید اسلحه کشتار جمعی توسط عراق، رئیس سیا دو را از تصدی کاری که بدان مأمور بود، برکنار و بیکار کرد. نه ارتقای مقام به او داده شد و نه نشان لیاقت. در دادگاه معلوم شد که علت بیکار کردن او را هم به او نگفته‌اند. پاویت به تقاضاهای مصاحبه در این باره، پاسخ نداد.

    پاویت مانع از آن شد اطلاع جاسوس ایرانی سیا به اطلاع رئیس جمهوری و حکومت او برسد. در حالی که جامعه اطلاعاتی امریکا مشغول ارزیابی وضعیت در سال 2001، بود نیز، آن را از این اطلاع محروم نگاه‌ داشت. جامعه اطلاعاتی نتیجه‌گیری کرد که ایران در کار تولید سلاح هسته‌ای است. اما گفت که این نتیجه‌گیری قطعی نیست. پل پیلار افسر اطلاعاتی سیا که خاورمیانه و شمال افریقا حوزه مسئولیت او بود، در مصاحبه با نویسنده گفت: جامعه اطلاعاتی هیچگونه دلیل و مدرکی که دولت ایران بکار تولید بمب اتمی است، در اختیار نداشت.

بدیهی است اگر اطلاع جاسوس ایرانی به رئیس جمهوری و مقامات حکومت او گزارش می‌شد و مبنی قرار می‌گرفت، پویائی ارزیابی، بنابراین، وضعیت را تغییر می‌داد. دست کم معلوم می‌کرد که یک جناح از دستگاه اطلاعاتی بر پایه اطلاع نظر می‌دهد و جناح دیگر بدون اطلاع نظر می‌دهد.

    پیلار تأکید می‌کند که، در 2001، هیچ‌گونه اطلاعی از این نوع، در اختیار تحلیل‌گران اداره اطلاعات سیا قرار نگرفت. او خاطر نشان می‌کند، اطلاعی از آن نوع که دو بدست آورده‌ بود، به ندرت، در دسترس ارزیابی کنندگان اطلاعات قرار می‌گرفت. بعد از خواندن اطلاعی که جاسوس ایرانی کسب کرده بود، پیلار گفت: او در موقعیتی نیست که بتواند ارزش این اطلاع را تعیین کند. اما این اطلاع می‌باید در اختیار اداره اطلاعات سیا قرار می‌گرفت تا به محک اطلاع‌ها از منابع دیگر زده و ارزش آن معین می‌گشت. نتیجه سانسور این اطلاع این شد که یک رشته ارزیابی‌ها بر پایه این فرض تهیه شوند که ایران برنامه تولید بمب اتمی را در دست اجرا دارد.

 

در سال 2004، مجموعه‌ای از مدارک که ادعا می‌شد مهم هستند، «بدست آمد». این مجموعه در اختیار اداره اطلاعات آلمان قرار گرفت. بنابر آنها، ایران در کار تولید بمب اتمی بود. حکومت بوش مدعی شد که این مدارک در لپ تابی ثبت هستند که به یک مهندس ایرانی تعلق دارد. اما کارستن فویگت  Karsten Voigt، مقام ارشد پیشین وزارت خارجه آلمان، دیرتر، فاش کرد که همه ماجرا ساختگی و مدارک جعلی بودند. زیرا مدارک را سازمان مجاهدین خلق  دادند و این گروه ایرانی شناخته بودند به اینکه این‌ گونه اطلاعاتی ضد ایران را، که موساد اسرائیل در اختیار آنها می‌گذارد، انتشار می‌دهد.

    این اطلاعات جعلی بطور مستقیم سبب ارزیابی سیا در سال 2005 شد. ارزیابی که بنا بر آن، ایران در کار تولید بمب اتمی است. این ارزیابی مایه ارزیابی‌های متعاقب آن شد. بدنبال، فریفتاری پاویت و آلت شدن، سیا یک بار دیگر آلت فعل شد.

    عملیات مرلین نمونه کاملی است از اطلاع سازی و بر پایه آن طراحی عملیات وقتی منافع دیوانسالاری ایجاب می‌کنند. نتیجه آن این شد که جفری استرلینگ بی‌گناه زندانی شد و امریکا، در آنچه به سیاستش در مورد ایران مربوط می‌شود، راه و روشی را بر گزیند که واجد تهدیدهای جدی و بیهوده برای امنیت امریکا است.

 

مثلث زورپرست بحران ساز :

   از انقلاب بدین‌سو، ایرانیان در بحران‌ها زندگی می‌کنند. چهار بحران را می‌توان بزرگ‌ترین‌ها خواند: بحران گروگان‌گیری و بحران جنگ 8 ساله و بحران اتمی و بحران جنگهای هفت‌گانه که سبب توجیه‌پذیر شدن سیاست نظامی جدید امریکا شده‌ است. در ایجاد این چهار بحران، سه رأس مثلث زوررست شرکت داشته‌اند:

بحران گروگان‌گیری، با بردن شاه به امریکا و پیش از آن با مراجعه اشرف پهلوی به راکفلر و کیسینجر، آغاز گرفت و بمدت 444 روز ادامه یافت. طرح در امریکا تهیه و در ایران اجرا شد. ایران در محاصره اقتصادی قرارگرفت و با بالاکشیدن میلیاردها دلار ثروت ایرانیان، به قول کارتر، ایران نقره داغ شد. صدام به تجاوز نظامی به ایران برانگیخته شد و ایران گرفتار جنگی 8 ساله گشت. بدیهی است طرح گروگان‌گیری توسط موسوی خوئینی‌ها و پاسداران و «دانشجویان پیرو خط امام» اجرا شد.

تحریکات را عوامل ملاتاریا تصدی می‌کردند و متلاشی کردن ارتش به بهانه کودتای نوﮊه نیز با چراغ سبز خمینی، کار روزمره دستیاران «روحانی» و پاسدار او شد. برای برانگیختن صدام به قشون کشی به ایران، امریکا چراغ سبز داد و بختیار و ارتشبد اویسی، به اتفاق ﮊرﮊ براون، وزیر خارجه انگلستان به بغداد رفتند. پیش از آن هم، کودتای نوﮊه را با هدف در معرض تلاشی قراردادن ارتش، تدارک کردند.

    گروه رجوی هم از زمانی که به خدمت رﮊیم صدام درآمد، در جنگ بر ضد ایران، دستیار شد.

بحران اتمی را رﮊیم با ایجاد پنهانی تأسیسات آغازگر بود و گروه رجوی آلت فعل موساد شد در ارائه مدارک جعلی و عواملی در سیا، با سانسور اطلاعات ناسازگار با منافع دستگاه حاکم بر امریکا و دست مایه کردن مدارک جعلی، بحران بس زیان‌بار برای مردم ایران را بوجود آوردند و این بحران همچنان گریبانگیر ایران است.

در این میان، رضا پهلوی، نوه رضاخان، به ملاقات سرپائی سناتور مک کین نائل می‌شود و بعنوان آخرین سئوال از او می‌پرسد: وضعیت که تغییر کرد، با سپاه چه باید کرد؟ این پرسش غیر از این‌که گویای خود حقیر پنداری است، گویای کم عقلی نیز هست. چرا که او در علن می‌گوید از بین رفتن سپاه، شرط آن‌ است که او در ایران موقعیت پیدا کند. عقل عادی نیز می‌داند که در علن نباید، گفت راه حل، انحلال سپاه است (همانند انحلال ارتش عراق). او با «سئوال آخر» بر همگان آشکار کرد که آینده‌ای در ایران ندارد و کارش ایفای نقش آلت برای نگاه داشتن مردم ایران در مدار بسته مثلث زورپرست است.

    اما ماندن و نماندن در مدار بسته مثلث زورپرست، هرسه رأس محور کننده قدرت خارجی در سیاست داخلی، جبری نیست. مردم ایران می‌توانند در این مدار نمانند. از هفتخوانی که جنبش باید از آنها عبور کند، سه خوان اول، یکی ماندن در محدوده رﮊیم و دیگری خشونت‌گرائی و خشونت‌گری و سومی مدار بسته مثلث زورپرست، خوان‌هائی هستند که هرگاه مردم از آنها عبور کنند، تغییر مطمئن از ولایت مطلقه فقیه به دولت حقوقمدار، قطعی خواهد شد. در جنبش دی‌ماه، جنبش‌کنندگان از خوان اول عبور کردند، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»، و « بیرون بیا هموطن حق‌تو فریاد بزن» گویای اراده عبور از دو خوان دوم و سوم نیز بودند. اما رﮊیم توانست با استفاده از فراخواندن جنبش کنندگان به خشونت‌گری و نیز ایجاد ترس از دو رأس آلت فعل قدرت خارجی، جنبش را زمین‌گیر کند.

    مردم ایران باید بهوش باشند: این سه رأس زورپرست تغییر ماهیت نمی‌دهند. زیرا تغییر ماهیت را سبب انحلال خود می‌دانند. بنابراین، مردم باید محل عمل خویش را بیرون مدار بسته مثلث زورپرست قرار دهند تا که مداخله قدرت خارجی در امور کشور آنها، از طریق این عوامل، ناممکن بگردد.


در این رابطه